کلیدواژه‌ها = Iran
تعداد مقالات: 17
نقش احزاب سیاسی در طراحی فرایندهای سیاست‌گذاری و چشم‌اندازهای ملی: چالش‌ها و آسیب‌ها در ایران

نقش احزاب سیاسی در طراحی فرایندهای سیاست‌گذاری و چشم‌اندازهای ملی: چالش‌ها و آسیب‌ها در ایران

دوره 28، شماره 2، تابستان 1404

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.512003.4260

عاطفه مرادی اسلامی، محمدهادی راجی

چکیده احزاب سیاسی و نظام انتخاباتی دو رکن بنیادین در معماری نهادی هر نظام سیاسی محسوب می‌شوند که نقشی کلیدی در جامعه‌پذیری سیاسی، نهادینه‌سازی مشارکت سازمان‌یافته و شکل‌دهی به فرایندهای سیاست‌گذاری ملی ایفا می‌کنند. احزاب از طریق تولید گفتمان‌های سیاستی، تربیت کادر تخصصی و ایجاد پل ارتباطی میان نخبگان و توده‌ها، می‌توانند به انباشت سیاستی و ترسیم چشم‌اندازهای ملی کمک کنند. از سوی دیگر، نظام انتخاباتی به‌عنوان سازوکار انتقال قدرت و بازتولید مشروعیت سیاسی، نقش تعیین‌کننده‌ای در فراهم‌سازی زمینه‌های رقابت سالم، عرضه ایده‌های حکمرانی و خلق آینده مشترک دارد. مقاله حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی، به بررسی نقش احزاب سیاسی در طراحی فرایندهای سیاست‌گذاری و چشم‌اندازهای ملی می‌پردازد و در ضمن این بررسی تلاش دارد تا چالش‌ها و آسیب‌های این فرایند را در ایران موردتوجه قرار دهد؛ ازاین‌رو پرسش اصلی مقاله آن است که نقش و کارکرد احزاب سیاسی در طراحی فرایندهای سیاست‌گذاری و چشم‌انداز ملی چیست و این مهم با چه چالش‌ها و آسیب‌هایی در ایران مواجه است؟ مقاله حاضر از حیث نوع، کیفی محسوب می‌شود و داده‌های آن با استفاده از روش اسنادی و کتابخانه‌ای جمع‌آوری شده است. لازم به ذکر است این پژوهش، اکتشافی بوده و فرضیه‌آزما نیست. یافته‌ها نشان می‌دهد که احزاب به‌مثابه یک نهاد زمانی و واسطه‌ای قابلیت انباشت یادگیری، طراحی سیاست مشارکتی و خلق چرخه سیاستی را بر عهده دارند. از سوی دیگر فقدان انباشت زمانی و انسجام نهادی، ضعف قوانین حمایتی، غلبه توده‌گرایی و ناپایداری سازوکارهای انتخاباتی، از عوامل اصلی ناکارآمدی تحزب و اختلال در فرایند سیاست‌گذاری آینده‌محور در کشور به شمار می‌روند. این وضعیت ضرورت بازآرایی در نظام حزبی و انتخاباتی را در راستای بهبود حکمرانی ملی آشکار می‌سازد.

قدرت نرم نظام‌های سیاسی در معرض خطر پروپاگاندای رایانشی (مطالعه موردی: دولت ایران)

قدرت نرم نظام‌های سیاسی در معرض خطر پروپاگاندای رایانشی (مطالعه موردی: دولت ایران)

