کلیدواژه‌ها = قومیت
تعداد مقالات: 7
شأن قومیت و ناسیونالیسم قومی 

در مطالعات امنیت ملی

شأن قومیت و ناسیونالیسم قومی در مطالعات امنیت ملی

دوره 6، شماره 21، پاییز 1382، صفحه 661-68

میرقاسم بنی‌هاشمی

چکیده هدف این مقاله بازشناسی جایگاه قومیت و قوم‌گرایی به عنوان متغیری امنیتی در مطالعة امنیت ملی جوامع چندقومی می‌باشد. در این راستا، بررسی رویکرد نظریه‌پردازان نوسازی و نیز رویکرد مارکسیستی در دورة جنگ سرد نشان داد که آنها نگرش واقع‌بینانه‌ای به اهمیت سیاسی و امنیتی ناسیونالیسم قومی و ملاحظات مرتبط به تنوع قومی نداشته‌اند. با تشدید مناقشات قومی در دهة آخر جنگ سرد و به ویژه پس از فروپاشی بلوک شرق و تأثیرات گستردة امنیتی (داخلی و منطقه‌ای) این مناقشات، شأن و اهمیت ناسیونالیسم قومی در مطالعات امنیت ملی نیز اعتبار گسترده‌ای یافت و به عنوان مؤلفه‌ تبیین کنندة مسائل امنیت ملی در جهان سوم مورد توجه واقع شد. این مؤلفه در کنار بحران‌های عمده‌ای مانند مشروعیت سیاسی و توان سیاست‌سازی محورهای مطالعات قومی را تشکیل داد. نهایتاً با بررسی دیدگاه نظریه‌پردازان امنیت ملی در جهان سوم این نتیجه حاصل شد که ناسیونالیسم قومی می‌تواند یکی از مهمترین عوامل تهدید سیاسی و اجتماعی دولت‌های ضعیف باشد.

رهیافتی جامع برای مطالعه امنیت ملی در خاورمیانه

رهیافتی جامع برای مطالعه امنیت ملی در خاورمیانه

دوره 3، شماره 9، پاییز 1379، صفحه 173-194

قدیر نصری مشکینی

چکیده مفهوم امنیت به واسطه خاصیت چند بعدی، استوار شدن بر پاره ای پیش فرض ها، ذهنی بودن، تأثیر پذیری از مدلول ها و جغرافیای مفهوم، دیرینگی، فراخی قلمرو و تغییرپذیری مؤلفه‌های تشکیل دهنده آن، محمل مناقشات علمی چشمگیری بوده است و پژوهش گران هر زمان به زبان ویژه آن عصر، امنیت را تعبیر و تعریف کرده اند.  مقاله حاضر حاصل کندوکاو در الگوهای متداول تبیین امنیت ملی کشورهاست و نویسنده کوشیده است با نقد تلقی رهیافت های واقع گرایانه و لیبرال از امنیت ملی، پارادایم نوینی را ترسیم کند. به باور نویسنده مقاله، هر کدام از رهیافت های فوق مشکلات ویژه خود را داشته اند و برای ساماندهی به این معضل باید مدل جامع و کاملی تنظیم شود. پارادایم جامع نویسنده پنج متغیر مستقل (امکانات نظامی، مشروعیت، توانمندی اقتصادی، مدارا و همزیستی قومی ـ مذهبی و دسترسی به مواد خام حیاتی) را تشریح و امنیت ملی را تابعی از نحوه کارکرد و تعامل آنها می داند. تمرکز اساسی نویسنده در سراسر بحث، معطوف به منطقه خاورمیانه است و به عمد از ذکر تئوری ها و نمونه های غرب محور دوری می گردد تا بخشی از کلاف سردرگم امنیت ملی در کشورهای جهان سوم گشوده شود.

