کلیدواژه‌ها = هویت
تعداد مقالات: 19
نسبت مفهومی فرهنگ و امنیت: جستاری در چیستی «امنیت فرهنگی»

نسبت مفهومی فرهنگ و امنیت: جستاری در چیستی «امنیت فرهنگی»

دوره 25، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 177-215

فرزاد پورسعید

چکیده در مقاله حاضر، با جستاری در چیستی «امنیت فرهنگی»، به تبیین نظری این مفهوم از منظر نسبت مفهومی فرهنگ و امنیت می‏پردازیم. مفروض مقاله این است که امنیت فرهنگی را به مثابه مفهوم یا حتی پدیدار نمی‏توان درک کرد مگر آنکه به بازشناسی و بازنمایی شقوق مختلف نسبت مفهومی «فرهنگ» و «امنیت» دست یازید. در پاسخ به این مسئله یا پرسش محوری، پردازش مفهومی مقاله حاضر نشان می‌دهد که عناصر و مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده و مقوم امنیت، عمدتاً فرهنگی هستند؛ عناصر و مؤلفه‌هایی همچون وجوه ذهنی، زبانی، معنایی، گفتمانی، تصوری، ادراکی، احساسی، روانی و اخلاقی امنیت، از این جمله‌اند و بدون آن‌ها، تکوین، تقویم و تداوم امنیت ناممکن است. در مقاله حاضر، پس از تعریف مفاهیم فرهنگ و امنیت در مقدمه، به شقوق مختلف نسبت مفهومی فرهنگ و امنیت با تأکید بر فرهنگ به مثابه متغیر مستقل می‏پردازیم. در نتیجه این پردازش، نویسنده در مقام فرضیه مقاله، به چهار نسبت مشخص؛ یعنی «فرهنگ به مثابه یکی از ابعاد و بخش‏های امنیت»؛ «فرهنگ به مثابه موضوع ارجاعی امنیت»؛ «فرهنگ به مثابه شاکله محیط امنیتی» و «فرهنگ به مثابه منبع تهدید امنیت» اشاره کرده است.

گفتمان «هویت‏ مبنا»؛ مبنای حکم‏رانی امنیتی خوب در جمهوری اسلامی ایران

گفتمان «هویت‏ مبنا»؛ مبنای حکم‏رانی امنیتی خوب در جمهوری اسلامی ایران

دوره 25، شماره 1، بهار 1401، صفحه 39-57

فرزاد پورسعید

چکیده پرسش اصلی مقاله این است که گفتمان مبنایی خوب و متناسب حکم‏رانی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران که با کمترین هزینه، پارادوکس و پیامد نامطلوب می ‏تواند امنیت را در این سیستم برقرار کند، کدام است؟ نویسنده در پاسخ، بر آن است که از میان چهار گفتمان «هویت‏ مبنا»، «پیشرفت‏ مبنا»، «قدرت‏ مبنا» و «امنیت ‏مبنا»، گفتمان مبنایی و محوری مناسب برای جمهوری اسلامی ایران، گفتمان «هویت‏ مبنا» یا هویت‏ پایه است. این فرضیه یا گزاره محوری مقاله بدین معناست که تعقیب پیشرفت، تجهیز به قدرت و امنیتی‏ ساختن، تنها در پرتو تکوین هویت و هویت ‏باوری است که می‏ تواند بیشینه امنیت را در جمهوری اسلامی ایران با کمینه هزینه، پارادوکس و پیامد نامطلوب به ارمغان آورد و البته این مهم در گرو آن است که هویت به نحو اولی برگرفته شود نه به نحو ثانوی، یعنی هویت در خدمت قدرت، امنیت و پیشرفت نباشد و بر آن‏ها اولویت یابد. در این برداشت، دوری از آرمان‏ های انقلاب اسلامی ایران یا به تعبیری، سکولارشدن به همین معناست، یعنی وضعیتی که در آن، هویت در خدمت قدرت، امنیت و پیشرفت قرار گیرد یا به لحاظ اهمیت، شأن و منزلتی ثانوی پیدا کند. در این صورت است که حتی امنیت نیز وضعیتی شکننده و متزلزل خواهد داشت و پایدار نخواهد بود.

