نویسنده = نصری، قدیر
تعداد مقالات: 3
عدالت به مثابه انصاف

عدالت به مثابه انصاف

دوره 6، شماره 19، بهار 1382، صفحه 1-24

قدیر نصری

چکیده
«عدالت به مثابه انصاف» عنوان مهم‌ترین مقاله «جان رالز» (2002-1921) است که در سال 1958 میلادی منتشر شد(2). رالز در مقاله مذکور از دو پرسش و ارزش بنیادین بشر سخن گفت؛ برابری و آزادی، یعنی دو ارزشی که بدون آنها آدمیان فقیر و حقیر می‌شوند. نظریه عدالت به مثابه انصاف، پاسخی قابل توجه به این پرسش است که چگونه می‌توان آدمیان را از تبعیض و تفتیش مصون داشت تا استعداد خود را شکوفا سازند؟ رالز جوابی به این پرسش داد که به تعبیری، اندیشه و فلسفه سیاسی را از خلاء موجود در دهه‌های 1950 و 1960 رها ساخت(3). باید دید پاسخ رالز چه مضمون و خصوصیاتی داشته که این چنین مهم و تعیین کننده قلمداد شده است. مقاله حاضر در صدد است ضمن تبیین ابعاد این مهم، دستاوردهای رالز در این خصوص را به بحث و فحص گذارده و در نهایت ابهامات و کاستی‌های نظریه عدالت رالز را گوشزد نماید. برای نیل به این مقصود، ابتدا از اعتبار وجودی و اهمیت دیرینه بحث رالز سخن می‌گوییم و پس از آن به تشریح مفاهیم کلیدی فلسفه سیاسی راولز، نقش آنها در تکوین و تحکیم ثبات و در نهایت به یافته‌های اساسی رالز در نظریه عدالت می‌پردازیم.

بنیان‌های‌ نظری‌ مدینه‌ دینی‌ و دین‌ مدنی‌

بنیان‌های‌ نظری‌ مدینه‌ دینی‌ و دین‌ مدنی‌

دوره 5، شماره 15، بهار 1381، صفحه 31-54

قدیر نصری

چکیده ادعای‌ مقاله‌ حاضر این‌ است‌ که‌ «مدینه‌ دینی‌» مفهومی‌ است‌ که‌ با وضعیت‌ اول‌ و سوم‌،سازگاری‌ منطقی‌ دارد. به‌ عبارت‌ دیگر، مدینه‌ دینی‌ زمان‌ عملی‌ می‌شود که‌ میراث‌ دینی‌ یا به‌ مثابه‌داور تعیین‌گر، حی‌ و حاضر بوده‌ و بازگشت‌ به‌ اصل‌ «سرفصل‌ اخلاق‌ و سیاست‌» شود و یا اینکه‌سامان‌ حقیقی‌ و پایدار ناملایمات‌ «گذشته‌» و «اکنون‌» به‌ آینده‌ای‌ موعود، محول‌ شود که‌ یگانه‌شیوه‌ تمهید این‌ ظهور، انتظار واقعی‌ است‌. همچنین‌ «دین‌ مدنی‌» مفهومی‌ است‌ که‌ با وضعیت‌ دوم‌همخوانی‌ دارد، یعنی‌ تکوین‌، تداوم‌ و فرجام‌ آن‌ به‌ «اراده‌ جمعی‌» اکثریت‌ خردمند بستگی‌ دارد که‌در استفاده‌ بردن‌ یا نبردن‌ از کل‌ یا بخشی‌ از میراث‌ گذشته‌ و نیز نویدهای‌ آینده‌، مختار است‌.

در چیستی‌ جهانی‌ شدن‌؛ تأملی‌ نظری‌ در سمت‌ و سرشت‌ آهنگ‌ جهانی‌

در چیستی‌ جهانی‌ شدن‌؛ تأملی‌ نظری‌ در سمت‌ و سرشت‌ آهنگ‌ جهانی‌

دوره 4، شماره 13، پاییز 1380، صفحه 281-304

قدیر نصری

چکیده در سرآغاز هزاره‌ سوم‌، تکاپوی‌ تازه‌ای‌ برای‌ فهم‌ نسبت‌ فرهنگ‌ و طبیعت‌ آغاز شده‌ است‌. ازگفتمان‌ نوینی‌ به‌ نام‌ جهانی‌ شدن‌ سخن‌ می‌رود که‌ تار و پود زیست‌ فردی‌ و اجتماعی‌ رادرمی‌نوردد و تکانی‌ شدید و شگرف‌ بر مجموعه‌ نظم های‌ متوالی‌ وارد می‌کند. البته‌ در متون‌موجود، مقوله‌ جهانی‌ شدن‌ پیش‌ از آن‌ که‌ به‌ فهم‌ درآید، نقد می‌شود و بیشتر از آن‌ که‌ به‌ سرشت‌جهانی‌ شدن‌ توجه‌ گردد به‌ سمت‌ و سوی‌ عینی‌ آن‌ نگاه‌ می‌شود. بدون‌ شک‌ تخمین‌ آتیه‌ جهانی‌شدن‌ پیش‌ از فهم‌ چیستی‌ آن‌ می‌تواند نوع‌، حجم‌ و ماهیت‌ تهدیدها و فرصت ها را مغشوش‌ جلوه‌دهد. از این‌روی‌ ضرورت‌ دارد قبل‌ از تلقی‌ جهانی‌ شدن‌ به‌ مثابه‌ یک‌ فرآیند یا یک‌ برنامه‌توطئه‌آمیز 1 تفاوت‌ آن‌ با مفاهیم‌ همگن‌ بازشناسی‌ شده‌ و سپس‌ به‌ ارزیابی‌ تبعات‌ منفی‌ وپیامدهای‌ مثبت‌ آن‌ اقدام‌ گردد.