دوره 28، شماره 1، بهار 1404، صفحه 63-91

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.511110.4258

محمد رهبری

چکیده توسعه فناوری‌های نوظهور نظیر اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، فرصت‌ها و تهدیدهای جدیدی را پیش روی کشورها قرار داده و قدرت سخت، قدرت نرم و قدرت تیز نظام‌های سیاسی تحت تأثیر توسعه این فناوری‌ها، دستخوش تحول شده است. یکی از جنبه‌های این فناوری‌های نوظهور، پروپاگاندای رایانشی است؛ تحت تأثیر به‌کارگیری این ابزار، شبکه‌های اجتماعی به شکل فزاینده‌ای در حال تبدیل‌شدن به ابزارهای فعالیت‌های اطلاعاتی دستکاری‌شده و هدفمند هستند. این مقاله در تلاش است به این پرسش پاسخ دهد که پروپاگاندای رایانشی چگونه به ابزاری علیه قدرت نرم نظام‌های سیاسی رقیب یا دشمن تبدیل شده و با بررسی تصعید تنش میان ایران و اسرائیل در پاییز 1403 به‌عنوان یک مطالعه موردی، به این پرسش پاسخ می‌دهد که کدام یک از استراتژی‌های پروپاگاندای رایانشی‌ بیشتر علیه ایران استفاده می‌شود. بر همین اساس، با مرور ادبیات نظری و همچنین تلفیق دو روش تحلیل شبکه اجتماعی و تحلیل مضمون، تلاش شده به این پرسش‌ها پاسخ داده شود. یافته‌ها نشان می‌دهد که پروپاگاندای رایانشی به‌عنوان ابزاری در جهت تقویت قدرت تیز دولت‌ها علیه دولت‌های هدف به‌کار گرفته می‌شود و قابلیت تضعیف قدرت نرم آن‌ها را دارد. بر همین اساس، بیشترین استراتژی که  علیه ایران به‌کار گرفته شد، استراتژی‌های  حمله و افشاگری و همچنین حمایت از آلترناتیوهای دیگر بود تا توان موشکی ایران از یک‌سو و از سوی دیگر مشروعیت نظام سیاسی در ایران در افکار عمومی زیر سؤال برود. شبکه بازنشرهای توییت‌های مربوط به این موضوع نشان می‌دهد که این تلاش‌ها بی‌تأثیر نبوده است.

عوامل موثر بر حکمرانی امنیتی منطقه‌ای در غرب آسیا (2011-2020): مطالعه مقایسه‌ای ایران، ترکیه و عربستان سعودی

عوامل موثر بر حکمرانی امنیتی منطقه‌ای در غرب آسیا (2011-2020): مطالعه مقایسه‌ای ایران، ترکیه و عربستان سعودی

دوره 27، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 115-141

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.497088.4239

سید جلال دهقانی فیروزآبادی، حسین سلیمی، غلامعلی چگنی‌زاده، سمیرا اکبری

چکیده منطقه غرب آسیا، به ویژه پس از تحولات 2011، همواره مرکز خشونت‌های کنشگرانه بوده و در سطح جهانی، بازیگران غیر دولتی نیز نقش مهمی در حکمرانی امنیتی ایفا می‌کنند. این مقاله به بررسی عوامل مؤثر بر حکمرانی امنیتی منطقه‌ای از 2011 تا 2022 می‌پردازد. با تحلیل ثانویه و جمع‌آوری داده‌ها، روند حکمرانی امنیتی منطقه‌ای با استفاده از ابعاد چهارگانه (حفاظت، تضمین، پیشگیری و اجبار) سنجش شده و نتایج نشان می‌دهد که این حکمرانی طی سال‌های اخیر کاهش یافته است. به‌طور خاص، استفاده ترکیه از ابزارهای دیپلماتیک از 48 به 31 و عربستان سعودی از 39 به 32 کاهش یافته، در حالی که ایران تقریباً باثبات باقی مانده است. همچنین، عربستان و ترکیه رفتارهای تهاجمی‌تری نسبت به ایران در استفاده از ابزارهای قهری داشته‌اند.

