کلیدواژه‌ها = securitization
تعداد مقالات: 11
سیاست گفتمانی اتحادیه اروپا در قبال مهاجران (مطالعه موردی مهاجران افغان)

سیاست گفتمانی اتحادیه اروپا در قبال مهاجران (مطالعه موردی مهاجران افغان)

دوره 29، شماره 1، تابستان 1405، صفحه 197-231

https://doi.org/10.22034/ssq.2026.568304.4350

روح الله امیری، مختار صالحی

چکیده بحران مهاجرت سال ۲۰۱۵ نقطه‏عطفی در سیاست‌گذاری اتحادیه اروپا به ‌شمار می‌آید؛ دوره‌ای که در آن مهاجرت، به‌تدریج از موضوعی صرفاً انسانی، به مسئله‌ای با پیامدهای امنیتی تبدیل شد. در این میان، مهاجرت شهروندان افغانستانی که در پی تداوم بی‌ثباتی و فروپاشی نظم سیاسی این کشور شدت گرفت، در مرکز این تحولات گفتمانی قرار داشت. این پژوهش با رویکردی تحلیلی‏-انتقادی و با بهره‌گیری از نظریه امنیتی‌سازی مکتب کپنهاگ و الگوی سه‌لایه‌ای تحلیل گفتمان فرکلاف، به بررسی نحوه بازنمایی مهاجرت افغان‌ها در گفتمان سیاسی و رسانه‌ای اتحادیه اروپا در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ می‌پردازد. پرسش اصلی پژوهش آن است که مهاجرت افغان‌ها چگونه در گفتمان سیاسی و رسانه‌ای اتحادیه اروپا بازنمایی شده و این بازنمایی‌ها چه نقشی در شکل‌دهی به سیاست‌های مهاجرتی این اتحادیه ایفا کرده‌اند؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که روایت غالب، مهاجرت افغان‌ها را بیشتر با واژگانی مانند «تهدید»، «فشار مرزی» و «عبور غیرقانونی» توصیف کرده و نهادهایی مانند فرانتکس و برخی رسانه‌های جریان اصلی در تقویت این چهارچوب گفتمانی نقش مهمی داشته‌اند. در مقابل، رسانه‌های لیبرال و نهادهای جامعه مدنی تلاش کرده‌اند روایت‌هایی با تأکید بر ابعاد انسانی و حقوقی ارائه دهند؛ هرچند این روایت‌ها اغلب در حاشیه گفتمان مسلط باقی مانده‌اند. این پژوهش نشان می‌دهد که چگونه پیوند میان زبان و قدرت در گفتمان امنیت‌محور اتحادیه اروپا، به شکل‌دهی سیاست‌های مهاجرتی انجامیده و برداشت‌های خاصی از مهاجرت افغان‌ها را در سطح نهادی و رسانه‌ای تثبیت کرده است.

نسبت مسئله اجتماعی به امنیتی از منظر پارادایم مدرن و پست مدرن (با تاکید بر آرای امیل دورکیم و ژاک دریدا)

نسبت مسئله اجتماعی به امنیتی از منظر پارادایم مدرن و پست مدرن (با تاکید بر آرای امیل دورکیم و ژاک دریدا)

