کلیدواژه‌ها = آمریکا
تعداد مقالات: 23
تحول دیپلماسی عمومی آمریکا در قبال جهان اسلام؛ از پیام‏ پایگی تا ارتباط‏ محوری

تحول دیپلماسی عمومی آمریکا در قبال جهان اسلام؛ از پیام‏ پایگی تا ارتباط‏ محوری

دوره 23، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 205-254

محمد شاد، فواد ایزدی، سعیدرضا عاملی رنانی

چکیده بررسی‏ های این مقاله نشان می‏ دهد که کانون تمرکز کارگزاران دیپلماسی عمومی آمریکا، از تلاش برای توزیع نظام منسجمی از «پیام‌ها» به تجمیع منابع در جهت ایجاد شبکه‌ای درهم‌تنیده از «روابط» منتقل شده است. بر این اساس، مخاطبین دستگاه دیپلماسی عمومی آمریکا در جهان اسلام، بیش از آنکه در فرآیندی «یک‌سویه» و «اطلاع‌محور» تعداد معینی از «بینندگان، خوانندگان و شنوندگان منفعل، منفرد و مردد» برای شبکه‏ های تلویزیونی، مجلات، درگاه‏ های اینترنتی و کانال‌های رادیویی آمریکایی را شامل شود، در فرآیندی «دوسویه» و «ارتباط‌‌محور» شبکه قابل‌توجهی از «مشارکت‌کنندگان فعال، همسو و متشکل» را در بر می‌گیرد که در طیف متنوعی از برنامه‌های مبتکرانه‌ اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حقوق‌بشری آمریکایی، مشارکت همدلانه دارند؛ کنشگرانی که بر اساس تصریح این اسناد، «شبکه شرکای راهبردی» ایالات‌متحده و «مأمورین تغییر» در جوامع دستخوش گذار خواهند بود.
 

تکوین و تکامل تحریم ‏های مالی در سیاست خارجی آمریکا

تکوین و تکامل تحریم ‏های مالی در سیاست خارجی آمریکا

دوره 23، شماره 1، بهار 1399، صفحه 83-114

وحید نوری

چکیده آمریکا پیشگام استفاده از تحریم های اقتصادی در سطح جهانی است. از سال 3222 بدین سو با کاربست
در سیاست تحریم هستیم. این مقاله درصدد واکاوی این پدیده » تغییر پارادایم « شاهد » تحریمهای مالی «
بنیان های تحریم های مالی ایالات « پیچیده و چندوجهی و پاسخ به این سؤال اصلی و کانونی است که
فرضیه مقاله این است که تحریمهای مالی مبتنی بر دو بنیان اصلی است که پیشگامی »؟ متحده کدامند
ایالات متحده در آنها، امکان استفاده انحصاری از تحریمهای مالی را برای سیاست خارجی این کشور
فراهم آورده است: نخست، تکوین رژیم حقوقی مبارزه با پولشویی آمریکا و جهانیشدن آن و دوم،
تحریم مالی از چه جایگاهی در « مرکزیت دلار در نظام مالی جهانی. سؤال دوم مقاله این است که
استدلال نویسنده این است که درک سیاستگذاران »؟ سیاست خارجی ایالات متحده برخوردار است
آمریکایی از کارآمدی تحریم های مالی منجر به ارتقاء این ابزار در میان ابزارهای سیاست خارجی و
تبدیل خزانه داری از نهادی حاشیه ای به نهادی مرکزی در هدایت سیاست خارجی و امنیتی ایالات
متحده شده است.