تاریخ‏ نگاری و تمامیت ارضی ایران

تاریخ‏ نگاری و تمامیت ارضی ایران

دوره 22، شماره 86، زمستان 1398، صفحه 92-112

حسین هژبریان

چکیده این پژوهش به‌دنبال بررسی نقش تاریخ‌نگاری در حفظ تمامیت ارضی ایران است. فرضیه نویسنده این است که اولاً، تاریخ‏‌نگاری در تمام دوره‌‏های تاریخ ایران، مهم‏ترین ابزار برای بازتولید و زنده نگاه‏‌داشتن هویت سرزمینی ایران بوده است. ثانیاً، تاریخ‌‏نگاری با تقویت ملی‏‌گرایی منجر به افزایش اهمیت تمامیت ارضی ایران در نزد کارگزاران و افکار عمومی شده است. با شروع حکومت قاجار، دورانی از درگیری با دو قدرت بزرگ جهان آغاز شد که در سراسر قرن نوزدهم ادامه یافت که در نتیجه آن، بخش­های بزرگی ازسرزمین‌های ایران از آن جدا شدند. در تمامی این تحولات و درگیری‎‏ها، دیوانیان ایران در کنار به‌کار گرفتن فنون دیپلماسی نوین، استنادشان اغلب بر شواهد تاریخی استوار بود و بر این اساس، از تاریخ‏‌نگاری برای احقاق حقوق سرزمینی ایران می­‌کوشیدند. این موجب شد پس از جنگ جهانی اول که تمامیت ارضی ایران به‌مخاطره افتاد، نخبگان ایرانی با استفاده از تجربیات قبلی، تاریخ را در ابعاد بیشتری مورد استفاده قرار دهند و از آن به‌عنوان ابزاری برای حفظ تمامیت ارضی ایران استفاده کنند.
 

تأثیر فرهنگ راهبردی بر تصمیم‏ گیری در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

تأثیر فرهنگ راهبردی بر تصمیم‏ گیری در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

دوره 22، شماره 84، تابستان 1398، صفحه 71-104

حسین سلیمی، امین حجازی

چکیده تجربه نشان می‌دهد کشورهایی با جایگاه بین‌المللی مشابه ولی سنت‌های فرهنگی متفاوت، در مقابل رویدادها و تحولات به روش یکسانی تصمیم‏گیری نمی‌کنند. این ناشی از آن است که فرهنگ راهبردی، نظام ارزشی در زمینه تصمیم‌گیری فراهم می‌کند که سیاست خارجی کشورها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. براین‏اساس، در این مقاله تلاش شده است به این سؤال پاسخ داده شود که فرهنگ راهبردی چگونه بر تصمیم‏گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تأثیر می‏گذارد؟ فرضیه نویسندگان مقاله این است که فرهنگ راهبردی جمهوری اسلامی از طریق تعریف هویت ملی ایرانی- اسلامی و نقش‏های ملی خاص، تصمیم‌گیری سیاست خارجی ایران را تحت تأثیر قرار می‏دهد.
 

خاستگاه هویتی تنش در روابط روسیه و آمریکا و تأثیر آن بر منافع جمهوری اسلامی ایران

خاستگاه هویتی تنش در روابط روسیه و آمریکا و تأثیر آن بر منافع جمهوری اسلامی ایران

دوره 18، شماره 70، زمستان 1394، صفحه 121-156

محمد شاد

چکیده مواجهه و تداخل منافع روسیه و ایالات متحده آمریکا در عرصه‌های گوناگون بین‌المللی، تنها منبعث از بسترها و خاستگاه‌های سیاسی نبوده و واجد ریشه‌ها و علل «شناختی- هویتی» است. این پژوهش با مروری بر ویژگی‌های هویتی و گفتمانی سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا و فدراسیون روسیه، به بررسی ریشه‌های تقابل پرداخته و پس از تشریح روند بروز تنش‌های هویت‌مدار در روابط دو کشور، مترصد پاسخ به این پرسش است که تشدید این تنش‌ها چه تأثیراتی بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران گذارده است؟ در این پژوهش از نظریه الکساندر ونت و تأکید وی بر نقش نظام معنایی حاکم بر یک نظام سیاسی و نیز تأثیر زیرساخت‌های هویتی بر سامانه‌ ترجیحات در سیاست خارجیِ کشورها بهره‌ گرفته شده است. داده‌های این پژوهش نیز با بهره‌گیری از روش اسنادی و کتابخانه‌ای گردآوری شده است.    

