کلیدواژه‌ها = Middle East
تعداد مقالات: 11
امنیت رژیم و منطق اتحادها در خاورمیانه

امنیت رژیم و منطق اتحادها در خاورمیانه

دوره 23، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 105-132

ولی گل محمدی

چکیده این مقاله به‏ دنبال فهم نظام‏ مند منطق اتحادهای ناپایدار در خاورمیانه پساانقلاب‏ های عربی است. دولت‏ های خاورمیانه بر چه اساسی وارد اتحاد با یکدیگر می ‏شوند و رفتار ائتلاف‏ سازی سیال آنها تحت تأثیر چه متغیرهایی است؟ برخلاف رویکردهای جریان اصلی در تبیین ماهیت اتحادها، متغیرهایی همچون موازنه قدرت، آنارشی، هویت و تهدیدات خارجی به ‏تنهایی قادر به فهم سازوکارها و پیچیدگی‏ های تجربی رفتار اتحادسازی دولت‏ های خاورمیانه نیستند. مقاله حاضر با بهره‏ گیری از نظریه‏ های اتحاد در روابط بین‏ الملل، چارچوب تلفیقی «امنیت رژیم» را به عنوان رویکرد آلترناتیوی در فهم ریشه‏ های اتحاد در خاورمیانه پیشنهاد می‏ کند. به ‏رغم تحول در محیط بین ‏المللی و منطقه ‏ای، منافع اصلی برای هر کدام از دولت‏ های خاورمیانه هنوز تأمین بقا و امنیت رژیم سیاسی آنهاست. در واقع، گزینه‏ های روابط خارجی و اتحادسازی دولت‏ های خاورمیانه مبتنی بر کنش پویای آنها به ‏منظور حفظ امنیت رژیم حاکم در مقابل تهدیدات بالقوه داخلی و خارجی است. در چنین شرایطی، اتحادها به عنوان ائتلاف‏ های فراملی میان متحدان بالقوه برای تأمین بقای رژیم‏ های سیاسی فرمول‏ بندی می‏ شود. در راستای آزمون ایده اصلی مقاله، به بررسی موردی ائتلاف ‏های منطقه‏ ای خاورمیانه پرداخته می‏ شود.

برخورد نقش‌ها در خاورمیانه و تنش در روابط آمریکا و ترکیه

برخورد نقش‌ها در خاورمیانه و تنش در روابط آمریکا و ترکیه

دوره 22، شماره 85، پاییز 1398، صفحه 107-133

ولی گل‏ محمدی

چکیده این مقاله به­دنبال فهم نظام­مند چرایی تنش در روابط آمریکا و ترکیه، از طریق ایجاد رابطه معنادار بین تحولات ساختاری در نظام بین­الملل و تغییر در روابط هژمون در حال افول با یک قدرت منطقه­ای درحال ظهور در خاورمیانه است. فرضیه مقاله این است که بی­ثباتی در روابط آمریکا و ترکیه خروجی ­گذار از نظم آمریکایی پساجنگ سرد به بی‏نظمی پساآمریکایی در ژئوپلیتیک خاورمیانه است. در واقع، تحول در موازنه قدرت بین­المللی موجب تغییر در برداشت رهبران ایالات متحده از نقش خاورمیانه­ای آمریکا و کاهش تعهدات راهبردی آن در شکل­دهی به نظم ژئوپلیتیکی این منطقه شده است. تغییر در نقش خاورمیانه­ای آمریکا موجب تغییر در برداشت آنکارا از نقش خاورمیانه­ای ترکیه و پیگیری راهبردهای مستقل از متحدان غربی برای بازتعریف جایگاه خود به‏عنوان قدرت منطقه­ای نظم­ساز شده است. بنابراین، برخورد نقش­های خاورمیانه­ای دو متحد سنتی در وضعیت گذار نظام بین­الملل می‏تواند منطق تنش و بی­ثباتی در روابط آمریکا و ترکیه را تبیین کند. نظریه نقش، چارچوب نظری مقاله است که بر اساس آن تغییر نقش قدرت خارجی در یک منطقه منجر به ساختار اجتماعی متفاوت در نظم ژئوپلیتیکی آن منطقه و درنتیجه تغییر و تطبیق در نقش قدرت­های منطقه­ای می‏شود.
 