دوره 28، شماره 1، بهار 1404، صفحه 115-139

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.500724.4248

نورالله نورانی، علی اعلایی

چکیده این پژوهش به بررسی نسبت میان مسائل اجتماعی و امنیتی از منظر دو پارادایم مدرن و پست‌مدرن پرداخته و دیدگاه‌های امیل دورکیم و ژاک دریدا را به‌عنوان نمایندگان این دو رهیافت تحلیل می‌کند. هدف پژوهش، تبیین تأثیر این دو دیدگاه در شناخت، تفسیر و مدیریت مسائل اجتماعی و امنیتی و ارائه راهکاری برای بهره‌گیری از تقابل این نظریات در سیاست‌گذاری است.
این مطالعه با رویکرد توصیفی- تحلیلی و تطبیقی، آرای دورکیم و دریدا را مقایسه کرده و مدلی نظری برای تبیین نسبت مسائل اجتماعی و امنیتی ارائه می‌دهد. در چارچوب مدرن، مسائل اجتماعی پدیده‌هایی عینی‌اند که در صورت ناکارآمدی نهادهای اجتماعی، به تهدیدات امنیتی تبدیل می‌شوند. دورکیم بر اصلاح تدریجی نهادها و کنترل نابهنجاری‌ها تأکید دارد. در مقابل، رویکرد پست‌مدرن دریدا، امنیت را مفهومی سیال و برساخته‌ گفتمانی می‌داند که امنیتی‌سازی بیش‌ازحد، خود عاملی در بازتولید ناامنی است.
نتایج پژوهش نشان می‌دهد که ترکیب تحلیل کارکردی دورکیم با واسازی دریدا، چارچوبی جامع برای مدیریت مسائل اجتماعی و امنیتی فراهم می‌کند. اصلاح نهادهای اجتماعی از یک‌سو و پرهیز از امنیتی‌سازی غیرضروری از سوی دیگر، می‌تواند به سیاست‌گذاری‌های کارآمدتر منجر شود. این پژوهش بر ضرورت رویکردی ترکیبی تأکید دارد که همزمان اصلاح نهادی و بازاندیشی در گفتمان‌های امنیتی را دنبال کند.

مدل امنیتی ‏سازی نوردیک: گذار محیط زیست از امر امنیتی به امر عادی

مدل امنیتی ‏سازی نوردیک: گذار محیط زیست از امر امنیتی به امر عادی

دوره 22، شماره 86، زمستان 1398، صفحه 123-150

رضا رحمتی

چکیده امنیتی‌‏سازی، متناسب با بستر برداشت از «دشواره امر امنیتی» متغیر است. دستورکار امنیت برای کشورهای خاورمیانه که هنوز با سامان سخت‏‌افزارانه درگیر هستند، چارچوبی متفاوت با کشورهای حوزه نوردیک و اسکاندیناوی دارد که با مسائل نرم‏‌افزارانه آمیخته‏‌اند. تبدیل‏‌شدن محیط زیست از امر عادی به امر سیاسی و امنیتی، سبب خاص‌‏شدن مدل امنیتی‏‌سازی نوردیک به‏‌عنوان الگویی جدید شده است. سؤال این مقاله این است که در چه فرآیندی محیط زیست از مرحله امنیتی‏‌سازی تبدیل به بخشی از زندگی اجتماعی شهروندان در کشورهای حوزه نوردیک شده است؟ در پاسخ به این سؤال، فرضیه نویسنده این مقاله این است که تهدیدهای زیست‏‌محیطی در نوردیک ابتدا از حوزه عمومی (امر عادی) وارد حوزه سیاسی و امنیتی (امر امنیتی) شده و سپس با گذار از چهار فرآیند سیاست‏‌گذاری امنیتی، استراتژی امنیتی‏‌شده، سرمایه سیاسی و اجماع بازیگران به بخشی از زندگی اجتماعی (امر عادی) شهروندان تبدیل شده است.
 

نقش عربستان سعودی در امنیتی‌سازی ایران؛ راهبرد جمهوری اسلامی ایران

نقش عربستان سعودی در امنیتی‌سازی ایران؛ راهبرد جمهوری اسلامی ایران

دوره 22، شماره 85، پاییز 1398، صفحه 83-106

علی ‏اکبر اسدی

چکیده هدف این مقاله، بررسی رویکرد عربستان در دوره ملک‏ سلمان درخصوص ایران و راهبرد جمهوری اسلامی ایران در برابر اقدامات سعودی‏هاست. فرضیه مقاله این است که عربستان سعودی در دوره ملک سلمان، در نقش «بازیگر کارکردی» در نظریه امنیتی‏سازی، بیش از هر زمانی در راستای امنیتی‏سازی جمهوری اسلامی ایران تلاش کرده است. یافته اصلی مقاله این است که حمایت از امنیتی‏سازی نقش منطقه‏ای ایران در خاورمیانه، محور اصلی سیاست‏های عربستان ملک سلمان در قبال ایران بوده است؛ بدین معنی که رهبران جدید سعودی با تأکید بر نقش منطقه‏ای مخرب ایران تلاش کرده‏اند تا  سیاست‏ها و کنش‏های ایران در خاورمیانه را به‏عنوان اصلی‏ترین تهدید برای ثبات و امنیت منطقه‏ نشان دهند و ظرفیت‏های مختلفی را در مقابل ایران بسیج کنند. هرچند این اقدامات باعث تشدید فشارهای امنیتی علیه جمهوری اسلامی ایران شده، اما امنیتی‏سازی ایران با محدودیت‏ها و چالش‏هایی نیز مواجه بوده است.
 