چگونگی برساخت «واقعیت ایران» در تمایزسازی گفتمان صهیونیسم

چگونگی برساخت «واقعیت ایران» در تمایزسازی گفتمان صهیونیسم

دوره 18، شماره 67، بهار 1394، صفحه 7-42

شجاع احمدوند، وحیده احمدی

چکیده برساخت و بازتولید هویت یهودیان مبتنی بر اهداف گفتمان صهیونیسم که در حال حاضر اسرائیل بر اساس آنها اهداف و منافع خود را در داخل و در سطح بین‏المللی به پیش می‌برد، یکی از فرایندهای مهم در گفتمان صهیونیسم بوده است. موشکافی و تبیین ابعاد مختلف این سازوکار، شفافیت لایه‌های پنهان در متن رفتارها و رویکردهای مرتبط با صهیونیسم، هم در اسرائیل و هم‌ در خارج از مرزهای آن را به دنبال خواهد داشت. این مقاله با توجه به اهمیت چگونگی برساخت هویت یهودیان همسو با اهداف گفتمان صهیونیسم، تلاش کرده به این سؤال پاسخ دهد که گفتمان صهیونیسم چگونه هویت یهودیان را در قالب اهداف مورد نظر خود بازتولید می‏کند؟ مقاله حاضر نشان خواهد داد که گفتمان صهیونیسم هویت یهودیان را از طریق برساخت «تمایز»، با تأکید بر آنتی ‏سمیتیسم، سازماندهی یهودیان در تشکل‏های صهیونیستی «تمایزساز» و اتخاذ مواضع در قبال «دگر» هویتی، هم‌سو با اهداف این گفتمان بازتولید می‏کند.   

ماهیت اتحادها در خاورمیانه؛ قدرت یا هویت؟

ماهیت اتحادها در خاورمیانه؛ قدرت یا هویت؟

دوره 17، شماره 65، پاییز 1393، صفحه 171-196

الهام رسولی ثانی‌آبادی

چکیده سؤال اصلی این مقاله آن است که ماهیت اتحاد و ائتلاف‌ها در خاورمیانه به عنوان یکی از مهم‌ترین، راهبردی‌ترین و البته پرمنازعه‌ترین مناطق جهان چیست؟ به عبارت دیگر، آیا می‌توان ماهیت اتحادها در این منطقه را به مثابه ماهیت اتحادها در غرب بر اساس انسجام هویتی و شکل‌گیری هویت دسته‌جمعی مشترک بر اساس هنجارهای تکوینی و تنظیمی دانست؟ یا اینکه در بررسی ماهیت و علل شکل‌گیری اتحادهای این منطقه بایستی نقش عوامل هویتی را بسیار کمرنگ دانست و به نقش قدرت و توازن قدرت در کنار توازن تهدید اشاره کرد؟ در پاسخ به این سؤالات، استدلال و فرضیه اصلی این مقاله آن است که بر خلاف نظر بارنت، نظریه‌پرداز روابط بین‌الملل که ماهیت اتحادها در خاورمیانه را هویت و اشتراکات هویتی می‌داند، ماهیت اتحادها در این منطقه بر اساس مصلحت دولت‌ها بوده و ریشه در شرایط مادی و ناشی از توازن قدرت منطقه‌ای و دفع تهدیدات بوده است.  

هویت در سازه‌انگاری و دیپلماسی عمومی؛ مطالعه موردی چین

هویت در سازه‌انگاری و دیپلماسی عمومی؛ مطالعه موردی چین

دوره 16، شماره 59، بهار 1392، صفحه 149-182

نوذر شفیعی، رویا نژاد زندیه

چکیده طی سال‌های اخیر چین به بازیگر مهم در امور جهانی تبدیل‌ شده و تلاش می‌کند به طور گسترده از دیپلماسی در حال پیشرفت، مؤثر و قوی برای رسیدن به اهداف خود استفاده کند. در این راستا در پیش گرفتن دیپلماسی عمومی توسط چین بدان دلیل در دستور کار این کشور قرار گرفته که در اذهان و افکار عمومی چهره‌ای منفی از چین به نمایش گذاشته شده و این کشور به عنوان تهدید قلمداد شده است. چین به منظور ترمیم این وجهه منفی، اذهان عمومی را هدف قرار داده و سعی دارد با تحت تأثیر قراردادن مردم کشورهای گوناگون این احساسات منفی را تغییر دهد و هویت خود را نزد مردم و دولت‌های آنان بازسازی کند.

