کلیدواژه‌ها = Hegemony
تعداد مقالات: 9
اپوزیسیون و بازتولید سلطه در جنوب جهانی: مطالعه موردی ایران و ونزوئلا

اپوزیسیون و بازتولید سلطه در جنوب جهانی: مطالعه موردی ایران و ونزوئلا

دوره 29، شماره 1، تابستان 1405، صفحه 127-159

https://doi.org/10.22034/ssq.2026.567635.4348

علی داوری، سید جواد حسینی

چکیده در ادبیات رایج علوم سیاسی، اپوزیسیون عموماً کنشگری درون‌زا، برخاسته از جامعه مدنی و دارای کارکردی اصلاح‌گرانه یا مهارکننده در برابر قدرت حاکم تلقی می‌شود؛ برداشتی که ریشه در تجربه تاریخی دولت‌ـ‌ملت‌های لیبرال شمال جهانی دارد و گاه، بدون توجه کافی به تفاوت‌های تاریخی، سیاسی و ساختاری، به جوامع جنوب جهانی تعمیم می‌یابد. مقاله حاضر با نقد این تعمیم، مفهوم اپوزیسیون را در بستر جنوب جهانی بازاندیشی کرده و نسبت آن را با بازتولید سلطه در نظم قدرت بین‌المللی بررسی می‌کند. پرسش اصلی آن است که آیا همه جریان‌های اپوزیسیون در جنوب جهانی الزاماً درون‌زا و رهایی‌بخش‌اند یا برخی از آن‌ها، در شرایطی معین، با راهبردهای قدرت‌های مسلط هم‌پیوند می‌شوند. پژوهش با بهره‌گیری از نظریه جنوب و چهارچوب هژمونی گرامشی، میان «اپوزیسیون درون‌زا» و «اپوزیسیون هم‌پیوند با قدرت‌های سلطه‌گر» تمایز تحلیلی قائل می‌شود. روش پژوهش، کیفی و مبتنی‏بر مطالعه موردی تطبیقی و تحلیل اسنادی است. واحد تحلیل، کلیت اپوزیسیون ایران و ونزوئلا نیست، بلکه جریان‌های سیاسی نزدیک به رضا پهلوی و ماریا کورینا ماچادو هستند. این جریان‌ها بر پایه سه شاخص پیوندهای نهادی و مالی خارجی، مشروع‌بخشی به تحریم‌های اقتصادی و پذیرش یا عادی‌سازی فشار و مداخله نظامی بررسی شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که الگوی مواضع و مناسبات این دو جریان، در موارد بررسی‌شده با برخی راهبردهای فشار خارجی هم‌راستایی معناداری دارد. این نتیجه به معنای فقدان پایگاه داخلی، هدایت مستقیم خارجی یا تعمیم‌پذیری آن به همه مخالفان نیست، بلکه بر ضرورت تحلیل هم‌زمان نسبت اپوزیسیون با جامعه داخلی و ساختار نابرابر قدرت جهانی و نیز پرهیز از تعمیم‌های کلی، تأکید می‌کند.

آمریکا و نظام بین‏الملل: از نظم تک‌قطبی تا نظم فراقطبی

آمریکا و نظام بین‏الملل: از نظم تک‌قطبی تا نظم فراقطبی

دوره 18، شماره 68، تابستان 1394، صفحه 139-165

مسعود موسوی شفائی، مهدی شاپوری

چکیده تحولات نوین عرصۀ روابط‏ بین‏الملل، لزوم نیاز به فاصله‌گرفتن از درک سنتی از مناسبات این حوزه، به منظور شناخت نیروهای جدید تأثیرگذار بر پویایی‏ها، روندها و نتایج در این عرصه و نیز پردازش مفاهیم جدیدی در این راستا را ایجاب می‏کند. این پژوهش با بازخوانی تحولات سیاست خارجی آمریکا در دو دهۀ گذشته و بررسی نظریات مطرح‌شده در مورد نحوۀ توزیع توان‌مندی‌ها و متأثر از آن شکل قطب‌بندی در نظام بین‌الملل، این استدلال را مطرح می‏کند که در نظام بین‌الملل کنونی، هرچند همانند گذشته، آشنایی با نحوۀ قطب‌بندی به درک بهتر اتفاقات و رخدادهای روابط بین‌الملل کمک می‌کند، اما متوقف‌شدن در این نقطه و عدم شناخت نیروهای جدیدی که تأثیرات غیرقابل انکاری بر پویایی‌ها، روندها و نتایج بین‌المللی می‌گذارند، نقصان در فهم پدیده‌های این عرصه را به دنبال دارد. در این پژوهش مفهوم نظم فراقطبی پیشنهاد می‌شود؛ نظمی که در آن، قدرت از حالت بین‌الدولی و شکل محدود و متصلب سابق خارج شده و ابعاد جدیدی به خود گرفته است.  

