دوره و شماره: دوره 10، شماره 35، بهار 1386، صفحه 1-173 (شماره 1،شماره مسلسل 35.) 
تعداد مقالات: 5
تنوع قومی، سیاست چندفرهنگی و الگوی شهروندی: بررسی موردی ایران معاصر

تنوع قومی، سیاست چندفرهنگی و الگوی شهروندی: بررسی موردی ایران معاصر

صفحه 9-31

فرامرز تقی لو

چکیده ملت‏سازی‏های مدرن در قرن گذشته، با دو چالش عمده فرهنگی در جوامع جهان سومی و در حال توسعه مواجه بوده‏اند: چالش مذهب‏گرایی در برابر سکولارسازی اجتماع و سیاست و چالش هویت‏طلبی قومی و فرهنگی در مقابل پروژه همسان‏سازی فرهنگی و زبانی. جامعه ایرانی نیز همانند اکثر جوامع غیرغربی که شاهد تجربه مدرنیزاسیون برون‏زا و کارگزارانه از جانب دولت و به تقلید از الگوی غربی بوده‏اند، در تاریخ معاصر خود با چالش‏ها و بحران‏هایی از مجرای دو مسأله عمده مذکور دست به گریبان بوده است. چنین پدیده‏ای، اتخاذ سیاستی نوین را برای مدیریت راهبردی تنوع فرهنگی – قومی ضروری می‏سازد؛ سیاستی که بر پایه آن، یکپارچگی و همبستگی ملی به شیوه‏ای درون‏جوش، ساختاری و پایدار، تأمین گردد. چنین رویکردی به جای طرد تنوع قومی – فرهنگی، بر پایه تحقق حقوق شهروندی و تعریف هویت ملی بر مبنای وحدت در عین کثرت، استوار است.

گوناگونی و انسجام ملی در جامعه ایرانی

گوناگونی و انسجام ملی در جامعه ایرانی

صفحه 33-60

فرزاد پورسعید

چکیده سرمایه‏گذاری و تدوین استراتژی برای ایجاد و ارتقاء انسجام در سطح ملی از جمله تلاش‏های دیرپای دولت‏های جدید به شمار می‏رود؛ به ویژه آنکه کمتر جامعه‏ای در جهان پساوستفالیایی کاملاً همگون و فارغ از تنوع بوده است. گوناگونی و ناهمگونی در جوامع ملی عمدتاً شامل ابعاد و انواعی چون دینی، مذهبی، قومی، زبانی و فرهنگی می‏شود و در این صورت می‏توان جامعه ایرانی را جامعه‏ای با بیشترین تنوع ممکن دانست. به بیان دیگر، پدیده گوناگونی در ایران، خود گوناگون است؛ یعنی شامل همه ابعاد آن می‏شود. بر این اساس، مقاله حاضر در پی پردازش و پیشنهاد راهکارهایی به منظور حفظ و ارتقاء انسجام ملی در جامعه ایرانی است و این مهم را با محوریت‏بخشی به مسایل اقوام، ممکن می‏داند. این امر از آن‏روست که به زعم نویسنده، قومیت و تمایز قومی در ایران کنونی، مهمترین نیرویی است که همچنان با مدنیت در سطح ملی رقابت می‏کند و از این‏رو می‏تواند بستری برای بروز خشونت داخلی و استفاده رقیبان منطقه‏ای کشورمان باشد.