هویت استراتژیک: چارچوبی نوین برای 
مطالعه‏‏ سیاست‏های هسته‏ای

هویت استراتژیک: چارچوبی نوین برای مطالعه‏‏ سیاست‏های هسته‏ای

دوره 14، شماره 54، زمستان 1390، صفحه 193-226

رضا خلیلی

چکیده در پاسخ به این پرسش که چرا کشورها هسته‏ای‌شدن یا غیرهسته‏ای‌شدن را دنبال می‏کنند، فرضیات و چارچوب‏های نظری مختلفی مطرح شده است. در بررسی این موضوع با فرضیات و چارچوب‏های نظری متفاوت و حتی متضادی روبرو می‏شویم که وضعیتی پیچیده را رقم می‏زند. این مقاله با بررسی مسائل و مشکلات نظریه‏های موجود هسته‏ای‌شدن و غیرهسته‏ای‌شدن، درصدد است «هویت استراتژیک» را به عنوان چارچوبی نوین مطرح کرده و ابعاد مختلف موضوع را بر این اساس مورد بررسی قرار دهد. بدین منظور ابتدا نظریه‏های موجود  به گونه‏ای متفاوت و بر اساس چارچوب پیشنهادی نگارنده که مبتنی بر تفکیک میان دو سطح پارادایمی و نظری است، مورد بررسی و نقد قرار می‏گیرند و سپس، از هویت استراتژیک به عنوان چارچوبی جدید سخن به میان می‏آید و مبانی و مؤلفه‏های آن تبیین می‏شود.

ناکامی طرح خاورمیانه بزرگ و خیزش بیداری اسلامی در جهان عرب: مطالعه موردی بحرین

ناکامی طرح خاورمیانه بزرگ و خیزش بیداری اسلامی در جهان عرب: مطالعه موردی بحرین

دوره 14، شماره 52، تابستان 1390، صفحه 135-158

حسین امیرعبداللهیان

چکیده   با وقوع حادثه11 سپتامبر، آمریکا ایجاد اصلاحات در کشورهای خاورمیانه را سرلوحه برنامه خود در قالب طرح خاورمیانه بزرگ  قرارداد. این طرح طی سال 2002م و در قالب رویکردی به ظاهر اجتماعی، اما به شدت سیاسی – امنیتی  در دستور کار سیاست خارجی آمریکا قرار گرفت. عدم اشراف و توجه طراحان این سیاست به عوامل جامعه‏شناختی در منطقه، سهم شگرفی در عدم موفقیت و ناکامی طرح مزبور داشت. تحولات یکسال اخیر خاورمیانه که متأثر از بیداری اسلامی  در حوزه عربی است، بازتاب ناکمی این طرح به شمار می‏رود. در این راستا، یکی از دلایل موفقیت و تداوم حضور مردم در صحنه، بومی‏بودن و اصالت مردمی خیزش خاورمیانه و عدم نقش‏آفرینی نیروهای بین‏المللی در خلق این حرکت می‏باشد. بحرین یکی از اضلاع اصلی این بیداری اسلامی است که گرانیگاه بحث نوشتارحاضر است.

مبانی بیناذهنی هویت نظام جمهوری 
اسلامی ایران

مبانی بیناذهنی هویت نظام جمهوری اسلامی ایران

دوره 14، شماره 51، بهار 1390، صفحه 85-114

الهام رسولی ثانی‏آبادی

چکیده

در مکتب سازه‎انگاری، دولت‎ها کنش‏گران اقتصادی نیستند که بر اساس منطق پیامد، رفتار و تصمیم‎گیری می‎کنند، بلکه کنش‏گرانی اجتماعی به شمار می‏آیند که بر اساس منطق تناسب (متناسب با هویت خود) عمل می‎کنند. بنابراین، برای شناسایی یا تبیین سیاست‎ خارجی آنها در نظام بین‎الملل، بایستی ابتدا به منابع بیناذهنی شکل‎دهنده به هویتشان توجه کنیم، منابعی که می‎تواند در دو سطح ملی و بین‎المللی بر شکل‎گیری هویت دولت تأثیرگذار بوده و باعث رفتار خاصی از سوی آن شود. هدف اصلی این مقاله، بررسی منابع بیناذهنی قوام‎دهنده به هویت نظام جمهوری اسلامی ایران با تمرکز بر سطح داخلی است. منابعی که این نوشتار آنها را به طورکل به دوبخش نسبتاً مجزا، اما دارای تأثیر متقابل بر یکدیگر تقسیم می‎کند.

