نویسنده = نصری، قدیر
تعداد مقالات: 12
تأملی نظری در یافته¬ها و دشواریهای
«باری بوزان» در بررسی امنیت

تأملی نظری در یافته¬ها و دشواریهای «باری بوزان» در بررسی امنیت

دوره 14، شماره 54، زمستان 1390، صفحه 105-134

قدیر نصری

چکیده مسأله اصلی مقاله حاضر، بررسی یافته‌ها و دشواری‌های تحقیقات باری بوزان در حوزه مطالعات امنیتی است. بر این اساس به این پرسش پرداخته می‌شود که باری بوزان در ربع قرن منتهی به سال 2011، چه نقشی در پیشبرد بررسی‌های امنیتی ایفا کرده و ابهامات و تناقض‌های نظریه وی کدامند؟ نویسنده مقاله، وجوه پاره‌ای موارد مبهم و متناقض را در آرای بوزان، مفروض گرفته و در پاسخ به پرسش اصلی، در پی آزمون این فرضیه است که باری بوزان با طرح ضرورت گذر از مطالعات راهبردی به مطالعات امنیتی، اهمیت‌دادن به ابعاد اجتماعی/ سیاسی و مخصوصاً با بحث از ماهیت معماگونه امنیت در نظام بین‌الملل، در پیشبرد مطالعات امنیتی سهیم بوده، لیکن شیوه استدلال و استنتاج وی در چهار مبحث امنیت جامعه‌ای، مرجع امنیت، سطح تحلیل منطقه‌ای و امنیتی/ غیرامنیتی‏دیدن، اعتبار و تعمیم‌پذیری یافته‌هایش را به شدت مخدوش می‌نماید. روش پژوهش مقاله، کاوش تفسیری از نوع متن‌محور می‌باشد. مطابق این روش، به شرح نظر و سپس نقد الزامات تئوریک و تجلیات پراتیک آن می‌پردازیم.

تأملی نظری در ماهیت و روند تغییر در جهان عرب

تأملی نظری در ماهیت و روند تغییر در جهان عرب

دوره 14، شماره 52، تابستان 1390، صفحه 7-46

قدیر نصری

چکیده   مقاله حاضر به پژوهش در پاسخ بدین پرسش می‌پردازد که ماهیت تغییرات جهان عرب در 2011 را در قالب کدام نظریه می‌توان فهم و تبیین کرد و مهمتر از آن اینکه، آهنگ آتی تغییرات مزبور را چگونه می‌توان برآورد نمود؟ فرضیه‌ای که در صدد آزمون آن هستیم، بدین قرار است که شش نظریه دولت درمانده، خیزش علیه تحقیر، نفوذ فراگیر، موج چهارم دموکراسی، تعدیل آمریکاستیزی و بازگشت به هویت اسلامی، هر کدام وجه مهمی از تغییرات اخیر را توضیح داده‌اند، اما نظریه‌ دیگری به نام «حکم‏رانی آناکرونیستی» یا حکم‏رانی نا‌همزمان و نا‌بهنگام، علاوه بر آن نظریات قادر به تبیین ابعاد فرومانده ماهیت و دلالت‌های این تغییرات می‌باشد.

