دوره و شماره: دوره 10، شماره 38، زمستان 1386، صفحه 1-215 
تعداد مقالات: 8
تکثر معنایی و تحول مفاهیم در روابط بین‌الملل

تکثر معنایی و تحول مفاهیم در روابط بین‌الملل

صفحه 647-667

حمیرا مشیرزاده

چکیده استدلال اصلی این مقاله این است که تنوع و تکثر معانی و دگرگونی مفاهیم، از ویژگی‌های اصلی رشته روابط بین‌الملل است. در ابتدا با بررسی جایگاه مفاهیم در علم به طور کلی و علوم اجتماعی و روابط بین‌الملل به طور خاص، این استدلال مطرح می‌شود که نمی‌توان مفاهیم را دال‌هایی فرازمانی و فرامکانی و فارغ از زمینه‌مندی دانست. بنابراین، انتظار می‌رود گستره معنایی مفاهیم به تبع زمینه‌های زمانی و مکانی‌ خاص متحول باشد و همچنین در گفتمان‌ها و پارادایم‌های مختلف، مفاهیم به اشکال متفاوتی تعریف شوند. بر همین اساس، در دو بخش بعدی مقاله رابطه تحول مفاهیم در رشته روابط بین‌الملل با تحول در روابط بین‌الملل به عنوان حوزه کنش انسانی و نتیجه رویه‌های کنش‏گران بین‌المللی، و سپس تأثیر تنوعات و تحولات نظری در تکثر معنایی و تحول مفهومی در این رشته بررسی می‌شود. سرانجام با نگاهی به مقالات این مجموعه برخی از مهمترین تحولات مفهومی در روابط بین‌الملل مورد اشاره قرار می‌گیرد.

پویایی‌های روش ‏شناخت در روابط بین‌الملل

پویایی‌های روش ‏شناخت در روابط بین‌الملل

صفحه 669-696

مهدی میرمحمدی

چکیده روابط ‌بین‌الملل، رشته‌ای است که عرصه پژوهشی‌‌آن در مقایسه با سایر رشته‌های علوم اجتماعی از بیشترین پویایی و دگرگونی برخوردار می‌باشد. یکی از مهمترین پویایی‌های عرصه دانشگاهی رشته روابط ‌بین‌الملل، دگرگونی در روش‌های مطالعه و پژوهش دنیای بیرونی روابط‌ بین‌الملل در نزد محققین این رشته است. نوشتار حاضر تلاش می‌کند، با نگاهی منتقدانه، به بررسی تحول در روش‌شناسی مطالعات بین‌المللی پرداخته و مشکلات و کاستی‌های آن را ارزیابی ‌نماید. نگارنده با بازشناسی دو رویکرد کلاسیک و کوانتومی در علوم دقیقه، بر آن است که روش‌شناسی علوم اجتماعی در قرن بیستم، غالباً متأثر از رویکرد کلاسیک علوم دقیقه بوده است. این در حالی است که رویکرد کلاسیک توان تبیین تحولات جهانی در ابعاد گوناگون را ندارد. چارچوب نظری کوانتومی با ویژگی‏هایی چون اعتقاد به نسبی‏بودن نتایج پژوهشی و بهره‏برداری از تمام روش‌ها برای دست‏یابی به نتایج معتبرتر، تناسب بیشتری با دنیای علوم اجتماعی، از جمله روابط ‌بین‌الملل دارد.