بخش اول این منابع شامل هنجارها و آموزه‎هایی است که از فرهنگ مذهبی- اسلامی سرچشمه می‎گیرند و بخش دوم نیز شامل ایستارها و ادراکات موجود در فرهنگ سیاسی ایرانیان است.

گونه‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی - امنیتی آن در جهان اسلام

گونه‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی - امنیتی آن در جهان اسلام

دوره 13، شماره 50، زمستان 1389، صفحه 153-174

یحیی فوزی

چکیده

جنبش‌های اسلامی، ویژگی‌های متنوع و مختلفی دارند که از لحاظ شکلی و سازمانی، فکری و عقیدتی، اهداف و منافع، محیط تاریخی و جغرافیایی، عملکرد و مبارزه و دیگر موارد، قابل طرح و مداقه علمی‌اند. هدف ما در این پژوهش، گونه‏شناسی فکری این جنبش‏ها می‏باشد. قصد داریم به این پرسش پاسخ دهیم که اولا،ً این جنبش‏ها بر اساس مبانی فکری، به چند جریان مهم تقسیم می‏شوند؟ و ثانیاً، پیامدهای سیاسی - امنیتی این دیدگاه‏های فکری متفاوت در جهان اسلام، چه خواهد بود؟بر این اساس، نویسنده معتقد است احیای هویت، به عنوان مهمترین دغدغه جنبش‏های اسلامی معاصر، ارتباط تنگاتنگی با امنیت در جهان اسلام دارد، اما در مورد نحوه تأثیرگذاری احیاگری این جنبش‏ها، باید به تفاوت‏هایشان در نوع نگرش به مقوله هویت توجه کرد. با توجه به پتانسیل‏های فقهی و کلامی، به نظر می‏رسد تنها جنبش‏های اسلامی عقل‏گرای اجتهادی توانائی لازم را برای ایجاد الگوی سیاسی بدیل در جهان اسلام و ایجاد امنیتی پایدار و همه‏جانبه در آن دارند.

فهم کانستراکتیویستی امر سیاسی

فهم کانستراکتیویستی امر سیاسی

دوره 9، شماره 34، زمستان 1385، صفحه 712-737

قدیر نصری

چکیده الکساندر ونت به عنوان شاخص‌ترین اندیشمند کانستراکتیویسم، معتقد است که دغدغه دانشمندان روابط بین‌الملل و علم سیاست، فهم سیاست جهانی و توزیع قدرت بوده است. آنها بدین نکته توجه نکرده‌اند که نظام جهانی از چه چیزی تشکیل شده و چگونه ساختار یافته است. ونت با نقد مکاتب متداول در عرصه روابط بین‌الملل، پیکان حملات خود را به سمت نوواقعگرایی نشانه رفته و یافته‌های این مکتب را مهم اما ناقص معرفی کرده است. از دید ونت، عیب نوواقعگرایی این است که فردگرا و مادی‌گرا است؛ یعنی در تحلیل سیاست بین‌الملل به نقش افراد تصمیم‌گیر اهمیت بسیار زیادی قائل است؛ غافل از اینکه ساختارهای اجتماعی نیز به افراد قوام می‌بخشند. مادی‌گرایی یعنی توجه به داشته‌ها و خواسته‌های عینی، از بنیادی‌ترین نقدهای ونت بر نوواقعگرایان است. با این توضیح، مقاله حاضر ضمن توضیح شیوه تحلیل کانستراکتیویستی، آن را در تحلیل امر سیاسی مورد بررسی قرار می‌دهد. فرضیه مقاله این است که کوشش بازیگران عرصه سیاسی فقط قدرت (مطابق نگرش نوواقعگرایان)، یا ثروت (مطابق برداشت نولیبرال‌ها) نیست؛ بلکه در اغلب موارد شناسایی مهمترین مطلوب بازیگران است.