جنبش‏های جدید اجتماعی: مطالعه موردی آذربایجان

جنبش‏های جدید اجتماعی: مطالعه موردی آذربایجان

صفحه 61-87

محمدعلی قاسمی

چکیده نقایص و معایب نظریه‏های کلاسیک جنبش‏های اجتماعی و ناتوانی آنها در تبیین جنبش‏های نوظهور، باعث شد که علمای علوم اجتماعی و سیاسی، مدل‏ها و نظریه‏های جدیدی را برای تبیین و توضیح جنبش‏های مزبور مطرح سازند. در مقاله حاضر ضمن توضیح مفهومی و بیان تفاوت‏های جنبش‏های اجتماعی با مفاهیم قریب مانند حزب، فرقه و نظایر آنها، به اختصار مدل رفتار جمعی اسملسر، نظریه بسیج منابع چارلز تیلی و نظریه فرآیند سیاسی، شرح داده شده و آنگاه به تفصیل، تفاوت‏های جنبش‏های جدید و قدیم اجتماعی بررسی می‏گردد. جنبش‏های جدید تأثیرنهادن بر افکار عمومی و تغییر نگرش مردم را به عنوان استراتژی خود انتخاب می‏کنند، ولی هدف جنبش‏های کلاسیک، تصرف دولت یا تأثیر بر آن بود. بر این مبنا، حوادثی که در اواخر اردیبهشت و اوایل خردادماه 1385 در آذربایجان رخ دادند، بررسی، و نشان داده می‏شود که انگیزه اصلی این اعتراضات، ابراز هویت و اصلاح تصویر ذهنی از گروه قومی و مطالبات فرهنگی بود.

ناحیه‌گرایی سیاسی در ایران:
مطالعه موردی بلوچستان

ناحیه‌گرایی سیاسی در ایران: مطالعه موردی بلوچستان

صفحه 89-101

مراد کاویانی

چکیده ناحیه، گستره جغرافیایی می‏باشد که به واسطه برخی عوامل زیستی و جغرافیایی دارای وسعت،کارکردی و شخصیتی است که آن را از نواحی پیرامونی متمایز می‏سازد. همه دولت‏ها به نوعی ناهمگون بوده و از نواحی فرهنگی مختلفی تشکل یافته‏اند. حکومت در مقام کارگزار دولت بر آن بوده که با تأکید بر مشترکات عینی و ذهنی نواحی مختلف، هویت ملی را ساخته و تقویت نماید. ایران نیز کشور ناهمگونی است که فرهنگ و هویت ملی آن برآیند روند پیچیده تاریخی می‏باشد و نواحی آن ضمن اشتراک در فرهنگ و هویت ملی، شناسه‏های فرهنگی ناحیه خود را نیز پاس داشته‏اند. وجود چنین زمینه‏هایی، امنیت ملی و ناحیه‏ای کشور را آسیب‏پذیر می‏سازد. بلوچستان نیز به واسطه تمایز مذهبی و فاصله جغرافیایی نسبت به مرکز، یکی از این نواحی می‏باشد. بر این اساس، چنانچه بلوچستان در فرآیند مشارکت و توسعه ملی داخل گردد و امور مذهبی به مردم آن واگذار گردد، از ناآرامی‏های این ناحیه فرهنگی کاسته خواهد شد.

همبستگی اجتماعی در گروههای قومی:
مطالعه موردی استان گلستان

همبستگی اجتماعی در گروههای قومی: مطالعه موردی استان گلستان

صفحه 123-148

حمید ملکی

چکیده این مقاله نتیجه تحقیقی است که به منظور سنجش میزان همبستگی اجتماعی و بررسی عوامل تهدیدکننده با تأکید بر بیگانگی اجتماعی و تمایلات قومی و همچنین عوامل تقویت‏کننده و نگهدارنده همبستگی و انسجام از قبیل هویت ملی و روابط اجتماعی و فرهنگی در یکی از گروههای قومی کشور به روش پیمایشی اجرا و سپس میزان مشاهده شده، در چارچوب امنیت اجتماعی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصل، نشان می‏دهد که میزان همبستگی اجتماعی در اثر افزایش تمایلات قومی و بیگانگی اجتماعی، تضعیف و ضریب امنیتی را در جامعه کاهش می‌دهد و گرایش بیشتر به مصادیق و ابعاد هویت ملی و افزایش تراکم و تعاملات اجتماعی و فرهنگی، همبستگی اجتماعی را با جامعه عام، ارتقا و سبب کاهش تمایلات قومی می‌گردد.