بازتولید گفتمانی؛ راهبرد استقرار امنیت 
نرم در جامعه ایرانی

بازتولید گفتمانی؛ راهبرد استقرار امنیت نرم در جامعه ایرانی

دوره 12، شماره 45، پاییز 1388، صفحه 135-163

فرزاد پورسعید

چکیده گفتمان نرم، در دهه پایانی قرن بیستم رواج یافت و افق نوینی در فهم و تبیین مسائل راهبردی، به ویژه در مطالعات بین‏الملل گشود. مفهوم امنیت نرم از دل این گفتمان برخاسته و در معنا اشاره به امنیتی است که از بازیگران در برابر صدمات و خطرات به گونه‏ای ملایم و ناملموس حراست می‏کند. مقاله حاضر در این چارچوب، به عملیاتی‏نمودن مفهوم امنیت نرم در جامعه ایرانی می‏پردازد و به دنبال راهبردی است که بتواند در چارچوب جمهوری اسلامی، جامعه و دولت را از تهدیدات یکدیگر به گونه‏ای نرم در امان بدارد. نویسنده، برای این منظور، معتقد است آنچه می‏تواند این مهم را ممکن کند و در حفظ جمهوری اسلامی در سطح امنیت داخلی، امنیت نرم را بر امنیت سخت و در واقع، نرم‏افزارگرایی را بر سخت‏افزارگرایی اولویت بخشد، بازتولید گفتمانی ایده جمهوری اسلامی در مواجهه با چالش‏ها و بحران‏های محیطی در عرصه‏های مجازی، گفتمانی و گستره عمل اجتماعی است.

فراتکنولوژی‌ و تحول مفهوم قدرت در 
روابط بین‏‏ الملل

فراتکنولوژی‌ و تحول مفهوم قدرت در روابط بین‏‏ الملل

دوره 10، شماره 38، زمستان 1386، صفحه 697-724

موسی‏الرضا وحیدی

چکیده با تغییر عرصه سیاست بین‏الملل در نتیجه توسعه فراتکنولوژی‏ها و شکل‏گیری عرصه سیاست هنجاری، زمینه ساخت مجدد هویت‌ها، منافع، مفاهیم و قلمرو سیاسی فراهم شده و به تشدید تعاملات بین‏المللی، شتاب تغییرات نهادی، توسعه فرایند به هم پیوستگی جهانی، اهمیت‏یافتن هنجارها و افزایش نقش بازیگران غیردولتی انجامیده است. در نتیجه، نحوه برداشت از قدرت و سازوکارهای اعمال آن نیز متحول و پیچیده‏تر شده است. هدف این نوشتار، بررسی مفهوم قدرت با توجه به دگرگونی‏های ایجادشده در عرصه سیاست بین‏الملل و توسعه چارچوبی مفهومی است که تمام ابعاد آن را پوشش دهد. بدین منظور، ابتدا مفهوم سنتی قدرت و رابطه آن با تکنولوژی بررسی می‏شود و سپس، نقش فراتکنولوژی‏ها در تغییر عرصه سیاست بین‏الملل و تأثیر آن بر مفهوم قدرت بیان خواهد شد.

