کلیدواژه‌ها = گفتمان
تعداد مقالات: 10
گفتمان «هویت‏ مبنا»؛ مبنای حکم‏رانی امنیتی خوب در جمهوری اسلامی ایران

گفتمان «هویت‏ مبنا»؛ مبنای حکم‏رانی امنیتی خوب در جمهوری اسلامی ایران

دوره 25، شماره 1، بهار 1401، صفحه 39-57

فرزاد پورسعید

چکیده پرسش اصلی مقاله این است که گفتمان مبنایی خوب و متناسب حکم‏رانی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران که با کمترین هزینه، پارادوکس و پیامد نامطلوب می ‏تواند امنیت را در این سیستم برقرار کند، کدام است؟ نویسنده در پاسخ، بر آن است که از میان چهار گفتمان «هویت‏ مبنا»، «پیشرفت‏ مبنا»، «قدرت‏ مبنا» و «امنیت ‏مبنا»، گفتمان مبنایی و محوری مناسب برای جمهوری اسلامی ایران، گفتمان «هویت‏ مبنا» یا هویت‏ پایه است. این فرضیه یا گزاره محوری مقاله بدین معناست که تعقیب پیشرفت، تجهیز به قدرت و امنیتی‏ ساختن، تنها در پرتو تکوین هویت و هویت ‏باوری است که می‏ تواند بیشینه امنیت را در جمهوری اسلامی ایران با کمینه هزینه، پارادوکس و پیامد نامطلوب به ارمغان آورد و البته این مهم در گرو آن است که هویت به نحو اولی برگرفته شود نه به نحو ثانوی، یعنی هویت در خدمت قدرت، امنیت و پیشرفت نباشد و بر آن‏ها اولویت یابد. در این برداشت، دوری از آرمان‏ های انقلاب اسلامی ایران یا به تعبیری، سکولارشدن به همین معناست، یعنی وضعیتی که در آن، هویت در خدمت قدرت، امنیت و پیشرفت قرار گیرد یا به لحاظ اهمیت، شأن و منزلتی ثانوی پیدا کند. در این صورت است که حتی امنیت نیز وضعیتی شکننده و متزلزل خواهد داشت و پایدار نخواهد بود.

دوگانگی گفتمانی و تأثیر آن در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

دوگانگی گفتمانی و تأثیر آن در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

دوره 23، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 63-86

حجر اردستانی، محمدرضا تاجیک، مسعود موسوی شفائی، محسن اسلامی

چکیده این پژوهش با تمرکز بر دال امنیت، نشان می‏ دهد که در جمهوری اسلامی ایران، همواره اختلافی بین دو گفتمان «ضدهژمونیک» و «تعامل گرا» بر سر فهم این دال جریان داشته است. این اختلاف می ‏تواند در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به رویکرد واحد پویایی با دو بُعد مکمل یا به رویکرد خودمتناقضی با دو بُعد خنثی‏ کننده بینجامد. از منظر این مقاله، رسیدن به رویکرد پویای دوبُعدی در سیاست خارجی، پیش از هر چیز مستلزم ساخت گفتمان سیاسی نو است که با تمرکز بر هویت، هر دو وجه «ضدهژمونیک» و «تعامل‏ گرا» را بی‏آنکه متناقض به نظر آیند، در مفصل‏ بندی نوین زبانی قرار دهد.
 

گفتمان اعتدال و امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران (1392 تا 1396)

گفتمان اعتدال و امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران (1392 تا 1396)

