کلیدواژه‌ها = هرمنوتیک
تعداد مقالات: 2
نظریه ارسطویی امنیت

نظریه ارسطویی امنیت

دوره 26، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 7-36

https://doi.org/10.22034/srq.2023.182175

علیرضا رحیمی

چکیده موضوع امنیت پیشینه‌‏ای به دیرینگی زندگی بشری دارد ولی مطالعه امنیت به عنوان مفهومی ناوابسته از این دیرپایی برخوردار نیست. بررسی علمی مقوله امنیت پس از جنگ جهانی اول در پرتو رشته‏‌های مطالعاتی دیگر و پس از جنگ جهانی دوم در چارچوب مفهوم «امنیت ملی» به نگرش درآمد. با این همه، امنیت به معنای پاسداری از هستی انسانی، نخستین دغدغه انسان و هم‏‌بودهای انسانی بوده و موضوعی چنین شایان نگرش، چیزی نیست که تا دهه‏‌های پسین به اندیشه‌‏ورزی اندیشمندان بزرگ تاریخ در نیامده باشد. از این رو پژوهش زیر تلاش می‏‌کند تا در راستای گستره‌‏افزایی به بررسی‏‌های امنیتی، یک نظریه امنیتی را برپایه اندیشه سیاسی یکی از نام‏دارترین فیلسوفان تاریخ، یعنی «ارسطو» واسازی کند. به سخن دیگر، این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که: یک نظریه امنیتی برسازی‏‌شده برپایه آموزه‏‌ها و اندیشه سیاسی ارسطو از چه ویژگی‏‌هایی برخوردار است؟ بایستگی این امر از یک‏سو، به تلاش برای زدایش یکی از کاستی‏‌های بررسی‏‌های امنیتی کنونی یعنی کرانمندشدن آنها به دهه‌‏های پسین و نبود نگرشی درخور به آرای فیلسوفان و اندیشمندان گذشته است و از دیگر سو، برساخت سنجه‌‏ای است که برپایه آن ‏بتوان هم نظریه‏‌های امنیتی روزآمد و هم سیاست‏‌های امنیتی روزمره و پیامدهای‏شان را ارزیابی کرده و بازاندیشید.این پژوهش با به‏‌کارگیری روش هرمنوتیکی نشان می‏‌دهد که هم‏ساز با سویه‏‌های نظامی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی امنیت، توانایی نظامی در برابر تهدیدهای بیرونی، ماندگاری سیاسی، ثبات و آرامش اجتماعی و برآوردن نیازهای اقتصادی، بن‏‌مایه‌‏های نظریه ارسطویی امنیت می‏‌باشند.

افلاطون و پرسمان امنیت

افلاطون و پرسمان امنیت

دوره 25، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 179-226

علیرضا رحیمی

چکیده آرای فیلسوفان بزرگ تاریخ به ‏رغم دیرینگی و زمینه‏ محوری‏شان از آنجا که از چشم‏ انداز مفاهیم امروزین امنیتی نگریسته می‏ شوند، سنجه ‏هایی در اختیار می‏ گذارند که برپایه آنها می ‏توان هم مکتب ‏های امنیتی روزآمد و هم سیاست ‏های امنیتی روزمره و پیامدهای آنها ( یعنی هم نظریه و هم کنش تجربی آنها) را مورد ارزیابی و بازاندیشی قرار داد و به بهبود آنها، در جهت اعتلای شرایط زندگی انسانی یاری رساند. در این راستا، مقاله پیش ‏رو این پرسش بنیادی را پیش‏ می‏ کشد که چه نوع رویکردی به مفهوم امنیت را می‏ توان از اندیشه سیاسی افلاطون استنتاج کرد. در پرتو پاسخگویی به این پرسش، مرجع، مسئله و ابزارهای امنیت در اندیشه افلاطون شناسایی می ‏شوند. این مطالعه با به ‏کارگیری روش هرمنوتیکی نشان می‏ دهد که رویکرد امنیتی استنتاج ‏شده از اندیشه سیاسی افلاطون، رویکردی مبتنی بر فلسفه رهایی است که برپایه آن امنیت در پرتو چیرگی عوامل نرمی چون برپاداری قوانین خدایی، کسب فضیلت ‏های انسانی و برقراری عدالت (همگی در معنای افلاطونی آن) در جامعه پدیدار می ‏شود.