بررسی مقایسه‏ ای استراتژی‌های امنیت ملی آمریکا در قرن بیست‌و‌یکم

بررسی مقایسه‏ ای استراتژی‌های امنیت ملی آمریکا در قرن بیست‌و‌یکم

دوره 23، شماره 1، بهار 1399، صفحه 115-152

شهاب جهانیان، سعید اسلامی

چکیده  
این مقاله از طریق بررسی مقایسه‏ ای پنج استراتژی‌ امنیت ملی اخیر آمریکا، شیوه قالب‌بندی و توجیه عناصر اصلی سیاست‌های امنیتی و خارجی این کشور را در دولت‌های بوش، اوباما و ترامپ با یکدیگر مقایسه کرده است. دولت‏های بوش و اوباما در تعریف کلی مسئلۀ تهدید و چالش‌های پیش روی آمریکا با هم اختلاف داشته‌اند، اما عمدتاً در زمینۀ اهداف امنیت ملی هم‌نظر هستند. اختلاف اساسی آنها در زمینۀ اهمیت نسبی نظم بین‌الملل است. همچنین، استراتژی‌های امنیت ملی بوش و اوباما دربارۀ ابزارها و رویکردهای سیاست خارجی تا حد زیادی (منهای جنگ پیش‌دستانه) شبیه یکدیگرند. این در حالی است که در دولت ترامپ، زبان بیان مسئله (شناسایی تهدیدها) و ارائۀ اهداف و رویکردها تغییر کرده است و در پرتو واقع‌گرایی اصولی و خوداتکایی ملل، استراتژی «اول آمریکا» با نفی مسئولیت‌های بین‌المللی، کاستن از تعهدات نظامی، حمایت‌گرایی اقتصادی و تحریم و همچنین کاربست ملی‌گرایی، تفاوت قابل توجهی را منعکس می‌کند.
 

برخورد نقش‌ها در خاورمیانه و تنش در روابط آمریکا و ترکیه

برخورد نقش‌ها در خاورمیانه و تنش در روابط آمریکا و ترکیه

دوره 22، شماره 85، پاییز 1398، صفحه 107-133

ولی گل‏ محمدی

چکیده این مقاله به­دنبال فهم نظام­مند چرایی تنش در روابط آمریکا و ترکیه، از طریق ایجاد رابطه معنادار بین تحولات ساختاری در نظام بین­الملل و تغییر در روابط هژمون در حال افول با یک قدرت منطقه­ای درحال ظهور در خاورمیانه است. فرضیه مقاله این است که بی­ثباتی در روابط آمریکا و ترکیه خروجی ­گذار از نظم آمریکایی پساجنگ سرد به بی‏نظمی پساآمریکایی در ژئوپلیتیک خاورمیانه است. در واقع، تحول در موازنه قدرت بین­المللی موجب تغییر در برداشت رهبران ایالات متحده از نقش خاورمیانه­ای آمریکا و کاهش تعهدات راهبردی آن در شکل­دهی به نظم ژئوپلیتیکی این منطقه شده است. تغییر در نقش خاورمیانه­ای آمریکا موجب تغییر در برداشت آنکارا از نقش خاورمیانه­ای ترکیه و پیگیری راهبردهای مستقل از متحدان غربی برای بازتعریف جایگاه خود به‏عنوان قدرت منطقه­ای نظم­ساز شده است. بنابراین، برخورد نقش­های خاورمیانه­ای دو متحد سنتی در وضعیت گذار نظام بین­الملل می‏تواند منطق تنش و بی­ثباتی در روابط آمریکا و ترکیه را تبیین کند. نظریه نقش، چارچوب نظری مقاله است که بر اساس آن تغییر نقش قدرت خارجی در یک منطقه منجر به ساختار اجتماعی متفاوت در نظم ژئوپلیتیکی آن منطقه و درنتیجه تغییر و تطبیق در نقش قدرت­های منطقه­ای می‏شود.
 

رابطه دانش و قدرت در جنگ سرد؛ بررسی تجربه شبکه‌سازی روشنفکران توسط آمریکا

رابطه دانش و قدرت در جنگ سرد؛ بررسی تجربه شبکه‌سازی روشنفکران توسط آمریکا

دوره 22، شماره 83، بهار 1398، صفحه 123-166

فؤاد ایزدی، محمد شاد

چکیده بررسی‏های این مقاله نشان می‏دهد شبکه روشنفکران ایجادشده توسط آمریکا در دوران جنگ سرد، با درک ناکارآمدی مواجهه سخت و سلبی با اندیشه چپ، ضمن به‏رسمیت‏شناختن این گرایش، با رویکردی نرم و ایجابی اقدام به ارائه خوانشی درونی از آن در قالب «چپ غیرکمونیستی» کردند. این شبکه با تولید و پشتیبانی از این ایده که در عین تعلق معرفتی به ایدئولوژی چپ، کمونیسم را در خود استحاله کرده و نگرشی کاملاً انتقادی به آن داشت، الگوی جایگزینی را توسعه داد که ضمن تضعیف پایه‌های مشروعیت حکومت‌های اروپای شرقی، عملاً مقاصد سیاسی نهادهای قدرت و تأمین‌کنندگان مالی آن که مهار و جلوگیری از افزایش نفوذ اتحاد جماهیر شوروی بود، را تأمین کرده است.
 

