کلیدواژه‌ها = West Asia
تعداد مقالات: 7
عوامل موثر بر حکمرانی امنیتی منطقه‌ای در غرب آسیا (2011-2020): مطالعه مقایسه‌ای ایران، ترکیه و عربستان سعودی

عوامل موثر بر حکمرانی امنیتی منطقه‌ای در غرب آسیا (2011-2020): مطالعه مقایسه‌ای ایران، ترکیه و عربستان سعودی

دوره 27، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 115-141

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.497088.4239

سید جلال دهقانی فیروزآبادی، حسین سلیمی، غلامعلی چگنی‌زاده، سمیرا اکبری

چکیده منطقه غرب آسیا، به ویژه پس از تحولات 2011، همواره مرکز خشونت‌های کنشگرانه بوده و در سطح جهانی، بازیگران غیر دولتی نیز نقش مهمی در حکمرانی امنیتی ایفا می‌کنند. این مقاله به بررسی عوامل مؤثر بر حکمرانی امنیتی منطقه‌ای از 2011 تا 2022 می‌پردازد. با تحلیل ثانویه و جمع‌آوری داده‌ها، روند حکمرانی امنیتی منطقه‌ای با استفاده از ابعاد چهارگانه (حفاظت، تضمین، پیشگیری و اجبار) سنجش شده و نتایج نشان می‌دهد که این حکمرانی طی سال‌های اخیر کاهش یافته است. به‌طور خاص، استفاده ترکیه از ابزارهای دیپلماتیک از 48 به 31 و عربستان سعودی از 39 به 32 کاهش یافته، در حالی که ایران تقریباً باثبات باقی مانده است. همچنین، عربستان و ترکیه رفتارهای تهاجمی‌تری نسبت به ایران در استفاده از ابزارهای قهری داشته‌اند.

از طریق تحلیل کیفی، عواملی چون توانایی قدرت‌های منطقه‌ای ب و برخورداری از منابع کمی و کیفی از یک‌سو (حفاظت) و مداخله نظامی برای برقرای صلح در منطقه و همچنین نوع برداشت از امنیت و ثبات در منطقه از سوی‌ دیگر (اجبار)، همراه با عملکرد چندجانبه داخلی - ایفای نقش بازیگران غیردولتی - و خارجی - تفویض اختیار به سازمان‌ها و نهادهای منطقه‌ای - دولت‌ها (اطمینان) و افزایش چشم‌اندازهای حکومت دموکراتیک و نوع برداشت از مرجع امنیت (پیشگیری) از مهم‌ترین عوامل موثر بر شکل‌گیری حکمرانی امنیتی منطقه‌ای در خاورمیانه است. همچنین مقوله‌های اصلی مساله اسرائیل، مداخلات قدرت‌های فرامنطقه‌ای، اقتدارگرایی، فرهنگ استراتژیک، اختلافات مرزی، ساختارهای اقتصادی و سیاسی غیرمکمل و ناهمسو و غیره از جمله عوامل سلبی اثرگذار بر توسعه حکمرانی امنیتی منطقه‌ای محسوب می‌شود.

تبیین اجتماعی تروریسم در غرب آسیا؛ تاثیر اعتماد بر تروریسم در سال‏های 2007 تا 2020

تبیین اجتماعی تروریسم در غرب آسیا؛ تاثیر اعتماد بر تروریسم در سال‏های 2007 تا 2020