موازنه و ثبات دوسطحی در سیاست خاورمیانه‌ای روسیه؛ پیامدها بر امنیت و منافع ایران

موازنه و ثبات دوسطحی در سیاست خاورمیانه‌ای روسیه؛ پیامدها بر امنیت و منافع ایران

دوره 22، شماره 83، بهار 1398، صفحه 73-98

علیرضا نوری

چکیده هدف این مقاله بررسی مفاهیم موازنه و ثبات در سیاست خاورمیانه‌ای روسیه و تهدیدها و منافع متبادر از آن برای ایران است. ازنظر نویسنده، مسکو با توجه‏ به منابع محدود خود و پویایی‌های منطقه به‌ویژه امکان سرریز سریع بی‌ثباتی‌ها و تهدیدها از این جغرافیا به مناطق مجاور و عرصه بین‌الملل، تأمین منافع بلندمدت خود در خاورمیانه را در گرو برقراری موازنه و ثبات راهبردی در دو سطح می‌داند. موازنه‌گری با آمریکا و مساعدت به روابط متوازن بین قدرت‌های منطقه‌ دو اصل موازنه در سطح منطقه‌ای هستند که روسیه آنها را در راستای هدف کلان ایجاد ثبات راهبردی دنبال می‌کند. هرچند همکاری با آمریکا در سطح کلان سیاست موازنه و ثبات روسیه در مفهوم حکومت‌مداری جهانی محدودیت‌هایی برای ایران ایجاد می‌کند، اما برخی ابعاد آن از جمله بازدارندگی در برابر رفتارهای بی‌ثبات‌ساز آمریکا و متحدان آن در راستای منافع تهران است

تحلیل نهادی دولت‌های ورشکسته در خاورمیانه

تحلیل نهادی دولت‌های ورشکسته در خاورمیانه

دوره 21، شماره 80، تابستان 1397، صفحه 135-158

سعید عطار، آرش سعیدی راد، الهام رسولی ثانی آبادی

چکیده اگر دولت‌های ناکارآمد را به سه دسته ضعیف، شکننده و ورشکسته تقسیم کنیم، در قرن بیستم قاره آفریقا مرکز دولت‌های ورشکسته و مناطق خاورمیانه و آمریکای لاتین، مرکز دولت‌های ضعیف و شکننده بودند. اما از اوایل قرن بیست‏ویکم دولت‌های ضعیف خاورمیانه در حال گذار به دولت‌های ورشکسته بوده‏اند؛ به ‌طوری که هم‏اکنون از 10 دولت ورشکسته، سه مورد آن‌ها (عراق، سوریه و یمن) در خاورمیانه هستند. تلاش این مقاله بر شناسایی عوامل موثر بر این گذار است. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که از پنج دلیل شکست دولت، دو عامل فساد و غارتگری دولت و بحران اصلاحات در هر سه کشور فوق مشترک بوده‏اند. ترکیب این دو عامل با عوامل منحصر به فرد در هر کشوری (در عراق، شدت‏گرفتن نزاع‎های قومی- مذهبی؛ در سوریه، زوال اقتدار و رویه‎های دموکراتیک؛ و در یمن، شورش منطقه‏ای) باعث شکست دولت شده است

هزینه ‏های اقتصادی تروریسم در غرب آسیا؛ بررسی تحلیلی

هزینه ‏های اقتصادی تروریسم در غرب آسیا؛ بررسی تحلیلی

دوره 20، شماره 77، آذر 1396، صفحه 111-142

مهدی شاپوری

چکیده این مقاله بر آن است که تروریسم به دو روش بر وضعیت اقتصادی کشورهای غرب آسیا تأثیر گذاشته است: یکی، تخریب مستقیم با حمله به زیرساخت‏ها و منابع مادی و انسانی و دیگری، آسیب‏رسانی غیرمستقیم از طریق تشدید عدم قطعیت و فضای امنیتی. پیامدهای اقدامات تروریستی در منطقه را نیز می‏توان به کوتاه‏مدت و بلندمدت تقسیم کرد. در مجموع، تروریسم تا کنون هزینه‏های اقتصادی قابل توجهی بر کشورهای غرب آسیا تحمیل نموده و  به تداوم توسعه‏نیافتگی در این منطقه کمک کرده است. البته باید به این نکته نیز توجه داشت که تروریسم تنها یکی از ریسک‏های ژئوپلیتیکی در غرب آسیاست و تأثیرگذاری آن بر وضعیت اقتصادی کشورهای منطقه، مستقل از دیگر ریسک‏های ژئوپلیتیکی در این منطقه قابل بررسی و ارزیابی کامل و دقیق نیست.
 

