نقد نظریه ‏های غرب – محور در توسعه سیاسی

نوع مقاله: مقاله علمی- پژوهشی

نویسنده

چکیده

از دهه شصت به بعد و با تشکیل دولتهای نوینی که از یوق استعمار رهایی یافته بودند مسأله توسعه سیاسی و نحوه برخورد با الگوهای توسعه غربی توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرد. در این میان به سرعت دو دیدگاه مختلف و متضاد در مقابل هم صف آراستند؛ دیدگاهی که براین عقیده بود که مفاهیم و الگوهای نظری غربی زاییده تمدن غربی است و ریشه در تاریخ این جوامع دارد و به هیچ روی نمی‏توان آنها را در خصوص جوامع آسیایی و آفریقایی که به کلی با این جوامع متفاوتند به کار بست. از این دیدگاه جوامع غیرغربی با مشکلاتی روبرو هستندکه جوامع غربی از آنها به کلی بیگانه می‏باشند. این مسائل ومشکلات هرچندکه به ظاهر مشابهت‏هایی با مسائل جوامع غربی مؤلف با تأکید بر این نکته محوری که توسعه مقوله‏ای است که باید در قالب بومی صورت بپذیرد، به ارزیابی انتقادی الگوی غربی از توسعه پرداخته است. در این‏باره ضمن بررسی ریشه‏های غرب محوری در طراحی تئوریهای توسعه، به بیان محدودیت‏های این نظریات پرداخته است. نادیده گرفتن ممیزات فرهنگی و عدم توجه به تجربه تاریخی متفاوت هر کشور دو ایراد اصلی مؤلف به دیدگاه غرب محور هستند که در نهایت او را به آن‏جا رهنمون می‏شود تا ادعا کند که به‏جای توسعه باید از انواع مختلف توسعه و به جای دموکراسی باید از انواع مختلف دموکراسی سخن گفت و ما یک مدل واحد از توسعه نداریم.  

موضوعات