نظام‏های بین‏ المللی تک‏ قدرت‏ محور:
تک‏ قطبی، هژمونی، امپراتوری

نظام‏های بین‏ المللی تک‏ قدرت‏ محور: تک‏ قطبی، هژمونی، امپراتوری

دوره 10، شماره 38، زمستان 1386، صفحه 785-806

محمد جمشیدی

چکیده اگرچه نظام بین‌الملل، تا کنون، شاهد سلطه مطلق یک و تنها یک قدرت مسلط در همه عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، نظامی و فرهنگی نبوده، اما تلاش‌های نظری متعددی برای تبیین وضعیت‌های متصور برای چنین نظامی صورت گرفته است. سؤال اصلی نوشتار حاضر این است که «صورت‌های نظری ممکن برای نظام بین‌المللی که بر محور یک قدرت برتر قرار دارد، چه می‌باشند و ویژگی‌های اصلی آنها و نحوه تعامل بازیگران درون سیستمی چگونه خواهند بود؟» اکثر نوشتارها در این زمینه، تنها دو نظام تک‌قطبی و هژمونیک را واجد ویژگی تک‌قدرت‏محوری می‌دانند. مقاله حاضر ضمن بررسی این دو گونه اصلی، گونه سومی از نظام تک‌قدرت‏محور را به عنوان نظام امپراتوری (که متفاوت از نوع سنتی آن است) مطرح می‏کند. بنابراین، نویسنده تلاش می‌کند منطق حاکم بر روابط درونی، منافع قدرت مسلط و جنس روابط اجتماعی (ساختار شبکه اجتماعی) پدید آمده در هر یک از سه نظام تک‌قدرت‏محور تک‌قطبی، هژمونیک و امپراتوری را بررسی و مقایسه نماید.

نفت خلیج‌ فارس؛ چالش‌ها و سیاست‌های آمریکا

نفت خلیج‌ فارس؛ چالش‌ها و سیاست‌های آمریکا

دوره 10، شماره 37، پاییز 1386، صفحه 547-591

محمود یزدان‏‌فام

چکیده در سال‏های آغازین قرن 21، مراکز دولتی و عمومی آمریکا موج گسترده‏ای را در مورد خطر وابستگی این کشور به نفت کشورهای منطقه خلیج فارس به راه انداختند و خواستار اتخاذ سیاست‏های دقیق و بلندمدت برای جلوگیری از خطرات ناشی از این وابستگی شدند. با توجه به اینکه واردات نفت آمریکا از منطقه خلیج فارس تنها 2/11% کل واردات نفت این کشور از جهان را تشکیل می‏دهد و ایالات متحده با اکثر کشورهای منطقه روابط استراتژیک دارد و پیوندهای عمیق و گسست‏ناپذیری بین آنها به وجود آمده، این پرسش مطرح می‏شود که دلیل اصلی این نگرانی‏ها و سیاست‏گذاری در جهت کنترل بیشتر بر منطقه نفت‏خیز خلیج فارس چیست؟در این مقاله، به دلایل و اهداف بین‏المللی آمریکا از اتخاذ چنین سیاستی در قبال منطقه خلیج‏فارس اشاره می‏شود و پیامدهای آن برای این کشور و دیگر بازیگران جهانی و منطقه‏ای مورد ارزیابی قرار می‏گیرد.

روش شناخت در مکتب نئورئالیسم

روش شناخت در مکتب نئورئالیسم

دوره 10، شماره 36، تابستان 1386، صفحه 215-238

قدیر نصری

چکیده پس از مرگ هانس یواخیم مورگنتا در جولای 1980، مکتب جدیدی در سیاست بین‏المللی ظهور کرد که نئورئالیسم نام گرفت. مهمترین اندیشمند این مکتب، کنت والتز است که با انتشار کتاب «نظریه سیاست بین‏الملل»، اصلاحاتی در رئالیسم مورگنتا اعمال کرده و در تحلیل نظم و ناامنی بین‏المللی کوشیده است. در مقاله حاضر، مهمترین تمایزهای رئالیسم و نئورئالیسم را با استناد به کتاب والتز بررسی ‏کرده و به این پرسش، پاسخ می‏دهیم که روش شناخت و تحلیل امنیت بین‏المللی در مکتب نئورئالیسم چگونه است؟ در پاسخ، ابتدا افزوده‏های روش‏شناختی و مفهومی نئورئالیسم بر رئالیسم را بررسی و با مرور مفروضات و مفاهیم کلیدی نئورئالیسم، چهار ایده اساسی این مکتب را مورد بحث قرار می‏دهیم. به نظر نگارنده، مکتب نئورئالیسم، از طریق بازاندیشی در مفروضات ذات‏گرایانه رئالیسم و نیز توجه به ماهیت و منطق پویای امور و برداشت‏ها، از قابلیت توضیح‏دهندگی بیشتری نسبت به رئالیسم، در حوزه امنیت بین‏الملل برخوردار است.