تأملی روش‌شناختی بر مکتب 
بافتار منطقه‌ای امنیت

تأملی روش‌شناختی بر مکتب بافتار منطقه‌ای امنیت

دوره 8، شماره 29، پاییز 1384، صفحه 585-607

قدیر نصری

چکیده کوشش برای نگهبانی از «هویت»، فصل مهمی از نظریه‌پردازی در روابط بین‌المللی را به خود اختصاص داده است. تبدیل پاسداری از هویت به دستور کار سیاست خارجی و مطالعات راهبردی، بیش از همه ناشی از موجی است که پهنه عمل آن فراملی و جهانی است. در این میان نظریه‌ جدیدی از سوی باری‌بوزان و ال‌ویور طرح شده که تحلیل ملی و جهانی از امنیت ملی را مخدوش دانسته و آن را مسئول ناامنی بی‌شماری می‌داند که جهان امروز را در برگرفته است. آن دو ضمن نقد تحلیل‌های رئالیستی و جهانگرایانه، که بر ریشه‌ ملی و جهانی ناامنی و بی‌ثباتی تأکید دارند، بر بافت منطقه‌ای بسیاری از معادلات راهبردی تأکید نموده‌اند. بر اساس این نظریه، کشورهای جهان را باید در قالب شش مجموعه امنیتی دسته‌بندی و سپس مسایل هر منطقه یا منظومه را تئوریزه کرد. آنچه در این مقاله می‌خوانید اصول «نظریه بافتار منطقه‌ای امنیت» و رهاوردهای آن در حوزه مطالعات راهبردی است. مهمترین ویژگی نظریه مذکور این است که برای قدرتهای منطقه‌ای (مانند ایران) به واسطه هویت دیرینه، مداومت تاریخی و ظرفیت الگو‌پردازی، اعتبار تئوریک قایل است و نظریات جهانگرایانه و ناسیونالیستی را تقلیل‌گرا می‌شمارد.

تکوین نظریه امنیت علوی؛
تحلیل دوران قبل از حکومت امام علی

تکوین نظریه امنیت علوی؛ تحلیل دوران قبل از حکومت امام علی

دوره 8، شماره 28، تابستان 1384، صفحه 231-257

اصغر افتخاری

چکیده در پی رحلت رسول خداr، جامعه اسلامی شاهد دوران ‌گذاری است که در نتیجه آن خلافت به عنوان نظام سیاسی حاکمیت می‌یابد. این در حالی است که از دیدگاه شیعه، امامت به مثابه سازمان دینی ـ سیاسی متصل به رسالت، می‌بایست عهده‌دار چنین مهمی می‌شد. بدین ترتیب، تشیع به رهبری حضرت علیu به حاشیه رانده شده و این وضعیت ادامه یافت تا اینکه پس از قتل خلیفه سوم، حکومت علوی تأسیس ‌گردید. اگرچه امنیت به عنوان کالایی عمومی که با مدیریت حکومت تأمین می‌شود، شناسانده شده است؛ اما این پرسش که به چه دلیل حضرتu به ‌رغم حقانیت در مقابل جریان سیاسی حاکم مقاومت عملی نکردند، ما را به این نکته رهنمون می‌کند تا بنیادهای نظریه امنیت در دوره علوی را صرفاً منحصر به دوران حکومت آن حضرتu ننماییم.مقاله حاضر ـ در ادامه سلسله مقالات مربوط به نظریه اسلامی امنیت ـ به بررسی دوره حساس پس از رحلت رسول خداr تا تأسیس حکومت علوی می‌پردازد. مؤلف با ارایه مفهوم «هویت امنیتی شده» در واقع از اولویت «صیانت از اصل شریعت» بر «تصدی حکومت برای هدایت»، به دلیل وجود گزینه‌های بدیل برای تحصیل «هدایت»، سخن می‌گوید.

