نویسنده = قنبرلو، عبداله
تعداد مقالات: 12
مبنای نظری تحریم‌های مربوط به برنامه هسته‌ای ایران: مقایسه دیپلماسی دولت‌های ترامپ و اوباما

مبنای نظری تحریم‌های مربوط به برنامه هسته‌ای ایران: مقایسه دیپلماسی دولت‌های ترامپ و اوباما

دوره 21، شماره 80، تابستان 1397، صفحه 75-100

عبداله قنبرلو

چکیده در فضای عملی روابط بین‌الملل، وضع‌کنندگان تحریم انگیزه‌های‌ متفاوتی برای استفاده از این ابزار دارند. تغییر در سیاست برجامی دولت آمریکا یکی از موارد جالب توجه در این زمینه است. سؤال مقاله حاضر این است که نقطه عزیمت نظری تفاوت در دیپلماسی تحریمی دو دولت ترامپ و اوباما در قبال ایران با وجود تعهد این کشور به تعهدات برجام چه بوده است؟ فرضیه مقاله این است که در حالی که سیاست تحریمی دولت اوباما بیشتر مبتنی بر انگیزه متعهدسازی ایران به هنجارهای بین‌المللی بود، انگیزه اصلی دولت ترامپ پیشبرد حداکثری منافع آمریکا فارغ از محدودیت‌های حقوقی بین‌المللی است. از این منظر، برجام برای دولت اوباما، توافقی کارآمد و برای دولت ترامپ، ناکارآمد تلقی شده است. فرضیه به لحاظ نظری بر دو نظریه واقع‏گرایی و لیبرالیسم درباره کارکرد تحریم در روابط بین‌الملل متکی است. این فرضیه به نحو تحلیلی- تبیینی و با تکیه بر داده‌های معتبر بررسی خواهد شد.
 

تحولات اقتصادی و ثبات سیاسی در عربستان سعودی

تحولات اقتصادی و ثبات سیاسی در عربستان سعودی

دوره 20، شماره 75، بهار 1396، صفحه 33-56

عبداله قنبرلو

چکیده این مقاله در صدد پاسخ به این سؤال است که با توجه به واقعیت‌ها و روندهای جاری در عربستان سعودی، چه تغییراتی در توسعه اقتصادی و ثبات سیاسی این کشور قابل انتظار است. فرضیه مقاله این است که وضع موجود در ساختار اقتصادی عربستان حداقل در کوتاه‏مدت تداوم یافته و وابستگی اقتصادی و سیاسی دولت به رانت نفت قطع نخواهد شد. دولت سعودی از درآمدهای نفتی هم برای رفاه عمومی و هم کسب مشروعیت و ثبات سیاسی خویش بهره می‌برد. عده‌ای از مقامات سعودی معتقدند با ادامه وضع موجود، هم رفاه ملی و هم ثبات سیاسی کشور در آینده‌ای نه چندان دور در معرض خطر قرار خواهد گرفت. بنابراین، لازم است شرایط گذار به یک اقتصاد متنوع و رقابتی را فراهم کرد.
 

تأثیر انتخابات بر جایگاه بین‌المللی دولت: با تأکید بر جمهوری اسلامی ایران

تأثیر انتخابات بر جایگاه بین‌المللی دولت: با تأکید بر جمهوری اسلامی ایران

دوره 18، شماره 69، پاییز 1394، صفحه 171-196

عبداله قنبرلو

چکیده این مقاله درصدد پاسخ به این سؤال است که انتخابات چگونه موجب بهبود جایگاه و قدرت بین‌المللی دولت‌ها می‌شود. در پاسخ، به چهار متغیر اثرگذار اشاره شده است: صلح دموکراتیک، اهمیت مشروعیت بین‌المللی، دیپلماسی عمومی و اصل لوح مطهر. انتخابات آزاد در واقع بخشی از تعاملات بین‌المللی دولت‌ها را تشکیل می‌دهد، چراکه علامت‏ها و معانی خاصی را به دیگر دولت‌ها منتقل کرده و آن‌ها را به واکنش مقتضی تحریک می‌کند. انتخابات هم از طریق نمایش هنجارهای دموکراتیک و هم زمینه‌سازی برای تغییر سیاست‌ها می‌تواند به بازسازی موقعیت بین‌المللی کشورها کمک کند. این نوع اثرگذاری در تاریخ جمهوری اسلامی ایران چند بار تجربه شده و خصوصاً در انتخابات ریاست جمهوری ملموس بوده است. در شرایطی که مناسبات بین‌المللی کشور به تشنج و تنش گراییده بود، انتخابات زمینه بهبود مجدد اوضاع را فراهم کرد.

