آمریکا و مداخلهگری در فرایند موازنهسازی بینالمللی 2000ـ2025
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 مرداد 1405
https://doi.org/10.22034/ssq.2026.573663.4363
غلامعلی چگنیزاده
چکیده نظریه موازنه قوا که زمانی بهعنوان «قانون آهنین» سیاست بینالملل شناخته میشد، در دوران پساجنگ سرد با چالشهای تبیینی جدی مواجه شد؛ اما خیزش شتابان چین در دو دهه اخیر، بار دیگر منطق موازنه را به کانون منازعات آکادمیک بازگردانده است. بااینحال، موازنۀ مادر در نظام بینالملل کنونی، یعنی ایالات متحده درمقابل خیزش چین، فراتر از الگوهای سنتی موازنه بهسمت استراتژیای فعال تحت عنوان «اختلال در فرایند موازنهسازی» حرکت کرده است. بنابراین این پژوهش با تفکیک میان «موازنه بهمثابه خروجی خودکار ساختار» و «موازنهسازی بهمثابه فرایند ارادی و کارگزارپایه»، در تلاش است تا به این پرسش پاسخ دهد که قدرت مسلط چگونه میتواند این فرجام را به تأخیر انداخته و وضعیت برتری خویش را ماندگارتر کند؟ در پاسخ، با تلفیق آموزههای واقعگرایی نوکلاسیک و مفاهیم «کسری موازنه» و «بسیج منابع»، استدلال میشود ایالات متحده ازطریق الگوی «موازنهسازی هیبریدی و شبکهای»، در فرایند طبیعی موازنهسازی بینالمللی اختلال ایجاد کرده است. این استراتژیِ مداخلاتی که بر امنیتیسازی حوزه تجارت و تکنولوژی استوار است، میکوشد با گذار از ائتلافهای سنتی، بهسمت پیوندهای چندجانبه نوین از ظهور قطبهای رقیب در نظم جهانی ممانعت بهعمل آورد. ماهیت پژوهش حاضر، ترکیبی از مطالعات بنیادین و توسعهای است. رویکرد پژوهش، یک مطالعه موردی (اخلال در موازنه آمریکا دربرابر چین) است که با رویکرد روندپژوهی تکمیل میشود. برای دستیابی به اهداف، از یک روش ترکیبی در چارچوب پارادایم علمیـتجربی بهره گرفته خواهد شد تا علاوهبر بهرهگیری از دادههای موجود، امکان تحلیل عمیق نیز فراهم آید.