از طریق تحلیل کیفی، عواملی چون توانایی قدرت‌های منطقه‌ای ب و برخورداری از منابع کمی و کیفی از یک‌سو (حفاظت) و مداخله نظامی برای برقرای صلح در منطقه و همچنین نوع برداشت از امنیت و ثبات در منطقه از سوی‌ دیگر (اجبار)، همراه با عملکرد چندجانبه داخلی - ایفای نقش بازیگران غیردولتی - و خارجی - تفویض اختیار به سازمان‌ها و نهادهای منطقه‌ای - دولت‌ها (اطمینان) و افزایش چشم‌اندازهای حکومت دموکراتیک و نوع برداشت از مرجع امنیت (پیشگیری) از مهم‌ترین عوامل موثر بر شکل‌گیری حکمرانی امنیتی منطقه‌ای در خاورمیانه است. همچنین مقوله‌های اصلی مساله اسرائیل، مداخلات قدرت‌های فرامنطقه‌ای، اقتدارگرایی، فرهنگ استراتژیک، اختلافات مرزی، ساختارهای اقتصادی و سیاسی غیرمکمل و ناهمسو و غیره از جمله عوامل سلبی اثرگذار بر توسعه حکمرانی امنیتی منطقه‌ای محسوب می‌شود.

نسبت اقتصاد سیاسی نارکوتیک و امنیت در استان سیستان و بلوچستان

نسبت اقتصاد سیاسی نارکوتیک و امنیت در استان سیستان و بلوچستان

دوره 27، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 65-88

https://doi.org/10.22034/srq.2023.415314.4098

رحیم سابقی نژاد، شهروز شریعتی، محسن اسلامی

چکیده اقتصاد سیاسی، چارچوبی برای فهم کنش‌های اقتصادی در بستر سیاست است و در عین حال اقتصادهای سیاسی رسمی و غیررسمی هر کدام، اثربخشی و پیامدهای متفاوتی در سطوح اجتماعی دارند. بر مبنای نظریه امنیت پایدار، اقتصاد سیاسی به‌ویژه بخش غیررسمی آن می‌تواند بر امنیت ملی کشورها تأثیر منفی بگذارد. در این پژوهش، پرسش اصلی ناظر بر این مسئله است که متغیر اقتصاد سیاسی قاچاق مواد مخدر چگونه بر امنیت پایدار در استان سیستان و بلوچستان تأثیر گذاشته است؟ در پاسخ به این پرسش مقاله با استفاده از دو مفهوم «امنیت پایدار» و «اقتصاد سیاسی نارکوتیک» و همچنین جمع‌بندی از تجربیات جهانی پیرامون این دو مفهوم نشان می‌دهد اقتصاد سیاسی قاچاق مواد مخدر در استان سیستان و بلوچستان چگونه این استان را مستعد پیامدهای امنیتی نظیر آدم‌ربایی، گروگان‌گیری، قتل، گسترش خریدوفروش اسلحه و سرقت مسلحانه کرده است. روش این پژوهش تحلیل پسارویدادی از طریق تحلیل تطبیقی آمارهای موجود اقتصادی و امنیتی استان سیستان و بلوچستان و تحلیل محتوایی اظهارات فرماندهان نیروی انتظامی کشور درباره پیامدهای امنیتی مرتبط با موضوع مواد مخدر است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد اقتصاد سیاسی نارکوتیک در استان سیستان و بلوچستان باوجودآنکه نمی‌توان تخمین دقیقی را درباره گردش مالی آن برآورد کرد اما رقابت بسیار نزدیکی با آمار اقتصاد سیاسی رسمی در این استان دارد و ضعف اقتصاد سیاسی رسمی موجب شده است رشد اقتصاد سیاسی نارکوتیک پیامدهایی امنیتی نظیر افزایش قتل، آدم‌ربایی و قاچاق اسلحه را بر امنیت ملی در کشور تحمیل کند.

