کلیدواژه‌ها = Epistemology
تعداد مقالات: 7
مبانی فرانظری کردارگرایی در روابط بین‏ الملل

مبانی فرانظری کردارگرایی در روابط بین‏ الملل

دوره 25، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 189-220

سید جلال دهقانی فیروزآبادی، فیروزه رادفر

چکیده کردارگرایی، یکی از آخرین دستاوردهای نظری در روابط بین‏ الملل است. این نظریه که از رهیافت­ های نظری مختلفی تشکیل شده، بر مطالعه­ کردارهای بین‏ المللی، به­ عنوان خمیر­مایه­ روابط بین ‏الملل، تأکید و تمرکز می­ کند. کردارگرایی بر مبانی فرانظری خاصی استوار است که آن را از سایر نظریه­ های روابط بین‏ الملل متمایز می­ سازد. این نظریه، بر «مبناگرایی تکثرگرا» مبتنی است؛ نوعی از هستی‏ شناسی، معرفت‏ شناسی و روش‏ شناسی تکثرگرا و گلچینی که فراتر از دوگانه­ انگاری فرانظری و فلسفی رایج در نظریه های متعارف می ­رود. به­ گونه­ ای­ که در هستی ‏شناسی رابطه­ ای کردارگرایی، دوگانه­ های ماده- معنا، ساختار- کارگزار، عین- ذهن، نظریه- عمل و تکوین- تعلیل منحل می­ شوند. معرفت‏ شناسی کردارگرایی نیز متضمن «تبیین» یا علت­ یابی و «تفسیر» یا معناکاوی است. روش‏ شناسی کردارگرایی، نیز مانند معرفت ‏شناسی آن، تکثرگراست. تجربه­ گرایی، «استنتاج­ به بهترین تبیین» و تفسیرگرایی، سه روش‏ شناسی رایج در نظریه ­های کردارگرا هستند.

چیستی معنا و مفهوم امنیت نرم؛
 با مروری بر وجه نرم امنیت جمهوری اسلامی ایران

چیستی معنا و مفهوم امنیت نرم؛ با مروری بر وجه نرم امنیت جمهوری اسلامی ایران

دوره 12، شماره 45، پاییز 1388، صفحه 81-108

داوود غرایاق زندی

چکیده مبحث قدرت نرم توجه بسیاری از کشورها، پژوهش‏گران و دست‏اندرکاران را به خود جلب نموده است. این موضوع زمینه را برای گسترش بحث در مورد وجوه نرم در حوزه امنیت نیز فراهم آورد. مقاله حاضر درصدد بررسی معنا و مفهوم امنیت نرم به مثابه مفهومی مستقل و دربردارنده وجوه داخلی و خارجی است. در بررسی لغت‏شناسی امنیت نرم، سه وجه تفکیک امنیت نرم از سخت، یکی‏بودن آنها و یا مکمل‏بودن امنیت نرم برای امنیت سخت؛ در بحث مفهومی و چیستی امنیت نرم از منظر شناخت‏شناسانه، چهار وجه کاهش استفاده از ابزار نظامی یا کاهش ابزار نظامی برای تحریم یا تنبیه؛ کاربرد وجوه نرم امنیت سخت؛ وجه فریبایی امنیت نرم و پس از آن، در منظر هستی‏شناسانه امنیت نرم به دو موضوع ابعاد و حوزه‏ها اشاره می‏شود.

پویایی‌های روش ‏شناخت در روابط بین‌الملل

پویایی‌های روش ‏شناخت در روابط بین‌الملل

دوره 10، شماره 38، زمستان 1386، صفحه 669-696

مهدی میرمحمدی

چکیده روابط ‌بین‌الملل، رشته‌ای است که عرصه پژوهشی‌‌آن در مقایسه با سایر رشته‌های علوم اجتماعی از بیشترین پویایی و دگرگونی برخوردار می‌باشد. یکی از مهمترین پویایی‌های عرصه دانشگاهی رشته روابط ‌بین‌الملل، دگرگونی در روش‌های مطالعه و پژوهش دنیای بیرونی روابط‌ بین‌الملل در نزد محققین این رشته است. نوشتار حاضر تلاش می‌کند، با نگاهی منتقدانه، به بررسی تحول در روش‌شناسی مطالعات بین‌المللی پرداخته و مشکلات و کاستی‌های آن را ارزیابی ‌نماید. نگارنده با بازشناسی دو رویکرد کلاسیک و کوانتومی در علوم دقیقه، بر آن است که روش‌شناسی علوم اجتماعی در قرن بیستم، غالباً متأثر از رویکرد کلاسیک علوم دقیقه بوده است. این در حالی است که رویکرد کلاسیک توان تبیین تحولات جهانی در ابعاد گوناگون را ندارد. چارچوب نظری کوانتومی با ویژگی‏هایی چون اعتقاد به نسبی‏بودن نتایج پژوهشی و بهره‏برداری از تمام روش‌ها برای دست‏یابی به نتایج معتبرتر، تناسب بیشتری با دنیای علوم اجتماعی، از جمله روابط ‌بین‌الملل دارد.