رابطه متقابل هویت سیاسی جمهوری اسلامی ایران و آمریکای دشمن

رابطه متقابل هویت سیاسی جمهوری اسلامی ایران و آمریکای دشمن

دوره 21، شماره 80، تابستان 1397، صفحه 55-74

علیرضا خسروی

چکیده با پیروزی انقلاب اسلامی و حادثه گروگان‏گیری، دگری به‏نام آمریکای دشمن به یکی از مهم‏ترین عناصر تجلی‏بخش و تثبیت‏کننده هویت سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران بدل شده است. این مقاله با تمرکز بر نقش هویت سیاسی، در پی ارائه پاسخی به این پرسش است که چرا پس از حدود چهار دهه از پیروزی انقلاب، جمهوری اسلامی ایران تا کنون بر رابطه‏نداشتن با ایالات متحده آمریکا اصرار می‏ورزد و در برابر تمامی فشارهای ساختاری با مرکزیت آمریکا مقاومت کرده و تن به سازش با آن نمی‏دهد؟ برای پاسخ به این پرسش، از دیدگاه‏های واقع‏گرایان سیاسی استفاده شده است. واقع‏گرایان سیاسی ضمن تأکید بر تمایز دوست و دشمن به عنوان جوهر و هسته اصلی سیاست، نیاز شدید و ذاتی گروه‏ها و واحدها به هویت سیاسی و نه ساختار یا تمایل به قدرت را مبین این تمایز دانسته و بر ضرورت حفظ فاصله با دشمن به منظور بقا و پیگیری اهداف خویشتن تأکید ویژه می‏نمایند.
 

همگرایی و واگرایی فراآتلانتیکی در امنیتی‏ سازی جمهوری اسلامی ایران؛ روندها و الگوها

همگرایی و واگرایی فراآتلانتیکی در امنیتی‏ سازی جمهوری اسلامی ایران؛ روندها و الگوها

دوره 21، شماره 79، بهار 1397، صفحه 121-144

محمدرضا تخشید، عزیزالله حاتم‏ زاده

چکیده نویسندگان این مقاله با طرح این سوال که دوری و نزدیکی مواضع آمریکا و اروپا به یکدیگر در برابر جمهوری اسلامی ایران ریشه در چه مسائلی دارد، ضمن بررسی روندها و تجارب موجود، این فرضیه را مطرح کرده‏اند که میزان همگرایی و واگرایی آمریکا و اروپا در مورد جمهوری اسلامی ایران به موفقیت آمریکا در امنیتی‏سازی ایران برای اروپا بستگی دارد. به میزانی که آمریکا در این زمینه موفق شده، اروپا را بیشتر با خود همراه کرده و همگرایی‏ آن‏ها در رابطه با ایران افزایش یافته است. تناسب راهبردها و سیاست‏های اروپا و آمریکا و همراهی رهبران آنها، میزان پذیرش مرجعیت آمریکا و مقبولیت آن نزد اروپایی‏ها در دوره‏های مختلف و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مواردی هستند که در پذیرش یا نپذیرفتن این کنش امنیتی‏سازی توسط اروپا و در نتیجه همگرایی یا واگرایی فراآتلانتیکی در رابطه با ایران نقش داشته‏اند.
 