روابط فراآتلانتیک پس از برگزیت و ترامپ؛ پیامد‌ها برای ایران

روابط فراآتلانتیک پس از برگزیت و ترامپ؛ پیامد‌ها برای ایران

دوره 21، شماره 81، پاییز 1397، صفحه 161-184

عزیزاله حاتم‌زاده، یاسر نورعلی‌وند

چکیده باتوجه‏ به اینکه هم‏گرایی و واگرایی در روابط فراآتلانتیک و نقش بریتانیا در اتحادیه اروپا همواره دو متغیر مهم تأثیرگذار بر روابط اتحادیه اروپا و ایران بوده است، در این مقاله این سؤال مطرح شده که وقوع برگزیت و روی‏کارآمدن ترامپ چه تأثیری بر روابط فراآتلانتیک و چه پیامدهایی برای ایران دارد؟ فرضیه مقاله این است که برگزیت و روی‏کارآمدن ترامپ با ایجاد شکاف بی‌سابقه در روابط فراآتلانتیک و کسری امنیت در اروپا، اتحادیه اروپا را به‏سمت کاهش وابستگی راهبردی و دفاع از ارزش‌ها و منافع خود سوق داده است. باتوجه‏به تجارب گذشته، این تحولات حاوی‏ فرصت‏های کم‌نظیری برای توسعه روابط جمهوری اسلامی ایران با اروپا است؛ به‏ویژه که ایران خود یکی از موضوعات محوری اختلاف و ازجمله عوامل مهم ایجاد شکاف در دو سوی آتلانتیک است.
 

همگرایی و واگرایی فراآتلانتیکی در امنیتی‏ سازی جمهوری اسلامی ایران؛ روندها و الگوها

همگرایی و واگرایی فراآتلانتیکی در امنیتی‏ سازی جمهوری اسلامی ایران؛ روندها و الگوها

دوره 21، شماره 79، بهار 1397، صفحه 121-144

محمدرضا تخشید، عزیزالله حاتم‏ زاده

چکیده نویسندگان این مقاله با طرح این سوال که دوری و نزدیکی مواضع آمریکا و اروپا به یکدیگر در برابر جمهوری اسلامی ایران ریشه در چه مسائلی دارد، ضمن بررسی روندها و تجارب موجود، این فرضیه را مطرح کرده‏اند که میزان همگرایی و واگرایی آمریکا و اروپا در مورد جمهوری اسلامی ایران به موفقیت آمریکا در امنیتی‏سازی ایران برای اروپا بستگی دارد. به میزانی که آمریکا در این زمینه موفق شده، اروپا را بیشتر با خود همراه کرده و همگرایی‏ آن‏ها در رابطه با ایران افزایش یافته است. تناسب راهبردها و سیاست‏های اروپا و آمریکا و همراهی رهبران آنها، میزان پذیرش مرجعیت آمریکا و مقبولیت آن نزد اروپایی‏ها در دوره‏های مختلف و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مواردی هستند که در پذیرش یا نپذیرفتن این کنش امنیتی‏سازی توسط اروپا و در نتیجه همگرایی یا واگرایی فراآتلانتیکی در رابطه با ایران نقش داشته‏اند.
 

مطالعه مقایسه‌ای فرهنگ استراتژیک آمریکا و چین

مطالعه مقایسه‌ای فرهنگ استراتژیک آمریکا و چین

دوره 17، شماره 65، پاییز 1393، صفحه 197-236

حسین سلیمی، لیلا رحمتی‌پور

چکیده فرهنگ استراتژیک توانایی تأثیرگذاری بر نگرش نخبگان و دولتمردان و همچنین جامعه یک کشور را داشته و از این قابلیت نیز برخوردار می‌باشد که نحوه عملکرد آنها را در عرصه‌های مختلف تعیین نماید. بدین ترتیب شناسایی مؤلفه‌های شکل‌دهنده به مبانی هویتی کشور و از آن جمله فرهنگ استراتژیک کشورها کمک بسیار موثری در فهم چرایی کنش کشورهای مختلف- از جمله قدرت‌های بزرگی چون ایالات متحده آمریکا و چین- به دست می‌دهد. بر این اساس، پژوهش حاضر تلاش می‌کند با شناسایی و احصاء مؤلفه‌های شکل دهنده به فرهنگ استراتژیک ایالات متحده آمریکا که دارای ویژگی تهاجمی‌اند و چین که دارای خصلت تدافعی است، به مقایسه آنها پرداخته و وجوه افتراق و اشتراک آنها را تشریح نموده و در نهایت، به تبیین و تشریح تأثیر این مؤلفه‌ها بر سیاست خارجی آن دو در خاورمیانه بپردازد.  