فهم کانستراکتیویستی امر سیاسی

فهم کانستراکتیویستی امر سیاسی

دوره 9، شماره 34، زمستان 1385، صفحه 712-737

قدیر نصری

چکیده الکساندر ونت به عنوان شاخص‌ترین اندیشمند کانستراکتیویسم، معتقد است که دغدغه دانشمندان روابط بین‌الملل و علم سیاست، فهم سیاست جهانی و توزیع قدرت بوده است. آنها بدین نکته توجه نکرده‌اند که نظام جهانی از چه چیزی تشکیل شده و چگونه ساختار یافته است. ونت با نقد مکاتب متداول در عرصه روابط بین‌الملل، پیکان حملات خود را به سمت نوواقعگرایی نشانه رفته و یافته‌های این مکتب را مهم اما ناقص معرفی کرده است. از دید ونت، عیب نوواقعگرایی این است که فردگرا و مادی‌گرا است؛ یعنی در تحلیل سیاست بین‌الملل به نقش افراد تصمیم‌گیر اهمیت بسیار زیادی قائل است؛ غافل از اینکه ساختارهای اجتماعی نیز به افراد قوام می‌بخشند. مادی‌گرایی یعنی توجه به داشته‌ها و خواسته‌های عینی، از بنیادی‌ترین نقدهای ونت بر نوواقعگرایان است. با این توضیح، مقاله حاضر ضمن توضیح شیوه تحلیل کانستراکتیویستی، آن را در تحلیل امر سیاسی مورد بررسی قرار می‌دهد. فرضیه مقاله این است که کوشش بازیگران عرصه سیاسی فقط قدرت (مطابق نگرش نوواقعگرایان)، یا ثروت (مطابق برداشت نولیبرال‌ها) نیست؛ بلکه در اغلب موارد شناسایی مهمترین مطلوب بازیگران است.

فهم فمینیستی امنیت ملی

فهم فمینیستی امنیت ملی

دوره 9، شماره 33، پاییز 1385، صفحه 513-542

قدیر نصری

چکیده مسأله مقاله حاضر این است که آیا می‌توان بین جنسیت و نوع تفسیر متن یا تحلیل موضوع، نسبتی برقرار کرد یا نه؟ بر مبنای این مسأله، فهم فمینیستی امنیت ملی و بین‌المللی و الزامات روش‌شناختی آن، به عنوان پرسش کلیدی مقاله طرح و در جواب آن این فرضیه آزمون شده است که «فهم فمینیستی امنیت ملی و بین‌المللی (به عنوان موضوع یا متن) به روش پساپوزیتویستی و با هدف حل نابسامانی‌های جنسیتی صورت می‌پذیرد.» برای آزمودن این حدس ذهنی، ابتدا روش‌ شناخت فمینیست‌ها (در طیف‌های مختلف) را تبیین و سپس ملاحظات آنها در تحلیل امنیت ملی و بین‌المللی را تشریح کرده‌ایم. توسیع ابعاد امنیت، توجه به بدنه اجتماعی و تأکید بر تغییر به جای تداوم، از جمله ملاحظات کلیدی فمینیست‌ها در تحلیل موضوع است. مقاله پس از توضیح دغدغه‌های روش‌شناختی فمینیست‌ها، بدین نتیجه رسیده است که آنها با نقد رهیافت‌های متداول در حوزه روش‌ و پژوهش، چهار نکته‌ قابل توجه را تجویز می‌کنند. این چهار نکته عبارتند از معرفی امنیت اجتماعی به عنوان رکن بنیادین امنیت ملی، ترویج تعامل به جای استقلال، تأکید بر وجوه نرم‌افزاری امنیت ملی و بالاخره طرفداری از طرح‌های توسعه ملایم و مداوم به جای طرح‌های ضربتی و خشن. این تجویزها، صف فمینیست‌ها را از پوزیتویست‌ها جدا می‌کند.