روش شناخت در مکتب نئورئالیسم

روش شناخت در مکتب نئورئالیسم

دوره 10، شماره 36، تابستان 1386، صفحه 215-238

قدیر نصری

چکیده پس از مرگ هانس یواخیم مورگنتا در جولای 1980، مکتب جدیدی در سیاست بین‏المللی ظهور کرد که نئورئالیسم نام گرفت. مهمترین اندیشمند این مکتب، کنت والتز است که با انتشار کتاب «نظریه سیاست بین‏الملل»، اصلاحاتی در رئالیسم مورگنتا اعمال کرده و در تحلیل نظم و ناامنی بین‏المللی کوشیده است. در مقاله حاضر، مهمترین تمایزهای رئالیسم و نئورئالیسم را با استناد به کتاب والتز بررسی ‏کرده و به این پرسش، پاسخ می‏دهیم که روش شناخت و تحلیل امنیت بین‏المللی در مکتب نئورئالیسم چگونه است؟ در پاسخ، ابتدا افزوده‏های روش‏شناختی و مفهومی نئورئالیسم بر رئالیسم را بررسی و با مرور مفروضات و مفاهیم کلیدی نئورئالیسم، چهار ایده اساسی این مکتب را مورد بحث قرار می‏دهیم. به نظر نگارنده، مکتب نئورئالیسم، از طریق بازاندیشی در مفروضات ذات‏گرایانه رئالیسم و نیز توجه به ماهیت و منطق پویای امور و برداشت‏ها، از قابلیت توضیح‏دهندگی بیشتری نسبت به رئالیسم، در حوزه امنیت بین‏الملل برخوردار است.

فهم کانستراکتیویستی امر سیاسی

فهم کانستراکتیویستی امر سیاسی

دوره 9، شماره 34، زمستان 1385، صفحه 712-737

قدیر نصری

چکیده الکساندر ونت به عنوان شاخص‌ترین اندیشمند کانستراکتیویسم، معتقد است که دغدغه دانشمندان روابط بین‌الملل و علم سیاست، فهم سیاست جهانی و توزیع قدرت بوده است. آنها بدین نکته توجه نکرده‌اند که نظام جهانی از چه چیزی تشکیل شده و چگونه ساختار یافته است. ونت با نقد مکاتب متداول در عرصه روابط بین‌الملل، پیکان حملات خود را به سمت نوواقعگرایی نشانه رفته و یافته‌های این مکتب را مهم اما ناقص معرفی کرده است. از دید ونت، عیب نوواقعگرایی این است که فردگرا و مادی‌گرا است؛ یعنی در تحلیل سیاست بین‌الملل به نقش افراد تصمیم‌گیر اهمیت بسیار زیادی قائل است؛ غافل از اینکه ساختارهای اجتماعی نیز به افراد قوام می‌بخشند. مادی‌گرایی یعنی توجه به داشته‌ها و خواسته‌های عینی، از بنیادی‌ترین نقدهای ونت بر نوواقعگرایان است. با این توضیح، مقاله حاضر ضمن توضیح شیوه تحلیل کانستراکتیویستی، آن را در تحلیل امر سیاسی مورد بررسی قرار می‌دهد. فرضیه مقاله این است که کوشش بازیگران عرصه سیاسی فقط قدرت (مطابق نگرش نوواقعگرایان)، یا ثروت (مطابق برداشت نولیبرال‌ها) نیست؛ بلکه در اغلب موارد شناسایی مهمترین مطلوب بازیگران است.

فهم فمینیستی امنیت ملی

فهم فمینیستی امنیت ملی

دوره 9، شماره 33، پاییز 1385، صفحه 513-542

قدیر نصری

چکیده مسأله مقاله حاضر این است که آیا می‌توان بین جنسیت و نوع تفسیر متن یا تحلیل موضوع، نسبتی برقرار کرد یا نه؟ بر مبنای این مسأله، فهم فمینیستی امنیت ملی و بین‌المللی و الزامات روش‌شناختی آن، به عنوان پرسش کلیدی مقاله طرح و در جواب آن این فرضیه آزمون شده است که «فهم فمینیستی امنیت ملی و بین‌المللی (به عنوان موضوع یا متن) به روش پساپوزیتویستی و با هدف حل نابسامانی‌های جنسیتی صورت می‌پذیرد.» برای آزمودن این حدس ذهنی، ابتدا روش‌ شناخت فمینیست‌ها (در طیف‌های مختلف) را تبیین و سپس ملاحظات آنها در تحلیل امنیت ملی و بین‌المللی را تشریح کرده‌ایم. توسیع ابعاد امنیت، توجه به بدنه اجتماعی و تأکید بر تغییر به جای تداوم، از جمله ملاحظات کلیدی فمینیست‌ها در تحلیل موضوع است. مقاله پس از توضیح دغدغه‌های روش‌شناختی فمینیست‌ها، بدین نتیجه رسیده است که آنها با نقد رهیافت‌های متداول در حوزه روش‌ و پژوهش، چهار نکته‌ قابل توجه را تجویز می‌کنند. این چهار نکته عبارتند از معرفی امنیت اجتماعی به عنوان رکن بنیادین امنیت ملی، ترویج تعامل به جای استقلال، تأکید بر وجوه نرم‌افزاری امنیت ملی و بالاخره طرفداری از طرح‌های توسعه ملایم و مداوم به جای طرح‌های ضربتی و خشن. این تجویزها، صف فمینیست‌ها را از پوزیتویست‌ها جدا می‌کند.

