کلیدواژه‌ها = هژمونی
تعداد مقالات: 5
بازتولید گفتمانی؛ راهبرد استقرار امنیت 
نرم در جامعه ایرانی

بازتولید گفتمانی؛ راهبرد استقرار امنیت نرم در جامعه ایرانی

دوره 12، شماره 45، پاییز 1388، صفحه 135-163

فرزاد پورسعید

چکیده گفتمان نرم، در دهه پایانی قرن بیستم رواج یافت و افق نوینی در فهم و تبیین مسائل راهبردی، به ویژه در مطالعات بین‏الملل گشود. مفهوم امنیت نرم از دل این گفتمان برخاسته و در معنا اشاره به امنیتی است که از بازیگران در برابر صدمات و خطرات به گونه‏ای ملایم و ناملموس حراست می‏کند. مقاله حاضر در این چارچوب، به عملیاتی‏نمودن مفهوم امنیت نرم در جامعه ایرانی می‏پردازد و به دنبال راهبردی است که بتواند در چارچوب جمهوری اسلامی، جامعه و دولت را از تهدیدات یکدیگر به گونه‏ای نرم در امان بدارد. نویسنده، برای این منظور، معتقد است آنچه می‏تواند این مهم را ممکن کند و در حفظ جمهوری اسلامی در سطح امنیت داخلی، امنیت نرم را بر امنیت سخت و در واقع، نرم‏افزارگرایی را بر سخت‏افزارگرایی اولویت بخشد، بازتولید گفتمانی ایده جمهوری اسلامی در مواجهه با چالش‏ها و بحران‏های محیطی در عرصه‏های مجازی، گفتمانی و گستره عمل اجتماعی است.

نظام‏های بین‏ المللی تک‏ قدرت‏ محور:
تک‏ قطبی، هژمونی، امپراتوری

نظام‏های بین‏ المللی تک‏ قدرت‏ محور: تک‏ قطبی، هژمونی، امپراتوری

دوره 10، شماره 38، زمستان 1386، صفحه 785-806

محمد جمشیدی

چکیده اگرچه نظام بین‌الملل، تا کنون، شاهد سلطه مطلق یک و تنها یک قدرت مسلط در همه عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، نظامی و فرهنگی نبوده، اما تلاش‌های نظری متعددی برای تبیین وضعیت‌های متصور برای چنین نظامی صورت گرفته است. سؤال اصلی نوشتار حاضر این است که «صورت‌های نظری ممکن برای نظام بین‌المللی که بر محور یک قدرت برتر قرار دارد، چه می‌باشند و ویژگی‌های اصلی آنها و نحوه تعامل بازیگران درون سیستمی چگونه خواهند بود؟» اکثر نوشتارها در این زمینه، تنها دو نظام تک‌قطبی و هژمونیک را واجد ویژگی تک‌قدرت‏محوری می‌دانند. مقاله حاضر ضمن بررسی این دو گونه اصلی، گونه سومی از نظام تک‌قدرت‏محور را به عنوان نظام امپراتوری (که متفاوت از نوع سنتی آن است) مطرح می‏کند. بنابراین، نویسنده تلاش می‌کند منطق حاکم بر روابط درونی، منافع قدرت مسلط و جنس روابط اجتماعی (ساختار شبکه اجتماعی) پدید آمده در هر یک از سه نظام تک‌قدرت‏محور تک‌قطبی، هژمونیک و امپراتوری را بررسی و مقایسه نماید.

نفت خلیج‌ فارس؛ چالش‌ها و سیاست‌های آمریکا

نفت خلیج‌ فارس؛ چالش‌ها و سیاست‌های آمریکا

دوره 10، شماره 37، پاییز 1386، صفحه 547-591

محمود یزدان‏‌فام

چکیده در سال‏های آغازین قرن 21، مراکز دولتی و عمومی آمریکا موج گسترده‏ای را در مورد خطر وابستگی این کشور به نفت کشورهای منطقه خلیج فارس به راه انداختند و خواستار اتخاذ سیاست‏های دقیق و بلندمدت برای جلوگیری از خطرات ناشی از این وابستگی شدند. با توجه به اینکه واردات نفت آمریکا از منطقه خلیج فارس تنها 2/11% کل واردات نفت این کشور از جهان را تشکیل می‏دهد و ایالات متحده با اکثر کشورهای منطقه روابط استراتژیک دارد و پیوندهای عمیق و گسست‏ناپذیری بین آنها به وجود آمده، این پرسش مطرح می‏شود که دلیل اصلی این نگرانی‏ها و سیاست‏گذاری در جهت کنترل بیشتر بر منطقه نفت‏خیز خلیج فارس چیست؟در این مقاله، به دلایل و اهداف بین‏المللی آمریکا از اتخاذ چنین سیاستی در قبال منطقه خلیج‏فارس اشاره می‏شود و پیامدهای آن برای این کشور و دیگر بازیگران جهانی و منطقه‏ای مورد ارزیابی قرار می‏گیرد.