ایران و بالکانی‌ها در فضای پسامنازعه (2023-2008)

ایران و بالکانی‌ها در فضای پسامنازعه (2023-2008)

دوره 27، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 89-114

https://doi.org/10.22034/srq.2024.442888.4143

ابوذر فتاحی زاده، سیدمحمد آردم

چکیده ایران پس از انقلاب اسلامی و به‌ویژه از دهه­ 1990 همواره تلاش کرده است پیوندهای فرهنگی، سیاسی، نظامی و اقتصادی برای حضور و کسب نفوذ در بالکان استفاده کند، اما با استقلال کوزوو و فروکش‌کردن نسبی بحران 200 ساله، ماهیت فضای سیاسی در بالکان دگرگون شده است. تغییر در محیط سیاسی منطقه و ایجاد فضای کنشگری جدید باعث تغییر در محیط سیاسی داخلی بازیگران منطقه­‌ای و همچنین تغییر در ترکیب و اولویت­‌های بازیگران فرامنطقه­‌ای حاضر در آن شده است. در این مقاله قصد داریم به این پرسش پاسخ دهیم که سیاست خارجی ایران در طول سال‌های 2008 تا 2023 با چه فرصت‌ها و تهدید‌هایی در فضای کنشگری جدید در بالکان مواجه بوده است؟ یافته‌­ها نشان می­‌دهند که ایران با توجه به گسترش ناتو و اتحادیه­ اروپا در میان بالکانی­‌ها در فضای پسامنازعه نتوانسته است از ابزارهای نظامی و اقتصادی خویش برای افزایش نفوذ خود استفاده کند. ازاین‌رو با اتکا بر پیوندهای فرهنگی کوشیده است دیپلماسی فرهنگی خاصی را با راهبردهای استفاده از حضور مسلمانان در منطقه، افزایش نفوذ زبان فارسی و در مقطعی بهره‌­گیری از سنت سلطه‌­ستیزیِ چپ سیاسی در بالکان به اجرا بگذارد. این حضور و نفوذ نیز به نوبه­ خود مسبب شکل‌­گیریِ تهدیدهای نوینی در بالکان علیه ایران شده است که از مهمترین آنها می­‌توان به گسترش ناتو، استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا، رشد سلفی­‌گرایی و استقرار مجاهدین خلق در این منطقه اشاره کرد. در اینجا با رویکرد برنامه‌ریزی استراتژیک، از مدل SWOT برای شناسایی و تحلیل این فرصت‌­ها و چالش­‌ها استفاده شده است.

الگوی کارکردی شعام در حکمرانی امنیت ملی: اولویت نقش هدایتی و محدودیت مداخله‏ اجرایی

الگوی کارکردی شعام در حکمرانی امنیت ملی: اولویت نقش هدایتی و محدودیت مداخله‏ اجرایی

دوره 26، شماره 1، بهار 1402، صفحه 37-65

مهدی عبدالهی ضیاءالدینی، علیرضا ریحانی

چکیده هدف این پژوهش تدوین الگوی کارکردی «شورای عالی امنیت ملی» در حکمرانی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است. نویسندگان تلاش کرده ‏اند ابعاد، مؤلفه­ ها و شاخص­ های نقش ‏آفرینی «شعام» را بازنمایی و اولویت‏ بندی کنند. برای تدوین الگو از رویکرد ترکیبی و روش تحلیل عاملی استفاده شده است. داده‏های پژوهش با استفاده از مطالعات اسنادی- مقایس ه­ای، مصاحبه تخصصی و پرسشنامه گردآوری شده‏اند. یافته‏ های پژوهش بیانگر یک الگوی کارکردی با 46 شاخص است که به ‏ترتیب اولویت ذیل هفت مؤلفه «سیاست‏گذاری»، «قاعده‏‌سازی»، «نظارتی»، «داوری»، «هماهنگی»، «مدیریت بحران» و در نهایت «حمایتی» قرار دارند. این هفت مؤلفه ذیل ابعاد ‏‏سه‏‌گانه‏‏ کارکردی منبعث از قانون اساسی، یعنی «تعیین سیاست»، «هماهنگی امور» و «مقابله با تهدیدات» قرار می‏‌گیرند.