ظرفیت‏ طبیعی‏ امنیت مورد مطالعاتی‏ قومیت‏ وخشونت‏ در ایران

ظرفیت‏ طبیعی‏ امنیت مورد مطالعاتی‏ قومیت‏ وخشونت‏ در ایران

دوره 2، شماره 5.6، زمستان 1378، صفحه 1-436

اصغر افتخاری

چکیده در نوشتار حاضر نویسنده ضمن بیان این مطلب که امنیت داخلی هر کشور حاصل برآیند سه ظرفیت طبیعی، بهره ‏برداری و استراتژیک است، به تشریح اولین ظرفیت یعنی ظرفیت طبیعی امنیت ایران می ‏پردازد. با توجه به این که ظرفیت طبیعی دلالت بر توانایی های نسبتا ثابت واحدهای سیاسی (همچون جغرافیا، همسایگان، ذخایر، آداب ملی و) برای حفظ ثبات و آرامش دارد، مؤلف از مقوله قومیت ها در مقام یکی از مهم‏ترین شاخص های ظرفیت طبیعی در ایران سخن گفته است. شناسایی شش قومیت ترک، کرد، لر، بلوچ، ترکمن، عرب و بررسی وضعیت گسست حاصله بین آنها با اکثریت فارسی ‏زبان و تحلیل رفتارهای خشونت ‏آمیز و مخل امنیت، گذشته از این منظر، محورهای اصلی بحث مؤلف را شکل می ‏دهد. در پایان نیز نویسنده ضمن آسیب‏ شناسی ساختار قومی، جهت پرهیز از تعمیق گسست های هویتی و بروز خشونت، راهبردهایی را پیشنهاد کرده است.

قومیّت‌ و امنیّت‌ (تأثیر سیاستهای قومی رژیم پهلوی درپیدایش جنبش‏های قومی دسته جمعی در ایران)

قومیّت‌ و امنیّت‌ (تأثیر سیاستهای قومی رژیم پهلوی درپیدایش جنبش‏های قومی دسته جمعی در ایران)

دوره 1، پیش شماره 2، تابستان 1377، صفحه 207-234

هوشنگ امیراحمدی، حسن شفیعی

چکیده  تاریخ‏ جهان درقرن بیستم شاهد جنبش های قومی دسته‏ جمعی متعددی در کشورهای توسعه نیافته و درحال توسعه بوده است. برای نمونه می‏ توان حکومت های دمکراتیک و دیکتاتوری از قبیل کانادا، بریتانیا، اسپانیا، هند، سودان،نیجریه، آفریقای جنوبی و اندونزی را نام برد.مقاله حاضر درپی ترسیم چارچوبی تئوریک است که به تبیین علل زمان‏ بندی و اشکال جنبش های قومی دسته‏ جمعی بپردازد و آن را درمورد ایران به کار برد. درخصوص علل بروز خشونت سیاسی به‏ طور کلی و جنبش های قومی دسته‏ جمعی بالاخص،مطالب‌ گسترده‌ای‌ وجود دارد. این‌ مطالعات‌ شامل‌ تحلیلهای‌ کمّی‌ (برای‌ مثال‌،پروین‌ 1973، ریچاردسون‌ 1960، دویچ‌ 1961، روسل‌ 1966، میدلارسکی‌ 1982، ناگل‌1974، سیگلمن‌ و سیمپسون‌ 1977) و تبیینهای‌ کیفی‌ (برای‌ مثال‌، اکشتین‌ 1964، برینتون‌1969، روزنا 1964، روبرتسون‌ 1983 و ارسپرانگ‌ 1984)می‌شود.

قومیت و سیاست

قومیت و سیاست

دوره 1، پیش شماره 1، بهار 1377، صفحه 125-152

تی. دیوید میسون

چکیده از پایان جنگ جهانی دوم به بعد، جهان شاهد احیاء موضوع قومیت ها به مثابه یک معضل در سیاست، موضوعی مهم در زمینه بسیج سیاسی مردم، و منبعی برای منازعات داخلی و بین المللی بوده است. اهمیت سیاسی موضوع قومیت نه تنها در در قلمرو سرزمین های تحت استعمار جهان سوم، بلکه در دموکراسی های فراصنعتی پیشرفتة اروپای غربی و شمال آمریکا و نیز بسیاری ملل کمونیست چون اتحاد جماهیر شوروی آنچه مؤلف در این مقاله در پی بیان آن برای خواننده می باشد، این است که: به علت اهمیت بیش از حد قومیت، ما باید توجه بیشتری به این موضوع داشته باشیم. همان گونه که نویسنده اظهار داشته، این نکته بسیار شگفت انگیز است که به رغم نقش حیاتی موضوع «قومیت ها» و نقش مؤثر آن در جهان معاصر، حجم آثار پژوهشی در این خصوص بسیار اندک است و سؤالاتی از قبیل اینکه اشکال نوین قومیت چیست، چگونه نقش ایفاء می کند و… همچنان بی پاسخ مانده اند.