تأملی معرفت‌شناسانه در مسأله امنیت ملی 
از نگاه امام خمینی(ره)

تأملی معرفت‌شناسانه در مسأله امنیت ملی از نگاه امام خمینی(ره)

دوره 7، شماره 26، زمستان 1383، صفحه 697-718

علی کریمی(مله)

چکیده نویسنده در این مقاله، با تأمل در آرا و افکار امام خمینی(ره)، مبانی معرفتی همساز و ناهمساز ایشان با مفهوم سرزمین‌پایه امنیت ملی و نسبت فهمی آن دو را هدف بررسی و تحلیل قرار داده است؛ زیرا رابطه سنجی امنیت ملی با شناسه سرزمین پایگی که دایر مدار صیانت جامعه، مردم و شهروندان و رژیم سیاسی حاکم بر سرزمین معینی می‌باشد؛ با ادیان و مذاهب جهانشمول و افکار اندیشمندان و رهبران دینی که داعیه مدیریت، هدایت و بهسازی جهانی را دارند سؤالی بنیادین و معرفتی است.نگارنده، اذعان دارد که نمی‌توان امام خمینی(ره) را امنیت پژوهی صرف قلمداد نمود؛ اما همچنین معتقد است، ایشان به عنوان رهبر و مدیری سیاسی و مصلح فکری هنوز برای اندیشه‌ورزان و فعالان سیاسی، فکری و اجتماعی، جایگاه محوری دارد. باورمندی به دستاوردهای فکری و التزام به آموزه‌های سیاسی وی هنوز به منزله مرجعی اساسی در اندیشه‌ورزی و سیاست‌گذاری روزآمد پرتو افکنی می‌کند. حال سؤال این است که مفهوم سرزمین‌بنیاد امنیت ملی در منظومه فکری امام(ره) از چه جایگاهی برخوردار است؟ و از منظر معرفت‌شناسانه چگونه می‌توان به جایابی معنادار و موجه این مفهوم در سپهرآرای ایشان همت ورزید و اساساً بنیادهای معرفتی امت محوری و ملت‌نگری در نظرگاه ایشان کدامند؟

تأملی روش‌شناختی‌ در بنیادهای مکتب‌ایده‌آلیسم

تأملی روش‌شناختی‌ در بنیادهای مکتب‌ایده‌آلیسم

دوره 6، شماره 21، پاییز 1382، صفحه 1-26

قدیر نصری

چکیده

مقاله حاضر، موازین روش‌شناختی مکتب ایده‌آلیسم را بررسی می‌کند. نویسنده این مقاله معتقد است که تبیین‌های ایده‌آلیستی از امنیت ملی، روشهایی را مراعات می‌کند که بیش و پیش از همه، مورد توجه «ایمانویل کانت» بوده است. کانت به عنوان بانی موثر ایده‌آلیسم، برداشت نوینی از وظایف انسان، ماهیت و رسالت دولت و همچنین امکان رفتار مسالمت‌آمیز بازیگران سیاسی ارایه نموده که برخلاف دیدگاه‌های رئالیست‌ها، سامان جدیدی را پیشنهاد می‌نماید. نویسنده این مقاله ابتدا مدعیات اصلی ایده‌آلیسم را تبیین می‌کند و اذعان می‌دارد که اعتقاد به نقش ارزنده محیط در تعیین نوع رفتار آدمی، اهمیت والای وجدان و داوری عمومی، رهبری ثمربخش خرد، تقدم آرزوی اخلاقی بر اندیشه عقلانی، کمال‌گرایی، هماهنگی ممکن و ضروری منافع ملی واحدها و حقوق ـ تکالیف بین‌المللی، اصلی‌ترین مدعیات ایده‌آلیسم به شمار می‌آید. آنچه از منظر روش‌شناختی در مدعیات مذکور شایان توجه است عبارتست از: پذیرش توانمندی عقل در سنجش رفتارها. اما نکته این است که در جهان کنونی، اتکای صرف بر امکان و ضرورت اخلاقی اندیشی، نمی‌تواند تدبیر ناامنی و تامین منافع ملی را بدست دهد و شاید به همین خاطر است که موازین ایده‌آلیستی بیشتر در مرحله شعار و ادعا مورد توجه و احتیاج است، چرا که این نگرش نسبت به موضوع قدرت نگرشی بسیار ابتدایی دارد، منطق نوین هدف ـ وسیله را نادیده می‌گیرد و در دستاوردها و توانایی‌های مدرنیته، تردید روا می‌دارد.