سیاست هویت، آموزش و پرورش و امنیت ملی در ایران

سیاست هویت، آموزش و پرورش و امنیت ملی در ایران

دوره 24، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 39-70

رضا خلیلی، حامد مهربان اینچه برون

چکیده در مقاله حاضر به بررسی تأثیر سیاست هویت منعکس ‏شده در کتب آموزش و پرورش بر امنیت ملی ایران پرداخته می‌شود. پرسش اصلی این است که سیاست هویتی جمهوری اسلامی ایران در کتاب ‏های درسی مطالعات اجتماعی دوره اول متوسطه نظری چه تأثیری بر امنیت ملی دارد؟ روش پژوهش مبتنی بر تکنیک تحلیل محتوای کیفی با رویکرد قیاسی است و سه کتاب مطالعات اجتماعی دوره اول متوسطه نظری که سال 1400-1399 در مدارس ایران تدریس شده ‏اند، مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. یافته‌ها حاکی از آن است که کتب مورد بررسی تصویری نامتناسب و نامتوازن از توجه به ابعاد و گرایش ‏های مختلف هویت ملی، قومی، مذهبی، دینی و جنسیتی ارائه می ‏دهند. علاوه بر این، حتی توجه اندک به مؤلفه‌های هویتی تجدد و اهل تسنن نیز اغلب با جهت‌گیری منفی همراه بوده است. این نوع سیاست هویت اعمالی باعث عدم تقویت هویت‌های چندگانه برجسته دانش‌آموزان می‌شود که تضعیف هویت ملی و در نهایت تهدید امنیت ملی را به همراه خواهد داشت.

الگو و فرایند کنش‏های سیاسی قومی در ایران

الگو و فرایند کنش‏های سیاسی قومی در ایران

دوره 22، شماره 86، زمستان 1398، صفحه 7-30

مهدی عبدالهی ضیاءالدینی، علی مرشدی‏ زاد، عباس کشاورز شکری، زاهد غفاری هشجین

چکیده هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل انواع کنش‏های سیاسی قومی در ایران و فرایند شکل‌گیری و توسعه آنها در وضعیت‌های متفاوت دولت­مندی و حکومت­‌داری، با نیت کمک به تحلیل ریشه­‌های رفتاری قومیت‌ها و سیاست‏‌گذاری از طریق ارائه الگوهای کنش سیاسی قومیت‏‌های ایرانی است. در بررسی الگو و فرایند کنش سیاسی قومی، از چارچوب نظری «اعتراض، خروج و وفاداری» آلبرت هیرشمن بهره گرفته شده است.
 

تاریخ‏ نگاری و تمامیت ارضی ایران

تاریخ‏ نگاری و تمامیت ارضی ایران

دوره 22، شماره 86، زمستان 1398، صفحه 92-112

حسین هژبریان

چکیده این پژوهش به‌دنبال بررسی نقش تاریخ‌نگاری در حفظ تمامیت ارضی ایران است. فرضیه نویسنده این است که اولاً، تاریخ‏‌نگاری در تمام دوره‌‏های تاریخ ایران، مهم‏ترین ابزار برای بازتولید و زنده نگاه‏‌داشتن هویت سرزمینی ایران بوده است. ثانیاً، تاریخ‌‏نگاری با تقویت ملی‏‌گرایی منجر به افزایش اهمیت تمامیت ارضی ایران در نزد کارگزاران و افکار عمومی شده است. با شروع حکومت قاجار، دورانی از درگیری با دو قدرت بزرگ جهان آغاز شد که در سراسر قرن نوزدهم ادامه یافت که در نتیجه آن، بخش­های بزرگی ازسرزمین‌های ایران از آن جدا شدند. در تمامی این تحولات و درگیری‎‏ها، دیوانیان ایران در کنار به‌کار گرفتن فنون دیپلماسی نوین، استنادشان اغلب بر شواهد تاریخی استوار بود و بر این اساس، از تاریخ‏‌نگاری برای احقاق حقوق سرزمینی ایران می­‌کوشیدند. این موجب شد پس از جنگ جهانی اول که تمامیت ارضی ایران به‌مخاطره افتاد، نخبگان ایرانی با استفاده از تجربیات قبلی، تاریخ را در ابعاد بیشتری مورد استفاده قرار دهند و از آن به‌عنوان ابزاری برای حفظ تمامیت ارضی ایران استفاده کنند.
 

