نویسنده = یزدان‌فام، محمود
تعداد مقالات: 6
آینده‌شناسی و برآورد محیط راهبردی: 
لازمه تصمیم‌گیری بهتر در امنیت ملی

آینده‌شناسی و برآورد محیط راهبردی: لازمه تصمیم‌گیری بهتر در امنیت ملی

دوره 14، شماره 54، زمستان 1390، صفحه 7-32

محمود یزدان‌فام

چکیده تصمیم‌گیری راهبردی، معطوف به حوزه امنیت ملی و بین‌المللی است. تصمیمات درست نیازمند شناخت دقیق واقعیات، توان‏مندی‌ها و بررسی گزینه‌های احتمالی و برآورد دقیق هزینه‌ها و دستاوردهای هر اقدامی با توجه به دو محیط راهبردی داخلی و بین‌المللی است. این دو محیط بر هم تأثیر می‌گذارند و نحوه تعامل آنها به عوامل متعددی بستگی دارد. عوامل ساختاری در کنار عوامل کارگزاری، تهدیدها و توانمندی‌ها، ضعف‌ها و آسیب‌پذیری‌ها، قواعد و گفتمان‌ها، مسایل و دستورکارها در طول زمان، روابط دو محیط راهبردی ایران و نظام بین‌المللی را شکل‌ می‌دهند. مقاله حاضر با تشریح عوامل و روندهای فوق در درون هر یک از این دو محیط، سه وضعیت تقابل راهبردی بین ایران و نظام بین‏المللی، هم‏سویی راهبردی بین ایران و نظام بین‏المللی و ترکیبی از هم‏سویی و تقابل، به لحاظ موضوعی و موردی در آینده را بررسی می‏کند.

تحولات جهان عرب: صورت‌بندی
 قدرت و هویت در خاورمیانه

تحولات جهان عرب: صورت‌بندی قدرت و هویت در خاورمیانه

دوره 14، شماره 52، تابستان 1390، صفحه 47-78

محمود یزدان‌فام

چکیده

چکیده سرنگونی چند دولت عربی در سال 2011 و تداوم اعتراضات در سوریه و یمن و احتمال گسترش آن به چند کشور دیگر، موجب به هم خوردن مرزبندی‌های قدرت‌ و هویت در خاورمیانه شده است. پرسش این است که تحولات جهان عرب چه تأثیری بر گفتمان‌های جهان عرب دارد و چه نوع صورت‌بندی از هویت و قدرت در منطقه خاورمیانه در حال شکل‌گیری است؟ برای پاسخ، چالش‌های اساسی جهان عرب، بازیگران مؤثر بر آن و گفتمان‌های موجود در این منطقه، بررسی و نشان داده شده است که گفتمان‌های اقتدارگرایی در جهان عرب، به ویژه در تونس و مصر، موقعیت مسلط خود را از دست داده و گفتمان اسلام‌گرایی، موقعیت بهتری کسب کرده و در مسیر تبدیل ‏شدن به گفتمان مسلط در برخی از این جوامع است.

قواعد و هنجارهای بین‌المللی: پیدایش، تحول و تأثیرگذاری

قواعد و هنجارهای بین‌المللی: پیدایش، تحول و تأثیرگذاری

دوره 11، شماره 42، زمستان 1387، صفحه 757-778

محمود یزدان‌فام

چکیده به رغم سرشت اقتدارگریز نظام بین‌المللی، جامعه جهانی دارای قواعد و هنجارهایی است که انتظارات از رفتار مناسب با نظام اجتماعی را نشان می‌دهند. هنجارها نه تنها به طور مستقیم بر رفتار دولت‌ها در عرصه بین‌المللی تأثیر می‌گذارند، بلکه به شکل‌گیری نظام شناختی و هویتی کشورها و تصمیم‌گیرندگان کمک کرده و از این طریق به رفتار آنها شکل می‌دهند. هنجارها و قواعد بین‌المللی، مفاهیمی اجتماعی و بیناذهنی هستند که در تعامل بین بازیگران بین‌المللی به وجود می‌آیند و در صورت از دست رفتن زمینه‌های اجتماعی‌شان، به مرور از بین می‌روند.   نوشته حاضر، در پی فهمی دقیق‌تر و مفیدتر از قواعد و هنجارها در روابط بین‌المللی است و می‌خواهد به این پرسش جواب دهد که نگاه از منظر قواعد و هنجارها چه تأثیری بر درک و برداشت ما از روابط بین‌المللی می‏گذارد؟ این موضوع با تشریح چیستی قواعد و هنجارهای بین‌المللی، چگونگی شکل‌گیری و تحول آنها و دلایل پیروی یا نقض هنجارها و قواعد بین‌المللی از سوی دولت‌ها تشریح می‌شود.

