کلیدواژه‌ها = Realism
تعداد مقالات: 12
مبنای نظری تحریم‌های مربوط به برنامه هسته‌ای ایران: مقایسه دیپلماسی دولت‌های ترامپ و اوباما

مبنای نظری تحریم‌های مربوط به برنامه هسته‌ای ایران: مقایسه دیپلماسی دولت‌های ترامپ و اوباما

دوره 21، شماره 80، تابستان 1397، صفحه 75-100

عبداله قنبرلو

چکیده در فضای عملی روابط بین‌الملل، وضع‌کنندگان تحریم انگیزه‌های‌ متفاوتی برای استفاده از این ابزار دارند. تغییر در سیاست برجامی دولت آمریکا یکی از موارد جالب توجه در این زمینه است. سؤال مقاله حاضر این است که نقطه عزیمت نظری تفاوت در دیپلماسی تحریمی دو دولت ترامپ و اوباما در قبال ایران با وجود تعهد این کشور به تعهدات برجام چه بوده است؟ فرضیه مقاله این است که در حالی که سیاست تحریمی دولت اوباما بیشتر مبتنی بر انگیزه متعهدسازی ایران به هنجارهای بین‌المللی بود، انگیزه اصلی دولت ترامپ پیشبرد حداکثری منافع آمریکا فارغ از محدودیت‌های حقوقی بین‌المللی است. از این منظر، برجام برای دولت اوباما، توافقی کارآمد و برای دولت ترامپ، ناکارآمد تلقی شده است. فرضیه به لحاظ نظری بر دو نظریه واقع‏گرایی و لیبرالیسم درباره کارکرد تحریم در روابط بین‌الملل متکی است. این فرضیه به نحو تحلیلی- تبیینی و با تکیه بر داده‌های معتبر بررسی خواهد شد.
 

عدالت، گفتگو و امنیت بین‏المللی

عدالت، گفتگو و امنیت بین‏المللی

دوره 16، شماره 61، پاییز 1392، صفحه 159-180

نبی‌اله ابراهیمی

چکیده هدف اصلی این مقاله بررسی جایگاه عدالت و گفتگو در رویه‌های امنیت بین‌الملل است. چگونه گفتگو می‏تواند امنیت بین‌المللی عادلانه‌تری به همراه داشته باشد؟ واقع‌گرایی، لیبرالیسم و سازه‌انگاری، از جمله نظریه‌هایی هستند که می‌توانند به خوبی جایگاه گفتگو را توضیح دهند. روند جهانی‌شدن و پدیدارشدن موضوع بنیادگرایی، عملاً گفتگو را وارد حوزه نظریه و عمل می‌کند. به عبارتی، گفتگو با جهانی‌شدن رابطه‌ای دوسویه دارد، یعنی جهانی‌شدن، گفتمان فوق را تسریع و این گفتمان نیز به روند جهانی‌شدن کمک خواهد کرد. گفتگو و عدالت از منظری دیگر، به طور عملی و به واسطه رواداری و کنش ارتباطی که بر مبنای عقلانیت ایجاد شده، می‌تواند به طرد بنیادگرایی منجر شود. این مقاله، نخست به تبارشناسی دو مفهوم گفتگو و عدالت می‌پردازد، سپس ارتباط این دو مقوله را با امنیت بین‌الملل، با استفاده از نظریه‌های روابط بین‌الملل مشخص نموده ودر پایان، جایگاه گفتگوی فوق را در رابطه با دو موضوع جهانی‌شدن و بنیادگرایی مورد کندوکاو قرار خواهد داد.

تأثیر انقلاب و ناآرامی در کشورهای عربی بر امنیت اسرائیل: نظرگاهی درونی

تأثیر انقلاب و ناآرامی در کشورهای عربی بر امنیت اسرائیل: نظرگاهی درونی

دوره 15، شماره 55، بهار 1391، صفحه 169-186

امین پرتو، مصطفی کریمی

چکیده در سال‌های نخست شکل‌گیری رژیم غاصب اسرائیل، سیاست‌گذاران آن می‌پنداشتند وقوع انقلاب و ناآرامی در کشورهای عربی، سبب بهره‌مندی بیشتر اسرائیل از امنیت خواهد گردید. آنها گمان می‌کردند حکومت‌های دموکراتیک عربی، دشمنی با اسرائیل و حمایت از آرمان فلسطین را از دستور کار خود خارج می‌کنند، اما اکنون و در مواجهه با انقلاب‏های عربی، اسرائیل امنیت خود را با چالشی اساسی رویارو می‌بیند. نه تنها امکان روی کارآمدن دولت‌های اسلام‌گرا یا الگوگیری مردم اسرائیل از بهار عربی، بلکه بروز وضعیت دولت گسسته، خطر جدی‌تری برای امنیت اسرائیل شده است.