دوره 22، شماره 83، بهار 1398، صفحه 33-72

علیرضا رحیمی

چکیده گفتمان دولت یازدهم بر محور دال برتر «اعتدال» سامان‏یافته و دقیقه‏های این گفتمان را رویکرد تعاملی با جهان خارج؛ الگوی هم‏کنشی اعتدالی در داخل؛ الگوی ایرانی- اسلامی توسعه؛ الگوی غیرامنیتی کرانمند در حوزه اجتماعی؛ مهندسی غیرمکانیکی فرهنگی؛ رویکرد تلفیقی- بومی- اقتصادی به امنیت ملی با گرایش نرم‏افزاری؛ الگوسازی ترویجی از جمهوری اسلامی و رویکرد فرهنگی در مقابله با امپریالیسم تشکیل می‏دهند. بررسی‏ها نشان می‏دهد که گفتمان اعتدال در سطح کارگزاری خود در عرصه‏های امنیت نظامی، امنیت سیاسی و انسجام اجتماعی کارنامه موفقی داشته است؛ در عرصه امنیت اقتصادی برون‏دادی دوگانه داشته و در حوزه امنیت زیست‏محیطی به‏رغم برخی دستاوردها، تا دستیابی به اهداف اعلامی فاصله فراوانی دارد.
 

مدل معنایی رفتار انتخاباتی در نظام مردم‌سالاری دینی

مدل معنایی رفتار انتخاباتی در نظام مردم‌سالاری دینی

دوره 18، شماره 69، پاییز 1394، صفحه 41-62

محمدرضا غلامی، جمال عرف

چکیده رأی‌دادن به عنوان یکی از شناخته‌شده‌ترین اشکال مشارکت سیاسی از جایگاه ویژه‌ای در ادبیات جامعه‌شناسی سیاسی برخوردار است. این کنش سیاسی به مثابه دال از مدلول‌های متفاوتی در گفتمان‌های مختلف برخوردار است. در گفتمان مردم‌سالاری دینی رأی‌دادن صرفاً کنش سیاسی نیست، بلکه امر شرعی و دینی است و از این رو، نوعی تکلیف شرعی در نظر گرفته می‌شود. این در حالی است که رأی‌دادن در گفتمان دموکراسی غربی امر و وظیفه شهروندی محسوب می‌شود.در گفتمان دموکراسی غربی همواره از رأی‌دادن به عنوان کم‌اهمیت‌ترین نوع مشارکت سیاسی نام برده می‌شود، در حالی که در گفتمان مردم‌سالاری دینی، رأی‌دادن از جمله واجبات و وظیفه شرعی است.

نسل‏ها، گفتمان‏ها و امنیت: چارچوبی فرهنگی برای امنیت در ایران

نسل‏ها، گفتمان‏ها و امنیت: چارچوبی فرهنگی برای امنیت در ایران

دوره 18، شماره 68، تابستان 1394، صفحه 57-74

مهدی میرمحمدی

چکیده مقاله حاضر به دنبال تبیین نسبت فرهنگ و امنیت نظام جمهوری اسلامی ایران است. مسئله اصلی نویسنده آن است که فرهنگ چگونه در شکل‌گیری امنیت نظام‌های سیاسی نقش‌آفرینی می‌کند. نویسنده در پاسخ به این سؤال مدعی است فرهنگ کنش‌گر نیست و تأثیر آن بر امنیت از ره‌گذر گفتمان‌ها و نسل‌های انسانی حاصل می‌شود. بر اساس چارچوب نظری ارائه‌شده در این مقاله، امنیت نظام سیاسی اساساً محصول سازگاری میان گفتمان‌های فرهنگی حاکم بر دولت، نسل زنده و نسل‌های پیشین است و ناسازگاری میان این سه گفتمان نیز منشأ ناامنی و بی‌ثباتی معرفی می‌شود. نویسنده بر آن است که این چارچوب نظری به خوبی امنیت نظام جمهوری اسلامی ایران را تبیین می‌کند و بر این اساس، پیشنهاد‌های سیاست‌گذارانه‌ای در حوزه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران ارائه کرده است.