تحریم‌های بین‌المللی و امنیت ملی 
جمهوری اسلامی ایران

تحریم‌های بین‌المللی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

دوره 9، شماره 34، زمستان 1385، صفحه 789-821

محمود یزدان‌فام

چکیده با ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل، جمهوری اسلامی ایران با گزینه اعمال مجازات‌های بین‌المللی روبرو است. این مجازات‌ها ممکن است به صورت تحریم‌های اقتصادی، قطع روابط و مناسبات دیپلماتیک و اقدام نظامی به شکل محدود و موردی یا گسترده و فراگیر بروز یابند. در صورت بروز هر کدام از این شقوق، امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران می‌تواند تحت تأثیر آنها قرار گیرد. جمهوری اسلامی ایران نیز در موضوع پرونده هسته‌ای منافع، اهداف و گزینه‌های گوناگونی دارد و با پی‌گیری آنها ممکن است با مسایل، هزینه‌ها و دستاوردهای متفاوتی روبرو شود. ویژگی‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران و سیاست و خط‌مشی‌های آن در پی‌گیری موضوع هسته‌ای از یک سو و منافع، سیاست‌ها و اراده کشورهای مؤثر در موضوع پرونده هسته‌ای ایران از سوی دیگر، می‌توانند در روند تحولات مؤثر باشند. منطق و نظریه‌های مختلف مجازات‌های بین‌المللی، توانمندی‌ها و منافع هر کدام از کشورهای مؤثر در تحمیل مجازات‌ها و تحمل پیامدهای آن، محورهای اساسی این مقاله را تشکیل می‌دهند.

دیدگاههای متعارض در مورد نقش آمریکا در جهان

دیدگاههای متعارض در مورد نقش آمریکا در جهان

دوره 9، شماره 33، پاییز 1385، صفحه 607-637

محمود یزدان‌فام

چکیده از سال 1990 و فروپاشی شوروی، جایگاه بازیگران اصلی نظام بین‌المللی بخصوص تنها ابرقدرت باقیمانده از زمان جنگ سرد، موضوع پرسش اساسی میان فعالان و صاحب‌نظران روابط بین‌الملل است. پرسش این است که ایالات متحده در قرن بیست‌ویکم چه نقشی دارد؟ آیا آمریکا را می‌توان امپراتوری دانست یا این کشور قدرتی امپریالیستی است که ضمن غارت ثروت کشورهای پیرامونی، با طرح و گسترش ارزش‌های فرهنگ سرمایه‌داری در جهان، در پی تثبیت موقعیت خویش در جهان می‌باشد؟ برخی از صاحب‌نظران، آمریکا را قدرت هژمون می‌دانند که در ایجاد و حفظ نظم در جهان نقش اصلی را بازی می‌کند و بدون هدایت و رهبری آن ثبات و امنیت جهانی از بین خواهد رفت. گروهی نیز با نگرش‌ها، انگیزه‌ها، و اهدافی متفاوت، نقش آزادی‌خواهانه برای ایالات متحده در جهان قائلند که می‌تواند ضمن گسترش دموکراسی، به تأمین اهداف خود بپردازد. در این نوشته، مبانی فکری و استدلال‌های موافقان و مخالفان سه دیدگاه اصلی فوق و دیدگاههای فرعی موجود در درون هر کدام از آنها بررسی شده است. همچنین مقاله تلاش دارد نشان دهد که در بررسی جهت‌گیری‌های ایالات متحده، کدام‌یک از دیدگاههای مزبور از توان تشریحی مناسب‌تری برخوردار است.

استراتژی دفاعی ایالات متحده آمریکا پس از 11 سپتامبر

استراتژی دفاعی ایالات متحده آمریکا پس از 11 سپتامبر

دوره 8، شماره 28، تابستان 1384، صفحه 377-398

محمود یزدان‌فام

چکیده حملات 11 سپتامبر، به دولت آمریکا نشان داد که محیط استراتژیک جهانی با تغییرات ژرفی روبرو بوده و تهدیدات جدیدی در عرصه بین‌الملل ظهور کرده است. بازیگران دیگری وارد عرصه شده‌اند که ویژگی‌های دولت ملی را ندارند و مقابله با تهدیدات استراتژی‌های قبلی در این حوزه نیز چندان کارا نیست. آمریکا برای مقابله با تهدیدات جدید و تأمین اهداف و منافع ملی خود، ناگزیر به تغییر در استراتژی دفاعی است. این تغییر در حوزه‌ها و ابعاد گوناگون صورت گرفت. محیط امنیتی و بازیگران آن مورد بررسی قرار گرفتند، ابزارها و شیوه‌های مقابله مجدداً ارزیابی شدند؛ مأموریت‌های جدیدی برای نیروهای نظامی طراحی شد؛ بودجه نظامی آن کشور به شدت افزایش یافت و کانون تمرکز آن از قدرت‌های بزرگ به سوی بازیگران متوسط منطقه‌ای و سازمان‌های فراملی تغییر یافت. آمریکا به لحاظ جغرافیایی نیز ضمن تأکید بر ایجاد پایگاه‌های نظامی و اتحادهای مورد نظر خود در سراسر جهان، توجه خویش را از اروپا و شرق آسیا به سوی خاورمیانه تغییر داد. این تغییرات هم در زمینه هدف‌ها و منافع استراتژیک و هم در ابزارها و شیوه‌های دفاعی و حوزه‌های جغرافیایی رخ داد. تهدید جدید مستلزم استراتژی دفاعی جدید نیز بود. بر این اساس مقاله حاضر به بررسی میزان تغییر و تداوم در استراتژی دفاعی ایالات متحده پس از یازده سپتامبر می‌پردازد. محیط جدید نظامی ـ امنیتی، اهداف ملی و منافع حیاتی آمریکا مبنای این تغییر و تدوام را مشخص می‌کند.