کلیدواژه‌ها = امام خمینی
تعداد مقالات: 3
مکتب امنیتی امام خمینی (ره)

مکتب امنیتی امام خمینی (ره)

دوره 14، شماره 54، زمستان 1390، صفحه 79-104

کاوه امیرخانی

چکیده     مطالعات امنیتی پیشینه‏ای دیرینه دارد و مکاتب گوناگونی در این حوزه خودنمایی می‏کنند، اما به رغم وجود مبانی و بسترهای ناب در متون اسلامی و با گذشت قریب به سه دهه از انقلاب شکوهمند اسلامی مردم ایران، تا کنون اقدامات و تلاش‏های متمرکز و هدفمند اندکی در جهت نظریه‏پردازی امنیتی با ابتنای بر اندیشه‏های بنیان‏گذار نظام جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است.در این مقاله سعی داریم با ارائه تعاریف و مفهوم‌شناسی امنیت در اسلام، به واکاوی در اندیشه‌های ژرف امام خمینی (ره) بپردازیم. نظریه امام در امنیت، بر خلاف سایر نظریات و مکاتب امنیتی، به صورت مجموعه‌ای است به هم پیوسته که از رویکرد خطی و پوزیتیویستی به امنیت پرهیز دارد. در این نظریه، امنیت به صورت بسته سیال و منعطف و گاهی بسیار سخت و مقاوم مطرح می‌شود. این تفاوت‌ها در نسبت‌سنجی موضوعات با کانون و مرجع امنیتی شکل می‌گیرد.

جغرافیای امنیتی؛ بررسی کانون های بروز«انقلاب ـ2» از دیدگاه امام خمینی

جغرافیای امنیتی؛ بررسی کانون های بروز«انقلاب ـ2» از دیدگاه امام خمینی

دوره 3، شماره 9، پاییز 1379، صفحه 145-172

اصغر افتخاری

چکیده در این نوشتار مؤلف سعی در پاسخ گویی به این سوال اصلی دارد که: آیا در جامعه اسلامی امکان بروز انقلاب دینی دیگری می رود یا خیر؟ برای این منظور، نخست چارچوب نظری بحث با بیان دو مفهوم تازه و محوری «انقلاب ـ2» و «جغرافیای امنیتی» طراحی می شود و براین اساس رابطه امنیت و انقلاب تحلیل می گردد: نتیجه آن که در یک جامعه دینی به چهاردلیل ممکن است انقلاب اسلامی دیگری رخ دهد. این کانون ها برگرفته و مستند به دیدگاه امام (قدس سره) می باشد: 1ـ آسیب دیدن ساخت اصلی نظام سیاسی یعنی ولایت فقیه، 2ـ تحریف تفسیر حاکم از دین، 3ـ ناکار آمدی نهادهای دولتی و زوال مشروعیت حکومت، 4ـ آسیب پذیری روابط متقابل بین نهاد رهبری با سایر نهادهای ضروری دیگر جامعه. اطلاع از نحوه عملکرد کانون های بالا برای حفظ امنیت ملی، کاملاً ضروری است.

دولت رانتیر و پروژه تأمین امنیت ملی

دولت رانتیر و پروژه تأمین امنیت ملی

دوره 3، شماره 7.8، تابستان 1379، صفحه 198-218

قدیر نصری مشکینی

چکیده پرسش اصلی مؤلف در این نوشتار آن است که "در صورت شکل‏ گیری دولت های رانتیر، آیا چنین ساختی قادر به پرورش نیروهای اجماعی بدیل و انتقال مسالمت ‏آمیز قدرت خواهد بود یا خیر؟" نظر به منفی بودن پاسخ پرسش فوق، مؤلف به تحلیل عملکرد دولت رانتیر در ایران پرداخته و چنین نتیجه گرفته است که، بی ‏توجهی به مقوله مهم "عدالت اجتماعی" و همچنین عدم پاسخ‏ گویی دولت به نیازمندی های ملت، ریشه در خصلت رانتیر بودن دولت در ایران داشته، که نمود بارز آن را می‏ توان در دوره پهلوی مشاهده کرد.مجموع دو ملاحظه فوق، به اولویت یافتن مقوله امنیت نزد دولت های حاکم منجر شده و اینکه گردش قدرت معمولا با حوادث ناخوشایندی همراه بوده که تماما حکایت از آسیب ‏پذیری امنیت در ساختار دولت های رانتیر دارد.نویسنده در پایان ضمن تأیید فرضیه فرد به ارایه راهکارهایی جهت تقویت ضریب امنیتی کشور می‏ پردازد که عمدتا ناظر بر فاصله گرفتن از الگوی "دولت رانتیر" می‏ باشد.