دوره و شماره: دوره 6، شماره 21، پاییز 1382، صفحه 1-205 (شماره 3،شماره مسلسل21.) 
تعداد مقالات: 6
امنیت‌سازی؛ تحلیلی نشانه‌شناسیک

امنیت‌سازی؛ تحلیلی نشانه‌شناسیک

صفحه 573-598

اصغر افتخاری

چکیده این تصور که قدرت در محور معادلات امنیت ملی قرار دارد، گذشته از انتقاداتی که بر آن وارد شده، هنوز هم از اعتبار بالایی برخوردار است؛ به گونه‌ای که گروه کثیری از تحلیلگران و تصمیم‌گیران حوزه مسائل امنیتی بر جایگاه منحصر بفرد دولت (به عنوان دارنده مشروع قدرت) در تعریف و تعیین وضعیت امن اتفاق نظر دارند. با اینحال پذیرش اهمیت جایگاه قدرت در فرآیند امنیت‌سازی را نمی‌توان دلیلی بر محوریت دولت در شکل‌گیری معنای امنیت دانست. نوشتار حاضر با توجه به این بعد از موضوع، پرسش از وضعیت امن را بدین صورت مطرح می‌سازد که: «آیا قدرتها می‌توانند همان معنایی را که از وضعیت امن مدنظر دارند، به عنوان مدلول مطلوب خویش در اذهان مخاطبان خود ـ مردم ـ بوجود آورند یا خیر؟» به عبارت دیگر، نوع رابطه بین «تصویر صاحبان قدرت از امنیت» با «تصویر موجود از امنیت در جامعه» را جستجو می‌کند. تحلیل «نشانه‌شناسیک» مؤلف که برگرفته از تحلیل‌های حوزه زبان‌شناسی است؛ حکایت از آن دارد که در این حوزه، قدرتها با چهار چهره شناسانده می‌شود: گفتار، تصمیم، رفتار و بازخورد. به عبارت دیگر، معنای امنیت صرفاً برگرفته از «گفتار» صاحبان قدرت نیست؛ بنابراین می‌توان پیش‌بینی کرد که در بسیاری از موارد، مدلول امنیت متأثر از نشانگان دیگر ـ مانند تصمیم، رفتار و مهمتر از همه بازخورد ـ مدلولی کاملاً متفاوت از دال مورد نظر صاحبان قدرت بیابد.

تأملی روش‌شناختی‌ در بنیادهای مکتب‌ایده‌آلیسم

تأملی روش‌شناختی‌ در بنیادهای مکتب‌ایده‌آلیسم

صفحه 1-26

قدیر نصری

چکیده

مقاله حاضر، موازین روش‌شناختی مکتب ایده‌آلیسم را بررسی می‌کند. نویسنده این مقاله معتقد است که تبیین‌های ایده‌آلیستی از امنیت ملی، روشهایی را مراعات می‌کند که بیش و پیش از همه، مورد توجه «ایمانویل کانت» بوده است. کانت به عنوان بانی موثر ایده‌آلیسم، برداشت نوینی از وظایف انسان، ماهیت و رسالت دولت و همچنین امکان رفتار مسالمت‌آمیز بازیگران سیاسی ارایه نموده که برخلاف دیدگاه‌های رئالیست‌ها، سامان جدیدی را پیشنهاد می‌نماید. نویسنده این مقاله ابتدا مدعیات اصلی ایده‌آلیسم را تبیین می‌کند و اذعان می‌دارد که اعتقاد به نقش ارزنده محیط در تعیین نوع رفتار آدمی، اهمیت والای وجدان و داوری عمومی، رهبری ثمربخش خرد، تقدم آرزوی اخلاقی بر اندیشه عقلانی، کمال‌گرایی، هماهنگی ممکن و ضروری منافع ملی واحدها و حقوق ـ تکالیف بین‌المللی، اصلی‌ترین مدعیات ایده‌آلیسم به شمار می‌آید. آنچه از منظر روش‌شناختی در مدعیات مذکور شایان توجه است عبارتست از: پذیرش توانمندی عقل در سنجش رفتارها. اما نکته این است که در جهان کنونی، اتکای صرف بر امکان و ضرورت اخلاقی اندیشی، نمی‌تواند تدبیر ناامنی و تامین منافع ملی را بدست دهد و شاید به همین خاطر است که موازین ایده‌آلیستی بیشتر در مرحله شعار و ادعا مورد توجه و احتیاج است، چرا که این نگرش نسبت به موضوع قدرت نگرشی بسیار ابتدایی دارد، منطق نوین هدف ـ وسیله را نادیده می‌گیرد و در دستاوردها و توانایی‌های مدرنیته، تردید روا می‌دارد.

