کلیدواژه‌ها = چین
تعداد مقالات: 8
آمریکا و مداخله‌گری در فرایند موازنه‌سازی بین‌المللی 2000ـ2025

آمریکا و مداخله‌گری در فرایند موازنه‌سازی بین‌المللی 2000ـ2025

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 مرداد 1405

https://doi.org/10.22034/ssq.2026.573663.4363

غلامعلی چگنی‌زاده

چکیده نظریه موازنه قوا که زمانی به‌عنوان «قانون آهنین» سیاست بین‌الملل شناخته می‌شد، در دوران پساجنگ سرد با چالش‌های تبیینی جدی مواجه شد؛ اما خیزش شتابان چین در دو دهه اخیر، بار دیگر منطق موازنه را به کانون منازعات آکادمیک بازگردانده است. بااین‌حال، موازنۀ مادر در نظام بین‌الملل کنونی، یعنی ایالات متحده درمقابل خیزش چین، فراتر از الگوهای سنتی موازنه به‌سمت استراتژی‌ای فعال تحت عنوان «اختلال در فرایند موازنه‌سازی» حرکت کرده است. بنابراین این پژوهش با تفکیک میان «موازنه به‌مثابه خروجی خودکار ساختار» و «موازنه‌سازی به‌مثابه فرایند ارادی و کارگزارپایه»، در تلاش است تا به این پرسش پاسخ دهد که قدرت مسلط چگونه می‌تواند این فرجام را به تأخیر انداخته و وضعیت برتری خویش را ماندگارتر کند؟ در پاسخ، با تلفیق آموزه‌های واقع‌گرایی نوکلاسیک و مفاهیم «کسری موازنه» و «بسیج منابع»، استدلال می‌شود ایالات متحده ازطریق الگوی «موازنه‌سازی هیبریدی و شبکه‌ای»، در فرایند طبیعی موازنه‌سازی بین‌المللی اختلال ایجاد کرده است. این استراتژیِ مداخلاتی که بر امنیتی‌سازی حوزه تجارت و تکنولوژی استوار است، می‌کوشد با گذار از ائتلاف‌های سنتی، به‌سمت پیوندهای چندجانبه نوین از ظهور قطب‌های رقیب در نظم جهانی ممانعت به‌عمل آورد. ماهیت پژوهش حاضر، ترکیبی از مطالعات بنیادین و توسعه‌ای است. رویکرد پژوهش، یک مطالعه موردی (اخلال در موازنه آمریکا دربرابر چین) است که با رویکرد روندپژوهی تکمیل می‌شود. برای دستیابی به اهداف، از یک روش ترکیبی در چارچوب پارادایم علمی‌ـ‌تجربی بهره گرفته خواهد شد تا علاوه‌بر بهره‌گیری از داده‌های موجود، امکان تحلیل عمیق نیز فراهم آید.

چهارچوب‌شناسی راهبرد آمریکا برای «مهار جمهوری اسلامی ایران» با تأکید بر دوره بایدن

چهارچوب‌شناسی راهبرد آمریکا برای «مهار جمهوری اسلامی ایران» با تأکید بر دوره بایدن

دوره 27، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 143-176

https://doi.org/10.22034/srq.2024.493080.4220

محمد هادی راجی، ابوذر گوهری مقدم، مجید شاکری، مصطفی کوشکی

چکیده تاریخ روابط بین ایران و ایالات متحده آمریکا از فرازوفرود زیادی برخوردار بوده، این فرایند بعد از انقلاب اسلامی نیز از وضعیت پیچیده‌تری برخوردار شده است. دولت‌های مختلف دموکرات و جمهوری‌خواه با ابزارها و روش‌های مختلفی در پی فشار بر جمهوری اسلامی ایران بوده و هستند. در این راستا تحقیق حاضر در پی آن است که راهبرد دولت بایدن در فشار بر جمهوری اسلامی ایران را مورد پردازش قرار دهد. این راهبرد از سویی نتیجه انباشت تاریخی و یادگیرنده انواع روش‌های فشار دولت‌های مختلف ایالات متحده علیه ایران محسوب می‌شود و از سوی دیگر متأثر از سیاست‌های ویژه دولت بایدن در قبال جمهوری اسلامی و تحولات نظم جهانی است. این تحقیق از نوع توسعه‌ای- کاربردی است چراکه از سویی دارای دامنه و دلالت‌های نظری و از سوی دیگر دارای کاربردهای عملیاتی در حوزه سیاست‌گذاری است. یافته‌های تحقیق بیانگر آن است که روش فشار دولت بایدن بر ایران را می‌توان ذیل عنوان کلی «مهار ترکیبی جمهوری اسلامی ایران در وضعیت پیچیدگی» مورد پردازش قرار داد. در مهار ترکیبی در وضعیت پیچیدگی به دلیل پیوندهای حساس و پیچیده سیستم و کاهش قابلیت پیش‌بینی‌پذیری و کاهش قابلیت واپایش وضعیت روابط بین بازیگران مختلف، دو عنصر «طراحی» و «بهره‌برداری» از اهمیت توأمان برخوردار هستند.

