نویسنده = حسینی، سید جواد
تعداد مقالات: 1
اپوزیسیون و بازتولید سلطه در جنوب جهانی: مطالعه موردی ایران و ونزوئلا

اپوزیسیون و بازتولید سلطه در جنوب جهانی: مطالعه موردی ایران و ونزوئلا

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 مرداد 1405

https://doi.org/10.22034/ssq.2026.567635.4348

علی داوری، سید جواد حسینی

چکیده در ادبیات رایج علوم سیاسی، اپوزیسیون عموماً کنشگری درون‌زا، برخاسته از جامعه مدنی و دارای کارکردی اصلاح‌گرانه یا مهارکننده در برابر قدرت حاکم تلقی می‌شود؛ برداشتی که ریشه در تجربه تاریخی دولت‌ـ‌ملت‌های لیبرال شمال جهانی دارد و گاه بدون توجه کافی به تفاوت‌های تاریخی، سیاسی و ساختاری به جوامع جنوب جهانی تعمیم می‌یابد. مقاله حاضر با نقد این تعمیم، مفهوم اپوزیسیون را در بستر جنوب جهانی بازاندیشی کرده و نسبت آن را با بازتولید سلطه در نظم قدرت بین‌المللی بررسی می‌کند. پرسش اصلی آن است که آیا همه جریان‌های اپوزیسیون در جنوب جهانی الزاماً درون‌زا و رهایی‌بخش‌اند یا برخی از آن‌ها، تحت شرایطی معین، با راهبردهای قدرت‌های مسلط هم‌پیوند می‌شوند. پژوهش با بهره‌گیری از نظریه جنوب و چارچوب هژمونی گرامشی، میان «اپوزیسیون درون‌زا» و «اپوزیسیون هم‌پیوند با قدرت‌های سلطه‌گر» تمایز تحلیلی قائل می‌شود. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر مطالعه موردی تطبیقی و تحلیل اسنادی است. واحد تحلیل، کلیت اپوزیسیون ایران و ونزوئلا نیست، بلکه جریان‌های سیاسی پیرامون رضا پهلوی و ماریا کورینا ماچادو است. این جریان‌ها بر پایه سه شاخص پیوندهای نهادی و مالی خارجی، مشروع‌سازی تحریم‌های اقتصادی و پذیرش یا عادی‌سازی فشار و مداخله نظامی بررسی شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که الگوی مواضع و مناسبات این دو جریان در موارد بررسی‌شده با برخی راهبردهای فشار خارجی هم‌راستایی معناداری دارد. این نتیجه به معنای فقدان پایگاه داخلی، هدایت مستقیم خارجی یا تعمیم‌پذیری به همه مخالفان نیست، بلکه بر ضرورت تحلیل هم‌زمان نسبت اپوزیسیون با جامعه داخلی و ساختار نابرابر قدرت جهانی و نیز پرهیز از تعمیم‌های کلی تأکید می‌کند.