ماهیت اتحادها در خاورمیانه؛ قدرت یا هویت؟

ماهیت اتحادها در خاورمیانه؛ قدرت یا هویت؟

دوره 17، شماره 65، پاییز 1393، صفحه 171-196

الهام رسولی ثانی‌آبادی

چکیده سؤال اصلی این مقاله آن است که ماهیت اتحاد و ائتلاف‌ها در خاورمیانه به عنوان یکی از مهم‌ترین، راهبردی‌ترین و البته پرمنازعه‌ترین مناطق جهان چیست؟ به عبارت دیگر، آیا می‌توان ماهیت اتحادها در این منطقه را به مثابه ماهیت اتحادها در غرب بر اساس انسجام هویتی و شکل‌گیری هویت دسته‌جمعی مشترک بر اساس هنجارهای تکوینی و تنظیمی دانست؟ یا اینکه در بررسی ماهیت و علل شکل‌گیری اتحادهای این منطقه بایستی نقش عوامل هویتی را بسیار کمرنگ دانست و به نقش قدرت و توازن قدرت در کنار توازن تهدید اشاره کرد؟ در پاسخ به این سؤالات، استدلال و فرضیه اصلی این مقاله آن است که بر خلاف نظر بارنت، نظریه‌پرداز روابط بین‌الملل که ماهیت اتحادها در خاورمیانه را هویت و اشتراکات هویتی می‌داند، ماهیت اتحادها در این منطقه بر اساس مصلحت دولت‌ها بوده و ریشه در شرایط مادی و ناشی از توازن قدرت منطقه‌ای و دفع تهدیدات بوده است.  

مطالعه مقایسه‌ای فرهنگ استراتژیک آمریکا و چین

مطالعه مقایسه‌ای فرهنگ استراتژیک آمریکا و چین

دوره 17، شماره 65، پاییز 1393، صفحه 197-236

حسین سلیمی، لیلا رحمتی‌پور

چکیده فرهنگ استراتژیک توانایی تأثیرگذاری بر نگرش نخبگان و دولتمردان و همچنین جامعه یک کشور را داشته و از این قابلیت نیز برخوردار می‌باشد که نحوه عملکرد آنها را در عرصه‌های مختلف تعیین نماید. بدین ترتیب شناسایی مؤلفه‌های شکل‌دهنده به مبانی هویتی کشور و از آن جمله فرهنگ استراتژیک کشورها کمک بسیار موثری در فهم چرایی کنش کشورهای مختلف- از جمله قدرت‌های بزرگی چون ایالات متحده آمریکا و چین- به دست می‌دهد. بر این اساس، پژوهش حاضر تلاش می‌کند با شناسایی و احصاء مؤلفه‌های شکل دهنده به فرهنگ استراتژیک ایالات متحده آمریکا که دارای ویژگی تهاجمی‌اند و چین که دارای خصلت تدافعی است، به مقایسه آنها پرداخته و وجوه افتراق و اشتراک آنها را تشریح نموده و در نهایت، به تبیین و تشریح تأثیر این مؤلفه‌ها بر سیاست خارجی آن دو در خاورمیانه بپردازد.  

پدرسالاری جدید؛ تأملاتی در تعامل دولت و شهروندان در قیام‏های 2011 جهان عرب

پدرسالاری جدید؛ تأملاتی در تعامل دولت و شهروندان در قیام‏های 2011 جهان عرب

دوره 15، شماره 55، بهار 1391، صفحه 37-58

محمدعلی قاسمی

چکیده قیام‏های مردمی در منطقه عربی، از جهت گسترش سریع و زنجیره‏وار آن و سرعت وقوع، موجب حیرت ناظران مسایل خاورمیانه و جهان عرب شد. در این مقاله استدلال می شود که در ورای حوادث مزبور، اعتراض به آنچه هشام شرابی «پدرسالاری جدید» خوانده، قرار داشت. علت گسترش سریع حوادث نیز همین بود. از سوی دیگر، به‌رغم شباهت‏ها، بین حکومت‌های عربی تفاوت‏هایی هم وجود داشته و اختلافاتشان در مواردی چون میزان وجود و حضور نهادهای جامعه مدنی، پیوندها و ارتباطات جهانی حکومت‌ها، شخصیت رهبران اتوکرات و مستبد عرب، مداخله و عدمِ مداخله قدرت‌های(بزرگ) خارجی و ساخت اجتماعی(قبیلگی‏بودن و نبودن آن)، از عوامل مؤثر بر شیوه تعاملِ دولت‌ها با توده مردم و معترضین بوده است. بر این اساس، هر چه کشوری از عناصر پدرسالاری دورتر شده و به اجزاء دموکراتیک‏تر حکومت افزوده شده است،  از برخوردهای خشن‏تر و خونریزی کاسته شده و اعتراض‏ها با کمترین برخورد خشونت‏بار و مسلحانه همراه بوده است.  

