نویسنده = راجی، محمد هادی
تعداد مقالات: 3
مبادی شکل‌گیری رویای ملی از منظر علوم‌شناختی

مبادی شکل‌گیری رویای ملی از منظر علوم‌شناختی

دوره 28، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 171-216

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.512029.4261

سید محمد مهدی گرامی، محمدهادی راجی

چکیده رویای ملی مفهومی زیبایی‌شناسانه و بنیادین در شکل‌گیری هویت جمعی و در جهت‌دهی به آرمان‌ها و رویکردهای یک ملت و برسازنده ایده‌های حکمرانی است. رویا در ذات خود، ترسیم مسیری است که یک ملت طی خواهد کرد و رفتاری است که در راستای این هدف بروز خواهد داد. رویاهای جمعی از زوایای مختلفی قابلیت بررسی دارند، پرسش اساسی این پژوهش آن است که رویای ملی از منظر علوم شناختی چگونه شکل می‌گیرد؟ پرسشی که در فرایند پاسخ به آن سعی خواهد شد تا به چگونگی ایجاد و خلق رویای جمعی از منظری شناختی پرداخته شود. مطالعه حاضر با تکیه بر یافته‌های علوم شناختی، به بررسی نقش حافظه جمعی، ادراک اجتماعی، هیجان، همدلی، حدس و درک یکدیگر، تصمیم‌گیری اجتماعی و باورها در شکل‌دهی به هویت ملی می‌پردازد. به‌ویژه در این پژوهش که در نوع خود بدیع و نوآورانه محسوب می‌شود، نقش ابعاد اصلی شناخت اجتماعی همچون نظریه ذهن، هم‌حسی، ادراک اجتماعی و رفتار اجتماعی بررسی شده ‌است. داده‌های این تحقیق کیفی از منابع اسنادی و کتابخانه‌ای حاصل آمده و با رویکردی توصیفی و تحلیلی مورد پردازش قرار گرفته است. این تحقیق از نوع اکتشافی بوده و فرضیه‌آزما نیست. اکثر مطالب از جدیدترین مقالات در این حوزه برداشت شده و بسیاری از آنان برای اولین‌بار ترجمه شده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که رویاها و ارزش‌گذاری‌های مشترک، از طریق پردازش‌های شناختی، به ارگانیسمی واحد، دارای فرم و تصویری تبدیل شده و در طول زمان، در حافظه جمعی افراد، هویت ملی را سامان می‌دهند و روایت می‌کنند. هم‌حسی‌ها و ادراک اجتماعی دارای قدرت انتقالی هستند که می‌توانند مفاهیم شناختی و هیجانیِ جمعی را منتقل کرده و طراحی شوند. یافته‌ها نشان می‌دهد برجسته‌سازی هویت مشترک از دل خلق رویاهای هم‌پیوند، تقویت دیدگاه‌پذیری و طراحی مداخلات همدلانه می‌تواند رفتارهای نوع‌دوستانۀ بین‌گروهی و انسجام اجتماعی را افزایش دهد و زمینه مفاهمه راهبردی برای خلق رویای ملی را افزایش دهد. در پایان، بسته‌ای از توصیه‌های سیاستی در حوزۀ آموزش، رسانه، سنجش و اخلاق ارائه شده است که می‌تواند دارای دلالت‌های نظری و کاربردی در زمینه حکمرانی رویای ملی باشد.

نقش احزاب سیاسی در طراحی فرایندهای سیاست‌گذاری و چشم‌اندازهای ملی: چالش‌ها و آسیب‌ها در ایران

نقش احزاب سیاسی در طراحی فرایندهای سیاست‌گذاری و چشم‌اندازهای ملی: چالش‌ها و آسیب‌ها در ایران