فراتکنولوژی‌ و تحول مفهوم قدرت در 
روابط بین‏‏ الملل

فراتکنولوژی‌ و تحول مفهوم قدرت در روابط بین‏‏ الملل

صفحه 697-724

موسی‏الرضا وحیدی

چکیده با تغییر عرصه سیاست بین‏الملل در نتیجه توسعه فراتکنولوژی‏ها و شکل‏گیری عرصه سیاست هنجاری، زمینه ساخت مجدد هویت‌ها، منافع، مفاهیم و قلمرو سیاسی فراهم شده و به تشدید تعاملات بین‏المللی، شتاب تغییرات نهادی، توسعه فرایند به هم پیوستگی جهانی، اهمیت‏یافتن هنجارها و افزایش نقش بازیگران غیردولتی انجامیده است. در نتیجه، نحوه برداشت از قدرت و سازوکارهای اعمال آن نیز متحول و پیچیده‏تر شده است. هدف این نوشتار، بررسی مفهوم قدرت با توجه به دگرگونی‏های ایجادشده در عرصه سیاست بین‏الملل و توسعه چارچوبی مفهومی است که تمام ابعاد آن را پوشش دهد. بدین منظور، ابتدا مفهوم سنتی قدرت و رابطه آن با تکنولوژی بررسی می‏شود و سپس، نقش فراتکنولوژی‏ها در تغییر عرصه سیاست بین‏الملل و تأثیر آن بر مفهوم قدرت بیان خواهد شد.

دگرگونی در نظریه‏ ها و مفهوم امنیت بین‌المللی

دگرگونی در نظریه‏ ها و مفهوم امنیت بین‌المللی

صفحه 725-750

محمود یزدان‏‌فام

چکیده امنیت، اصلی‌ترین وظیفه دولت ملی و مهمترین موضوعی است که تا کنون مورد توجه دانشوران روابط بین‏الملل قرار گرفته ‏است. باوجود این، امنیت مفهومی ‏پیچیده، متعارض و شدیداً متکی بر رویکرد‏ها و نظریه‏‌هایی است که ناظران و پژوهشگران از آنها استفاده می‏کنند. تا کنون برای توصیف، تبیین و پیش‏بینی موضوعات امنیتی، نظریه‏های مختلفی مطرح شده ‏است. در این نوشته، تلاش می‏شود دگرگونی‏های به وجود آمده در مفهوم امنیت از منظر تحول در نظریه‏های مطالعه امنیت مورد بررسی قرار گیرد. نظریه‌های واقع‌گرایی، لیبرالیسم،  مکتب کپنهاک، سازه‌انگاری و انتقادی، نظریه‌های برجسته در مطالعات امنیتی هستند که با ارائه پیش‏فرض‏ها و چارچوب مطالعاتی متفاوت در مورد امنیت ملی و امنیت بین‏الملل، افق‏های تازه‏ای را در حوزه مطالعات امنیتی به وجود آورده‏اند و دیدگاه‏های متفاوتی در مورد پرسش‏های اساسی امنیت از جمله مرجع، کارگزار، ابعاد و شیوه تأمین امنیت، مطرح ساخته‏اند. موضوع مقاله حاضر بررسی تحول مفهوم امنیت در این نظریه‏هاست.

تحول مفهوم کنش‏گر در روابط بین‌الملل

تحول مفهوم کنش‏گر در روابط بین‌الملل

صفحه 751-784

فرامرز تمنا

چکیده گفتمان واقع‌گرایانه «دولت‏محور»، که به دولت به عنوان کنش‏گر انحصاری عرصه سیاست و روابط بین‌الملل می‌نگریست، در پی تحولات نوین ناشی از پایان جنگ سرد، جهانی‏شدن، وابستگی متقابل، حادثه یازدهم سپتامبر، نقش رو ‌به گسترش جنبش‏های اجتماعی فراملی، جامعه مدنی جهانی ، نهادهای غیردولتی ملی و بین‌المللی و رشد گروه‌های تروریستی، مورد بازتعریف قرار گرفته است. پژوهش حاضر بر‌آن است با اتکا به رهیافت‌های سه‌گانه جیمز روزنا در مورد مطالعه روابط بین‌الملل، ضمن گذار از تلقی مفهوم کنش‏گر در رویکرد واقع‏گرایی، به بررسی تحولات مفهومی آن در عصری بپردازد که پلورالیسم وجه شاخص آن است و سپس با ذکر گونه‌های نوین این مفهوم، دیدگاههای موجود را نقد و ارزیابی کند.