دوره 27، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 115-146

https://doi.org/10.22034/srq.2024.434713.4125

ابوالفضل دلاوری، رضا خلیلی، حامد مهربان اینچه برون

چکیده برای تبیین تروریسم در غرب آسیا به‌ویژه پس از حادثه یازدهم سپتامبر 2001 تلاش‌های بسیاری صورت گرفته، اما حاصل این تلاش‌ها عمدتاً منجر به تبیین‏های اقتصادی، سیاسی یا روان‏شناختی شده و تبیین اجتماعی تروریسم، به‌ویژه با تمرکز بر مولفه اعتماد، مورد توجه چندانی نبوده است. بر این اساس، در مقاله حاضر این پرسش مورد توجه قرار گرفته که اعتماد چه تأثیری بر تروریسم در غرب آسیا داشته است؟ در پاسخ به پرسش مذکور فرض بر این است که میان اعتماد به عنوان یک متغیر اجتماعی و تروریسم در غرب آسیا رابطه معناداری وجود دارد. برای آزمون این فرضیه میزان همبستگی میان داده‌های اعتماد به عنوان متغیر مستقل و تروریسم به عنوان متغیر وابسته با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 22 تحلیل شده است. تحلیل داده‏ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندمتغیره از نوع گام به گام حاکی از آن است که اعتماد بین‌المللی به ترتیب 36 و 82درصد از تغییرات تعداد گروه‌های تروریستی و تعداد حملات آنها را تبیین می‏کند، در حالی که اعتماد نهادی تقریباً 33درصد از تغییرات شدت خشونت اعمالی توسط گروه‌های تروریستی را توضیح می‏دهد. با توجه به مقادیر بتا، می‏توان گفت اعتماد بین‌المللی بر تعداد گروه‌های تروریستی و تعداد حملات آنها تأثیر مثبت و اعتماد نهادی بر شدت خشونت گروه‌های تروریستی تأثیر منفی داشته است.

راهبرد امنیتی آلمان در غرب آسیا و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران

راهبرد امنیتی آلمان در غرب آسیا و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران

دوره 21، شماره 79، بهار 1397، صفحه 93-120

امیرمحمد حاجی یوسفی، بهزاد احمدی لفورکی

چکیده در این مقاله این سوال مطرح شده است که چه عواملی موجب شده آلمان نقش‌آفرینی امنیتی جدید و جدی‌تری در غرب آسیا داشته باشد و این چه تهدیدها و فرصت‌هایی برای جمهوری اسلامی ایران در پی دارد؟ برای پاسخ به این پرسش‌، نویسندگان این مقاله نخست نگاهی به سیاست خارجی آلمان و پیشران‌های مهم آن انداخته‏اند. سپس سیاست خارجی آلمان در قبال غرب آسیا و متغیرهای تأثیرگذار بر آن را بررسی کرده‏اند. در این راستا، بر اساس اسناد بالادستی آلمان نظیر راهبرد امنیت ملی آن در سال 2016 به اهداف و ابزارهای عمدتاً امنیتی این کشور در منطقه پرداخته شده است. در پایان نیز پیامدهای نقش‌آفرینی آلمان در غرب آسیا برای جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار گرفته است.
 

برداشتی سازه‏ انگارانه از ریشه‌های تروریسم در غرب آسیا

برداشتی سازه‏ انگارانه از ریشه‌های تروریسم در غرب آسیا

دوره 20، شماره 77، آذر 1396، صفحه 27-60

سیامک بهرامی

چکیده این نوشتار درصدد ارائه فهمی هستی‌شناسانه از تروریسم در غرب آسیا با تکیه بر نظریه سازه‌انگاری اجتماعی است. از نظر نویسنده، تروریسم بیش ‌از آنکه پدیده‌ای جنایی یا سیاسی باشد، پدیده‌ای تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است و بیش ‌از آنکه پدیده‌ای ماقبل مدرن باشد، در بطن مدرنیته و متأثر از ساخت‏ها و کارگزاران آن ایجاد شده است. در واقع، تروریسم معنایی از معانی مدرنیسم است که از درون ساخت‏های الزام‏بخش آن ایجاد شده است. اما در این مسیر تنها معنای منفعلی در برابر ساختار نیست، بلکه بر بار معانی ساختاری اضافه می‏شود که سبب بازتولید بیشتر تروریسم می‌شوند. رابطه تکوینی ساختار و کارگزار در خلق پدیده تروریسم امری مستمر و مداوم است که بدون آن معنای تروریسم هم موضوعیت نخواهد داشت.
 

