کلیدواژه‌ها = ایدئولوژی
تعداد مقالات: 4
دیپلماسی فرهنگی و جایگاه بین‌المللی ایران

دیپلماسی فرهنگی و جایگاه بین‌المللی ایران

دوره 24، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 157-188

عبدالله قنبرلو

چکیده با توجه به مزیت‌های فرهنگی- تمدنی ایران، استفاده از دیپلماسی فرهنگی می‌تواند نقش مهمی در بهبود قدرت نرم و تأمین منافع ملی این کشور داشته باشد. در عمل، تاکنون نتایج حاصل از دیپلماسی فرهنگی در مقایسه با پتانسیل‌های عظیم کشور رضایت‌بخش نبوده است. با وجود بعضی دستاوردهای مهم، این دیپلماسی نتوانسته در تقویت وضع «پذیرش بین‌المللی» ایران نقش قدرتمندی بازی کند. بر این مبنا، سؤال مقاله این است که چرا دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران نتوانسته در بهبود جایگاه بین‌المللی ایران تأثیر چشمگیری داشته باشد. در پاسخ به این پرسش، مقاله به مشکلات و چالش‌های دیپلماسی فرهنگی ایران می‌پردازد. فقدان استراتژی منسجم، غفلت از بخش خصوصی، ضعف کارگزاران دولتی، غلبه نگاه ایدئولوژیک و تعدد نهادهای سیاستگذاری مهمترین عوامل دخیل در تضعیف دیپلماسی فرهنگی کشور هستند. این مقاله پس از بررسی و تحلیل مسائل، به پیشنهادهایی برای کارآمدسازی دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران خواهد رسید.  

هنر نفوذ پنهان: استراتژی «قدرت تیز» چین در جهان

هنر نفوذ پنهان: استراتژی «قدرت تیز» چین در جهان

دوره 24، شماره 1، بهار 1400، صفحه 183-211

مجید روحی دهبنه

چکیده قدرت، یکی از مفاهیم اساسی روابط بین‌الملل است. این مفهوم که به معنای توانایی بازیگر در رسیدن به نتایج دلخواه است، به شیوه‏ های مختلفی اعمال می‌شود؛ از جمله سخت، نرم و هوشمند. با گسترش روزافزون قدرت رسانه‌ها، پویایی در روابط میان قدرت‌های بزرگ و همچنین، رقابت آنها برای کسب نفوذ و قدرت بیشتر، مفهوم دیگری از قدرت مطرح شده که از آن به عنوان «قدرت تیز» نام برده می‌شود. چین در سال‏های اخیر برای پیشبرد اهداف و مقاصد خود در عرصه‌های بین‌المللی و منطقه‌ای از تاکتیک‌ها و تکنیک‌های مختلفی برای دستکاری و جلب توجه افکار عمومی در داخل و خارج بهره برده که برخی تحلیل‌گران، آن را در قالب «قدرت تیز» تبیین و تفسیر کرده ‏اند.
باور آنها بر این است که چین با استفاده از ایدئولوژی حزبی خود، رسانه‌ها، دانشگاه‌ها، رهبران، سیاستمداران و مراکز تحقیقاتی و اقتصادی غرب را تحت نظر گرفته و می‌کوشد آنچه درباره چین گفته و منتشر می‌شود، را مدیریت و محدود کند. در پس همه این اقدامات، اهداف و مقاصد ایدئولوژیک، ژئوپلیتیک و اقتصادی وجود دارد. این مقاله ضمن تبیین مفهوم «قدرت تیز» درصدد بررسی چرایی و چگونگی استفاده چین از این شیوه اعمال قدرت برای پیشبرد اهداف خود در سیاست خارجی است.

دگرگونی و نظریه سیاسی: آیا تغییر نظام سیاسی نیازی به نظریه سیاسی دارد؟

دگرگونی و نظریه سیاسی: آیا تغییر نظام سیاسی نیازی به نظریه سیاسی دارد؟

دوره 18، شماره 68، تابستان 1394، صفحه 37-55

امین پرتو

چکیده عمده تاریخ اندیشه سیاسی، تاریخ ارائه نظریه‌هایی است که به رد و نفی نظام‌های سیاسی حاکم و پیشنهاد نظام‌های سیاسی جایگزین پرداخته‌اند. بر این اساس، فرسوده‌ساختن باور به مشروعیت نظام حاکم، پیشنهاد نظام سیاسی آرمانی و ایجاد تحول در آگاهی دوران نسبت به لزوم، چرایی و چگونگی براندازی و تغییر رژیم سیاسی، مهم‌ترین پیامدهای کوشش برای ایجاد دگرگونی سیاسی در سطح نظریه سیاسی است. اندیشمندان سیاسی گرچه شاید اغلب از رویارویی مستقیم با نظام‌های سیاسی خودداری کنند، اما پیامد و اهمیت تلاش‌هایشان در سطح نظر آن‌چنان بوده است که با ایجاد بی‌قراری سیاسی با در پیش چشم نهادن دنیای آرمانی ناموجود، موجبات احساس خطر نظام‌های سیاسی مورد انتقاد خود را فراهم کنند. با توجه به تفاوت‌های ایدئولوژی‌اندیشی و اندیشه سیاسی، پیامدهای هر یک از این دو نگرش در رابطه با براندازی و دگرگونی نظام سیاسی نیز متفاوت خواهد بود.

ایدئولوژی و استراتژی؛
نسبت‌سنجی مفهومی نگرش ایدئولوژیک و تفکر استراتژیک

ایدئولوژی و استراتژی؛ نسبت‌سنجی مفهومی نگرش ایدئولوژیک و تفکر استراتژیک

دوره 9، شماره 34، زمستان 1385، صفحه 759-789

رضا خلیلی

چکیده ایدئولوژی و استراتژی مقولاتی هستند که به صورت مستقل، بسیار مورد بررسی قرار گرفته‌اند و تعاریف و مفاهیم بسیاری برای آنها برشمرده شده است؛ اما نسبت میان این دو مقوله را فقط بر اساس این بررسی‌های مستقل نمی‌توان سنجید. برای اینکه نسبت میان ایدئولوژی و استراتژی یا نگرش ایدئولوژیک و تفکر استراتژیک مورد کنکاش دقیق علمی قرار گیرد، لازم است خاستگاه‌های تاریخی، مفاهیم و کاربردها و ویژگی‌های کلی آنها در کنار یکدیگر مورد بررسی قرار گیرد و به مفروضاتی که باعث هرگونه پیش‌داوری غیرعلمی در این ‌باره شده، پاسخ داده شود. برای دستیابی به این منظور، مقاله حاضر ابتدا خاستگاه تاریخی، مفاهیم و کاربردها و ویژگی‌های ایدئولوژی و نگرش ایدئولوژیک و سپس پیشینه تاریخی، مفاهیم و کاربردها و ویژگی‌های استراتژی و تفکر استراتژیک را بررسی می‌کند و در نهایت نسبت‌سنجی این مقولات را بر اساس نقد دیدگاه‌هایی که از یک‌سو ایدئولوژی را مبتنی بر آرمان‌گرایی، اخلاق‌گرایی، اصالت تغییر، احساس‌گرایی، آگاهی کاذب و شناخت غیرعلمی و از سوی دیگر استراتژی را مبتنی بر واقع‌گرایی، بی‌طرفی اخلاقی، اصالت تثبیت، ‌عقل‌گرایی، آگاهی واقعی و شناخت علمی می‌دانند و بر این اساس، آنها را مقابل یکدیگر قرار می‌دهند، در دستور کار قرار می‌دهد.