هویت ملی و مشروعیت سیاسی در ایران معاصر

هویت ملی و مشروعیت سیاسی در ایران معاصر

صفحه 619-649

مقصود رنجبر

چکیده در مطالعه مسائل و چالش‌های امنیتی در کشورهای کثیرالقوم همچون ایران، غالباً ناهمگونی قومی و عدم یکپارچگی ملی به عنوان مهمترین علل ناامنی و بی‌ثباتی سیاسی قلمداد شده و بر مبنای آن استراتژی‌های امنیتی تدوین و پیشنهاد می‌شوند. مقالة حاضر با نقد این دیدگاه معتقد است که تنوع قومی و ناهمگونی ملی را نمی‌توان با راهبردی تقلیل‌گرایانه از میان برد و می‌بایست ضمن به رسمیت شناختن و محترم شمردن تمایزات و تفاوت‌های اقوام ایرانی آنها را ذیل یک نظام مشروع سیاسی به هم آورد. آنچه موجبات استحکام و ثبات نظام‌های سیاسی در ایران را فراهم می‌کند نه انکار هویت‌های متمایز قومی بلکه ساخت مشروع سیاسی است. به این معنا در صورتی که نظام‌های سیاسی مشروعیت کافی را در جامعه احراز کنند، تنوع قومی نخواهد توانست در تداوم و تثبیت آنها وقفه‌ای ایجاد کند.در تأیید این فرضیه می‌توان به تأثیر مشروعیت رژیم پهلوی در میزان همبستگی ملی در مقایسه با نظام جمهوری اسلامی پرداخت و نشان داد که چگونه مسائل قومی و بروز و تجلی آنها منوط به مشروعیت‌زائی و یا مشروعیت‌زدائی از نظام سیاسی است و نه بالعکس. به عبارت بهتر فعال شدن منازعات قومی و سطح پایین انسجام ملی معلول سطح پائین اعتماد به نظام سیاسی و مشروعیت آن است.

جنبش‌های اجتماعی در ایران؛

زمینه‌ها و چالش‌ها

جنبش‌های اجتماعی در ایران؛ زمینه‌ها و چالش‌ها

صفحه 643-662

جمال شفیعی

چکیده جامعه ایران متناسب با تحولات ساختاری در مناسبات اجتماعی و باورهای فرهنگی (به ویژه در کلان شهرها) در شرایط مدرنیته قرار گرفته است و این شرایط، مطالعه در خصوص وضعیت جنبش‌های جدید اجتماعی در کشورمان را ناگزیر می‌کند. به واقع جنبش‌های اجتماعی از نمودهای جهان جدید به شمار می‌رود و صاحب‌نظران پدیداری و تأثیرگذاری آن را محصول تعامل میان تغییرات ساختاری و هویت‌ها می‌دانند. بدین معنا که تغییرات گسترده فرهنگی و اجتماعی در سطح ساختارها به مثابه متغیر مستقل می‌تواند جنبش‌های اجتماعی بعنوان متغیر وابسته را بازتولید نماید. بر این اساس در مقاله حاضر تلاش شده است با ارائه‌نمائی آماری از تغییرات فرهنگی و ساختاری در ایران کنونی و برمبنای تئوری ماریودیانی، شکل‌گیری تضادهای هویتی و شبکه‌های غیررسمی حول آن تضادها بازشناسی شوند. این زمینه‌ها را می‌توان در چالش‌ها و مسائلی چون مسائل زنان، حرکت‌های دانشجوئی، مسائل قومی، دموکراسی‌خواهی، سبک‌های نوین زندگی و شکاف نسلی مشاهده نمود.