امنیت انسانی

امنیت انسانی

دوره 11، شماره 41، پاییز 1387، صفحه 601-626

پائولین ‏کِر

چکیده شرایط و وضعیتی تعریف می‏کند که در آن مردم از قیدوبندها و فشارهای روحی و روانی که توسعه انسانی را محاصره کرده و در بند کشیده است، رها گردند.   مقاله حاضر به این پرسش می‏پردازد که چرا این مفهوم در این زمان به متن و مرکز مطالعات امنیتی وارد شد و کدام اهداف نظری و عملی را در این رشته مطالعاتی برآورده می‏سازد؟ دیگر پرسش مطرح در مقاله این است که مفهوم امنیت انسانی چه اهدافی دارد و آیا این اهداف مفید و مثمرثمرند؟ مقاله، در ادامه به نسبت میان امنیت انسان‏محور و امنیت دولت‏محور می‏پردازد. در این خصوص، نویسنده معتقد است مفهوم امنیت انسانی نشان می‏دهد واقع‏گرایی، به عنوان دیدگاه حاکم دولت‏محور امنیت، لازم ولی ناکافی است و نباید نظریه و فهم مسلط از امنیت باشد. امنیت انسانی، واقع‏گرایی را ملزم می‏سازد توضیح دهد اگر دولت ابزاری برای تأمین امنیت مردم نیست، چرا باید موضوع مرجع امنیت باشد؟

مقدمه‏ای بر تحلیل سیاست خارجی

مقدمه‏ای بر تحلیل سیاست خارجی

دوره 11، شماره 40، تابستان 1387، صفحه 247-276

محمود یزدان‏‌فام

چکیده تحلیل سیاست خارجی دولت‏ها در عرصه بین‌المللی، یکی از مباحث اصلی علوم سیاسی و روابط بین‏الملل است. تا کنون، در زمینه تحلیل سیاست خارجی کشورها، نظریه‌ها و دیدگاه‌های مختلفی مطرح شده است. در ابتدا، رویکردهای مهم تحلیل سیاست خارجی، تحت تأثیر جریان‌ واقع‌گرایی بودند. با بروز انقلاب در علوم رفتاری، سه دیدگاه خاص در حوزه تحلیل سیاست خارجی به وجود آمد که از آنها با عنوان فرایند تصمیم‏گیری در سیاست خارجی، سیاست خارجی مقایسه‏ای، و محیط روانی سیاست خارجی یاد می‌شود. با پیدایش و گسترش دیدگاه پسااثبات‌گرایی در علوم اجتماعی و به ویژه در روابط بین‌الملل در حوزه تحلیل سیاست خارجی کشورها، سه رویکرد جدید، یعنی رویکردهای نهادمحور، رویکردهای جامعه‏شناسانه و رویکردهای فرهنگ و هویت‏محور به وجود آمدند که اصول و محورهای هر کدام از آنها به اختصار تشریح شده است. در نهایت، تلاش شده امکان و چگونگی برقراری پیوند بین این رویکردها مورد ارزیابی قرار گیرد.

اصول و مبانی سیاست خارجی 
جمهوری اسلامی ایران: جستاری در متون

اصول و مبانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران: جستاری در متون

دوره 11، شماره 40، تابستان 1387، صفحه 277-313

داود غرایاق زندی

چکیده     متون دانشگاهی و پژوهشی مرتبط با سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، یکی از منابع اصلی مطالعه سیاست خارجی ایران به حساب می‏آیند. مقاله حاضر به بررسی این متون از منظر اصول و مبانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی می‏پردازد. برای این منظور، پرسش اصلی این است که مسأله محوری مورد مطالعه متون موجود در مورد اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی چیست؟ فرضیه مقاله، نشان می‏دهد دغدغه اصلی متون مرتبط با سیاست خارجی، عمدتاً تقابل آرمان‏گرایی و واقع‏گرایی بوده است. برای بررسی این فرضیه، مقاله به سه بخش تقسیم شده است. بخش اول به تاریخچه سیاست خارجی از منظر متون موجود اشاره دارد. بخش دوم به مواجهه آرمان‏گرایی و واقع‏گرایی در رویکردهای انقلابی، اسلامی و ملی‏ می‏پردازد و بخش سوم، چارچوبی نظری برای گذر از تناقضات این رویکردها ارائه می‏دهد.