گفتمان امنیتی دولت‌های نهم و دهم به مثابه «گفتمان قبض و بسط انقلابی جدید»

گفتمان امنیتی دولت‌های نهم و دهم به مثابه «گفتمان قبض و بسط انقلابی جدید»

دوره 17، شماره 66، پاییز 1393، صفحه 31-66

علیرضا رحیمی، محمود کتابی

چکیده جمهوری اسلامی ایران دوره های امنیتی گوناگونی را پشت سر گذاشته است. نوشتار حاضر با بهره‌گیری از روش «تحلیل گفتمان» به این پرسش می‌پردازد که گفتمان امنیتی دولت‌های نهم و دهم از چه عناصر گفتمانی برخوردار بود و چه آثار و پیامدهایی داشت؟ مقاله حاضر بر حول این فرضیه شکل گرفته که «گفتمان دولت‌های نهم و دهم بازگشتی دوباره به گفتمان قبض و بسط انقلابی است که در شرایطی متفاوت و با مؤلفه‌هایی دیگرگون صورت ‌گرفت و از میان ارزش‌های انقلابی و اسلامی، مؤلفه «عدالت اسلامی» را برجسته کرد.بر این اساس، سیاست دولت‌های نهم و دهم، دستاوردهایی چون توسعه صنعت صلح‌آمیز هسته‌ای و گسترش سطح همکاری‌های سیاسی و اقتصادی با برخی کشورهای آمریکای لاتین را در پی داشت، اما با نتایج نامطلوبی نیز همراه بود که از جمله آنها می‌توان به ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل، گسترش تحریم‌های بین‌المللی و شکل‌گیری نوعی اجماع بین‌المللی علیه ایران اشاره کرد.

نظریه و روش در مطالعات امنیتی‌کردن

نظریه و روش در مطالعات امنیتی‌کردن

دوره 15، شماره 58، زمستان 1391، صفحه 7-42

سید جلال دهقانی فیروزآبادی، سید یوسف قرشی

چکیده بررسی فرایند و چگونگی امنیتی‌کردن پدیده، موضوع «مطالعات امنیتی‌کردن» است. مطالعات امنیتی‌کردن با هدف دستیابی به فهم جامع از عوامل و متغیرهای دخیل در امنیتی‌کردن تدوین شده است. پرسش اصلی در مطالعات امنیتی‌کردن آن است که «چه کسی، درباره چه موضوعاتی، تحت چه شرایطی و با چه تأثیرات و نتایجی، اِعمال یا اظهار امنیت می‌کند»؟ به سخن دیگر در این مطالعات در صدد فهم آن هستیم که «چه کسی به بیان امنیت می‌پرازد»؛ «با اتکا به چه تهدیدی، بیان امنیت صورت می‌پذیرد»؛ «مستمسک بیان امنیت چیست یا چه کسی است»؛ «چرا امنیت اظهار می‌شود»؛ «تحت چه شرایطی، امنیت اظهار می‌شود» و در نهایت، «چه نتایجی بر اظهار امنیت مترتب است». بن‌مایه مقاله حاضر بررسی و مطالعه این سؤالات است.

تحول تاریخی-گفتمانی مفهوم استراتژی

تحول تاریخی-گفتمانی مفهوم استراتژی

دوره 15، شماره 58، زمستان 1391، صفحه 109-142

رضا خلیلی

چکیده مفهوم استراتژی نیز مانند بسیاری مفاهیم دیگر، بر اساس شرایط زمانی و مکانی مختلف، تعاریف و تعابیر متعددی شده و هر کس بر اساس برداشت خود به تعریف آن پرداخته است. این مقاله با تمرکز بر تعریف مفهومی استراتژی به دنبال این است که با بررسی تاریخی-گفتمانی تحولات این مفهوم، ابهامات و پیچیدگی‏های موجود در تعاریف آن را آشکار سازد و با کشف منطق تحولات مفهومی استراتژی، بدیهی‌بودن آن را فروریزد. مسئله اصلی این نوشتار، درک منطق تحولات مفهومی استراتژی است که به زعم نگارنده با بهره‏گیری از روش تاریخی-گفتمانی بهتر امکان‏پذیر است. به عبارت دیگر، به جای روایت‏گری تاریخی صرف یا تمرکز بر تعریف یا نظریه‏ای خاص درباره استراتژی، تلاش می‏شود با تلفیق هر دو رویکرد و فراتررفتن از آنها یا به تعبیر دقیق‏تر، با گنجاندن هر یک از این تعاریف و نظریات در بستر تاریخی خاص خود، درکی فراتاریخی و فرانظری از استراتژی ارائه شود. 

