عنوان خلاصه استاندارد: SSQ

ترتیب انتشار: فصلنامه (علمی- پژوهشی)

 زبان انتشار: فارسی با چکیدۀ انگلیسی

میانگین زمان داوری: حداکثر سه ماه

درصد پذیرش مقالات: 25درصد

 وضعیت مجله:   دسترسی آزاد به مقالات

نوع داوری: دوسو ناشناس

هزینه داوری و چاپ مقاله:  دارد

 

به منظور تعمیق و گسترش پیوند دانشگاه با مراکز پژوهشی راهبردی و بهره‌گیری از آخرین یافته‌های علمی در پژوهش‌ها، فصلنامه مطالعات راهبردی با همکاری انجمن ایرانی مطالعات منطقه‌ای منتشر می‌شود

 

  لطفا پیش از ارسال مقاله به این نشریه،

راهنمای تدوین مقاله و فرایند پذیرش مقالات مطالعه شود.

نشریه برای جبران بخشی از هزینه‌ داوری و انتشار، مبلغ 13.000.000 ریال از نویسندگانی که مقاله آنها پذیرش شده، دریافت می‌کند. مابقی هزینه انتشار نشریه از سوی پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت پشتیبانی مالی می‌شود.

برای پیگیری امور مربوط به مقالات ارسالی از طریق شماره تلگرام و بله ۰۹۳۷۱۵۵۳۵۱۳ اقدام نمایید

 

به منظور رعایت حقوق معنوی پدیدآورندگان آثار، نویسندگان موظف هستند با استفاده از نرم‌افزارهای مشابهت‌‏یاب، سند اصالت مقاله خود را به فصلنامه ارائه نمایند. (انتشار مقالات پذیرفته‌شده در فصلنامه منوط به ارائه گواهی مشابهت‌یابی می‌باشد)

 

متافیزیک خروج براساس کتاب سیرالملوک

متافیزیک خروج براساس کتاب سیرالملوک

صفحه 41-79

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.540428.4301

محمد علی قاسمی ترکی، یدالله هنری لطیف‌پور

چکیده یکی از دغدغه‌های اصلی و «امنیتی» خواجه نظام در سیرالملوک، خروج خارجیان یا شورش علیه حکومت است. در این مقاله تلاش می‌شود تا با طرح سؤالی درباره متافیزیک خروج یا فتنه از منظر سیرالملوک، به وجوه دیگری از منطق این اثر پرداخته شود. مراد از متافیزیک، برداشت ارسطویی و جستجوی ماده‌المواد یا جوهر‌الجواهر و یا به بیان دیگر عنصر وحدت‌بخش در ورای کثرت‌ها و تنوعات است؛ اگر از نظر خواجه نظام‌الملک خروج‌ها، در همه ادوار و علیه همه پادشاهان و انبیا بوده و خارجیان عموماً بدمذهب بوده و عقاید باطله را دنبال می‌کردند، چه چیزی آنها را به این کار برمی‌انگیخته است؟ با تحلیل محتوای سیرالملوک معلوم می‌شود که خواجه امیال و هواهای نفسانی و راحت‌طلبی (قاعده خرّمیّه) را عامل گرایش به عقاید باطله تلقی می‌کرده است. اما اگر این ایده تا منتهای منطقی‌اش امتداد یابد، پارادوکس‌هایی در آن پدیدار می‌شود؛ از جمله اینکه «آیا مذهب و عقیده صحیح تابع آرای مذهبی حاکمان و غالبان است؛ آیا انبیا و علمای سلف، که امروزه عقایدشان مورد اِتباع است، در زمان خود بددین و بدعت‌گذار تلقی نمی‌شدند؟ آیا در این صورت، استقلال اعتقادات و اندیشه از میان نمی‌رود؟». در خصوص منشأ احتمالی این پارادوکس‌ها، دو تبیین مطرح می‌شود: یکی پراگماتیسم و ضرورت‌های عملی حیات سیاسی خواجه و توجه‌نداشتن به تبعات تئوریکِ نمونه‌ها و مثال‌هاست؛ و دیگری این احتمال است که شاید متن از قلم واحدی پدید نیامده و مثلاً فصول و قسمت‌هایی از آن توسط کاتبان و نسّاخان بعدی در متن دخیل شده باشد.