صلح مردم‌سالارانه در اندیشه مردم‌سالاری دینی

صلح مردم‌سالارانه در اندیشه مردم‌سالاری دینی

دوره 17، شماره 64، تابستان 1393، صفحه 151-172

عبداله قنبرلو

چکیده سئوال اصلی مقاله حاضر این است که چگونه حکومت‌های مردم‏سالار دینی می‌توانند به واسطه ساختار و ویژگی‌های نظام سیاسی به صلح‌طلبی در عرصه سیاست خارجی گرایش یابند؟ در پاسخ، استدلال شده که در این نوع مردم‏سالاری‌ها، صلح‌طلبی از دو مسیر امکان تحقق دارد. مسیر اول تعالیم دینی است که بر اساس آن اصل صلح یا خودداری از جنگ غیر از موارد دفاع محوریت می‌یابد. مسیر دوم نیز نقش پررنگ نهادهای مردم‏سالار در این نوع حکومت‌هاست که باعث می‌شود حکومت به خاطر حفاظت از منافع مردم ـآنچنان که در خواسته‌های آزادانه مردم نمود می‌یابدـ از اقدامات نظامی تهاجمی خودداری کرده و جنگ را به شرایط اضطراری دفاعی محدود کند. به منظور تبیین گویاتر قضیه به الگوی صلح‌طلبی مردم‌سالاری دینی در تجربه جمهوری اسلامی ایران اشاره شده است.    

عدالت اقتصادی و امنیت ملی

عدالت اقتصادی و امنیت ملی

دوره 16، شماره 61، پاییز 1392، صفحه 89-112

عبداله قنبرلو

چکیده سؤال اصلی مقاله عبارتست از اینکه چرا با وجود انتقادات گسترده‌ای که از منظر علم اقتصاد به سیاست‌های برابری‌گرایانه عدالت اقتصادی وجود دارد، بسیاری از دولت‌ها همچنان پیگیر برنامه‌های عدالت‌خواهانه ـ ولو با رویکرد برابری‌گرایانه ـ هستند. فرضیه مقاله این است که دغدغه امنیت ملی از مهمترین محرک‌های سیاست عدالت اقتصادی دولت‌هاست. دولت‌ها به عدالت اقتصادی بها می‌دهند، چرا که احساس تبعیض و محرومیت نسبی در میان اقشاری از شهروندان را مخل امنیت ملی می‌دانند. به هر میزان چنین احساسی قوی و گسترده باشد، پتانسیل‌های چالش علیه نظام سیاسی و یکپارچگی ملی نیز افزایش خواهد یافت. احساس تبعیض محدود به طیف محروم نیست، طیف‌های مرفه نیز ممکن است تحت شرایطی احساس تبعیض کرده و به تبع آن امنیت ملی را به چالش بکشند.

بنیادهای امنیتی سیاست خارجی چین

بنیادهای امنیتی سیاست خارجی چین

دوره 16، شماره 60، تابستان 1392، صفحه 125-152

عبداله قنبرلو

چکیده این مقاله در صدد ارائه پاسخ به یک تحول مبنایی در سیاست خارجی چین است. سؤال اصلی این است که چرا با گذشت زمان علایق ایدآلیستی در سیاست خارجی چین کمونیست به حاشیه رفته است؟ فرضیه مقاله این است که شکنندگی امنیت ملی عاملی کلیدی در تقویت نشانه‌های عمل‌گرایی در سیاست خارجی چین بوده است. این شکنندگی معلول بقای تهدیدات امنیتی در سه سطح داخلی، پیرامونی و سیستمی است. از این رو، در هدف‌گذاری سیاست خارجی چین، نقش امنیت ملی بسیار پررنگ است. در این چارچوب، چین از نیروی انقلابی و تحول‌خواه به کنش‌گر محافظه‌کار و هماهنگ با نظم بین‌المللی جاری تبدیل شده است. چین اگرچه با یکجانبه‌گرایی آمریکا مخالف است، اما حاضر نیست برای مهار آن هزینه سنگینی بپردازد.