نقش عربستان سعودی در امنیتی‌سازی ایران؛ راهبرد جمهوری اسلامی ایران

نقش عربستان سعودی در امنیتی‌سازی ایران؛ راهبرد جمهوری اسلامی ایران

دوره 22، شماره 85، پاییز 1398، صفحه 83-106

علی ‏اکبر اسدی

چکیده هدف این مقاله، بررسی رویکرد عربستان در دوره ملک‏ سلمان درخصوص ایران و راهبرد جمهوری اسلامی ایران در برابر اقدامات سعودی‏هاست. فرضیه مقاله این است که عربستان سعودی در دوره ملک سلمان، در نقش «بازیگر کارکردی» در نظریه امنیتی‏سازی، بیش از هر زمانی در راستای امنیتی‏سازی جمهوری اسلامی ایران تلاش کرده است. یافته اصلی مقاله این است که حمایت از امنیتی‏سازی نقش منطقه‏ای ایران در خاورمیانه، محور اصلی سیاست‏های عربستان ملک سلمان در قبال ایران بوده است؛ بدین معنی که رهبران جدید سعودی با تأکید بر نقش منطقه‏ای مخرب ایران تلاش کرده‏اند تا  سیاست‏ها و کنش‏های ایران در خاورمیانه را به‏عنوان اصلی‏ترین تهدید برای ثبات و امنیت منطقه‏ نشان دهند و ظرفیت‏های مختلفی را در مقابل ایران بسیج کنند. هرچند این اقدامات باعث تشدید فشارهای امنیتی علیه جمهوری اسلامی ایران شده، اما امنیتی‏سازی ایران با محدودیت‏ها و چالش‏هایی نیز مواجه بوده است.
 

تأثیر برجام بر جایگاه راهبردی ایران در نظام بین ‏الملل

تأثیر برجام بر جایگاه راهبردی ایران در نظام بین ‏الملل

دوره 22، شماره 84، تابستان 1398، صفحه 105-134

رضا خلیلی، محمد بابایی، کاظم لطفی حاج ‏آباد

چکیده هدف اصلی این مقاله، تلاش برای تدوین چارچوبی دقیق و قابل سنجش برای بررسی و تحلیل تأثیر برجام بر جایگاه راهبردی ایران در نظام بین‏الملل است. در این راستا، با استفاده از اسناد و منابع کتابخانه‏ای و اینترنتی موجود و با بهره‏گیری از مدل سوات، به بررسی و سنجش تأثیر برجام بر جایگاه راهبردی ایران در قالب دو محور قدرت- ضعف و تهدید- فرصت پرداخته می‏شود. نتایج و یافته‏ها فرضیه مقاله را مبنی بر اینکه برجام باعث ارتقای جایگاه راهبردی ایران در نظام بین‏الملل شده است به‏صورت کمی و دقیق تأیید می‏کند.
 