تحریم؛ ابزار آمریکا برای تغییر محاسبه هسته‌ای ایران

تحریم؛ ابزار آمریکا برای تغییر محاسبه هسته‌ای ایران

دوره 16، شماره 62، زمستان 1392، صفحه 119-156

محمد جمشیدی

چکیده ایالات متحده در دوره اوباما، در سیاست اعلامی خود، به دنبال تغییر محاسبات راهبردی رهبران جمهوری اسلامی ایران در برنامه هسته‌ای بوده و در این رابطه از تحریم با هدف فلج‌کردن اقتصاد ایران استفاده کرده است. بنابراین، سؤال اساسی این است که انتظار واشنگتن از کارکرد رژیم تحریم‌ها بر ضد جمهوری اسلامی ایران چیست و نتیجه نهایی آن که تغییر محاسبه است بر اساس چه مکانیسمی محقق می‌شود؟ این مقاله با بررسی سیاست‌های تحریمی، ایجاد تردید و شکاف سیاسی میان مسئولین نظام و شورش مردمی را مهمترین هدف مورد نظر آمریکا از تحمیل رژیم تحریم‌ها بر ضد ایران می‌داند و از دیپلماسی اجبار به عنوان چارچوب نظری استفاده نموده است.    

دیاسپورا و روابط دوجانبه؛
مطالعه موردی آمریکاییان هندی‌تبار

دیاسپورا و روابط دوجانبه؛ مطالعه موردی آمریکاییان هندی‌تبار

دوره 16، شماره 59، بهار 1392، صفحه 27-52

طیبه واعظی

چکیده در سال‌های اخیر، دیاسپوراها به عنوان یکی از بازیگران غیردولتی بین‌المللی مطرح شده و نقش‌های مهمی در عرصه بین‌الملل و روابط خارجی دولتها ایفا کرده‌اند. نقش و جایگاه آنها در عرصه روابط بین‌الملل به حدی حائز اهمیت است که امروزه در بسیاری از کشورها به آنها به عنوان ابزار قدرت نرم نگریسته و تلاش می‌شود از آنها در حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، فناوری و انتقال دانش بهره‌برداری شود. دیاسپوراها بسته به نوع رابطه با کشور میزبان و مبدأ تلاش می‌کنند بر روندهای سیاسی هر دو اثر بگذارند و از این طریق به اهداف مورد نظر دست یابند. سئوال مقاله حاضر اینست که "دیاسپوراها چگونه بر روابط خارجی کشورها اثر می‌گذارند؟" برای پاسخ به این پرسش نقش دیاسپورای هندی و شیوه‌های مورد استفاده آنها برای اثرگذاری بر روابط دوجانبه هند و آمریکا مورد مطالعه قرار خواهد گرفت. فرضیه مقاله حاضر عبارتست از «دیاسپورا از روش‌های مستقیم و غیرمستقیم سیاسی و اقتصادی برای اثرگذاری بر روابط خارجی کشورها استفاده می‌کند».

ملاحظات امنیت ملی و غرب‌گرایی در سیاست خارجی ترکیه

ملاحظات امنیت ملی و غرب‌گرایی در سیاست خارجی ترکیه

دوره 15، شماره 58، زمستان 1391، صفحه 171-198

عبداله قنبرلو

چکیده این مقاله به دنبال تبیین پیوند ملاحظات امنیت ملی با سیاست خارجی غرب‌گرایانه ترکیه است. بررسی تحولات سیاسی و روابط خارجی ترکیه و سلف آن امپراطوری عثمانی طی سده‌های اخیر نشان می‌دهد دو دغدغه امنیت ملی در جهت‌دهی به سیاست خارجی این کشور نقش اساسی داشته است: سلطه خارجی و واگرایی داخلی. این دو موضوع که وابستگی نزدیکی به یکدیگر دارند، عمدتاً ریشه در ژئوپولیتیک خاص عثمانی/ ترکیه داشته‌اند. آنها باعث شده‌اند گرایش و اتکا به غرب به یک ویژگی‌ غالب و دائمی سیاست خارجی جمهوری ترکیه طی سده اخیر تبدیل شود. برای غرب نیز حفظ ترکیه به مثابه یک متحد استراتژیک به منظور مهار قدرت‌های رقیب اهمیت اساسی داشته است.