ملاحظات امنیت ملی و غرب‌گرایی در سیاست خارجی ترکیه

ملاحظات امنیت ملی و غرب‌گرایی در سیاست خارجی ترکیه

دوره 15، شماره 58، زمستان 1391، صفحه 171-198

عبداله قنبرلو

چکیده این مقاله به دنبال تبیین پیوند ملاحظات امنیت ملی با سیاست خارجی غرب‌گرایانه ترکیه است. بررسی تحولات سیاسی و روابط خارجی ترکیه و سلف آن امپراطوری عثمانی طی سده‌های اخیر نشان می‌دهد دو دغدغه امنیت ملی در جهت‌دهی به سیاست خارجی این کشور نقش اساسی داشته است: سلطه خارجی و واگرایی داخلی. این دو موضوع که وابستگی نزدیکی به یکدیگر دارند، عمدتاً ریشه در ژئوپولیتیک خاص عثمانی/ ترکیه داشته‌اند. آنها باعث شده‌اند گرایش و اتکا به غرب به یک ویژگی‌ غالب و دائمی سیاست خارجی جمهوری ترکیه طی سده اخیر تبدیل شود. برای غرب نیز حفظ ترکیه به مثابه یک متحد استراتژیک به منظور مهار قدرت‌های رقیب اهمیت اساسی داشته است.

فرهنگ راهبردی و دفاع ملی؛ مطالعه موردی جنگ تحمیلی

فرهنگ راهبردی و دفاع ملی؛ مطالعه موردی جنگ تحمیلی

دوره 15، شماره 57، پاییز 1391، صفحه 31-50

عبداله قنبرلو

چکیده فرهنگ راهبردی از متغیرهای کلیدی در تعیین سرنوشت سیاست‌ها و برنامه‌های دفاعی دولت‌هاست. این مقاله ضمن بیان اهمیت فرهنگ راهبردی در دفاع ملی، به این نکته اشاره دارد که پیروزی در جنگ مستلزم بهره‌برداری هوشمندانه از پتانسیل‌های فرهنگ راهبردی است. برای مثال، تحریک ابعاد تهاجمی فرهنگ راهبردی با وجود اینکه ممکن است موفقیت‌های تاکتیکی به دنبال داشته باشد، اما تضمین‌کننده پیروزی نهایی نیست. رفتار آلمان و ژاپن در طول جنگ جهانی دوم گواهی بارز در این خصوص به شمار می‌آید. این مقاله در عین حال، با اشاره به نقش فرهنگ راهبردی ایرانیان در طول جنگ هشت‌ساله با عراق به این جمع‌بندی می‌رسد که بهره‌برداری هوشمندانه سیاستمداران ایرانی از ظرفیت‌های فرهنگ راهبردی، زمینه را برای پیروزی نهایی در جنگ تسهیل کرد.

مفهوم و ماهیت قدرت منطقه‏ای

مفهوم و ماهیت قدرت منطقه‏ای

دوره 12، شماره 46، زمستان 1388، صفحه 37-66

عبداله قنبرلو

چکیده

قدرت منطقه‏ای اگرچه ظاهراً به معنی قدرتمندترین دولت در سطح منطقه یا سیستم تابعه منطقه‏ای است، اما رسیدن به چنین موقعیتی در جهان امروز مستلزم رعایت قواعد ظریفی است که ریشه در اهمیت‏یافتن قدرت نرم دارد.تثبیت موقعیت هر دولت مدعی رهبری منطقه مستلزم پذیرش این نقش نه فقط از سوی دولت‏های منطقه، بلکه سایر بازیگران فرامنطقه‏ای ذی‏نفوذ در منطقه است کمک به تثبیت امنیت منطقه و فعالیت در راستای رونق‏دهی به فرایند رشد و توسعه اقتصادی کشورهای منطقه، دو نمونه از کارکردهای مهمی است که هر دولت مدعی رهبری منطقه ملزم به در دستور کار قرار‏دادن آنهاست. قدرت منطقه‏ای باید مروج و حامی اصول، قواعد و هنجارهایی باشد که هم در سطح منطقه مقبولیت دارند و هم در سطح سیستم بین‏الملل، متعارف شمرده  می‏شوند.