صهیونیسم مذهبی و نقش راهبردی آن در سیاست خارجی اسرائیل

صهیونیسم مذهبی و نقش راهبردی آن در سیاست خارجی اسرائیل

دوره 17، شماره 66، پاییز 1393، صفحه 129-160

مهدی آهویی

چکیده به رغم سکولاربودن رژیم صهیونیستی، صهیونیسم مذهبی در حال تبدیل‌شدن به اندیشه غالب در سیاست داخلی و خارجی آن رژیم است. در این مقاله، با استفاده از نظریه «امنیتی‌کردن» نشان داده می‌شود که صهیونیسم مذهبی به عنوان گرایش اقلیت اما قدرتمند در جریان صهیونیسم، در نتیجه بحران هویت داخلی و ادامه آسیب‌پذیری امنیتی این رژیم، به شکل گفتمان فراگیر درآمده و به نحو محسوسی موفق شده افکار عمومی و عملکرد رهبران سیاسی آن را در عرصه سیاست خارجی رادیکالیزه نماید. در همین راستا، دولت راست‌گرای نتانیاهو در شش سال گذشته با تشکیل دولت مستقل فلسطینی به شدت مخالفت کرده، بر روند شهرک‌سازی در اراضی اشغالی افزوده و از کاربرد هر گونه خشونت علیه مردم بی‌دفاع غزه ابایی نداشته است. در نتیجه این تحول، اسرائیل به طور کامل از ژست صلح‌طلبانه خود دست کشیده و بیش از پیش در موقعیت تهاجمی نسبت به محیط پیرامونی خود قرار گرفته است. ادامه این وضعیت هرچند ممکن است به صورت مقطعی هم‌گرایی در داخل جامعه اسرائیل را تقویت کند، ولی در میان‌مدت به آسیب‌پذیری و انزوای این رژیم در منطقه و جهان می‌انجامد.  

اثرات تهدیدزای گسترش سپر دفاع موشکی بر امنیت جمهوری اسلامی ایران

اثرات تهدیدزای گسترش سپر دفاع موشکی بر امنیت جمهوری اسلامی ایران

دوره 17، شماره 65، پاییز 1393، صفحه 101-134

ناصرالدین حیدری

چکیده مهار توان‌مندی موشکی جمهوری اسلامی ایران به عنوان هدف فوری رویکرد دفاع موشکی آمریکا در دوره اوباما اعلام شده است. دستیابی ایران به فن‌آوری و بومی‌سازی ساخت و پرتاب موشک و ماهواره به منزله تهدید و خطر فوری برای آمریکا، رژیم اسرائیل و همسایگان جنوبی در خلیج فارس تلقی می‌شود و مأموریت سپر دفاع موشکی، مهار و مقابله با این توانایی است. با توجه به فوریت متقابل این تهدید امنیتی برای ایران، این مقاله با کاربست دستگاه نظری واقع‌گرایی تهاجمی و تدافعی، ضمن بررسی چالش امنیتی گسترش سپر دفاع موشکی برای جمهوری اسلامی ایران، بر لزوم تشدید فضای تعامل و اجرای دیپلماسی دفاعی فعال در ارتباط با همسایگان جنوبی را مبتنی بر منطق میانه‌روی و خویشتن‌داری مطابق آموزه‌های واقع‌گرایی تدافعی برای تأمین امنیت جمهوری اسلامی ایران تأکید می‌کند.  

تأملی نظری در یافته¬ها و دشواریهای
«باری بوزان» در بررسی امنیت

تأملی نظری در یافته¬ها و دشواریهای «باری بوزان» در بررسی امنیت

دوره 14، شماره 54، زمستان 1390، صفحه 105-134

قدیر نصری

چکیده مسأله اصلی مقاله حاضر، بررسی یافته‌ها و دشواری‌های تحقیقات باری بوزان در حوزه مطالعات امنیتی است. بر این اساس به این پرسش پرداخته می‌شود که باری بوزان در ربع قرن منتهی به سال 2011، چه نقشی در پیشبرد بررسی‌های امنیتی ایفا کرده و ابهامات و تناقض‌های نظریه وی کدامند؟ نویسنده مقاله، وجوه پاره‌ای موارد مبهم و متناقض را در آرای بوزان، مفروض گرفته و در پاسخ به پرسش اصلی، در پی آزمون این فرضیه است که باری بوزان با طرح ضرورت گذر از مطالعات راهبردی به مطالعات امنیتی، اهمیت‌دادن به ابعاد اجتماعی/ سیاسی و مخصوصاً با بحث از ماهیت معماگونه امنیت در نظام بین‌الملل، در پیشبرد مطالعات امنیتی سهیم بوده، لیکن شیوه استدلال و استنتاج وی در چهار مبحث امنیت جامعه‌ای، مرجع امنیت، سطح تحلیل منطقه‌ای و امنیتی/ غیرامنیتی‏دیدن، اعتبار و تعمیم‌پذیری یافته‌هایش را به شدت مخدوش می‌نماید. روش پژوهش مقاله، کاوش تفسیری از نوع متن‌محور می‌باشد. مطابق این روش، به شرح نظر و سپس نقد الزامات تئوریک و تجلیات پراتیک آن می‌پردازیم.