ثبات هژمونیک در استراتژی اقتصادی ـ امنیتی آمریکا

ثبات هژمونیک در استراتژی اقتصادی ـ امنیتی آمریکا

دوره 9، شماره 34، زمستان 1385، صفحه 857-900

عبداله‌ قنبرلو

چکیده تئوری ثبات هژمونیک در روابط بین‌الملل، از زیرشاخه‌های مکتب رئالیسم است که طبق آن، جریان منظم و باثبات اقتصاد بین‌المللی لیبرال مستلزم مدیریت یک قدرت برتر است. قدرت  برتر یا هژمون از یک سو دارای بزرگترین و قوی‌ترین قابلیت‌های اقتصادی (همراه با سطح بالایی از نیروی نظامی و نفوذ ایدئولوژیک) است و از سوی دیگر، مروج فعال اقتصاد لیبرال در عرصه بین‌الملل می‌باشد. طبق تئوری ثبات هژمونیک، از آنجا که عرصه روابط بین‌الملل، عرصه رقابت و نزاع دولت‌ها (دولت ـ ملت‌ها) بر سر قدرت است و همچنین از آنجا که قدرت پدیده‌ای نسبی است، جریان آزاد اقتصاد بین‌الملل نیز تابع معادلات قدرت است و با دست نامرئی تحقق نمی‌یابد. مناسب‌ترین نوع توزیع قدرت نیز توزیع هژمونیک آن است، به گونه‌ای که قدرت هژمون ضمن جلب رضایت دولت‌های ضعیف‌تر بالاخص قدرت‌های درجه دوم، به اعمال مقررات اقتصاد لیبرال می‌پردازد. در تاریخ اقتصاد سیاسی بین‌الملل، نظم مورد نظر این تئوری دو بار تحقق یافته است: نیمه دوم قرن نوزدهم به رهبری بریتانیا و پس از جنگ جهانی دوم به رهبری ایالات متحده. البته هژمونی ایالات متحده از اواخر دهه 1960 و به تبع آن فروپاشی سیستم نرخ ارز ثابت برتوون وودز با چالش مواجه شده است. از زمان پایان جنگ سرد و گشایش فضای سیاسی بین‌المللی، دولت آمریکا فاز نوینی از تلاش برای تقویت مجدد سیستم هژمونیک را آغاز کرده است.

بررسی ملاحظات اقتصادی استراتژی 
امنیتی امریکا در خلیج‌فارس

بررسی ملاحظات اقتصادی استراتژی امنیتی امریکا در خلیج‌فارس

دوره 9، شماره 33، پاییز 1385، صفحه 637-664

عبدالله قنبرلو

چکیده استراتژی امنیتی مبتنی بر حضور، نفوذ و مداخله‌گرایی ایالات متحده در منطقه خلیج‌فارس که قدمتی چنددهه‌ای دارد، از مناظر مختلف مورد تحلیل قرار گرفته است. این استراتژی به طور طبیعی تحت تأثیر ملاحظه خاصی نبوده و ملاحظات متعددی به آن جهت داده‌اند؛ اما به نظر می‌رسد که نقش ملاحظات اقتصادی تعیین کننده‌تر بوده است. امنیت جریان انرژی، جذب درآمدهای نفتی و حفاظت از هژمونی دلار، عمده‌ترین ملاحظات اقتصادی استراتژی مذکور را تشکیل می‌دهند. ملاحظات اقتصادی آمریکا در منطقه خلیج‌فارس تابع مستقیم استراتژی کلی این کشور در عرصه بین‌المللی است. بر اساس این استراتژی، ایالات متحده از جریان آزاد و منظم اقتصاد بین‌الملل حمایت می‌کند. چنین رویکردی ریشه در این واقعیت دارد که با توجه به توانمندی‌ها و قابلیت‌های برتری که آمریکا در عرصه بین‌الملل دارد، بیشترین فرصت‌های بهره‌برداری نصیب این کشور خواهد شد و هژمونی آن در عرصه جهانی پشتوانه قوی‌تری به دست خواهد آورد.