نظم عمومی در عصر تحول پلتفرمی: مطالعه تطبیقی سیاست‌گذاری نظم در بستر حکمرانی الگوریتمی

نظم عمومی در عصر تحول پلتفرمی: مطالعه تطبیقی سیاست‌گذاری نظم در بستر حکمرانی الگوریتمی

صفحه 43-79

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.539441.4299

مهدی مرادی برلیان، محمدقاسم تنگستانی

چکیده در گذار از نظم مدرن به نظم دیجیتال، مفهوم «نظم عمومی» با چالش‌های بنیادینی مواجه شده است؛ مفهومی که در سنت حقوق عمومی، همواره در پیوند با قواعد هنجاری دولت، اقتدار سرزمینی و صلاح عمومی تعریف می‌شد. با گسترش پلتفرم‌های فراسرزمینی و ورود الگوریتم‌ها به حوزه تنظیم‌گری، نوعی جابه‌جایی در منطق نظم رخ داده است: نظمی که نه در قالب قواعد صریح حقوقی، بلکه درون معماری‌های فناورانه، طراحی واسط‌های کاربری و کُدهای نرم‌افزاری شکل می‌گیرد. این مقاله، با رویکردی تحلیلی و تطبیقی، تلاش می‌کند از رهگذر نظریه‌هایی همچون «قانون به‌مثابه کُد»، «جامعه شبکه‌ای» و «سرمایه‌داری نظارتی»، بازاندیشی مفهومی و سیاستی در باب نظم عمومی در عصر تحول پلتفرمی را سامان دهد. تجربه اتحادیه اروپا در تنظیم‌گری داده‌ها و هوش مصنوعی، در کنار سیاست‌های ایران در مواجهه با پلتفرم‌های بومی و خارجی، به‌مثابه دو رویکرد متعارض در این حوزه تحلیل می‌شود. یافته‌های مقاله حاکی از آن است که نظم عمومی در دوران دیجیتال، نیازمند بازتعریف نظری و طراحی نهادی نوین در سیاست‌گذاری عمومی است؛ چراکه نظم امروز نه صرفاً پدیده‌ای حقوقی، بلکه پدیده‌ای زیرساختی، محاسباتی و فناورانه است.

مدل مفهومی جنگ ­شناختی در سپهر جنگ­‌های نوین با استفاده از روش فراترکیب

مدل مفهومی جنگ ­شناختی در سپهر جنگ­‌های نوین با استفاده از روش فراترکیب

صفحه 79-170

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.469702.4183

سعید مددی، نوراله نورانی

چکیده جنگ شناختی مفهومی است که امروزه با رشد و فراگیری رسانه‌­های نوین، به شکلی برجسته در محافل علمی، امنیتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مورد توجه قرار گرفته است. جنگی که همانند سایر  جنگ­‌ها در غایت خود، نوعی از قدرت، برتری و بازدارندگی را به ارمغان می‌­آورد و می‌تواند معادلات و موازنات قدرت را به معنای سنتی برهم بزند. به نظر می­‌رسد که به‌رغم تعدد مطالعات کیفی انجام‌شده در خصوص جنگ شناختی، هنوز مختصات مفهومی دقیقی از این جنگ ترسیم نشده و نوعی ابهام و مناقشه در این حوزه وجود دارد. این در حالی است که تبیین مفهومی یک پدیده، ‌نقطه آغازین مطالعه در مورد آن می‌باشد، از این رو در این مقاله تلاش می‌­شود تبیینی جدید از مختصات مفهومی جنگ شناختی ارائه شود. به­‌منظور ارائه تفسیری جامع از مختصات مفهومی جنگ شناختی با استفاده از یکپارچه­‌سازی، ترجمه و مقایسه یافته‌­های مطالعات انجام‌شده در این حوزه، روش فراترکیب با الگوی لیپسی و ویلسون مورد استفاده قرار گرفت. در این راستا پس از جستجوی منابع علمی متعدد، تعداد 86 پژوهش وارد فرایند ارزیابی شد و پس از چند مرحله پالایش و تحلیل محتوایی و ساختاری مقالات،‌ تعداد 31 تحقیق به­‌عنوان ورودی فراترکیب، در نظر گرفته شد. پس از تجزیه‌وتحلیل و ترکیب اطلاعات استخراج‌شده از مقالات، مختصات مفهومی دوازده­‌گانه جنگ شناختی شامل ویژگی­‌ها، اهداف، ابزارهای مورداستفاده، سطوح، روش­‌ها و راهبردها، علائم تحقق، پیامدها، راه‌­های مقابله، مخاطبین، عرصه‌­های نبرد، مفاهیم نزدیک و رویکردهای کشورهای مختلف به جنگ شناختی، تبیین و مدل مفهومی جنگ شناختی ترسیم شد.