جنبش اخوان المسلمین و آینده سیاست خارجی مصر

جنبش اخوان المسلمین و آینده سیاست خارجی مصر

دوره 15، شماره 55، بهار 1391، صفحه 103-126

محمد محمودیان

چکیده این مقاله، ضمن بررسی اجمالی تاریخچه جنبش اخوان المسلمین مصر به عنوان مدخلی بر بحث، به جایگاه این جنبش در روند تحولات بیداری اسلامی در این کشور می‌پردازد و تلاش دارد نقش آن را در آینده سیاست خارجی مصر تبیین نماید. پرسش اصلی نویسنده این است که جایگاه و نقش اخوان المسلمین در تحولات اخیر مصر چیست و چگونه این جنبش، به رغم ضربات سنگین وارده در مقاطع مختلف از سوی حکام مصر، توانسته در تحولات بیداری اخیر در این کشور، نقش مثبت و تأثیرگذار ایفا کند و حتی بر کرسی ریاست جمهوری نیز تکیه  بزند؟ بحث اصلی مقاله این است که شرایط فعلی جامعه مصر، با عنایت به عوامل فعال صحنه سیاسی از سلفی‌های تندرو گرفته تا اخوان و لیبرال‌ها، سیاست خارجی این کشور در قبال مسائل استراتژیک نظیر مسئله فلسطین، آینده روابط مصر و اسرائیل، نوع رابطه با آمریکا و از سرگیری روابط با ایران، چگونه رقم خواهد خورد.

فرایند ملت ـ دولت‏سازی، شکل‏گیری هویت ملی و بازسازی در عراق: تجارب تاریخی و دورنمای آینده

فرایند ملت ـ دولت‏سازی، شکل‏گیری هویت ملی و بازسازی در عراق: تجارب تاریخی و دورنمای آینده

دوره 13، شماره 47، بهار 1389، صفحه 5-36

داوود غرایاق زندی

چکیده

عراق کشوری با نود سال سابقه تاریخی است، اما در طی این مدت هنوز نتوانسته بر مشکلات تحکیم بنیان‏های مادی و معنوی خود فایق آید. در بخش دولت‏سازی، سه مشکل اصلی عراق شامل نقش بریتانیا در ایجاد دولت‏سازی ناقص، نفوذ و حضور نظامیان در حکومت و قدرت سیاسی و در نهایت، تحصیل‏دار بودن دولت عراق می‏باشد. بخش دوم فرایند ملت‏سازی را مورد بحث قرار داده و نشان می‏دهد مشکل ساختگی‏بودن عراق، تعارض مفاهیم مختلف ملی‎گرایی و در نهایت، ترکیب ملی‏گرایی با ایدئولوژی‎های مختلف، باعث مشکله هویت ملی در عراق شده است. در بخش بازسازی عراق پس از سال 2003 نیز فرایندهای طی‏شده و دورنمای آینده را با توجه به تجارب تاریخی مورد بررسی قرار می‏دهد

بازیگران مؤثر بر عراق آینده:
منافع و سناریوها

بازیگران مؤثر بر عراق آینده: منافع و سناریوها

دوره 13، شماره 47، بهار 1389، صفحه 37-58

محمدعلی قاسمی

چکیده

در صحنه معادلات قدرت در عراق جدید، چهار دسته از بازیگران، یعنی آمریکا و نیروهای ائتلاف، گروههای قومی و مذهبی داخلی، همسایگان عراق و سازمان‏های تروریستی و خشونت‏طلب جهانی حضور دارند و هر یک می‏کوشند آینده‏ای برای عراق رقم زنند که دلخواه و مطلوبشان است.در این مقاله، کوشش می‏شود با تحلیل اهداف، امکانات، منافع و استراتژی‏های بازیگران مزبور، برآوردی از اوضاع کنونی و آینده عراق در قالب سناریوهای کوتاه مدت ارائه شود و در پرتو آن، سناریوی مطلوب جمهوری اسلامی ایران در بین گزینه‏های محتمل عراق آینده، ارزیابی و مورد تحلیل قرار گیرد.