آمریکا و بحران هسته‏ ای ایران

آمریکا و بحران هسته‏ ای ایران

دوره 11، شماره 42، زمستان 1387، صفحه 827-852

عبداله قنبرلو

چکیده محور سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران، طی دوره جورج دابلیو. بوش، به ویژه در چهار سال دوم، فعالیت‏های هسته‏ای ایران بود. به رغم موضع‏گیری‏های مختلفی که از سوی مقامات دستگاه اجرایی و کنگره آمریکا در مورد فعالیت‏های هسته‏ای ایران به عمل آمد، سیاست عملی کاخ سفید استفاده از مجازات‏های غیرنظامی (حتی‏الامکان چندجانبه) به منظور تغییر رفتار ایران مطابق با ملاحظات امنیتی آمریکا بود. البته، تنش‏های موجود بین آمریکا و ایران نه محدود به فعالیت‏های هسته‏ای ایران است و نه محصول سیاست امنیتی دولت بوش در عرصه بین‏الملل می‏باشد. ریشه مسائل، بازیگری ناهماهنگ ایران در سیستم بین‏المللی مطلوب آمریکاست. در این میان، برنامه هسته‏ای زمینه‏ای برای تشدید و در عین حال، چندجانبه‏سازی فشارهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران به شمار می‏رود.

بررسی رویکردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از منظر مسأله کارگزار - ساختار

بررسی رویکردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از منظر مسأله کارگزار - ساختار

دوره 11، شماره 40، تابستان 1387، صفحه 349-377

عبداله قنبرلو

چکیده رویکرد هر نظریه‏پرداز به مسأله کارگزار – ساختار یا نحوه تعامل کارگزار – ساختار، یکی از عوامل کلیدی جهت‏دهنده به برداشت و تحلیل وی در مورد محیط اجتماعی تحت مطالعه‏اش می‏باشد. این مقوله، به طور اخص، در رشته روابط بین‏الملل و سیاست خارجی بسیار مورد توجه است. به طور کلی، در این رشته، سه رویکرد ساختارمحور، کارگزارمحور و ساخت‏یابی‏گرا، قابل بازشناسی است. در حوزه نظریه‏های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیز می‏توان دو رویکرد کلی متمایل به کارگزارمحوری و ساختارمحوری را شناسایی کرد که اولی بر نقش تعیین‏کننده کارگزاری جمهوری اسلامی در جهت‏دهی به ساختارهای بین‏المللی و دومی بر ضرورت سازگاری جمهوری اسلامی با الزامات ساختاری بین‏المللی تأکید دارد. در حالی که گفتمان نظری حاکم بر سیاست خارجی ایران، در دهه 1360، غالباً کارگزارمحورانه بود، بعدها گفتمان متمایل به ساختارمحوری پررنگ‏تر گردید

اسرائیل و استمرار تنش‏ها میان ایران و آمریکا

اسرائیل و استمرار تنش‏ها میان ایران و آمریکا

دوره 11، شماره 39، بهار 1387، صفحه 135-164

عبداله قنبرلو

چکیده بی‏اعتمادی‏های جاری در تعاملات ایران و آمریکا، محصول شرایطی است که عمدتاً با هویت‏های سیاسی ناهمگون دوطرف در پیوند است. در این میان، نقش اسرائیل به عنوان متغیری تنش‏زا بسیار اساسی است، زیرا نه جمهوری اسلامی ایران حاضر است با بازیگری اسرائیل در منطقه کنار بیاید و نه آمریکا می‏تواند نسبت به فشارها و تهدیدات ایران علیه متحد دیرینه خود در منطقه بی‏تفاوت باشد، به ویژه آنکه یهودیان آمریکا در مقام قدرتمندترین لابی تأثیرگذار بر نهادهای جهت‏دهنده به سیاست خارجی، سیاست خاورمیانه‏ای این کشور را تحت نفوذ خود درآورده‏اند. امروزه عمده‏ترین اتهامات آمریکا علیه ایران شامل تلاش برای جلوگیری از صلح در خاورمیانه، تلاش برای ساخت سلاح‏های انهدام جمعی، حمایت از تروریسم و نقض دموکراسی و حقوق بشر، به انحاء مختلف با امنیت اسرائیل در پیوند است. از این‏رو، اگرچه همکاری‏های محدود و تاکتیکی میان ایران و آمریکا امکان‏پذیر است، اما تا زمانی که پیوندهای فعلی آمریکا و اسرائیل جریان دارد، امکان عادی‏شدن روابط دو کشور وجود نخواهد داشت.