نویسنده = مرشدی زاد، علی
تعداد مقالات: 2
تحلیل ساختاری چالش های امنیتی مناطق جنوبی استان کرمان در بعد سیاسی- نظامی

تحلیل ساختاری چالش های امنیتی مناطق جنوبی استان کرمان در بعد سیاسی- نظامی

دوره 28، شماره 2، تابستان 1404

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.539833.4300

سلمان دست‌افشان، علی مرشدی‌زاد، پرویز امینی

چکیده پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چالش‌های تأثیرگذار بر امنیت سیاسی نظامی در جنوب استان کرمان چه ساختاری دارد و متغیرهای کلیدی آن کدام‌اند؟ هدف اصلی پژوهش، تحلیل ساختاری نظام چالش‌های امنیتی در بُعد سیاسی نظامی در مناطق جنوبی استان کرمان است. روش پژوهش، ترکیبی (کیفیساختاری) است و ابزار انجام کار استفاده از تحلیل ساختاری میک‌مک است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق با ۵۰ نفر از نخبگان محلی (فرمانداران، قضات، فعالان سیاسی و رسانه‌ای) گردآوری و ۳۰ متغیر مؤثر شناسایی شد. ماتریس تأثیرات متقاطع با پرشدگی ۸۸درصد نشان‌دهنده نظام ناپایدار با روابط غیرخطی است که تغییر در هر متغیر، اثرات زنجیره‌ای غیرقابل پیش‌بینی ایجاد می‌کند. یافته‌ها سه پیشران اصلی بحران را آشکار می‌کند: نفوذ گروه‌های سیاسی در اقتصاد قاچاق، استفاده ابزاری از نیروهای بومی در شبکه‌های امنیتی و عادی‌سازی خشونت به ‌عنوان ابزار قدرت مافیایی (با اتکا به حجم گسترده سلاح­های غیرمجاز). همچنین شکست نهادهای رسمی در قالب کارکرد دوگانه نیروهای نظامی و نفوذ اطلاعاتی در پوشش فساد، تشدیدکننده چرخه معیوب ناامنی است. راهکار بنیادین، گذار به «حکمرانی یکپارچه» از طریق نوسازی نهادی، شفاف‌سازی ساختار قدرت و تقویت احزاب بومی به ‌عنوان پل ارتباطی جامعه با حکومت است. غفلت از این تحول، تداوم چرخه مهاجرت نخبگان، جذب جوانان در شبکه‌های غیررسمی و تشدید خشونت در این مناطق را اجتناب‌ناپذیر می‌کند.

صلح مثبت در چشم‌انداز نظری

صلح مثبت در چشم‌انداز نظری

دوره 27، شماره 1، بهار 1403، صفحه 7-28

https://doi.org/10.22034/srq.2024.194635

محمد معین گل‌باغ، علی مرشدی زاد

چکیده درخصوص چگونگی برقراری صلح، به‌عنوان یکی از مطالبات همیشگی جوامع بشری، نظریات گوناگونی مطرح شده است که ازنظر خاستگاه تاریخی، آن‌ها را می‌توان در دو قالب کلاسیک و مدرن دسته‌بندی کرد. ازطرفی، صلح‌پژوهان معاصر، با نقد انتزاعی و فردی‌بودن تأکید رویکرد کلاسیک بر آرامش درون و نیز انفعالی و ناکافی‌بودن تأکید رویکرد مدرن بر صِرف نبود جنگ، تلاش فعالانه برای تحقق صلح را مورد توجه قرار داده‌اند. دراین‌بین، یوهان گالتونگ، صلح‌پژوه پرآوازه نروژی، کوشیده است ضمن اشاره به موانع ساختاری، وجه ایجابی تحقق صلح در جوامع انسانی را با مطرح‌کردن ایده صلح مثبت پررنگ سازد. از این ایده برای تقویت مبانی نظری حوزه امنیت و صلح می‌توان استفاده کرد؛ ازاین‌رو، در مقاله حاضر، نخست، آثار گالتونگ را- با محوریت مفهوم صلح مثبت- به روش اسنادی واکاوی کرده و سپس کوشیده‌ایم  با روش قیاسی، داده‌های به‌دست‌آمده را تجزیه‌وتحلیل و مؤلفه‌های مفهومی و کلیدی تحقق صلح مثبت را استخراج کنیم. در پایان نیز مدلی مفهومی پیشنهاد می‌شود که آن را می‌توان برای بررسی وجود زمینه‌های فکری تحقق صلح مثبت در اندیشه اندیشمندان گوناگون به کار گرفت. بر اساس یافته‌های پژوهش، چنانچه نفیِ تضادهای ساختاری‌ای چون استثمار، استعمار، تبعیض و فقر (در وجه سلبی) با همکاری، برابری سیاسی و عدالت اقتصادی (در وجه ایجابی) همراه شود و سمت‌وسوی این وضعیت در راستای ایجاد هماهنگی مثبت و احساس همدلی در جامعه باشد، آن‌گاه صلح مثبت محقق خواهد شد.