راهکارهای تضمین اجرای دستور موقت دیوان بین‏ المللی دادگستری

راهکارهای تضمین اجرای دستور موقت دیوان بین‏ المللی دادگستری

دوره 22، شماره 84، تابستان 1398، صفحه 135-164

محمد عابدی، اعظم امینی

چکیده در خصوص الزام‏آوربودن دستور موقت دیوان بین‏المللی دادگستری برای دولت مخاطب تردیدی نیست؛ اما دربارۀ شیوه‏های تضمین اجرای چنین دستوری، رویه دیوان متفاوت بوده است. صدور دستور موقت در قضیه عهدنامه مودت و الزام آمریکا به صدور مجوزهای صادرات قطعات هواپیما برای دولت ایران و مانع ایجادنکردن بر سر راه صادرات اقلام غذایی و دارویی به ایران و شواهد حاکی از نقض مفاد این دستور از سوی آمریکا، دوباره مسئلۀ درجه الزام دستور موقت و تضمین اجرای آن را مطرح کرده است. این مقاله با مطالعه رویه دیوان و مستندات حقوقی بین‏المللی، طبیعت تعهدات موضوع دستور موقت و شرایط تحقق نقض آن را واکاوی و شیوه‏های تضمین اجرای دستور موقت را با تأکید بر قضیه عهدنامه مودت بررسی کرده است.
واژگان کلیدی: دستور موقت، عهدنامه مودت، دیوان دادگستری، مسئولیت دولت

موازنه و ثبات دوسطحی در سیاست خاورمیانه‌ای روسیه؛ پیامدها بر امنیت و منافع ایران

موازنه و ثبات دوسطحی در سیاست خاورمیانه‌ای روسیه؛ پیامدها بر امنیت و منافع ایران

دوره 22، شماره 83، بهار 1398، صفحه 73-98

علیرضا نوری

چکیده هدف این مقاله بررسی مفاهیم موازنه و ثبات در سیاست خاورمیانه‌ای روسیه و تهدیدها و منافع متبادر از آن برای ایران است. ازنظر نویسنده، مسکو با توجه‏ به منابع محدود خود و پویایی‌های منطقه به‌ویژه امکان سرریز سریع بی‌ثباتی‌ها و تهدیدها از این جغرافیا به مناطق مجاور و عرصه بین‌الملل، تأمین منافع بلندمدت خود در خاورمیانه را در گرو برقراری موازنه و ثبات راهبردی در دو سطح می‌داند. موازنه‌گری با آمریکا و مساعدت به روابط متوازن بین قدرت‌های منطقه‌ دو اصل موازنه در سطح منطقه‌ای هستند که روسیه آنها را در راستای هدف کلان ایجاد ثبات راهبردی دنبال می‌کند. هرچند همکاری با آمریکا در سطح کلان سیاست موازنه و ثبات روسیه در مفهوم حکومت‌مداری جهانی محدودیت‌هایی برای ایران ایجاد می‌کند، اما برخی ابعاد آن از جمله بازدارندگی در برابر رفتارهای بی‌ثبات‌ساز آمریکا و متحدان آن در راستای منافع تهران است

هرمنوتیک رهایی‏ بخش؛ راه برون ‏رفت از منازعات ایران و غرب در عصر جهانی ‏شدن

هرمنوتیک رهایی‏ بخش؛ راه برون ‏رفت از منازعات ایران و غرب در عصر جهانی ‏شدن

دوره 21، شماره 80، تابستان 1397، صفحه 33-54

محسن رضایی جعفری، علی علی‏ حسینی، علیرضا آقاحسینی، محمدرضا دهشیری

چکیده این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که جمهوری اسلامی ایران و غرب در عصر جهانی‏شدن بر اساس چه نگرشی می‏توانند به همکاری و تعامل مطلوب دست یابند؟ فرضیه پژوهش این است که «اتخاذ هرمنوتیک رهایی‏بخش هابرماس بر مبنای گفت‏وگو، کنش و عقلانیت ارتباطی و نقد سنت و پیش‏داوری‏های تاریخی، در عصر جهانی‏شدن می‏تواند بین ایران و غرب تفاهم و توافقی نسبی ایجاد کند تا منافع‏ متقابل‏شان تأمین شود».
 