ثبات هژمونیک در استراتژی اقتصادی ـ امنیتی آمریکا

ثبات هژمونیک در استراتژی اقتصادی ـ امنیتی آمریکا

دوره 9، شماره 34، زمستان 1385، صفحه 857-900

عبداله‌ قنبرلو

چکیده تئوری ثبات هژمونیک در روابط بین‌الملل، از زیرشاخه‌های مکتب رئالیسم است که طبق آن، جریان منظم و باثبات اقتصاد بین‌المللی لیبرال مستلزم مدیریت یک قدرت برتر است. قدرت  برتر یا هژمون از یک سو دارای بزرگترین و قوی‌ترین قابلیت‌های اقتصادی (همراه با سطح بالایی از نیروی نظامی و نفوذ ایدئولوژیک) است و از سوی دیگر، مروج فعال اقتصاد لیبرال در عرصه بین‌الملل می‌باشد. طبق تئوری ثبات هژمونیک، از آنجا که عرصه روابط بین‌الملل، عرصه رقابت و نزاع دولت‌ها (دولت ـ ملت‌ها) بر سر قدرت است و همچنین از آنجا که قدرت پدیده‌ای نسبی است، جریان آزاد اقتصاد بین‌الملل نیز تابع معادلات قدرت است و با دست نامرئی تحقق نمی‌یابد. مناسب‌ترین نوع توزیع قدرت نیز توزیع هژمونیک آن است، به گونه‌ای که قدرت هژمون ضمن جلب رضایت دولت‌های ضعیف‌تر بالاخص قدرت‌های درجه دوم، به اعمال مقررات اقتصاد لیبرال می‌پردازد. در تاریخ اقتصاد سیاسی بین‌الملل، نظم مورد نظر این تئوری دو بار تحقق یافته است: نیمه دوم قرن نوزدهم به رهبری بریتانیا و پس از جنگ جهانی دوم به رهبری ایالات متحده. البته هژمونی ایالات متحده از اواخر دهه 1960 و به تبع آن فروپاشی سیستم نرخ ارز ثابت برتوون وودز با چالش مواجه شده است. از زمان پایان جنگ سرد و گشایش فضای سیاسی بین‌المللی، دولت آمریکا فاز نوینی از تلاش برای تقویت مجدد سیستم هژمونیک را آغاز کرده است.

بررسی ملاحظات اقتصادی استراتژی 
امنیتی امریکا در خلیج‌فارس

بررسی ملاحظات اقتصادی استراتژی امنیتی امریکا در خلیج‌فارس

دوره 9، شماره 33، پاییز 1385، صفحه 637-664

عبدالله قنبرلو

چکیده استراتژی امنیتی مبتنی بر حضور، نفوذ و مداخله‌گرایی ایالات متحده در منطقه خلیج‌فارس که قدمتی چنددهه‌ای دارد، از مناظر مختلف مورد تحلیل قرار گرفته است. این استراتژی به طور طبیعی تحت تأثیر ملاحظه خاصی نبوده و ملاحظات متعددی به آن جهت داده‌اند؛ اما به نظر می‌رسد که نقش ملاحظات اقتصادی تعیین کننده‌تر بوده است. امنیت جریان انرژی، جذب درآمدهای نفتی و حفاظت از هژمونی دلار، عمده‌ترین ملاحظات اقتصادی استراتژی مذکور را تشکیل می‌دهند. ملاحظات اقتصادی آمریکا در منطقه خلیج‌فارس تابع مستقیم استراتژی کلی این کشور در عرصه بین‌المللی است. بر اساس این استراتژی، ایالات متحده از جریان آزاد و منظم اقتصاد بین‌الملل حمایت می‌کند. چنین رویکردی ریشه در این واقعیت دارد که با توجه به توانمندی‌ها و قابلیت‌های برتری که آمریکا در عرصه بین‌الملل دارد، بیشترین فرصت‌های بهره‌برداری نصیب این کشور خواهد شد و هژمونی آن در عرصه جهانی پشتوانه قوی‌تری به دست خواهد آورد.