متافیزیک خروج براساس کتاب سیرالملوک
صفحه 41-79
https://doi.org/10.22034/ssq.2025.540428.4301
محمد علی قاسمی ترکی، یدالله هنری لطیفپور
چکیده یکی از دغدغههای اصلی و «امنیتی» خواجه نظام در سیرالملوک، خروج خارجیان یا شورش علیه حکومت است. در این مقاله تلاش میشود تا با طرح سؤالی درباره متافیزیک خروج یا فتنه از منظر سیرالملوک، به وجوه دیگری از منطق این اثر پرداخته شود. مراد از متافیزیک، برداشت ارسطویی و جستجوی مادهالمواد یا جوهرالجواهر و یا به بیان دیگر عنصر وحدتبخش در ورای کثرتها و تنوعات است؛ اگر از نظر خواجه نظامالملک خروجها، در همه ادوار و علیه همه پادشاهان و انبیا بوده و خارجیان عموماً بدمذهب بوده و عقاید باطله را دنبال میکردند، چه چیزی آنها را به این کار برمیانگیخته است؟ با تحلیل محتوای سیرالملوک معلوم میشود که خواجه امیال و هواهای نفسانی و راحتطلبی (قاعده خرّمیّه) را عامل گرایش به عقاید باطله تلقی میکرده است. اما اگر این ایده تا منتهای منطقیاش امتداد یابد، پارادوکسهایی در آن پدیدار میشود؛ از جمله اینکه «آیا مذهب و عقیده صحیح تابع آرای مذهبی حاکمان و غالبان است؛ آیا انبیا و علمای سلف، که امروزه عقایدشان مورد اِتباع است، در زمان خود بددین و بدعتگذار تلقی نمیشدند؟ آیا در این صورت، استقلال اعتقادات و اندیشه از میان نمیرود؟». در خصوص منشأ احتمالی این پارادوکسها، دو تبیین مطرح میشود: یکی پراگماتیسم و ضرورتهای عملی حیات سیاسی خواجه و توجهنداشتن به تبعات تئوریکِ نمونهها و مثالهاست؛ و دیگری این احتمال است که شاید متن از قلم واحدی پدید نیامده و مثلاً فصول و قسمتهایی از آن توسط کاتبان و نسّاخان بعدی در متن دخیل شده باشد.