ابعاد و پیامدهای ژئوپلیتیک پرخطر ایران

ابعاد و پیامدهای ژئوپلیتیک پرخطر ایران

دوره 14، شماره 54، زمستان 1390، صفحه 163-192

سید مسعود موسوی شفائی، مهدی شاپوری

چکیده در این مقاله، از مفهوم «ژئوپلیتیک پُرخطر» برای تبیین خطرات امنیتی محیط خارجی جمهوری اسلامی ایران و پیامدهای ناشی از آن استفاده شده است. استدلال مقاله این است که امنیتی‌شدن فضای پیرامونی ایران بعد از وقوع انقلاب اسلامی، ناشی از تحولات محیط ژئوپلیتیک این کشور است. در راستای استدلال فوق به مواردی از جمله فرارسیدن نقطۀ اوج تولید نفت، ظهور ژئوپلیتیک شیعه، گسترش تروریسم در خاورمیانه، تداوم مناقشه اعراب و اسرائیل و بحث خاورمیانه هسته‌ای، به مثابه دلایل امنیتی‌شدن و خطرات ژئوپلیتیکی برای امنیت ملی ایران پرداخته می‌شود. نویسندگان معتقدند موارد ذکرشده در ارتباط تنگاتنگ با هم و در یک نقطه، یعنی محیط پیرامونی ایران به هم گِره می‌خورند. پیامدهای این وضعیت نیز از منزوی‌سازی و تحریم تا تهدید و اقدام به حملۀ نظامی، به منظور تضعیف و مطیع‌سازی  سیاست‌های ایران توسط قدرت‌های بزرگ، به خصوص آمریکا در نوسان است.

بررسی و نقد نظریه امنیتی‌ساختن

بررسی و نقد نظریه امنیتی‌ساختن

دوره 9، شماره 33، پاییز 1385، صفحه 491-512

علی عبداله خانی

چکیده     امنیتی‌ساختن، نظریه‌ای است که از سوی مکتب کپنهاگ به منظور تحلیل مسائل امنیتی ارائه شده است. این نظریه بر اساس مفهوم اقدام گفتاری شکل گرفته و معتقد است که امنیت مفهومی مبتنی بر زبان می‌باشد و صرفاً پس از اظهارشدن به وجود می‌آید. نظریه امنیتی‌ساختن با طرح مفاهیمی همچون بازیگر امنیتی‌ساز، زمینه و مخاطب، مسائل مختلف مرتبط با این نظریه را در این چارچوب مورد بررس قرار می‌دهد. این نظریه بیشتر بر پایه معرفت‌شناسی سازه‌انگاری و رئالیستی قرار گرفته است. در این مقاله، به بررسی و نقد این نظریه می‌پردازیم. تحلیل و بررسی این نظریه از خلال پاسخ به پرسش‌هایی همچون چیستی امنیت، کیستی بازیگر امنیتی‌ساز، چیستی شرایط موفقیت در امنیتی‌کردن و زمان مناسب برای امنیتی‌کردن پدیده‌ها، انجام می‌پذیرد. در مقام نقد نیز مقاله حاضر شش نقد رایج و مطرح بر این نظریه را در ذیل شش عنوان «اضطرار و استثنائات»، «اقدام گفتاری استراتژیک»، «نوع اقدام»، «نوع تهدید»، «موفقیت» و «امنیت؛ مفهوم خودمصداقی یا نماد»، طرح می‌کند.بر این اساس، به نظر می‌رسد که نظریه امنیتی‌ساختن بیش از آنکه نظریه‌ای تحلیلی یا ارزیابی‌کننده باشد، نظریه‌ای مدیریتی است. به بیان دیگر با استفاده از این نظریه می‌توان نحوه مدیریت بر امنیت را بیشتر مد نظر قرار داد.