بنیادهای‌ فلسفی‌ «ضددولت‌» و پدیدة‌ سپتامبر

نوع مقاله: مقاله علمی- پژوهشی

نویسنده

چکیده

هدف‌ من‌ از تبیین‌وتشریح‌ ماجرای‌ یازدهم‌ سپتامبر و یا به‌ اصطلاح‌ من‌ «پدیدة‌سپتامبر» در این‌مقاله‌آن‌است‌ که‌ با مدد دیالکتیک‌ تاریخی‌،فلسفه‌سیاسی‌هگل‌ را از بن‌بست‌دوران‌ پس‌از جنگ‌سردبرهانم‌. البته‌ نه‌ به‌ زبان‌ و شیوة‌ فلسفه‌ سیاسی‌ هگل‌ که‌ همه‌چیز فقط‌ بر مفهوم‌ دولت‌ تاکید دارد.


            کوتاه‌ سخن‌ این‌ که‌، قدرت‌ فلسفه‌ سیاسی‌ هگل‌ که‌ در سال‌های‌ 1914 تا 1954 و در زمان‌جنگ‌های‌ اروپا و جهانی‌ در اوج‌ خود قرار داشت‌، پس‌ از دوران‌ جنگ‌ سرد و به‌ ویژه‌ در عصر مابه‌ دلیل‌ فروریختن‌ شوکت‌ و هیبت‌ دولت‌ به‌ دست‌ سنتز جهانی‌ شدن‌ سرد و بی‌رمق‌ شده‌ است‌.مفهوم‌ سیاسی‌ دولت‌ و مفهوم‌ دولت‌ سیاسی‌ به‌ تدریج‌ نسخ‌ شده‌ و شاید بتوان‌ گفت‌ با وقوع‌ یازدهم‌سپتامبر عدم‌ کفایت‌ مطلق‌ و بی‌چون‌ و چرای‌ دولت‌ ملی‌ آشکار شده‌ است‌. انتقاد بنیادی‌ از دیدگاه‌پدیدارشناسی‌ روح‌ و به‌ ویژه‌ فلسفه‌ حق‌ با توسل‌ به‌ مفهوم‌ ضددولت‌ می‌تواند این‌ قدرت‌ راتاحدودی‌ بازگرداند. از این‌رو اهمیت‌ و تقدم‌ جامعه‌ مدنی‌ و مهم‌تر از آن‌ احتمال‌ بازگشت‌ به‌ وضع‌ وجامعه‌ طبیعی‌ باید مورد توجه‌ دوباره‌ فلسفه‌ تاریخی‌ قرار گیرد. گویی‌ هنوز چیزی‌ در تاریخ‌ وجوددارد که‌ از چشم‌های‌ تیزبین‌ به‌ دور مانده‌ و باید منتظر آن‌ بود و آن‌ را تبیین‌ کرد.

موضوعات