درآمدی بر مبانی نظری «ضد ـ دولت»

درآمدی بر مبانی نظری «ضد ـ دولت»

دوره 7، شماره 25، پاییز 1383، صفحه 453-474

سیدموسی دیباج

چکیده مقصود این مقاله بیان این نکته است که کسب قدرت برای انسان تنها از طریق میل دایم او به اقتدار و تأسیس دولت برآورده نشده بلکه وی به طور طبیعی به نابودسازی اقتدارهای محیط و مسلط دولت‌های بیگانه و نابیگانه روی می‌آورد. طبیعت انسان صرفاً در ساختن دولت‌ها نیست؛ بلکه کوشش انسانی به نابودی دولت‌ها نیز معطوف است. تحقیق درباره امکان ضددولت کوششی برای شناخت راه‌های دیگر وحدت سیاسی گروه‌هایی از انسان‌هاست که تن به دولت شهر نمی‌دهند. مقصود این نوشته تبیین جدایی منافع سیاسی دولت‌ها از هویت‌های نابودکننده درونی و بیرونی آنهاست. بر این اساس، سرنوشت نظم جهان تنها منوط به دولت‌ها و حاکمیت‌های موجود نیست بلکه بسته به مخاطره‌هایی است که ضددولت‌ها علیه دولت‌ها به وجود می‌آورند.ضددولت به دلیل ماهیت آن، تاریخی به روشنی تاریخ مفهوم دولت و مفهوم تاریخی دولت ندارد؛ اما تأثیر آن در سراسر تاریخ همراه با اقتدار دولت وجود داشته و نهانی یا آشکار در برابر شؤون آن ایستاده است. از این‌رو هرگونه مطالعه تاریخی دولت مشروط به شناخت تاریخی برابر نهاد آن است که در دوره‌ها و ازمنه گوناگون به شیوه‌ها و صورت‌های گوناگون در خفا و جلی ظهور داشته است. در دوره ما «پدیده سپتامبر» نشانه‌ای از ظهور ضددولت در برابر اقتدار و حاکمیت جهانی ابرقدرتی به نام آمریکاست.

تحلیل امنیت در پارادایم‌های حاکم بر روابط بین‌الملل

تحلیل امنیت در پارادایم‌های حاکم بر روابط بین‌الملل

دوره 7، شماره 25، پاییز 1383، صفحه 525-549

مجید عباسی اشلقی

چکیده دیدگاه‌های نظری گوناگونی درباره جنگ، قدرت نظامی و امنیت وجود دارند که از منظری خاص و متفاوت به این مقوله می‌پردازند و هیچ یک به تنهایی پاسخ مناسبی به پرسش‌های مطروحه نمی‌دهند. در این نوشتار امنیت، جنگ و قدرت نظامی از دیدگاه نظریات کلان روابط بین‌الملل یعنی رئالیسم، لیبرالیسم و نظریه نظام‌جهانی بررسی شده و در کنار آنها دیدگاه سازه‌انگاران به‌ عنوان نظریه‌پردازان مناظره چهارم در روابط بین‌الملل نیز شرح داده شده است. در این چارچوب رئالیست‌ها به قدرت سخت‌افزاری نظامی توجه می‌کنند و جنگ را نظم طبیعی امور می‌دانند. در مقابل لیبرال‌ها جنگ را تمایل طبیعی امور نمی‌دانند و ضمن توجه به قدرت نرم‌افزاری بر این اعتقاد هستند که می‌توان از طریق توسعه ارتباطات اقتصادی و آزادی تجارت و نیز گسترش سازمان‌های بین‌المللی، ثبات و امنیت را ایجاد نمود و از جنگ اجتناب ورزید. نظریه نظام‌جهانی نیز روابط استثمارگرایانه اقتصادی و بی‌عدالتی در روابط‌بین‌الملل را علت اصلی جنگ و ناامنی می‌داند. مکتب سازه‌انگاری نیز به دنبال پیوند میان امور مادی و غیرمادی در مقوله امنیت است. این دیدگاه به تغییر نگر‌ش‌ها، تفسیرها و ادراکات توجه دارد و بین هویت، منافع و امنیت رابطه مستقیمی برقرار می‌کند. در تجزیه و تحلیل امنیت در سطح بین‌المللی با ترکیبی از این نظریات مواجهیم زیرا هیچ کدام از آنها به تنهایی قادر به تبیین امنیت نیستند.