آمریکا و بحران هسته‏ ای ایران

آمریکا و بحران هسته‏ ای ایران

دوره 11، شماره 42، زمستان 1387، صفحه 827-852

عبداله قنبرلو

چکیده محور سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران، طی دوره جورج دابلیو. بوش، به ویژه در چهار سال دوم، فعالیت‏های هسته‏ای ایران بود. به رغم موضع‏گیری‏های مختلفی که از سوی مقامات دستگاه اجرایی و کنگره آمریکا در مورد فعالیت‏های هسته‏ای ایران به عمل آمد، سیاست عملی کاخ سفید استفاده از مجازات‏های غیرنظامی (حتی‏الامکان چندجانبه) به منظور تغییر رفتار ایران مطابق با ملاحظات امنیتی آمریکا بود. البته، تنش‏های موجود بین آمریکا و ایران نه محدود به فعالیت‏های هسته‏ای ایران است و نه محصول سیاست امنیتی دولت بوش در عرصه بین‏الملل می‏باشد. ریشه مسائل، بازیگری ناهماهنگ ایران در سیستم بین‏المللی مطلوب آمریکاست. در این میان، برنامه هسته‏ای زمینه‏ای برای تشدید و در عین حال، چندجانبه‏سازی فشارهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران به شمار می‏رود.

تحولات مفهوم آمریکاستیزی در سیاست خارجی روسیه با تأکید بر سیاست خارجی پوتین

تحولات مفهوم آمریکاستیزی در سیاست خارجی روسیه با تأکید بر سیاست خارجی پوتین

دوره 11، شماره 42، زمستان 1387، صفحه 853-876

علی‌رضا نوری

چکیده آمریکاگرایی و آمریکاستیزی در دورة شوروی، تأثیر مستقیمی بر رفتار نخبگان و گروه‌های سیاسی این کشور داشت. این تأثیر مکرّر، به ناگزیر، در قالب عنصری از فرهنگ سیاسی شوروی، به دورة پس از فروپاشی آن منتقل و بر مشی نخبگان سیاسی، به ویژه بر رفتارهای سیاست خارجی آنها تأثیر ‌گذاشت. در دورة یلتسین، تحت تأثیر نابسامانی‌های هویتی و تسلط رویکردهای ایدئولوژیکی، تأثیر تأکید بر هر دو وجه این مؤلفه بر رفتارهای سیاست خارجی، به صورت دوره‌های متفاوت تعامل و تضاد با این کشور بروز یافت. در دورة پوتین، با معرفی آمریکا به عنوان بزرگترین مانع در مسیر احیاء قدرت بزرگ روسیه، روندهای آمریکاستیزانه، به ویژه در دور دوم وی به اوج رسید و پس از تجربة ناموفق همگرایی با آمریکا در قالب عمل‌گرایی محافظه‌کار، رویکرد «مقاومت مستقیم» در برابر این کشور، در قالب عمل‌گرایی تهاجمی، پی گرفته شد. نوشتار حاضر، در حد توان، با تمرکز بر دورة پوتین، به بررسی چگونگی این روندها خواهد پرداخت.

اسرائیل و استمرار تنش‏ها میان ایران و آمریکا

اسرائیل و استمرار تنش‏ها میان ایران و آمریکا

دوره 11، شماره 39، بهار 1387، صفحه 135-164

عبداله قنبرلو

چکیده بی‏اعتمادی‏های جاری در تعاملات ایران و آمریکا، محصول شرایطی است که عمدتاً با هویت‏های سیاسی ناهمگون دوطرف در پیوند است. در این میان، نقش اسرائیل به عنوان متغیری تنش‏زا بسیار اساسی است، زیرا نه جمهوری اسلامی ایران حاضر است با بازیگری اسرائیل در منطقه کنار بیاید و نه آمریکا می‏تواند نسبت به فشارها و تهدیدات ایران علیه متحد دیرینه خود در منطقه بی‏تفاوت باشد، به ویژه آنکه یهودیان آمریکا در مقام قدرتمندترین لابی تأثیرگذار بر نهادهای جهت‏دهنده به سیاست خارجی، سیاست خاورمیانه‏ای این کشور را تحت نفوذ خود درآورده‏اند. امروزه عمده‏ترین اتهامات آمریکا علیه ایران شامل تلاش برای جلوگیری از صلح در خاورمیانه، تلاش برای ساخت سلاح‏های انهدام جمعی، حمایت از تروریسم و نقض دموکراسی و حقوق بشر، به انحاء مختلف با امنیت اسرائیل در پیوند است. از این‏رو، اگرچه همکاری‏های محدود و تاکتیکی میان ایران و آمریکا امکان‏پذیر است، اما تا زمانی که پیوندهای فعلی آمریکا و اسرائیل جریان دارد، امکان عادی‏شدن روابط دو کشور وجود نخواهد داشت.