شأن قومیت و ناسیونالیسم قومی 

در مطالعات امنیت ملی

شأن قومیت و ناسیونالیسم قومی در مطالعات امنیت ملی

صفحه 661-68

میرقاسم بنی‌هاشمی

چکیده هدف این مقاله بازشناسی جایگاه قومیت و قوم‌گرایی به عنوان متغیری امنیتی در مطالعة امنیت ملی جوامع چندقومی می‌باشد. در این راستا، بررسی رویکرد نظریه‌پردازان نوسازی و نیز رویکرد مارکسیستی در دورة جنگ سرد نشان داد که آنها نگرش واقع‌بینانه‌ای به اهمیت سیاسی و امنیتی ناسیونالیسم قومی و ملاحظات مرتبط به تنوع قومی نداشته‌اند. با تشدید مناقشات قومی در دهة آخر جنگ سرد و به ویژه پس از فروپاشی بلوک شرق و تأثیرات گستردة امنیتی (داخلی و منطقه‌ای) این مناقشات، شأن و اهمیت ناسیونالیسم قومی در مطالعات امنیت ملی نیز اعتبار گسترده‌ای یافت و به عنوان مؤلفه‌ تبیین کنندة مسائل امنیت ملی در جهان سوم مورد توجه واقع شد. این مؤلفه در کنار بحران‌های عمده‌ای مانند مشروعیت سیاسی و توان سیاست‌سازی محورهای مطالعات قومی را تشکیل داد. نهایتاً با بررسی دیدگاه نظریه‌پردازان امنیت ملی در جهان سوم این نتیجه حاصل شد که ناسیونالیسم قومی می‌تواند یکی از مهمترین عوامل تهدید سیاسی و اجتماعی دولت‌های ضعیف باشد.

معمای امنیت اجتماعی

معمای امنیت اجتماعی

صفحه 685-713

پل‌ روی، منیژه نویدنیا

چکیده تأمل در رهیافت امنیت اجتماعی با هدف تبیین نسبت نظری امنیت و هویت، از رویکردهای متأخر در مطالعات امنیتی بویژه در میان اروپائیان بوده است و نو واقع‌گرایانی چون باری‌بوزان و اندیشمندان مکتب کپنهاگ را در توضیح معماهای امنیتی در سطوح درون دولتی و میان دولتی یاری داده است. اصطلاح امنیت اجتماعی را نخستین بار باری‌بوزان در کتاب «مردم، دولتها و هراس» به کاربرد و مسائل آن را شامل تهدیداتی دانست که هویت جامعه را مورد تعرض قرار می‌دهند. بر این اساس مهمترین مفروضه رهیافت امنیت اجتماعی دلالت‌گر آن است که بقا و دوام هر جامعه‌ای منوط به حفظ هویت آن می‌باشد. این ویژگی به خصوص در باب اجتماعاتی که فاقد دولتند نمود بارزتری دارد و واکنش آنها به تهدیداتی که متعرض هویتشان می‌شود اهمیت سیاسی و امنیتی افزونتری پیدا می‌کند. این تهدیدات ممکن است شامل مواردی چون ممنوعیت بکارگیری زبان، نام و یا لباس خاص یا تبعید و کشتار اعضای یک اجتماع هویتی باشد و ابراز هویت آنها را امکان‌ناپذیر کند. بر این اساس مقاله حاضر با عملیاتی کردن مفهوم معمای امنیتی در سطح درون دولتی، بر آن است تا هویت‌های متمایز خودی و دیگری در روابط اجتماعی را بازنمائی کند.