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏شدن امنیت خاورمیانه

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏شدن امنیت خاورمیانه

دوره 13، شماره 50، زمستان 1389، صفحه 175-194

نبی‏الله ابراهیمی

چکیده

هدف اصلی این نوشتار، بررسی تأثیر گفتمان سلفی در جهان اسلام بر جهانی‏شدن امنیت خارمیانه است. این پژوهش، طبق رویکرد بابی سعید به مسئله اسلام سیاسی، این مقوله را با پوشش گفتمانی مطالعه می‏کند. اسلام سلفی به مثابه گفتمان، با موضع رادیکال خود در مقابل گفتمان سکولار غرب، تاحد زیادی باعث دل‏مشغولی جامعه بین‏المللی شده است. گفتمان مذکور، به دلیل  به چالش کشیدن نظم بین‏المللی غربی و ارجاع به دال اسلامی- هویتی  خویش، به یکی از مدلولات جهانی‏‏شدن امنیت تبدیل شده و موجب ورود «اسلام سلفی» به سرفصل‏های مطالعات امنیت بین‏الملل شده است. فرضیه این پژوهش اینگونه صورت‏بندی می‏شود که «به دلیل خاستگاه گفتمان اسلام سلفی در خاورمیانه، امنیت این منطقه، در پرتو گسترش آن گفتمان به سایر نقاط جهان، جهانی شده است». با جهانی‏شدن امنیت، گفتمان‌هائی چون اسلام سلفی، با ورود به دنیای مجازی، دال امنیتی خود را بیشتر به رخ می‌کشند. جایی که میان اسلام  سلفی و جهانی‏شدن تطابق حاصل شود، شاهد گستردگی و اشاعه هستی‌شناسی عدم امنیت غربی خواهیم بود.

چشم‏ انداز امنیت انسانی در خاورمیانه سده بیست‏ ویکم

چشم‏ انداز امنیت انسانی در خاورمیانه سده بیست‏ ویکم

دوره 11، شماره 41، پاییز 1387، صفحه 573-600

داود غرایاق زندی

چکیده خاورمیانه به واسطه مسیر ارتباطی، منابع انرژی، تجربیات امپریالیستی و تعارضات فرهنگی‏اش با جهان خارج، محیطی واقع‏گرایانه و مبتنی بر امنیت دولتی، ملی و منطقه‏ای یافته و امنیت انسانی را به حاشیه برده است. این شرایط رهاورد صلح و ثبات برای خاورمیانه نبوده است. برای جبران گذشته و تقویت و حمایت از مسایل انسانی لازم است توجه به توسعه انسانی مدنظر قرار گیرد. این مقاله، به بررسی اصلاحات سیاسی، مسایل اقتصادی و جمعیتی، مسأله انرژی و فناوری‏های جدید به عنوان توسعه انسانی یا آزادی از نیاز و همچنین مسایل عراق، گسترش هسته‏ای، هراس‏پروری و اختلاف اسراییل و فلسطین به عنوان مهمترین موضوعات امنیت انسانی یا آزادی از هراس در خاورمیانه می‏‏پردازد. در پایان نیز پیشنهادهایی برای گذر از بافت کنونی خاورمیانه به سوی امنیت انسانی مطرح شده است.

اسرائیل و استمرار تنش‏ها میان ایران و آمریکا

اسرائیل و استمرار تنش‏ها میان ایران و آمریکا

دوره 11، شماره 39، بهار 1387، صفحه 135-164

عبداله قنبرلو

چکیده بی‏اعتمادی‏های جاری در تعاملات ایران و آمریکا، محصول شرایطی است که عمدتاً با هویت‏های سیاسی ناهمگون دوطرف در پیوند است. در این میان، نقش اسرائیل به عنوان متغیری تنش‏زا بسیار اساسی است، زیرا نه جمهوری اسلامی ایران حاضر است با بازیگری اسرائیل در منطقه کنار بیاید و نه آمریکا می‏تواند نسبت به فشارها و تهدیدات ایران علیه متحد دیرینه خود در منطقه بی‏تفاوت باشد، به ویژه آنکه یهودیان آمریکا در مقام قدرتمندترین لابی تأثیرگذار بر نهادهای جهت‏دهنده به سیاست خارجی، سیاست خاورمیانه‏ای این کشور را تحت نفوذ خود درآورده‏اند. امروزه عمده‏ترین اتهامات آمریکا علیه ایران شامل تلاش برای جلوگیری از صلح در خاورمیانه، تلاش برای ساخت سلاح‏های انهدام جمعی، حمایت از تروریسم و نقض دموکراسی و حقوق بشر، به انحاء مختلف با امنیت اسرائیل در پیوند است. از این‏رو، اگرچه همکاری‏های محدود و تاکتیکی میان ایران و آمریکا امکان‏پذیر است، اما تا زمانی که پیوندهای فعلی آمریکا و اسرائیل جریان دارد، امکان عادی‏شدن روابط دو کشور وجود نخواهد داشت.