چارچوبی برای همگرایی پایدار ذینفعان در حاکمیت مسئولانه هوش مصنوعی
دوره 28، شماره 2، تابستان 1404
https://doi.org/10.22034/ssq.2025.534054.4287
مریم نورائی آباده، شهره اجودانیان
چکیده با توجه به تأثیر فزاینده فناوریهای هوش مصنوعی در ابعاد مختلف زندگی، تدوین چارچوبی جامع برای مدیریت ذینفعان و حاکمیت مؤثر هوش مصنوعی امری ضروری است. این مقاله به بررسی حاکمیت هوش مصنوعی و نقش حیاتی ذینفعان در تدوین و اجرای اصول و مقررات مرتبط میپردازد. روش تحلیل SWOT (نقاط قوت، ضعفها، فرصتها و تهدیدها) به عنوان مبنایی برای شناسایی عوامل داخلی و خارجی مؤثر بر حاکمیت هوش مصنوعی استفاده شده است. ارزیابی ذینفعان بر اساس پنج معیار کلیدی شامل تأثیرگذاری، اهمیت، قدرت مالی، تخصص فنی و مشروعیت انجام میشود. این معیارها از طریق نظرسنجیهای ساختاریافته که در میان کارشناسان حوزه حاکمیت هوش مصنوعی توزیع شدهاند، کمّیسازی شده و نتایج آن با استفاده از فرایند تحلیل سلسلهمراتبی جهت اولویتبندی و رتبهبندی ذینفعان بررسی شده است. این پژوهش بر لزوم همکاری بین نهادهای دولتی، بخش خصوصی، سازمانهای مدنی و مؤسسات پژوهشی جهت تدوین اصول مسئولانه و هماهنگ تأکید دارد. جداول تحلیلی برای شناسایی و اولویتبندی ذینفعان و مقایسه نقش و تأثیرگذاری آنها ارائه شده است. هدف نهایی این مطالعه، ارائه چارچوبی هوشمند و کیفی برای مدیریت ذینفعان و دستیابی به حاکمیت شفاف، مؤثر و پایدار هوش مصنوعی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که دولتها و نهادهای تنظیمگر، همراه با شرکتهای فناوری، بیشترین تأثیر و اهمیت را در فرایند حاکمیت هوش مصنوعی دارند، در حالی که مراکز تحقیقاتی، سازمانهای مدنی و کاربران نهایی در رتبههای پایینتر قرار میگیرند. این تحقیق به سیاستگذاران، پژوهشگران و نهادهای نظارتی اختصاص دارد و میتواند مبنایی برای توسعه استراتژیهای حاکمیتی هوش مصنوعی باشد.