بررسی ملاحظات اقتصادی استراتژی 
امنیتی امریکا در خلیج‌فارس

بررسی ملاحظات اقتصادی استراتژی امنیتی امریکا در خلیج‌فارس

دوره 9، شماره 33، پاییز 1385، صفحه 637-664

عبدالله قنبرلو

چکیده استراتژی امنیتی مبتنی بر حضور، نفوذ و مداخله‌گرایی ایالات متحده در منطقه خلیج‌فارس که قدمتی چنددهه‌ای دارد، از مناظر مختلف مورد تحلیل قرار گرفته است. این استراتژی به طور طبیعی تحت تأثیر ملاحظه خاصی نبوده و ملاحظات متعددی به آن جهت داده‌اند؛ اما به نظر می‌رسد که نقش ملاحظات اقتصادی تعیین کننده‌تر بوده است. امنیت جریان انرژی، جذب درآمدهای نفتی و حفاظت از هژمونی دلار، عمده‌ترین ملاحظات اقتصادی استراتژی مذکور را تشکیل می‌دهند. ملاحظات اقتصادی آمریکا در منطقه خلیج‌فارس تابع مستقیم استراتژی کلی این کشور در عرصه بین‌المللی است. بر اساس این استراتژی، ایالات متحده از جریان آزاد و منظم اقتصاد بین‌الملل حمایت می‌کند. چنین رویکردی ریشه در این واقعیت دارد که با توجه به توانمندی‌ها و قابلیت‌های برتری که آمریکا در عرصه بین‌الملل دارد، بیشترین فرصت‌های بهره‌برداری نصیب این کشور خواهد شد و هژمونی آن در عرصه جهانی پشتوانه قوی‌تری به دست خواهد آورد.

اثبات‌گرایی پیچیده؛

روایت نوین آمریکایی از اثبات‌گرایی سنتی

اثبات‌گرایی پیچیده؛ روایت نوین آمریکایی از اثبات‌گرایی سنتی

دوره 6، شماره 20، تابستان 1382، صفحه 363-390

اصغر افتخاری

چکیده «درباره اینکه که چگونه می‌توانیم درباره امنیت و شیوه تحلیل آن اندیشه کنیم، رویکردها و دیدگاههای بسیار متفاوتی وجود دارد… نگرشی که غالب است، معمولاً بر دولت به مثابه یک کلی واحد نظر دارد و صیانت آن را از طریق اعمال و مدیریت قدرت‌واجبار در سیاست بین‌الملل را دنبال می‌نماید. اما تحقیق ما نشان داد که زمان این نگرش‌اثباتی‌به‌پایان‌رسیده‌ودیدگاههای بدیل فرااثبات‌گرایی، امروزه در مدنظرهستند.»

ما و آمریکا: درآمدی فلسفی بر شناخت غرب

ما و آمریکا: درآمدی فلسفی بر شناخت غرب

دوره 3، شماره 7.8، تابستان 1379، صفحه 29-42

حسن حنفی

چکیده مؤلف در این نوشتار ضمن اشاره به ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مقوله ارتباط ایران و آمریکا، اظهار می ‏دارد که این موضوع دارای مبانی فلسفی خاص خود نیز می ‏باشد. نوع نگرش "شرق" و "غرب" به یکدیگر موضوع مهمی است که به ‏طور قطع در وجود یا عدم وجود رابطه ایران و آمریکا مؤثر است. به همین خاطر نویسنده با بررسی تاریخی سیر تعالی و زوال شرق و استیلای غرب، چنین نتیجه می‏ گیرد که: غرب هم‏ اکنون دوره زوال خود را تجربه می‏ کند و بنابراین شرقیان باید بدانند که در فضای تازه ‏ای قرار دارند. فضایی که دیگر در آن غربیان ضرورتا حاکم و شرقیان محکوم نیستند. عصر حاضر عصر شروع اعتلای تازه‏ ای برای شرق است و ما در چنین فضایی باید از رابطه‏ مان با غرب سخن بگوییم. به عبارت دیگر ما باید خود را باور کنیم و سپس با اقتدار تمام در مقام پاسخ ‏گویی به سؤال از وجود یا نوع رابطه با غرب و از آن جمله آمریکا، سخن بگوییم.    

