کلیدواژه‌ها = مطالعات استراتژیک
تعداد مقالات: 4
تبارشناسی مطالعات استراتژیک در ایران

تبارشناسی مطالعات استراتژیک در ایران

دوره 17، شماره 65، پاییز 1393، صفحه 71-100

رضا خلیلی

چکیده دانش مطالعات استراتژیک در ایران در تعامل با تحولات سیاسی- اجتماعی در سطوح داخلی، منطقه‏ای و بین‏المللی تکوین یافته و تغییر در این مؤلفه‏ها روند شکل‏گیری و ماهیت آن را تحت تأثیر قرار داده است. با مفروض‌دانستن رابطه دانش- قدرت، استدلال نویسنده این است که به تبع تحول از نظام سیاسی پهلوی به جمهوری اسلامی در سطح داخلی، تغییر از نظم منطقه‏ای غرب‏محور به نظم غرب‏گریز و دگرگونی نظام بین‏المللی از دوران جنگ سرد به دوران پسا جنگ سرد، امکان شکل‏گیری و تکوین مطالعات استراتژیک مبتنی بر آموزه‏های اسلامی- ایرانی بیش از گذشته فراهم شده است. در واقع، نویسنده با بررسی نحوه پیدایش و سیر تکوین مطالعات استراتژیک در ایران بر مبنای رویکرد سازه‏انگارانه، درصدد است نشان دهد چگونه به واسطه تحول در مناسبات قدرت داخلی، منطقه‏ای و بین‏المللی، مبانی هستی‏شناسی دانش مطالعات استراتژیک در ایران و به تبع آن، مبانی معرفتی و روشی آن دستخوش تحول و دگرگونی شده و زمینه برای سخن‌گفتن از رویکرد بومی بر مبنای مؤلفه‏های اسلامی- ایرانی فراهم شده است.  

جامعۀ ریسک و اهمیت آن 
برای مطالعات استراتژیک

جامعۀ ریسک و اهمیت آن برای مطالعات استراتژیک

دوره 12، شماره 45، پاییز 1388، صفحه 27-47

محمدعلی قاسمی

چکیده جامعة مدرن دچار تحول بنیادینی شده و از اسامی گوناگونی برای مشخص‏کردن این تحول، از قبیل دوران پست‏مدرن، عصر پست‏ماتریالیسم  و نظایر آن استفاده می‏شود. به زعم اولریش بک، جامعه‏شناس آلمانی، این تحول نه عبور از مدرنیته که تعمیق آن است. وی با وضع اصطلاح جامعة ریسک کوشیده است نشان دهد در جامعة مدرن متأخر با نوعی وفور ریسک و آگاهی وسیع مردم از آن مواجهیم. در این جامعه، خطرات و تهدیدات نه ناشی از حوادث طبیعی، بلکه مصنوع دست انسان‌اند.تغییر و تحول در تهدیدات و ریسک‏ها به معنی تغییر شکل سیاست نیز هست، زیرا یکی از اهداف مهم سیاست دفع تهدیدات است.

تبارشناسی مطالعات امنیتی

تبارشناسی مطالعات امنیتی

دوره 9، شماره 33، پاییز 1385، صفحه 463-491

رضا خلیلی

چکیده تداخل مفهومی میان امنیت، سیاست و استراتژی، همواره باعث ایجاد ابهام و وابستگی حوزه مطالعات امنیتی به حوزه‌های مطالعات سیاسی، استراتژیک و روابط بین‌الملل شده است. در این مقاله، با در معرض سؤال قرار دادن مفروضات ادبیات موجود در مطالعات امنیتی، تلاش می‌شود تا زمینه‌های برون‌رفت از این وضعیت مورد بررسی قرار گیرد. به اعتقاد نگارنده، برای حل مشکل تداخل مفهومی امنیت با سیاست و استراتژی و به تبع آن، برای رفع وابستگی مطالعات امنیتی به مطالعات سیاسی، استراتژیک و روابط بین‌الملل، بایستی مفروضاتی چون یکسانی مفهوم امنیت و مطالعات امنیتی، تأخر پیدایش مفهوم امنیت نسبت به سیاست و استراتژی و روابط بین‌الملل و محدودتر تلقی‌کردن حوزة مطالعات امنیتی نسبت به حوزه‌های مطالعات سیاسی، استراتژیک و روابط بین‌الملل، مورد بازنگری قرار گیرد. نوشتار حاضر ضمن تلاش برای بازنگری در این مفروضات، با نگاهی تبارشناسانه درصدد وضوح‌بخشیدن به مرزهای مطالعات امنیتی با حوزه‌های مطالعات سیاسی، استراتژیک و روابط بین‌الملل است و در کنار توجه به نظریات مختلف در این زمینه، می‌کوشد سیر تحول مطالعات امنیتی و نسبت آن با دیگر حوز‌ه‌های مطالعاتی را مورد بررسی قرار دهد.

امنیت، سیاست و استراتژی؛ 
تقارن تحول تاریخی ـ گفتمانی

امنیت، سیاست و استراتژی؛ تقارن تحول تاریخی ـ گفتمانی

دوره 8، شماره 30، زمستان 1384، صفحه 739-765

رضا خلیلی

چکیده رابطة امنیت، سیاست و استراتژی همواره موضوع بحث و مجادله علمی بوده و تعیین مرزهای میان این مفاهیم و یا حدود و ثغور حوزه‌های مطالعاتی آنها، نتیجه و ماحصل این مباحثات و مجادلات علمی است. در این مقاله زمینه‌های تاریخی تحول مفاهیم مذکور بررسی ‌شده و بر اساس چهار گفتمان سنتی، فراسنتی، مدرن و فرامدرن، رابطه آنها با یکدیگر مورد پردازش و تحلیل قرار می‌گیرد تا بخشی از ابهامات و پیچیدگی‌های مفهوم امنیت توضیح داده شود. در واقع وابستگی مفهوم امنیت به مفاهیم سیاست و استراتژی و تداخل حوزه مطالعات امنیتی با حوزه‌های مطالعات سیاسی و استراتژیک ـ به عنوان مفروض بنیادین ادبیات موجود مطالعات امنیتی ـ در این نوشتار به چالش گرفته می‌شود و نویسنده در پاسخ به این پرسش که رابطة مفهوم امنیت با مفاهیم سیاست و استراتژی از حیث تقدم و تأخر زمانی چگونه بوده است؟، این فرضیه را به آزمون می‌گذارد که میان مفاهیم امنیت، سیاست و استراتژی تقدم و تأخر زمانی وجود ندارد و تحول تاریخی ـ گفتمانی این مفاهیم حاکی از تقارن زمانی آنهاست.