تحول مفهوم کنش‏گر در روابط بین‌الملل

تحول مفهوم کنش‏گر در روابط بین‌الملل

دوره 10، شماره 38، زمستان 1386، صفحه 751-784

فرامرز تمنا

چکیده گفتمان واقع‌گرایانه «دولت‏محور»، که به دولت به عنوان کنش‏گر انحصاری عرصه سیاست و روابط بین‌الملل می‌نگریست، در پی تحولات نوین ناشی از پایان جنگ سرد، جهانی‏شدن، وابستگی متقابل، حادثه یازدهم سپتامبر، نقش رو ‌به گسترش جنبش‏های اجتماعی فراملی، جامعه مدنی جهانی ، نهادهای غیردولتی ملی و بین‌المللی و رشد گروه‌های تروریستی، مورد بازتعریف قرار گرفته است. پژوهش حاضر بر‌آن است با اتکا به رهیافت‌های سه‌گانه جیمز روزنا در مورد مطالعه روابط بین‌الملل، ضمن گذار از تلقی مفهوم کنش‏گر در رویکرد واقع‏گرایی، به بررسی تحولات مفهومی آن در عصری بپردازد که پلورالیسم وجه شاخص آن است و سپس با ذکر گونه‌های نوین این مفهوم، دیدگاههای موجود را نقد و ارزیابی کند.

تحول مفهوم مداخله بشردوستانه 
در روابط بین‌الملل

تحول مفهوم مداخله بشردوستانه در روابط بین‌الملل

دوره 10، شماره 38، زمستان 1386، صفحه 807-830

نبی‏اله ابراهیمی

چکیده هدف اصلی این نوشتار، بررسی تحول مفهوم مداخله بشردوستانه در روابط بین‌الملل با کمک‏گرفتن از تئوری‏های روابط بین‌الملل می‌باشد. مداخله بشردوستانه در جامعه بین‌المللی به مثابه قاعده، سخت‌ترین آزمایش برای جامعه مذکور است که بر اساس اصول حاکمیت، عدم مداخله و عدم استفاده از زور پایه‌ریزی شده است. با جهانی‏شدن مقوله حقوق بشر و توجه ویژه به دوری‏گزیدن از نسل‌کشی، شکنجه و تجاوز به حقوق اولیه انسان‏ها، این اصل انسان‏دوستانه، با اصول حاکمیت و عدم مداخله تعارض پیدا کرده است. در عین حال، مفهوم مذکور با تحولی عمیق در قبل و بعد از جنگ سرد روبرو شده است. در مقاله حاضر، نخست مفهوم مداخله را در تئوری‏های واقع‏گرایی و لیبرالیسم بررسی می‏کنیم. سپس به تحول مفهومی مداخله بشردوستانه در تئوری سازه‏انگاری، به عنوان الگوهای هنجاری، ارزشی و قاعده بین‌المللی می‌پردازیم و در نهایت، تحول مفهوم مداخله بشردوستانه را در روابط بین‌الملل به طور کلی مورد کندوکاو قرار می‌دهیم.

هانس جی. مورگنتا و جنگ عراق: رئالیسم در مقابل نو محافظه‏ کاری

هانس جی. مورگنتا و جنگ عراق: رئالیسم در مقابل نو محافظه‏ کاری

دوره 10، شماره 37، پاییز 1386، صفحه 591-604

جان میرشایمر، الهام رضانژاد

چکیده در خصوص جنگ عراق، بین دو نظریه رقیب در سیاست بین‏الملل، یعنی رئالیسم و نومحافظه‏کاری، نزاعی در گرفته است. از نگاه نومحافظه‏کاران، دموکراسی نیرومندترین ایدئولوژی سیاسی جهان است. بر این اساس، اگر ایالات متحده به ساختن جهانی متشکل از دموکراسی‏ها بپردازد، صلح گسترش خواهد یافت. آنها بر اهمیت گسترش دموکراسی در خاورمیانه، از طریق نظامی، تأکید می‏کردند و اشغال عراق، اولین گام در این جهت بود. در مقابل، رئالیست‏ها معتقدند که ما نه در دنیای مبتنی بر فرصت‏طلبی، بلکه در جهانی مبتنی بر توازن قوا زندگی می‏کنیم. به نظر آنها، قویترین ایدئولوژی سیاسی، ناسیونالیسم است نه دموکراسی. بنابراین، تجاوز و اشغال کشورها هزینه بسیار بالائی دارد و باعث رشد ناسیونالیسم و ایجاد ناآرامی می‏شود.