مبادی شکل‌گیری رویای ملی از منظر علوم‌شناختی

مبادی شکل‌گیری رویای ملی از منظر علوم‌شناختی

صفحه 171-216

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.512029.4261

سید محمد مهدی گرامی، محمدهادی راجی

چکیده رویای ملی مفهومی زیبایی‌شناسانه و بنیادین در شکل‌گیری هویت جمعی و در جهت‌دهی به آرمان‌ها و رویکردهای یک ملت و برسازنده ایده‌های حکمرانی است. رویا در ذات خود، ترسیم مسیری است که یک ملت طی خواهد کرد و رفتاری است که در راستای این هدف بروز خواهد داد. رویاهای جمعی از زوایای مختلفی قابلیت بررسی دارند، پرسش اساسی این پژوهش آن است که رویای ملی از منظر علوم شناختی چگونه شکل می‌گیرد؟ پرسشی که در فرایند پاسخ به آن سعی خواهد شد تا به چگونگی ایجاد و خلق رویای جمعی از منظری شناختی پرداخته شود. مطالعه حاضر با تکیه بر یافته‌های علوم شناختی، به بررسی نقش حافظه جمعی، ادراک اجتماعی، هیجان، همدلی، حدس و درک یکدیگر، تصمیم‌گیری اجتماعی و باورها در شکل‌دهی به هویت ملی می‌پردازد. به‌ویژه در این پژوهش که در نوع خود بدیع و نوآورانه محسوب می‌شود، نقش ابعاد اصلی شناخت اجتماعی همچون نظریه ذهن، هم‌حسی، ادراک اجتماعی و رفتار اجتماعی بررسی شده ‌است. داده‌های این تحقیق کیفی از منابع اسنادی و کتابخانه‌ای حاصل آمده و با رویکردی توصیفی و تحلیلی مورد پردازش قرار گرفته است. این تحقیق از نوع اکتشافی بوده و فرضیه‌آزما نیست. اکثر مطالب از جدیدترین مقالات در این حوزه برداشت شده و بسیاری از آنان برای اولین‌بار ترجمه شده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که رویاها و ارزش‌گذاری‌های مشترک، از طریق پردازش‌های شناختی، به ارگانیسمی واحد، دارای فرم و تصویری تبدیل شده و در طول زمان، در حافظه جمعی افراد، هویت ملی را سامان می‌دهند و روایت می‌کنند. هم‌حسی‌ها و ادراک اجتماعی دارای قدرت انتقالی هستند که می‌توانند مفاهیم شناختی و هیجانیِ جمعی را منتقل کرده و طراحی شوند. یافته‌ها نشان می‌دهد برجسته‌سازی هویت مشترک از دل خلق رویاهای هم‌پیوند، تقویت دیدگاه‌پذیری و طراحی مداخلات همدلانه می‌تواند رفتارهای نوع‌دوستانۀ بین‌گروهی و انسجام اجتماعی را افزایش دهد و زمینه مفاهمه راهبردی برای خلق رویای ملی را افزایش دهد. در پایان، بسته‌ای از توصیه‌های سیاستی در حوزۀ آموزش، رسانه، سنجش و اخلاق ارائه شده است که می‌تواند دارای دلالت‌های نظری و کاربردی در زمینه حکمرانی رویای ملی باشد.