پست‌مدرنیسم و مطالعات راهبردی: 
الزامات روش‌شناختی

پست‌مدرنیسم و مطالعات راهبردی: الزامات روش‌شناختی

دوره 9، شماره 31، بهار 1385، صفحه 7-31

قدیر نصری

چکیده اندیشمندان پست‌مدرن سه گزاره روش‌شناختی زیر را طرح و از این طریق شیوه شناخت و بررسی مناسبات اجتماعی را شدیداً متاثر ساختند: یک. تلقی جهان به عنوان متن و ضرورت تعبیر و تفسیر آن، دو. ابتنای دانش بر قدرت و ماهیت تاریخی حقیقت، سه. بی‌اعتمادی به فراروایت‌ها. با سه گزاره فوق، مفروضات و حتی دستاوردهای نگرش پوزیتویستی مورد سؤالات جدی قرار گرفت؛ زیرا مطابق تجربه‌ مشاهدتی پوزیتویست‌ها اولاً جهان یک واقعیت و متضمن حقیقت دانسته می‌شد؛ ثانیاً دانش به صورتی مستقل و فارغ از مناسبات قدرت به دست می‌آمد و ثالثاً سلسله قواعد و قوانین قابل تعمیمی وجود دارند که فرازمانی و فرامکانی‌اند. مقاله‌ حاضر با بررسی مهمترین نکته‌های مطرح در شناخت پست‌مدرن، در پی یافتن پاسخ به این پرسش است که مطالعه در مسائل راهبردی و شناخت معنا و موازین امنیت چه مناسبتی با یافته‌های روش‌شناختی پست‌مدرن دارد. بر این اساس «روش تحلیل پست‌مدرن، مشروعیت تجدد و دستاوردهای آن را انکار می‌کند، اما بدیلی در باب راه ‌رهایی از ناامنی مدرن را ارائه نمی‌دهد. نتیجه‌ این نگاه ناتمام، بی‌اعتمادی افراد و گروهها به مراجع قدرت و تفسیرهای متداول در باب حقیقت است.»