فناوری‏های قدرت در جنگ نرم

فناوری‏های قدرت در جنگ نرم

دوره 14، شماره 51، بهار 1390، صفحه 5-30

سید جلال دهقانی فیروزآبادی

چکیده

چکیده

هدف این مقاله، واکاوی چگونگی و شیوه‌های اعمال قدرت در قالب فناوری‌های قدرت در جنگ نرم است. این جنگ بیش از هر چیز، مبتنی بر قدرت مولد است. قدرت مولد نیز متضمن فناوری‏های خاصی است که در فرآیند اعمال آنها، فرد انسانی به صورت سوژه و ابژه، خلق، کنترل، و منقاد می‏شود، به طوری که قدرت در قالب شیوه‏های پذیرفته‏شده بیناذهنی بر فرد اعمال می‏گردد. از این رو، بر خلاف تعاریف رایج، جنگ نرم متضمن نوع خاصی از خشونت است که خشونت ساختاری و نمادین خوانده می‏شود. در این جنگ، به جای جسم انسان، ذهن او به انقیاد در آمده و زیست‏جهان انسانی، استعمار و تسخیر می‏گردد. این امر طی سه مرحله هم‏زمان، یعنی تثبیت ارزش‏های خودی، تخریب ارزش‏های دیگری و تبدیل دومی به اولی، از طریق فناوری‏های قدرت مولد، تحقق می‏یابد. مرجعیت‏سازی، گفتمان‏سازی، فرهنگ‏سازی و سوژه‏سازی، از جمله مهمترین فناوری‏های قدرت در جنگ نرم هستند.

پست‌مدرنیسم و مطالعات راهبردی: 
الزامات روش‌شناختی

پست‌مدرنیسم و مطالعات راهبردی: الزامات روش‌شناختی

دوره 9، شماره 31، بهار 1385، صفحه 7-31

قدیر نصری

چکیده اندیشمندان پست‌مدرن سه گزاره روش‌شناختی زیر را طرح و از این طریق شیوه شناخت و بررسی مناسبات اجتماعی را شدیداً متاثر ساختند: یک. تلقی جهان به عنوان متن و ضرورت تعبیر و تفسیر آن، دو. ابتنای دانش بر قدرت و ماهیت تاریخی حقیقت، سه. بی‌اعتمادی به فراروایت‌ها. با سه گزاره فوق، مفروضات و حتی دستاوردهای نگرش پوزیتویستی مورد سؤالات جدی قرار گرفت؛ زیرا مطابق تجربه‌ مشاهدتی پوزیتویست‌ها اولاً جهان یک واقعیت و متضمن حقیقت دانسته می‌شد؛ ثانیاً دانش به صورتی مستقل و فارغ از مناسبات قدرت به دست می‌آمد و ثالثاً سلسله قواعد و قوانین قابل تعمیمی وجود دارند که فرازمانی و فرامکانی‌اند. مقاله‌ حاضر با بررسی مهمترین نکته‌های مطرح در شناخت پست‌مدرن، در پی یافتن پاسخ به این پرسش است که مطالعه در مسائل راهبردی و شناخت معنا و موازین امنیت چه مناسبتی با یافته‌های روش‌شناختی پست‌مدرن دارد. بر این اساس «روش تحلیل پست‌مدرن، مشروعیت تجدد و دستاوردهای آن را انکار می‌کند، اما بدیلی در باب راه ‌رهایی از ناامنی مدرن را ارائه نمی‌دهد. نتیجه‌ این نگاه ناتمام، بی‌اعتمادی افراد و گروهها به مراجع قدرت و تفسیرهای متداول در باب حقیقت است.»