مصون‌سازی امنیتی: تحلیلی بر راهبرد چین در مواجهه با آمریکا در جنوب شرق‌آسیا

مصون‌سازی امنیتی: تحلیلی بر راهبرد چین در مواجهه با آمریکا در جنوب شرق‌آسیا

دوره 27، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 155-185

https://doi.org/10.22034/srq.2024.486724.4211

مریم درخشنده لرزجانی، نوذر شفیعی

چکیده روابط چین و آمریکا به عنوان دو قدرت بزرگ، یکی از پرفراز و فرودترین روابط میان کشورهای جهان قلمداد می‌شوند. این روابط طیفی از رقابت شدید تا همکاری پیچیده را در برمی‌گیرد. در حالی‌که این دو کشور خود را رقبای استراتژیک قلمداد می‌کنند؛ همزمان همکاری اقتصادی با یکدیگر را نیز یک ضرورت استراتژیک می‌دانند. در سال‌های اخیر علاقه به «رقابت استراتژیک» به جای «تعامل استراتژیک» از سوی آمریکا بیشتر شده است و نمود این مهم را می‌توان در استراتژی مهار واشنگتن در جنوب شرق آسیا علیه چین ملاحظه کرد. پرسش این است که با توجه به تمایل چین به توسعه اقتصادی و در نتیجه تعامل استراتژیک با واشنگتن، پکن چه استراتژی را باید در پیش گیرد تا در مقابل فشار ایالات متحده و هم‌پیمانانش در جنوب شرق آسیا دچار آسیب نشود؟  مقاله این فرضیه را مطرح می‌کند که چین اساساً استراتژی مصون‌سازی را در دستور کار قرار داده است تا ضمن تضمین منافع استراتژیک خود، از رویارویی مستقیم با آمریکا پرهیز نموده و فرصت مناسبی را برای توسعه خود و استفاده از ظرفیت تعامل با آمریکا فراهم ‌نماید. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که پکن پس از جنگ سرد متناسب با درک خطرات علیه منافع ملی ‌خود، طیف متنوعی از استراتژی‌ها از جمله مصون‌سازی را اعمال کرده است.

نگرش نوین به امنیت و رویکرد امنیتی فراگیر چین

نگرش نوین به امنیت و رویکرد امنیتی فراگیر چین

دوره 21، شماره 79، بهار 1397، صفحه 69-92

افشین شامیری شکفتی، بهزاد شاهنده، محسن اسلامی

چکیده هدف این مقاله، بررسی نگرش و رویکرد چینی‏ها به مقوله امنیت است. سوال اصلی این است که چین در دهه‏های اخیر چه رویکردی نسبت به امنیت و شیوه تأمین آن در پیش گرفته است؟ بر اساس استدلال نویسندگان این مقاله، رهبران نسل جدید چین با درک ناکارآمدی نگاه سلبی به امنیت در زمانه کنونی، رویکردی ایجابی در این زمینه اختیار کرده‏اند که شامل نگرش فراگیر امنیتی و مشارکت با جامعه بین‌الملل در مقابله با چالش‏های امنیتی و تأمین امنیت است. به این ترتیب، زمینه کنترل و مدیریت بسیاری از چالش‌های امنیتی موجود داخلی و خارجی را با هزینه پایین‏تری فراهم کرده‏اند.   
 

ریشه‌های تکثر گفتمان هویت بین‌المللی در سیاست خارجی چین

ریشه‌های تکثر گفتمان هویت بین‌المللی در سیاست خارجی چین

دوره 18، شماره 67، بهار 1394، صفحه 97-132

فریبرز ارغوانی پیرسلامی

چکیده این نوشتار با برجسته‌کردن اهمیت تنوع الگوهای رفتاری چین در موضوعات مختلف بین‌المللی و توجه به این مفروض که گفتمان‌های متکثر هویت بین‌المللی در این موضوعات نقشی اساسی دارند، به دنبال ارائه پاسخ به این پرسش است که چرا سیاست خارجی چین با روندی متکثر در عرصه گفتمان‌های هویت بین‌المللی مواجه بوده است؟ به همین منظور، به عواملی چون اصلاحات اقتصادی، تمایلات رهبران، تغییرات اجتماعی، ناسیونالیسم و هنجارهای سیاست خارجی در سطح داخلی و دگردیسی در هنجارهای بین‌المللی و چالش‌های ژئوپلتیک در سطح خارجی به عنوان مؤلفه‌های تأثیرگذار بر تکثر گفتمان‌های هویت‌های بین‌المللی چین اشاره می‌شود. در این رابطه، بررسی نظری نسبت هویت و منافع در سیاست خارجی، برشمردن گفتمان‌های هویتی متکثر در سیاست خارجی چین و تبیین دلایل داخلی و خارجی تأثیرگذار بر این تکثر هویتی، محورهای اصلی مورد بحث در این مقاله است.  