روش‌شناسی مکتب نئوایده‌الیسم

روش‌شناسی مکتب نئوایده‌الیسم

دوره 8، شماره 30، زمستان 1384، صفحه 717-738

قدیر نصری

چکیده نئوایده‌آلیسم از مکاتب برجسته و تأثیرگذار در تحلیل امنیت و روابط بین‌الملل است. این مکتب به خاطر تأکید بر ایده دولت محدود و نگرش فرادولتی و جامعه‌محور، از نئورئالیسم جدا می‌شود و به لحاظ پختگی و جامع‌نگری، فاقد ضعف و خوش‌بینی‌های لیبرالهاست. نئوایده‌آلیسم در جستجوی توضیح مناسبات قدرت و صدور ایده‌هایی برای تغییر آنهاست تا همه جهانیان از امنیت مناسبی برخوردار شوند. حکمرانی دموکراتیک، اصالت دستاوردهای مطلق و تبعیت امنیت از رفاه عمومی و پایدار از جمله ارکان این مکتبند. اندیشمندان نئوایده‌ال با طرح این گزاره‌ها، امیدهایی را برانگیختند؛ اما با گذشت زمان و آشکارشدن ظرفیت‌های نئوایده‌الیسم، مشخص شد که این نگرش با وجود نوآوریهای چشمگیر، ضعف‌هایی هم دارد. نئوایده‌الیست‌ها به واسطه عقلانیت‌گرایی، مصون از سمت‌گیریهای ذهنی و پیش‌داوری نیستند، واقعیت دولت و قدرت سخت را در شکل‌دهی به هویت گروهها و حتی ترسیم و ترمیم هنجارها دست‌کم می‌گیرند و در توضیح علل وقوع تحول، به ارائه ایده‌هایی کلی و سهل‌انگارانه اکتفا می‌کنند.

تأملی روش‌شناختی بر مکتب 
بافتار منطقه‌ای امنیت

تأملی روش‌شناختی بر مکتب بافتار منطقه‌ای امنیت

دوره 8، شماره 29، پاییز 1384، صفحه 585-607

قدیر نصری

چکیده کوشش برای نگهبانی از «هویت»، فصل مهمی از نظریه‌پردازی در روابط بین‌المللی را به خود اختصاص داده است. تبدیل پاسداری از هویت به دستور کار سیاست خارجی و مطالعات راهبردی، بیش از همه ناشی از موجی است که پهنه عمل آن فراملی و جهانی است. در این میان نظریه‌ جدیدی از سوی باری‌بوزان و ال‌ویور طرح شده که تحلیل ملی و جهانی از امنیت ملی را مخدوش دانسته و آن را مسئول ناامنی بی‌شماری می‌داند که جهان امروز را در برگرفته است. آن دو ضمن نقد تحلیل‌های رئالیستی و جهانگرایانه، که بر ریشه‌ ملی و جهانی ناامنی و بی‌ثباتی تأکید دارند، بر بافت منطقه‌ای بسیاری از معادلات راهبردی تأکید نموده‌اند. بر اساس این نظریه، کشورهای جهان را باید در قالب شش مجموعه امنیتی دسته‌بندی و سپس مسایل هر منطقه یا منظومه را تئوریزه کرد. آنچه در این مقاله می‌خوانید اصول «نظریه بافتار منطقه‌ای امنیت» و رهاوردهای آن در حوزه مطالعات راهبردی است. مهمترین ویژگی نظریه مذکور این است که برای قدرتهای منطقه‌ای (مانند ایران) به واسطه هویت دیرینه، مداومت تاریخی و ظرفیت الگو‌پردازی، اعتبار تئوریک قایل است و نظریات جهانگرایانه و ناسیونالیستی را تقلیل‌گرا می‌شمارد.