سیاست قدرت وفرهنگ سیاسی:آمریکا و ایران

سیاست قدرت وفرهنگ سیاسی:آمریکا و ایران

دوره 3، شماره 7.8، تابستان 1379، صفحه 55-84

توماس م. ریکس، غلامرضا بهروزلک

چکیده در این نوشتار، نویسنده نخست نگاهی دارد به فرهنگ سیاسی ایران و پس از تعریف و تحدید آن به بررسی ماهیت آن، به ویژه در دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی، می ‏پردازد. نویسنده از رهگذر تحلیل محتوایی و تاریخی فرهنگ سیاسی ایران به این نتیجه می ‏رسد که مردم ایران از نظر فرهنگی با دولت مردان و نظام سیاسی حاکم بر آمریکا و نه مردم آمریکا مخالفت دارند. این مخالفت نیز ریشه در عملکرد سابق دولت آمریکا در ایران دارد که نوعی نارضایتی را در بین مردم دامن زده است. بنابراین اصلاح آن عملکرد و زوال نارضایتی مزبور از مقدمات بحث رابطه ایران و آمریکا به شمار می ‏رود.

ایران و ایالات متحده آمریکا: دستور کاری برای همکاری

ایران و ایالات متحده آمریکا: دستور کاری برای همکاری

دوره 3، شماره 7.8، تابستان 1379، صفحه 85-96

آنتونی اچ. کردزمن، میرقاسم بنی‏ هاشمی

چکیده مؤلف در این نوشتار بیان می ‏دارد که اگرچه تصویر هر یک از دو کشور نزد دیگری بسیار زشت و غیرقابل تحمل است اما، دلایل کافی ‏ای وجود دارد که هر دو نسبت به گذشته اغماض نمایند. ادله ‏ای که مؤلف برمی‏ شمارد عموما منافع راهبردی ‏ای است که نصیب طرفین می ‏شود. به همین خاطر است که دیپلماسی نیز نقش برجسته‏ ای یافته و پرداختن به گفتگوهای انتقادی می ‏تواند گام مؤثری ارزیابی شود. براین اساس اگر چه روابط دو کشور در آینده نزدیک دوستانه نخواهد بود، اما مؤلف بر آن است که حرکتی در دو کشور به سوی یک توافق استراتژیک آغاز شده است. روندی که در حوزه ‏های مختلف و به ویژه اقتصادی قابل مشاهده است. در مجموع نویسنده بدون انکار کردن پیشینه عملکرد نامطلوب آمریکا در ایران، بر آن است تا ادله ‏ای را برای ضرورت نادیده انگاشتن این سابقه ارایه دهد.

طالبان؛تهدیدی بر امنیتی ملی جمهوری اسلامی ایران

طالبان؛تهدیدی بر امنیتی ملی جمهوری اسلامی ایران

دوره 3، شماره 7.8، تابستان 1379، صفحه 244-268

سیدسردار حسینی

چکیده مؤلف در این نوشتار ضمن ارایه یک بحث تاریخی منسجم و جامع از نحوه ظهور و قدرت‏ یابی گروه موسوم به طالبان در افغانستان، به بررسی آثار امنیتی ناشی از پیروزی این گروه در افغانستان بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، پرداخته است.مؤلف با تهدید فرض کردن طالبان برای ایران، به تفکیک از تهدیدات "امنیتی - نظامی" (شامل: همسویی طالبان با آمریکا، ایجاد بحران هیدروپلتیک و بروز احتمالی مناقشه در مرزهای خاوری ایران، تولید و صدور انبوه مواد مخدر، استقرار سازمان مجاهدین خلق و دیگر معارضان انقلاب اسلامی در افغانستان)، تهدیدات اقتصادی (شامل: همسویی طالبان با منافع اقتصادی آمریکا در منطقه، همسویی طالبان با منافع اقتصادی پاکستان در منطقه، همسویی طالبان با منافع اقتصادی عربستان سعودی در منطقه) و بالاخره تهدیدات سیاسی - ایدئولوژیک (شامل مخدوش ‏سازی چهره انقلاب اسلامی و اسلام، خنثی‏ سازی استراتژی تنش ‏زدایی ایران، سیاست پاک سازی دینی - قومی طالبان)، سخن گفته است.