استراتژی بازیگران و مسئله تروریسم در غرب آسیا

استراتژی بازیگران و مسئله تروریسم در غرب آسیا

دوره 20، شماره 77، آذر 1396، صفحه 61-88

محمود کلاهچیان، عبدالمحمود محمدی لرد

چکیده در این پژوهش با استفاده از روش مکتور تلاش شده تأثیر استراتژی‌های بازیگران مختلف بر مسئله تروریسم در غرب آسیا تبیین و تعامل بین بازیگران بررسی شود. نتایج نشان می‏دهد با کاهش حمایت‌های مالی و لجستیکی از تروریسم تکفیری و افزایش اراده بازیگران برای مقابله با آن‌، گروه‌های تکفیری امکان قدرت‏گیری در شرایط خلأ قدرت یا رقابت و عدم همکاری بین بازیگران را ندارند. با این حال، بدیهی است همچنان کانون‌های بحرانی در منطقه وجود خواهد داشت که برخی از کشورها سعی خواهند کرد با سوءاستفاده از آن‏ها، اهداف راهبردی خود را پیگیری کنند و گروه‌های تروریستی را در مقابل رقبای خویش قرار دهند.

عربستان سعودی و تلاش برای موازنه‏ سازی مجدد در برابر ایران

عربستان سعودی و تلاش برای موازنه‏ سازی مجدد در برابر ایران

دوره 20، شماره 75، بهار 1396، صفحه 133-158

یاسر نورعلی‏وند

چکیده در نتیجه رویدادها و تحولات ژئوپلیتیک منطقه‌ای و ژئواستراتژیک قدرت‌های فرامنطقه‌ای از اوایل قرن بیست‏ویکم به این سو، موازنه منطقه‌ای در راستای منافع ایران و به ضرر عربستان سعودی تغییر پیدا کرده است. این وضعیت، در کنار تحولات داخلی عربستان به‏ویژه به قدرت رسیدن رهبران جدید در این کشور، سعودی‌ها را به سوی این درک و نگرش از تحولات منطقه سوق داده است که اگر نقش و نفوذ رو به افزایش ایران در چارچوب راهبرد موازنه‌سازی مجدد، کنترل و مهار نشود، نظم آینده غرب آسیا، ایران‌محور خواهد بود. به همین دلیل، ریاض در قالب سیاستی تهاجمی، رویکرد موازنه‌سازی مجدد در برابر ایران را در چارچوب سه راهبرد موازنه‌سازی سخت، موازنه‌سازی برون‌گرا و موازنه‌سازی درون‌گرا دنبال می‌کند.
 

دفاع غیرتحریک‏آمیز: راهبرد جمهوری اسلامی ایران برای کاهش معمای امنیتی غرب آسیا

دفاع غیرتحریک‏آمیز: راهبرد جمهوری اسلامی ایران برای کاهش معمای امنیتی غرب آسیا

دوره 15، شماره 57، پاییز 1391، صفحه 71-92

داود غرایاق زندی

چکیده جمهوری اسلامی ایران مانند هر کشور دیگری به دنبال رسیدن به موقعیتی است که از توان دفاعی خود در قبال تهدیدات نظامی تا حد قابل قبولی اطمینان حاصل کند. این اطمینان خاطر، ممکن است موجب شود دیگر کشورها، به ویژه کشورهای پیرامونی احساس خطر کرده و متقابلاً سعی در جبران وضعیت دفاعی خود کنند. این وضعیت به معمای امنیتی در مطالعات راهبردی معروف است. حال چه باید کرد تا ضمن اینکه کشور توان دفاعی را به حد قابل قبولی می‏رساند، از گسترش تهدید نظامی، مسابقه تسلیحاتی، افزایش ناامنی و حضور قدرت‏های بزرگ جلوگیری کند. پاسخی که این مقاله درصدد طرح آن است، راهبرد دفاع غیرتحریک‏آمیز می‌باشد.