کلیدواژه‌ها = ناسیونالیسم
تعداد مقالات: 2
پیوند باستان‌شناسی با امنیت ملی

پیوند باستان‌شناسی با امنیت ملی

دوره 24، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 219-241

حسین اصغری ثانی، علی هژبری، مریم برازجانی

چکیده باستان‌شناسی، فن و دانش بازشناسی فرهنگ و تمدن‌های گذشته‌ بشری با استفاده از مطالعه داده‌های مادی برجای ‏مانده از گذشته است که در کاوش‌های علمی تپه‌ها و محوطه‌های پیش از تاریخ (تاریخی) یا در بررسی‌های میدانی کشف می‌شوند. امنیت ملی نیز توانایی یک ملت برای حفاظت از ارزش‏ های داخلی (تمامیت ارضی،  قدرت نظامی،  نظام سیاسی، بافتار فرهنگی، ساختار اقتصادی، همبستگی ملی)  در برابر تهدیدات خارجی محسوب می‌شود و زمانی پایدار می‌شود که همه عناصر شکل‌دهنده امنیت به شکلی به‏ هم‌ پیوسته و در جهت منافع ملی رشد کنند. مسئله نوشتار حاضر نقش باستان‏ شناسی در تقویت امنیت ملی است. از این رو نگارندگان با ارائه یک مدل مفهومی کوشش کرده‌اند  نشان دهند که باستان‌شناسی از طریق کشف عناصر و مؤلفه ‏های تمدن باستانی و تاریخی یک ملت، از رهگذر تحکیم هویت ملی، ملی‏ گرایی و همبستگی ملی، منجر به تقویت امنیت ملی می‌شود.

منابع قومی ناسیونالیسم

منابع قومی ناسیونالیسم

دوره 1، پیش شماره 1، بهار 1377، صفحه 183-206

آنتونی اسمیت

چکیده با گذشت بیش از 40 سال از جنگ جهانی دوم، کشورهای معدود جدیدی در اثر جدایی قومی بوجود آمدند. از استقلال ایسلند تا جدایی کشورهای بالتیک، تنها دو کشور جدید قومی ظهور کردند: سنگاپور و بنگلادش. البته جهان شاهد پیدایش کشورهای جدید متعددی در دورة استعمارزدایی در آسیا و آفریقا بود که قومیت [عموماً] عامل مؤثر در شکل گیری آنها نبود. در عین حال در دو سال گذشته بیش از ده کشور تعریف شده از لحاظ قومی پدیدار مؤلف در این نوشتار، در خصوص یک پدیده سیاسی بس مهم سخن گفته است که از آن به «خیزش ناگهانی قومیت» تعبیر می کند. او بر این باور است که حتی در عصر حاضر، معضل «قومیت» بعنوان مشکلی بس بزرگ بر سر راه بسیاری از کشورها خودنمایی می کند. ناسیونالیسم قومی شکل تازه ای از قومیت و ملیت است، که امروزه در سطح جهانی نقش آفرینی می کند. حقیقت این است که تصور جهانی فارغ از ناسیونالیسم قومی غیر ممکن است چرا که انسانها در جوامعی زندگی می کنند که ذاتاً گوناگون هستند و همین گوناگونی است که به تنوع در مقام هویت منجر می شود، به گونه ای که تنوع هویت ها امری معمولی و بدایی می نماید. در همین ارتباط، مؤلف از اشکال مختلف تبلور قومیت در دو برهه زمانی متفاوت سخن می گویند: یکی عصر جدید که در آن عوامل مؤثر بسیار متنوع است و طیف گسترده ای را شامل می شود و دیگری در عصر ماقبل عصر مدرن که بطور مشخص جهار عامل اصلی را در بر می گیرد:
1) قلمرو ارضی که تعلق خاصی بین آن و صاحبان آن وجود دارد
2) مبارزان مستمر و پیگیر با دشمنان
3) بروز اشکال سازمان یافته از دین
4) اقسام قوم برتر. مؤلف در انتهای مقاله، نگاهی گذرا به سازو کار تغییر در سطح ملی ـ قومی دارد.