نظام‏های بین‏ المللی تک‏ قدرت‏ محور:
تک‏ قطبی، هژمونی، امپراتوری

نظام‏های بین‏ المللی تک‏ قدرت‏ محور: تک‏ قطبی، هژمونی، امپراتوری

صفحه 785-806

محمد جمشیدی

چکیده اگرچه نظام بین‌الملل، تا کنون، شاهد سلطه مطلق یک و تنها یک قدرت مسلط در همه عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، نظامی و فرهنگی نبوده، اما تلاش‌های نظری متعددی برای تبیین وضعیت‌های متصور برای چنین نظامی صورت گرفته است. سؤال اصلی نوشتار حاضر این است که «صورت‌های نظری ممکن برای نظام بین‌المللی که بر محور یک قدرت برتر قرار دارد، چه می‌باشند و ویژگی‌های اصلی آنها و نحوه تعامل بازیگران درون سیستمی چگونه خواهند بود؟» اکثر نوشتارها در این زمینه، تنها دو نظام تک‌قطبی و هژمونیک را واجد ویژگی تک‌قدرت‏محوری می‌دانند. مقاله حاضر ضمن بررسی این دو گونه اصلی، گونه سومی از نظام تک‌قدرت‏محور را به عنوان نظام امپراتوری (که متفاوت از نوع سنتی آن است) مطرح می‏کند. بنابراین، نویسنده تلاش می‌کند منطق حاکم بر روابط درونی، منافع قدرت مسلط و جنس روابط اجتماعی (ساختار شبکه اجتماعی) پدید آمده در هر یک از سه نظام تک‌قدرت‏محور تک‌قطبی، هژمونیک و امپراتوری را بررسی و مقایسه نماید.

تحول مفهوم مداخله بشردوستانه 
در روابط بین‌الملل

تحول مفهوم مداخله بشردوستانه در روابط بین‌الملل

صفحه 807-830

نبی‏اله ابراهیمی

چکیده هدف اصلی این نوشتار، بررسی تحول مفهوم مداخله بشردوستانه در روابط بین‌الملل با کمک‏گرفتن از تئوری‏های روابط بین‌الملل می‌باشد. مداخله بشردوستانه در جامعه بین‌المللی به مثابه قاعده، سخت‌ترین آزمایش برای جامعه مذکور است که بر اساس اصول حاکمیت، عدم مداخله و عدم استفاده از زور پایه‌ریزی شده است. با جهانی‏شدن مقوله حقوق بشر و توجه ویژه به دوری‏گزیدن از نسل‌کشی، شکنجه و تجاوز به حقوق اولیه انسان‏ها، این اصل انسان‏دوستانه، با اصول حاکمیت و عدم مداخله تعارض پیدا کرده است. در عین حال، مفهوم مذکور با تحولی عمیق در قبل و بعد از جنگ سرد روبرو شده است. در مقاله حاضر، نخست مفهوم مداخله را در تئوری‏های واقع‏گرایی و لیبرالیسم بررسی می‏کنیم. سپس به تحول مفهومی مداخله بشردوستانه در تئوری سازه‏انگاری، به عنوان الگوهای هنجاری، ارزشی و قاعده بین‌المللی می‌پردازیم و در نهایت، تحول مفهوم مداخله بشردوستانه را در روابط بین‌الملل به طور کلی مورد کندوکاو قرار می‌دهیم.

الگوی امنیت منطقه‏ای در خلیج ‏فارس، 
تجربه‏ ها و موانع

الگوی امنیت منطقه‏ای در خلیج ‏فارس، تجربه‏ ها و موانع

صفحه 831-867

سید حسین موسوی

چکیده در این مقاله، به ترتیبات و الگوهای امنیتی در خلیج ‏فارس، از آغاز شکل‏گیری این مجموعه امنیتی و اضلاع سه‏گانه آن توجه شده و ضمن اشاره به ناکافی‏بودن نظریه‏های وابستگی و امپریالیسم برای توضیح این ترتیبات، ضرورت توجه به دوآلیسم برخاسته از الهامات واقع‏گرایی و لیبرالیسم مورد تأکید قرار گرفته است. در این راستا نویسنده به رویکرد دو قدرت مداخله‏گر انگلیس و آمریکا در تنظیم ترتیبات امنیتی خلیج ‏فارس پرداخته و اختلاف و تعارضات ادراکی بازیگران از ترتیبات امنیتی مورد نظر را بررسی کرده است. فرصت‏ها و امکانات موجود ایران برای ایجاد تکامل در این ترتیبات، مبحث پایانی مقاله را تشکیل می‏دهد.