دوره 28، شماره 2، تابستان 1404

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.512003.4260

عاطفه مرادی اسلامی، محمدهادی راجی

چکیده احزاب سیاسی و نظام انتخاباتی دو رکن بنیادین در معماری نهادی هر نظام سیاسی محسوب می‌شوند که نقشی کلیدی در جامعه‌پذیری سیاسی، نهادینه‌سازی مشارکت سازمان‌یافته و شکل‌دهی به فرایندهای سیاست‌گذاری ملی ایفا می‌کنند. احزاب از طریق تولید گفتمان‌های سیاستی، تربیت کادر تخصصی و ایجاد پل ارتباطی میان نخبگان و توده‌ها، می‌توانند به انباشت سیاستی و ترسیم چشم‌اندازهای ملی کمک کنند. از سوی دیگر، نظام انتخاباتی به‌عنوان سازوکار انتقال قدرت و بازتولید مشروعیت سیاسی، نقش تعیین‌کننده‌ای در فراهم‌سازی زمینه‌های رقابت سالم، عرضه ایده‌های حکمرانی و خلق آینده مشترک دارد. مقاله حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی، به بررسی نقش احزاب سیاسی در طراحی فرایندهای سیاست‌گذاری و چشم‌اندازهای ملی می‌پردازد و در ضمن این بررسی تلاش دارد تا چالش‌ها و آسیب‌های این فرایند را در ایران موردتوجه قرار دهد؛ ازاین‌رو پرسش اصلی مقاله آن است که نقش و کارکرد احزاب سیاسی در طراحی فرایندهای سیاست‌گذاری و چشم‌انداز ملی چیست و این مهم با چه چالش‌ها و آسیب‌هایی در ایران مواجه است؟ مقاله حاضر از حیث نوع، کیفی محسوب می‌شود و داده‌های آن با استفاده از روش اسنادی و کتابخانه‌ای جمع‌آوری شده است. لازم به ذکر است این پژوهش، اکتشافی بوده و فرضیه‌آزما نیست. یافته‌ها نشان می‌دهد که احزاب به‌مثابه یک نهاد زمانی و واسطه‌ای قابلیت انباشت یادگیری، طراحی سیاست مشارکتی و خلق چرخه سیاستی را بر عهده دارند. از سوی دیگر فقدان انباشت زمانی و انسجام نهادی، ضعف قوانین حمایتی، غلبه توده‌گرایی و ناپایداری سازوکارهای انتخاباتی، از عوامل اصلی ناکارآمدی تحزب و اختلال در فرایند سیاست‌گذاری آینده‌محور در کشور به شمار می‌روند. این وضعیت ضرورت بازآرایی در نظام حزبی و انتخاباتی را در راستای بهبود حکمرانی ملی آشکار می‌سازد.

چهارچوب‌شناسی راهبرد آمریکا برای «مهار جمهوری اسلامی ایران» با تأکید بر دوره بایدن

چهارچوب‌شناسی راهبرد آمریکا برای «مهار جمهوری اسلامی ایران» با تأکید بر دوره بایدن

دوره 27، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 143-176

https://doi.org/10.22034/srq.2024.493080.4220

محمد هادی راجی، ابوذر گوهری مقدم، مجید شاکری، مصطفی کوشکی

چکیده تاریخ روابط بین ایران و ایالات متحده آمریکا از فرازوفرود زیادی برخوردار بوده، این فرایند بعد از انقلاب اسلامی نیز از وضعیت پیچیده‌تری برخوردار شده است. دولت‌های مختلف دموکرات و جمهوری‌خواه با ابزارها و روش‌های مختلفی در پی فشار بر جمهوری اسلامی ایران بوده و هستند. در این راستا تحقیق حاضر در پی آن است که راهبرد دولت بایدن در فشار بر جمهوری اسلامی ایران را مورد پردازش قرار دهد. این راهبرد از سویی نتیجه انباشت تاریخی و یادگیرنده انواع روش‌های فشار دولت‌های مختلف ایالات متحده علیه ایران محسوب می‌شود و از سوی دیگر متأثر از سیاست‌های ویژه دولت بایدن در قبال جمهوری اسلامی و تحولات نظم جهانی است. این تحقیق از نوع توسعه‌ای- کاربردی است چراکه از سویی دارای دامنه و دلالت‌های نظری و از سوی دیگر دارای کاربردهای عملیاتی در حوزه سیاست‌گذاری است. یافته‌های تحقیق بیانگر آن است که روش فشار دولت بایدن بر ایران را می‌توان ذیل عنوان کلی «مهار ترکیبی جمهوری اسلامی ایران در وضعیت پیچیدگی» مورد پردازش قرار داد. در مهار ترکیبی در وضعیت پیچیدگی به دلیل پیوندهای حساس و پیچیده سیستم و کاهش قابلیت پیش‌بینی‌پذیری و کاهش قابلیت واپایش وضعیت روابط بین بازیگران مختلف، دو عنصر «طراحی» و «بهره‌برداری» از اهمیت توأمان برخوردار هستند.