کلیدواژه‌ها = بزه
تعداد مقالات: 2
امنیت ملی و عدالت کیفری

امنیت ملی و عدالت کیفری

دوره 16، شماره 61، پاییز 1392، صفحه 57-88

حسن عالی پور

چکیده امنیت ملی و عدالت کیفری، مفاهیمی ستیزآمیزاند. به جهت همین تعریف‌ناپذیری، پیوند میان امنیت ملی و عدالت کیفری بیشتر با رویکرد کارکردی برجسته می‌شود. با آنکه عدالت کیفری، مفهومی برخاسته از گزاره‌های اخلاقی و بایسته‌های حقوق طبیعی است، ولی با بنیادگیری دولت، مفهوم آن دگرگون شده است. در واقع، چیستی عدالت کیفری در سزاگرایی که چهره‌ای فردی، اخلاقی و انتزاعی داشت، پررنگ می‌شد، ولی در حقوق کیفری امروزین، عدالت کیفری چهره‌ای سودانگار و جامعوی یافته است. از همین دریچه، عدالت کیفری به امنیت ملی نزدیک شده است. دگرگونی‌هایی مانند بزه‌انگاری گسترده در حوزه امنیت ملی، بزه‌انگاری شروع به جرمِ بیشتر رفتارهای مجرمانه و اقدام‌های تأمینی برای تهدیدهای اجتماعی، سبب شده عدالت کیفری در معنای ترازویی ناتراز برای فرد و دولت ظاهر شود. دلیل این ناترازمندی آن است که امنیت ملی سبب شده عدالت کیفری از جهت کارکرد پویا و پیش‌رو باشد، ولی از جهت هدف همواره رو به گذشته داشته باشد.

ماهیت حقوقی تروریسم؛ مطالعه موردی رویداد غزه

ماهیت حقوقی تروریسم؛ مطالعه موردی رویداد غزه

دوره 13، شماره 48، تابستان 1389، صفحه 171-201

حسن عالی‏پور

چکیده

با آنکه کنش‏های تروریستی، همسانی‌هایی با جنگ و جرم دارند؛ ولی گزینش هر یک از این دو برای ماهیت حقوقی تروریسم، ویژگی‏ها و نشانه‏های متفاوتی به بار می‏آورد.نگاه بزه‏محورانه به تروریسم از دریچه مرتکب و رفتار وی است، ولی نگاه جنگ‏محورانه با سنجه گروه یا شبکه تروریستی انجام می‌گیرد. روشن است هنگامی که تنها تروریست و رفتار بزهکارانه‌اش سنجه ارزیابی قرار می‏گیرد، یک مقرره کیفری شکسته شده و فرجام کار، کیفردادن انجام‏دهنده بزه است، ولی هرگاه به گروه تروریستی (همچون القاعده) نگریسته می‌شود، نیرویی دیده می‏شود که ویژگی‏هایی چون یکپارچگی و پیوستگی، هدف‏داربودن، داشتن برنامه، پشتیبانی‏شدن از سوی کشور‏ها و گروه‏ها یا اشخاص و از همه برجسته‏تر، تلاش بر سر کیش و آیین با دستاویز خشونت، داشته و آن را فراتر از یک گروه یا شخص بزهکار نشان می‌دهد. در این نوشتار افزون بر گذاردن تروریسم در ترازوی جنگ و جرم، تلاش خواهد شد به صورت نمونه‏ای به رخداد غزه که در پایان سال 2008 روی داد، پرداخته شود.