جامعه‌شناسی امنیت ملی: مطالعه موردی جمهوری اسلامی ایران

جامعه‌شناسی امنیت ملی: مطالعه موردی جمهوری اسلامی ایران

دوره 8، شماره 28، تابستان 1384، صفحه 311-335

قدیر نصری

چکیده هدف مقاله‌ حاضر، تحلیل و تخمین بنیادهای اجتماعی امنیت ملی است. نگارنده بر آن است که دولت‌ها به صورت متعارف می‌توانند چهارنقش ایفا کنند که عبارتند از: رفع تعارض، نمایندگی جامعه، مصلحت‌اندیشی، بازآفرینی انسان‌ و جامعه‌ای طراز نوین. از بین این چهار کارکرد، دومین و سومین آن در تحلیل دولت در جهان سوم مناسب به نظر می‌رسند. این گونه‌های مختلف رفتاری مستلزم آن است که امنیت ملی در جهان سوم را نه حاصل ساختار قدرت بین‌المللی و یا ساخته‌ رژیم‌های خودکامه بلکه برآمده از صورت‌بندی خاصی بدانیم که به طور تاریخی و اجتماعی تداوم یافته‌اند. بر این اساس، مقاله حاضر درصدد است امنیت ملی را متغیری وابسته به فرآیندها و مناسبات اجتماعی قلمداد نماید. چنین استدلالی، برآمده از این فرض است که در عین افزایش آسیب‌پذیری دولت، بر حوزه‌ قدرت شهروندان نیز افزوده شده و این معادله، تحلیلی نوین و جامع از امنیت ملی را می‌طلبد که در تعابیر اخیر به توانمندی جامعه و کارآمدی و مشروعیت دولت در تقلیل آسیب‌های داخلی و تهدیدات خارجی ترجمه می‌شود و نه فقط به اقتدار بلامعارض دولت.

جایگاه و مفهوم روش در مکتب واقع‌گرایی

جایگاه و مفهوم روش در مکتب واقع‌گرایی

دوره 6، شماره 22، زمستان 1382، صفحه 789-712

قدیر نصری

چکیده مقاله حاضر در پی پاسخ این پرسش است که فهم مبتنی بر واقعیت چیست و چگونه امکان‌پذیر است؟ فرضیه نگارنده این است که در فهم واقعگرایانه، «تبیین علّی» بر «توصیف» (آنگونه که در نگرش هرمنوتیک مطرح است) و «تجویز» (آنگونه که در پوزیتویسم منطقی متداول است) تقدم دارد. این مقاله کتاب «لویاتان» هابز را به عنوان نماگر کلاسیک تحلیل واقعگرایانه انتخاب و ادعاهای خود را بر مبنای آن اثر ماندگار طرح و تبیین کرده است. بر این اساس ابتدا تعالیم کلیدی مکتب واقعگرایی در قالب چهار مورد یعنی «تمییز عقیده و حقیقت»، «تعریف مواضع بر بنیاد قدرت»، «اصالت بخشی به اخلاق سیاسی» و «استقلال دادن به گستره عمل سیاسی» شرح داده شده و سپس لوازم روش‌شناختی واقعگرایی ارایه می‌شوند. نگارنده در این قسمت به ماده باوری، تحلیل و ترکیب گزاره‌ها، و معناکاوی نومینالیستی مفاهیم اشاره کرده و چنین نتیجه می‌گیرد که اگرچه لویاتان مهم‌ترین مرجع علم سیاست مدرن است، در این اثر بدین مهم پرداخته نشده که واقعیاتی چون منافع ملی و منفعت لویاتان چگونه از هم تفکیک می‌شوند، انسان‌های ستمگر و وحشی چگونه قراردادی را امضا و اجرا می‌کنند و مهم‌تر اینکه آیا عقل محاسبه‌‌گر در توجیه همه رفتارها بشری قابل اتکا است؟