مطالعه مقایسه‌ای فرهنگ استراتژیک آمریکا و چین

مطالعه مقایسه‌ای فرهنگ استراتژیک آمریکا و چین

دوره 17، شماره 65، پاییز 1393، صفحه 197-236

حسین سلیمی، لیلا رحمتی‌پور

چکیده فرهنگ استراتژیک توانایی تأثیرگذاری بر نگرش نخبگان و دولتمردان و همچنین جامعه یک کشور را داشته و از این قابلیت نیز برخوردار می‌باشد که نحوه عملکرد آنها را در عرصه‌های مختلف تعیین نماید. بدین ترتیب شناسایی مؤلفه‌های شکل‌دهنده به مبانی هویتی کشور و از آن جمله فرهنگ استراتژیک کشورها کمک بسیار موثری در فهم چرایی کنش کشورهای مختلف- از جمله قدرت‌های بزرگی چون ایالات متحده آمریکا و چین- به دست می‌دهد. بر این اساس، پژوهش حاضر تلاش می‌کند با شناسایی و احصاء مؤلفه‌های شکل دهنده به فرهنگ استراتژیک ایالات متحده آمریکا که دارای ویژگی تهاجمی‌اند و چین که دارای خصلت تدافعی است، به مقایسه آنها پرداخته و وجوه افتراق و اشتراک آنها را تشریح نموده و در نهایت، به تبیین و تشریح تأثیر این مؤلفه‌ها بر سیاست خارجی آن دو در خاورمیانه بپردازد.  

بنیادهای امنیتی سیاست خارجی چین

بنیادهای امنیتی سیاست خارجی چین

دوره 16، شماره 60، تابستان 1392، صفحه 125-152

عبداله قنبرلو

چکیده این مقاله در صدد ارائه پاسخ به یک تحول مبنایی در سیاست خارجی چین است. سؤال اصلی این است که چرا با گذشت زمان علایق ایدآلیستی در سیاست خارجی چین کمونیست به حاشیه رفته است؟ فرضیه مقاله این است که شکنندگی امنیت ملی عاملی کلیدی در تقویت نشانه‌های عمل‌گرایی در سیاست خارجی چین بوده است. این شکنندگی معلول بقای تهدیدات امنیتی در سه سطح داخلی، پیرامونی و سیستمی است. از این رو، در هدف‌گذاری سیاست خارجی چین، نقش امنیت ملی بسیار پررنگ است. در این چارچوب، چین از نیروی انقلابی و تحول‌خواه به کنش‌گر محافظه‌کار و هماهنگ با نظم بین‌المللی جاری تبدیل شده است. چین اگرچه با یکجانبه‌گرایی آمریکا مخالف است، اما حاضر نیست برای مهار آن هزینه سنگینی بپردازد.

مناسبات اقتصادی آمریکا – چین
 و آثار آن بر امنیت ملی ایران

مناسبات اقتصادی آمریکا – چین و آثار آن بر امنیت ملی ایران

دوره 13، شماره 48، تابستان 1389، صفحه 113-140

عبدالله قنبرلو

چکیده

به رغم توسعه مناسبات اقتصادی ایالات متحده و چین طی دهه‏های اخیر، هنوز مسایل سیاسی - امنیتی مختلفی به عنوان محرک تعارض و اختلاف بین دو کشور عمل می‏کنند. هر دو دولت تلاش کرده‏اند حیطه همکاری‏های اقتصادی را از اختلافات سیاسی - امنیتی جدا کرده و از آسیب‏دیدن منافع متقابل جلوگیری کنند. با این وجود، این سؤال همچنان مطرح است که آینده روابط دو کشور به چه سمت و سویی می‏رود. آیا همکاری‏ها موجب تخفیف تعارض‏ها خواهد شد یا تعارض‏ها موجب تخفیف همکاری. به نظر می‏رسد، حداقل در کوتاه‏مدت، همکاری‏های اقتصادی طرفین ادامه خواهد داشت و همانطور که طی سال‏های اخیر اتفاق افتاده، مسائل مورد اختلاف را تحت‏الشعاع قرار خواهد داد. ایران نیز از موارد موضوع اختلاف است که قابل مدیریت می‏باشد، چرا که برای چین استمرار همکاری با ایالات متحده اولویت دارد.