راهبرد امنیتی آلمان در غرب آسیا و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران

راهبرد امنیتی آلمان در غرب آسیا و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران

دوره 21، شماره 79، بهار 1397، صفحه 93-120

امیرمحمد حاجی یوسفی، بهزاد احمدی لفورکی

چکیده در این مقاله این سوال مطرح شده است که چه عواملی موجب شده آلمان نقش‌آفرینی امنیتی جدید و جدی‌تری در غرب آسیا داشته باشد و این چه تهدیدها و فرصت‌هایی برای جمهوری اسلامی ایران در پی دارد؟ برای پاسخ به این پرسش‌، نویسندگان این مقاله نخست نگاهی به سیاست خارجی آلمان و پیشران‌های مهم آن انداخته‏اند. سپس سیاست خارجی آلمان در قبال غرب آسیا و متغیرهای تأثیرگذار بر آن را بررسی کرده‏اند. در این راستا، بر اساس اسناد بالادستی آلمان نظیر راهبرد امنیت ملی آن در سال 2016 به اهداف و ابزارهای عمدتاً امنیتی این کشور در منطقه پرداخته شده است. در پایان نیز پیامدهای نقش‌آفرینی آلمان در غرب آسیا برای جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار گرفته است.
 

همگرایی و واگرایی فراآتلانتیکی در امنیتی‏ سازی جمهوری اسلامی ایران؛ روندها و الگوها

همگرایی و واگرایی فراآتلانتیکی در امنیتی‏ سازی جمهوری اسلامی ایران؛ روندها و الگوها

دوره 21، شماره 79، بهار 1397، صفحه 121-144

محمدرضا تخشید، عزیزالله حاتم‏ زاده

چکیده نویسندگان این مقاله با طرح این سوال که دوری و نزدیکی مواضع آمریکا و اروپا به یکدیگر در برابر جمهوری اسلامی ایران ریشه در چه مسائلی دارد، ضمن بررسی روندها و تجارب موجود، این فرضیه را مطرح کرده‏اند که میزان همگرایی و واگرایی آمریکا و اروپا در مورد جمهوری اسلامی ایران به موفقیت آمریکا در امنیتی‏سازی ایران برای اروپا بستگی دارد. به میزانی که آمریکا در این زمینه موفق شده، اروپا را بیشتر با خود همراه کرده و همگرایی‏ آن‏ها در رابطه با ایران افزایش یافته است. تناسب راهبردها و سیاست‏های اروپا و آمریکا و همراهی رهبران آنها، میزان پذیرش مرجعیت آمریکا و مقبولیت آن نزد اروپایی‏ها در دوره‏های مختلف و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مواردی هستند که در پذیرش یا نپذیرفتن این کنش امنیتی‏سازی توسط اروپا و در نتیجه همگرایی یا واگرایی فراآتلانتیکی در رابطه با ایران نقش داشته‏اند.
 

عربستان سعودی و تلاش برای موازنه‏ سازی مجدد در برابر ایران

عربستان سعودی و تلاش برای موازنه‏ سازی مجدد در برابر ایران

دوره 20، شماره 75، بهار 1396، صفحه 133-158

یاسر نورعلی‏وند

چکیده در نتیجه رویدادها و تحولات ژئوپلیتیک منطقه‌ای و ژئواستراتژیک قدرت‌های فرامنطقه‌ای از اوایل قرن بیست‏ویکم به این سو، موازنه منطقه‌ای در راستای منافع ایران و به ضرر عربستان سعودی تغییر پیدا کرده است. این وضعیت، در کنار تحولات داخلی عربستان به‏ویژه به قدرت رسیدن رهبران جدید در این کشور، سعودی‌ها را به سوی این درک و نگرش از تحولات منطقه سوق داده است که اگر نقش و نفوذ رو به افزایش ایران در چارچوب راهبرد موازنه‌سازی مجدد، کنترل و مهار نشود، نظم آینده غرب آسیا، ایران‌محور خواهد بود. به همین دلیل، ریاض در قالب سیاستی تهاجمی، رویکرد موازنه‌سازی مجدد در برابر ایران را در چارچوب سه راهبرد موازنه‌سازی سخت، موازنه‌سازی برون‌گرا و موازنه‌سازی درون‌گرا دنبال می‌کند.