برهم‌باری بحران‌های امنیتی در پاکستان و پیامدها برای جمهوری اسلامی ایران

برهم‌باری بحران‌های امنیتی در پاکستان و پیامدها برای جمهوری اسلامی ایران

صفحه 217-256

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.536150.4293

سمیه مروتی

چکیده این پژوهش با هدف تحلیل پیامدهای امنیتی برهم‌باری بحران‌ها در پاکستان بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، از چارچوب نظری «برهم‌باری بحران‌ها» بهره می‌برد. برخلاف رویکردهای سنتی که تهدیدات را به صورت منفرد بررسی می‌کنند، این مقاله استدلال می‌کند که همزمانی بحران‌های امنیتی، اقتصادی و سیاسی در پاکستان، فرآیندی هم‌افزا را ایجاد کرده که به فرسایش سیستماتیک ظرفیت دولت مرکزی منجر شده است. پژوهش حاضر ابتدا با تبیین ماهیت و روابط متقابل میان تروریسم بنیادگرا، شورش‌های جدایی‌طلبانه و بحران‌های ژئوپلیتیک، فرسایش سه‌گانه ظرفیت‌های عملیاتی، مالی و مشروعیت سیاسی دولت پاکستان را تحلیل می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که این فرسایش نه تنها توان دولت را در کنترل تهدیدات داخلی کاهش داده، بلکه به طور مستقیم بر امنیت مرزهای شرقی ایران تأثیر گذاشته است. پیامدهای امنیتی این وضعیت برای ایران شامل افزایش نفوذ گروه‌های تروریستی، رشد فعالیت‌های مجرمانه در مرزها به دلیل ضعف اقتصادی و ایجاد بی‌اعتمادی در روابط دوجانبه است. این مقاله نتیجه می‌گیرد که امنیت دو کشور به یکدیگر گره خورده و مقابله با این تهدیدات نوظهور، نیازمند راهبردهای چندوجهی و افزایش همکاری‌های امنیتی و اقتصادی میان تهران و اسلام‌آباد است.

چالش‌های کاربست راهبرد مصون‌سازی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

چالش‌های کاربست راهبرد مصون‌سازی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

صفحه 257-301

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.560659.4339

مصطفی کوشکی، محمدحسن خانی، ابوذر گوهری‌مقدم

چکیده در جهانِ در حال گذار کنونی که با رقابت قدرت‌های بزرگ و عدم قطعیتهای ساختاری مشخص می‌شود، قدرت‌های میانه به دنبال راهبردهایی برای کاهش ریسک و تأمین امنیت راهبردی هستند. در این میان، راهبرد «مصون‌سازی» جذابیت فزاینده‌ای یافته است. این مفهوم، به‌ویژه برای قدرت میانه‌ای مانند ایران که متأثر از رقابت آمریکا و چین است؛ اهمیت تحلیلی و عملی دارد. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل چندسطحی، به بررسی این پرسش می‌پردازد که چالش‌های کاربست راهبرد مصون‌سازی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران کدام است؟ این تحلیل، در سه سطح عملیاتی (چالش‌های عملیاتی‌شدن مؤلفه‌های مصون‌سازی)، ساختاری (بررسی فضای لازم در ساختار رقابت آمریکا و چین) و کارکردی (ارزیابی مطلوبیت راهبرد) سامان یافته است. مهم‌ترین یافته‌‌های پژوهش آن است که در سطح عملیاتی، اجرای مصون‌سازی مستلزم اتخاذ رویکردی مبهم در سیاست خارجی است؛ حال‌آنکه این امر با هویت تکوین‌یافته سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و همچنین با شرایط منطقه غرب آسیا، سازگار نیست. در سطح ساختاری نیز، از آن‌جاکه ایالات متحده راهبرد «محروم‌کردن» را علیه ایران دنبال می‌کند و این راهبرد نیز مستقیماً با اهداف آمریکا برای مهار چین درهم‌تنیده شده؛ ایران در موقعیت امتناع قرار گرفته است.

ابر واژگان