سیاست قومی

سیاست قومی

دوره 1، پیش شماره 1، بهار 1377، صفحه 153-182

مارتین مارجر، اصغر افتخاری

چکیده تکوین ملت ـ کشورها و گسترش اروپا از قرن پانزدهم میلادی، برای اولین بار جوامعی را اجاد کرد که دارای گروه های نژادی و قومی متمایز بوده و در درون یک نظام اقتصادی و سیاسی مشترک و واحد با هم زندکی می کردند. اما ظهور جوامع چند قومیتی پدیده تاریخی جهان معاصر بوده و زائیده حوادث جهانی متعددی است. عوده ترین عوامل مهاجرت های گسترده طی قرون نوزده و بیست و تأسیس دولت های تازه مؤلف در این مقاله به ارائه شرحی جامع و مستند در خصوص انواع الگوهای رایج در سطح جهانی برای حل مسأله قومیت ها پرداخته است. بزعم او با تأمل در سیاست های موجود میتوان سه الگوی مادر را استخراج نمود:
اول ـ سیاست همانند سازی که به دو صورت فرهنگی و ساختاری اعمال شده است و نقطه مقابل سیاست تکثرگرایانه می باشد. دو شاخه اصلی سیاست تکثرگرایانه در حقیقت به عنوان موارد دوم و سوم از الگوهای سیاست قومی مطرح هستند، که عبارتند از:
دوم ـ تکثرگرایانه مساوات طلبانه که در آن گروه های قومی بسان گروه های ذی نفع درآمده و در سیاست کشور نقش ایفاء می‏کنند.
سوم ـ تکثرگرایی غیر مساوات طلبانه که اشکال متنوعی از قبیل استعمار داخلی و امحاء قومیت ها را در برمی گیرد.
در پایان این نوشتار، مؤلف بیان می دارد که این سه مدل نمی توانند تمام واقعیت های مربوط به سیاست قومی را در عصر حاضر برای ما توصیف کنند. لذا مقوله «سیاست قومی» توجه بیشتری را از سوی محققان می طلبد و اینکه ما باید از این رهگذر تلاش کنیم تا زوایای دیگر سیاست قومی را دریابیم و به ارائه الگوهای تازه ای همت گماریم.

منابع قومی ناسیونالیسم

منابع قومی ناسیونالیسم

دوره 1، پیش شماره 1، بهار 1377، صفحه 183-206

آنتونی اسمیت

چکیده با گذشت بیش از 40 سال از جنگ جهانی دوم، کشورهای معدود جدیدی در اثر جدایی قومی بوجود آمدند. از استقلال ایسلند تا جدایی کشورهای بالتیک، تنها دو کشور جدید قومی ظهور کردند: سنگاپور و بنگلادش. البته جهان شاهد پیدایش کشورهای جدید متعددی در دورة استعمارزدایی در آسیا و آفریقا بود که قومیت [عموماً] عامل مؤثر در شکل گیری آنها نبود. در عین حال در دو سال گذشته بیش از ده کشور تعریف شده از لحاظ قومی پدیدار مؤلف در این نوشتار، در خصوص یک پدیده سیاسی بس مهم سخن گفته است که از آن به «خیزش ناگهانی قومیت» تعبیر می کند. او بر این باور است که حتی در عصر حاضر، معضل «قومیت» بعنوان مشکلی بس بزرگ بر سر راه بسیاری از کشورها خودنمایی می کند. ناسیونالیسم قومی شکل تازه ای از قومیت و ملیت است، که امروزه در سطح جهانی نقش آفرینی می کند. حقیقت این است که تصور جهانی فارغ از ناسیونالیسم قومی غیر ممکن است چرا که انسانها در جوامعی زندگی می کنند که ذاتاً گوناگون هستند و همین گوناگونی است که به تنوع در مقام هویت منجر می شود، به گونه ای که تنوع هویت ها امری معمولی و بدایی می نماید. در همین ارتباط، مؤلف از اشکال مختلف تبلور قومیت در دو برهه زمانی متفاوت سخن می گویند: یکی عصر جدید که در آن عوامل مؤثر بسیار متنوع است و طیف گسترده ای را شامل می شود و دیگری در عصر ماقبل عصر مدرن که بطور مشخص جهار عامل اصلی را در بر می گیرد:
1) قلمرو ارضی که تعلق خاصی بین آن و صاحبان آن وجود دارد
2) مبارزان مستمر و پیگیر با دشمنان
3) بروز اشکال سازمان یافته از دین
4) اقسام قوم برتر. مؤلف در انتهای مقاله، نگاهی گذرا به سازو کار تغییر در سطح ملی ـ قومی دارد.