کلیدواژه‌ها = واقع‏گرایی
تعداد مقالات: 4
امنیت انسانی

امنیت انسانی

دوره 11، شماره 41، پاییز 1387، صفحه 601-626

پائولین ‏کِر

چکیده شرایط و وضعیتی تعریف می‏کند که در آن مردم از قیدوبندها و فشارهای روحی و روانی که توسعه انسانی را محاصره کرده و در بند کشیده است، رها گردند.   مقاله حاضر به این پرسش می‏پردازد که چرا این مفهوم در این زمان به متن و مرکز مطالعات امنیتی وارد شد و کدام اهداف نظری و عملی را در این رشته مطالعاتی برآورده می‏سازد؟ دیگر پرسش مطرح در مقاله این است که مفهوم امنیت انسانی چه اهدافی دارد و آیا این اهداف مفید و مثمرثمرند؟ مقاله، در ادامه به نسبت میان امنیت انسان‏محور و امنیت دولت‏محور می‏پردازد. در این خصوص، نویسنده معتقد است مفهوم امنیت انسانی نشان می‏دهد واقع‏گرایی، به عنوان دیدگاه حاکم دولت‏محور امنیت، لازم ولی ناکافی است و نباید نظریه و فهم مسلط از امنیت باشد. امنیت انسانی، واقع‏گرایی را ملزم می‏سازد توضیح دهد اگر دولت ابزاری برای تأمین امنیت مردم نیست، چرا باید موضوع مرجع امنیت باشد؟

اصول و مبانی سیاست خارجی 
جمهوری اسلامی ایران: جستاری در متون

اصول و مبانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران: جستاری در متون

دوره 11، شماره 40، تابستان 1387، صفحه 277-313

داود غرایاق زندی

چکیده     متون دانشگاهی و پژوهشی مرتبط با سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، یکی از منابع اصلی مطالعه سیاست خارجی ایران به حساب می‏آیند. مقاله حاضر به بررسی این متون از منظر اصول و مبانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی می‏پردازد. برای این منظور، پرسش اصلی این است که مسأله محوری مورد مطالعه متون موجود در مورد اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی چیست؟ فرضیه مقاله، نشان می‏دهد دغدغه اصلی متون مرتبط با سیاست خارجی، عمدتاً تقابل آرمان‏گرایی و واقع‏گرایی بوده است. برای بررسی این فرضیه، مقاله به سه بخش تقسیم شده است. بخش اول به تاریخچه سیاست خارجی از منظر متون موجود اشاره دارد. بخش دوم به مواجهه آرمان‏گرایی و واقع‏گرایی در رویکردهای انقلابی، اسلامی و ملی‏ می‏پردازد و بخش سوم، چارچوبی نظری برای گذر از تناقضات این رویکردها ارائه می‏دهد.

تحول مفهوم کنش‏گر در روابط بین‌الملل

تحول مفهوم کنش‏گر در روابط بین‌الملل

دوره 10، شماره 38، زمستان 1386، صفحه 751-784

فرامرز تمنا

چکیده گفتمان واقع‌گرایانه «دولت‏محور»، که به دولت به عنوان کنش‏گر انحصاری عرصه سیاست و روابط بین‌الملل می‌نگریست، در پی تحولات نوین ناشی از پایان جنگ سرد، جهانی‏شدن، وابستگی متقابل، حادثه یازدهم سپتامبر، نقش رو ‌به گسترش جنبش‏های اجتماعی فراملی، جامعه مدنی جهانی ، نهادهای غیردولتی ملی و بین‌المللی و رشد گروه‌های تروریستی، مورد بازتعریف قرار گرفته است. پژوهش حاضر بر‌آن است با اتکا به رهیافت‌های سه‌گانه جیمز روزنا در مورد مطالعه روابط بین‌الملل، ضمن گذار از تلقی مفهوم کنش‏گر در رویکرد واقع‏گرایی، به بررسی تحولات مفهومی آن در عصری بپردازد که پلورالیسم وجه شاخص آن است و سپس با ذکر گونه‌های نوین این مفهوم، دیدگاههای موجود را نقد و ارزیابی کند.

تحول مفهوم مداخله بشردوستانه 
در روابط بین‌الملل

تحول مفهوم مداخله بشردوستانه در روابط بین‌الملل

دوره 10، شماره 38، زمستان 1386، صفحه 807-830

نبی‏اله ابراهیمی

چکیده هدف اصلی این نوشتار، بررسی تحول مفهوم مداخله بشردوستانه در روابط بین‌الملل با کمک‏گرفتن از تئوری‏های روابط بین‌الملل می‌باشد. مداخله بشردوستانه در جامعه بین‌المللی به مثابه قاعده، سخت‌ترین آزمایش برای جامعه مذکور است که بر اساس اصول حاکمیت، عدم مداخله و عدم استفاده از زور پایه‌ریزی شده است. با جهانی‏شدن مقوله حقوق بشر و توجه ویژه به دوری‏گزیدن از نسل‌کشی، شکنجه و تجاوز به حقوق اولیه انسان‏ها، این اصل انسان‏دوستانه، با اصول حاکمیت و عدم مداخله تعارض پیدا کرده است. در عین حال، مفهوم مذکور با تحولی عمیق در قبل و بعد از جنگ سرد روبرو شده است. در مقاله حاضر، نخست مفهوم مداخله را در تئوری‏های واقع‏گرایی و لیبرالیسم بررسی می‏کنیم. سپس به تحول مفهومی مداخله بشردوستانه در تئوری سازه‏انگاری، به عنوان الگوهای هنجاری، ارزشی و قاعده بین‌المللی می‌پردازیم و در نهایت، تحول مفهوم مداخله بشردوستانه را در روابط بین‌الملل به طور کلی مورد کندوکاو قرار می‌دهیم.