هویت در فضای پست‌مدرن
بررسی آرای چنتال موفی در باب هویت

هویت در فضای پست‌مدرن بررسی آرای چنتال موفی در باب هویت

دوره 7، شماره 24، تابستان 1383، صفحه 255-274

محمدعلی قاسمی

چکیده چنتال موفی از متفکرانی به حساب می‌آید که بعد از وقوع «طوفان پست‌مدرنیسم» یک نظریه‌ سیاسی طراحی کرده و در آن، دستاوردهای پست مدرنیسم و نقدهایی را که علیه مدرنیته وارد شده، مد نظر قرار می‌دهد. به زعم موفی، عقل مدرن مجبور است محدودیت‌های خود را بپذیرد و سوژه انسانی را نه چیزی ثابت، واحد، ذاتی و حقیقی بلکه موجودیتی سیّال و متحول، در حال شکل‌گیری، محصول روابط قدرت و تعامل با غیرسازنده به حساب آورد. به این ترتیب، هویت اصیلی که باید کشف و پرورش یابد و رها و آزاد شود وجود نخواهد داشت. محصول روابط قدرت و تعامل با غیر بودن انسان، نقش منفی غیر را منتفی می‌کند و به سوژه انسانی نشان می‌دهد که وی همواره از دیگران تأثیر می‌پذیرد و احتمالاً بر آنها تأثیر می‌گذارد و همه چیز از پیش در نزد او نیست. پس باید آموختن متقابل، سرلوحة برنامه‌های فعالان اجتماعی سیاسی برای تعمیق دموکراسی و ایجاد جامعه دموکراتیک رادیکال و پلورالیستی باشد. در این راه باید شرایطی ایجاد شود که اقلیت‌های متنوع و متفاوت بتوانند جامعه و عقاید اکثریت را به نقد بکشند؛ امری که به آموختن از همدیگر، کاهش تنازعات و تحول هویت‌ها در فضایی دموکراتیک، کمک می‌کند. برای رسیدن به این برداشت باید غیر را کسی دانست که با او دشمنی نداریم بلکه با عقاید و نظراتش مخالفت می‌کنیم، اما حق او را برای داشتن عقیده‌‌ای متفاوت و طرح آن محفوظ می‌دانیم.

جهانی شدن و امنیت (ناامنی)

جهانی شدن و امنیت (ناامنی)

دوره 6، شماره 22، زمستان 1382، صفحه 895-919

یان‌آرت شولت، خلیل‌الله سردارآبادی

چکیده جهانی شدن پیامدهای مثبت و منفی مهمی برای ابعاد گوناگون امنیت انسانی اعم از امنیت نظامی، بوم‌شناختی، اقتصادی، فرهنگی و روان‌شناختی داشته است. در عین حال مقاله حاضر مدعی است که پیامدهای منفی، عمدتا نه ناشی از ماهیت روند جهانی شدن بلکه بیشتر متأثر از تفاسیر و قرائت‌های نئولیبرال از فرآیند مذکور است.   جهانی شدن از یک سو به کاهش جنگ‌ها و درگیری‌های نظامی، افزایش پیشرفت‌های مادی، افزایش نسبی رفاه و اشتغال و رشد یکپارچگی‌های گوناگون منجر شده و از دیگر سوی، گسترش تکنولوژی نظامی ویرانگر، تخریب فزاینده محیط زیست،بی‌ثباتی مالی،انحطاط فرهنگی و کاهش انسجام اجتماعی را در پی داشته‌است.   به بیان دیگر در اثر روند یاد شده شیوه‌های فرادولتی نظارت و تأمین حفظ محیط زیست افزایش یافته‌اند اما ساز و کارهای اقتصاد جهانی شده به شدت آلوده کننده محیط‌زیست هستند. همچنان‌که سرمایه‌داری جهانی به افزایش سریع‌تر رفاه در جوامع صنعتی کمک کرده اما تنها معدودی از کشورها وضعیتی مشابه جوامع یاد شده دارند و رژیم‌های تجارت جهانی، آسیب‌های بسیاری را متوجه کشورهای فقیر کرده‌اند. از سوی دیگر شرکت‌ها و صنایع جهانی میلیون‌ها شغل جدید را به وجود آورده‌اند اما انتقال گروهی نیروی کار موجب از دست دادن شغل و هراس از ناامنی شغلی شده است.بنابراین‌درمجموع می‌توان گفت روایت‌های‌نئولیبرال‌وراست‌جدیدازفرآیند جهانی شدن،وجوه‌امنیت‌زای‌آن‌راتحت‌تاثیرقرارداده‌وبرناامنی‌های‌ناشی‌از این روند افزوده است.