روش شناخت در مکتب نئورئالیسم

روش شناخت در مکتب نئورئالیسم

دوره 10، شماره 36، تابستان 1386، صفحه 215-238

قدیر نصری

چکیده پس از مرگ هانس یواخیم مورگنتا در جولای 1980، مکتب جدیدی در سیاست بین‏المللی ظهور کرد که نئورئالیسم نام گرفت. مهمترین اندیشمند این مکتب، کنت والتز است که با انتشار کتاب «نظریه سیاست بین‏الملل»، اصلاحاتی در رئالیسم مورگنتا اعمال کرده و در تحلیل نظم و ناامنی بین‏المللی کوشیده است. در مقاله حاضر، مهمترین تمایزهای رئالیسم و نئورئالیسم را با استناد به کتاب والتز بررسی ‏کرده و به این پرسش، پاسخ می‏دهیم که روش شناخت و تحلیل امنیت بین‏المللی در مکتب نئورئالیسم چگونه است؟ در پاسخ، ابتدا افزوده‏های روش‏شناختی و مفهومی نئورئالیسم بر رئالیسم را بررسی و با مرور مفروضات و مفاهیم کلیدی نئورئالیسم، چهار ایده اساسی این مکتب را مورد بحث قرار می‏دهیم. به نظر نگارنده، مکتب نئورئالیسم، از طریق بازاندیشی در مفروضات ذات‏گرایانه رئالیسم و نیز توجه به ماهیت و منطق پویای امور و برداشت‏ها، از قابلیت توضیح‏دهندگی بیشتری نسبت به رئالیسم، در حوزه امنیت بین‏الملل برخوردار است.

تحول مفهوم دولت در نظریه‌های روابط بین‌الملل

تحول مفهوم دولت در نظریه‌های روابط بین‌الملل

دوره 8، شماره 27، بهار 1384، صفحه 105-135

داود رضایی اسکندری

چکیده است. شاید به همین دلیل است که برخی، نظریه روابط بین‌الملل را نظریه روابط بین دولت‌ها نیز گفته‌اند. آنچه در روابط بین‌الملل مورد بحث قرار می‌گیرد، طیف گسترده‌ای از موضوعات مختلف از جمله سیاست خارجی دولت‌ها در درون نظام بین‌الملل، سازمان‌های بین‌المللی، سازمان‌های غیردولتی و شرکت‌های چندملیتی، گسترش سلاح‌های هسته‌ای، مسائل زیست‌محیطی، ناسیونالیسم، اقتصاد سیاسی بین‌الملل و مسائل مربوط به توسعه اقتصادی و حقوق بشر است که تمامی آنها به نوعی با دولت ارتباط پیدا می‌کنند.دولت اگر نه تنها بازیگر ولی به عنوان یکی از مهم‌ترین مفاهیم روابط بین‌الملل، نقش و جایگاه بسیار مهمی در نظریه‌های این رشته داشته و تغییر و تحولات قابل توجهی را پشت سرگذارده است. تمامی نظریه‌های روابط بین‌الملل نیز به این موضوع پرداخته و هر یک دیدگاه خاص خود را نسبت به ماهیت، حوزه، دامنه فعالیت و قدرت دولت ارائه می‌کنند.این مقاله با عنایت به مفروضات بنیادین هریک از نظریه‌های روابط بین‌الملل، مفهوم دولت و تحول آن در نظریه‌های مختلف این رشته را مورد بررسی قرار می‌دهد.

جایگاه و مفهوم روش در مکتب واقع‌گرایی

جایگاه و مفهوم روش در مکتب واقع‌گرایی

دوره 6، شماره 22، زمستان 1382، صفحه 789-712

قدیر نصری

چکیده مقاله حاضر در پی پاسخ این پرسش است که فهم مبتنی بر واقعیت چیست و چگونه امکان‌پذیر است؟ فرضیه نگارنده این است که در فهم واقعگرایانه، «تبیین علّی» بر «توصیف» (آنگونه که در نگرش هرمنوتیک مطرح است) و «تجویز» (آنگونه که در پوزیتویسم منطقی متداول است) تقدم دارد. این مقاله کتاب «لویاتان» هابز را به عنوان نماگر کلاسیک تحلیل واقعگرایانه انتخاب و ادعاهای خود را بر مبنای آن اثر ماندگار طرح و تبیین کرده است. بر این اساس ابتدا تعالیم کلیدی مکتب واقعگرایی در قالب چهار مورد یعنی «تمییز عقیده و حقیقت»، «تعریف مواضع بر بنیاد قدرت»، «اصالت بخشی به اخلاق سیاسی» و «استقلال دادن به گستره عمل سیاسی» شرح داده شده و سپس لوازم روش‌شناختی واقعگرایی ارایه می‌شوند. نگارنده در این قسمت به ماده باوری، تحلیل و ترکیب گزاره‌ها، و معناکاوی نومینالیستی مفاهیم اشاره کرده و چنین نتیجه می‌گیرد که اگرچه لویاتان مهم‌ترین مرجع علم سیاست مدرن است، در این اثر بدین مهم پرداخته نشده که واقعیاتی چون منافع ملی و منفعت لویاتان چگونه از هم تفکیک می‌شوند، انسان‌های ستمگر و وحشی چگونه قراردادی را امضا و اجرا می‌کنند و مهم‌تر اینکه آیا عقل محاسبه‌‌گر در توجیه همه رفتارها بشری قابل اتکا است؟