تأملی روش‌شناختی‌ در بنیادهای مکتب‌ایده‌آلیسم

تأملی روش‌شناختی‌ در بنیادهای مکتب‌ایده‌آلیسم

دوره 6، شماره 21، پاییز 1382، صفحه 1-26

قدیر نصری

چکیده

مقاله حاضر، موازین روش‌شناختی مکتب ایده‌آلیسم را بررسی می‌کند. نویسنده این مقاله معتقد است که تبیین‌های ایده‌آلیستی از امنیت ملی، روشهایی را مراعات می‌کند که بیش و پیش از همه، مورد توجه «ایمانویل کانت» بوده است. کانت به عنوان بانی موثر ایده‌آلیسم، برداشت نوینی از وظایف انسان، ماهیت و رسالت دولت و همچنین امکان رفتار مسالمت‌آمیز بازیگران سیاسی ارایه نموده که برخلاف دیدگاه‌های رئالیست‌ها، سامان جدیدی را پیشنهاد می‌نماید. نویسنده این مقاله ابتدا مدعیات اصلی ایده‌آلیسم را تبیین می‌کند و اذعان می‌دارد که اعتقاد به نقش ارزنده محیط در تعیین نوع رفتار آدمی، اهمیت والای وجدان و داوری عمومی، رهبری ثمربخش خرد، تقدم آرزوی اخلاقی بر اندیشه عقلانی، کمال‌گرایی، هماهنگی ممکن و ضروری منافع ملی واحدها و حقوق ـ تکالیف بین‌المللی، اصلی‌ترین مدعیات ایده‌آلیسم به شمار می‌آید. آنچه از منظر روش‌شناختی در مدعیات مذکور شایان توجه است عبارتست از: پذیرش توانمندی عقل در سنجش رفتارها. اما نکته این است که در جهان کنونی، اتکای صرف بر امکان و ضرورت اخلاقی اندیشی، نمی‌تواند تدبیر ناامنی و تامین منافع ملی را بدست دهد و شاید به همین خاطر است که موازین ایده‌آلیستی بیشتر در مرحله شعار و ادعا مورد توجه و احتیاج است، چرا که این نگرش نسبت به موضوع قدرت نگرشی بسیار ابتدایی دارد، منطق نوین هدف ـ وسیله را نادیده می‌گیرد و در دستاوردها و توانایی‌های مدرنیته، تردید روا می‌دارد.

رهیافتهای امنیت‌پژوهی در خاورمیانه

رهیافتهای امنیت‌پژوهی در خاورمیانه

دوره 6، شماره 20، تابستان 1382، صفحه 455-476

قدیر نصری

چکیده منطقه «خاورمیانه» پیشتر از هر چیز، یادآور «بحران» و «منازعه» است. وقوع دو جنگ جهانی، چهارجنگ گسترده بین اعراب و اسراییل، سه جنگ عظیم در خلیج‌فارس، جنگ‌های داخلی متمادی و متعدد، پیدایش و پدیداری جنبش‌های اسلامی مختلف و مخالف و بالاخره رشد چشمگیر بنیادگرایی اسلامی باعث شده‌اند تا منطقه خاورمیانه تداعی کننده خونریزی و درگیری باشد.(1) به خاطر چنین پیشینه‌ای است که اغلب تئوری‌هایی که ثبات، صلح و امنیت را در خاورمیانه، مورد بررسی قرار داده‌اند، «منازعه محور» بوده‌اند تا «توسعه‌گرا». برای این محققین، حکومت در خاورمیانه، مقوله‌ای است لبریز از «ناامنی»، «استیلا»، و «دگرگونی».   فصلنامه مطالعات راهبردی · سال ششم · شماره دوم · تابستان 1382 · شماره مسلسل 20         هرچند منطقه خاورمیانه در مقایسه با سایر مناطق توسعه نیافته جهان مانند امریکای لاتین، افریقا و آسیای جنوب شرقی، بیشترین آمادگی را برای «رهایی از استبداد» و «استقلال ملی» نشان داده و انقلاب‌های مختلف مشروطه‌خواهی را در تاریخ سیاسی خویش داشته است، اما علیرغم این پیشینه، خاورمیانه همچنان به بحران و انرژی پایان‌ناپذیر ترجمه می‌شود و قدرت‌های عظیم صنعتی خواستار آن هستند که کشورهای عظیم و صنعتی در خاورمیانه ظهور نیابند و رژیم‌های حاکم در این منطقه، همچنان ثروت بدهند و اطاعت بخرند.(2) در نتیجه چنین شرایطی است که در فاصله زمانی 1945 میلادی تا 1992 یعنی از پایان جنگ دوم جهانی تا پایان جنگ دوم خلیج‌فارس، منطقه خاورمیانه بیشترین تنش‌ها و کشمکش‌ها را پشت سرنهاده است. طی مقطع زمانی فوق، حدود 2300 میلیارد دلار به اقتصاد کشورهای منطقه خسارت وارد شده است.