دوره و شماره: دوره 4، شماره 14، زمستان 1380، صفحه 1-319 (شماره 4،شماره مسلسل14.) 
تعداد مقالات: 6
منطق‌ معادلات‌ امنیت‌ ملی‌

منطق‌ معادلات‌ امنیت‌ ملی‌

صفحه 505-526

اصغر افتخاری‌

چکیده استمرار در واحد زمان‌» و «وجود مسأله‌ای‌» اصیل‌ در عالم‌ واقع‌، رابطه‌ای‌ برقرار است‌؛ از جمله‌ موضوعات‌ جنجال‌ برانگیز حوزه‌ فلسفه‌ علم‌ می‌باشد که‌ تاکنون‌مورد توجه‌ و بهره‌برداری های‌ بسیاری‌ قرار گرفته‌ است‌. این‌ که‌ کارل‌ پوپر کتاب‌ گران‌ سنگ‌ خود«منطق‌ اکتشاف‌ علمی‌» را با این‌ نقل‌ قول‌ از کانت‌ آغاز کرده‌، دلالت‌ بر اهمیت‌ و حساسیت‌ این‌مدعای‌ فلسفی‌ دارد. پرسشی‌ که‌ به‌ تبع‌ از ادعای‌ بالا در حوزه‌ مطالعات‌ امنیتی‌ ـ و بسیاری‌ دیگر ازحوزه‌های‌ فعالیت‌ علمی‌ ـ قابل‌ طرح‌ می‌باشد، این‌ است‌ که‌: «مسأله‌ اصیلی‌ که‌ در ورای‌ مجادلات‌دامنه‌دار پژوهش های‌ امنیتی‌ قرار دارد و به‌ نوعی‌ در تأیید یا تضعیف‌ نظریه‌ها و رویکردهای‌ امنیتی‌ مؤثر است‌، کدام است‌؟» دست‌ یابی‌ به‌ این‌ «مسأله‌ اصیل‌» از آن‌ روی‌ که‌ می‌تواند چارچوب‌ و معیار بنیادینی‌ را برای‌ ارزیابی‌ معادلات‌ مختلف‌ امنیتی‌ به‌ ما بدهد، ارزشمند و در خور تأمل‌ است‌. بر این‌ اساس‌ فلاسفه‌ علم‌ در مواجه‌ با طیف‌ متنوعی‌ از پارادایم ها،1 نظریه‌ها 2 و رویکردها 3 در حوزه‌ مطالعات‌ امنیتی‌، نخست‌ در مقام‌ یافتن‌ مبانی‌ و اصولی‌ برمی‌آیند که‌ در ورای‌ پارادایم‌ها، نظریه‌ها ورویکردها قرار دارند و به‌ کار ارزیابی‌ صحت‌ ـ سقم‌ و یا کارآمدی‌ ـ ناکارآمدی‌، آنها می‌آید.

نبردهای‌ آینده‌ و واکنش‌ ایالات‌ متحده‌ آمریکا

نبردهای‌ آینده‌ و واکنش‌ ایالات‌ متحده‌ آمریکا

صفحه 527-546

باری‌ اسکینر، ویکتور بادورا، فرامرز میرزازاده‌

چکیده سران‌ نظامی‌ ایالات‌ متحده‌ درباره‌ تهدیداتی‌ که‌ در آینده‌ با آن‌ مواجه‌ خواهند شد و نوع‌  راهبردها و قابلیت هایی‌ که‌ برای‌  پیروزی‌ در جنگ های‌ آینده‌ باید داشته‌ باشند چه‌ تصوری‌ دارند؟ چگونه‌ ممکن‌ است‌ نگرش‌ رسمی‌ ایالات‌ متحده‌ با استراتژی های‌ غیرمتعارف‌ متخذة‌ مخالفان‌ منطقه‌ای‌ رویارو شود؟ ایالات‌ متحده‌ چگونه‌ می‌تواند با استراتژی های‌ رقیب‌ در جنگ های‌ آینده‌ مقابله‌ کند.

دلایل‌ و پیامدهای‌ اقتصادی‌ فرار مغزها

دلایل‌ و پیامدهای‌ اقتصادی‌ فرار مغزها

صفحه 547-572

محمد خضری‌

چکیده یکی‌ از سؤالاتی‌ که‌ از دیرباز در علم‌ اقتصاد وجود داشته‌ و نظر اندیشمندان‌ این‌ عرصه‌ را به‌خود جلب‌ کرده‌ است‌، این‌ بوده‌ که‌ چرا برخی‌ ملت‌ ها توسعه‌ یافته‌ و برخی‌ دیگر فقیر و عقب‌ مانده‌، و در مفهومی‌ مصطلح‌ تر، کم‌ تر توسعه‌ یافته‌اند. در پاسخ‌ به‌ این‌ سؤال‌، تئوری‌ هایی‌ شکل‌ گرفتند که‌ اختلاف‌ در سطوح‌ آموزشی‌ و شکاف‌ در کم‌ و کیف‌ سرمایه‌ انسانی‌ کشورها را یکی‌ ازمؤلفه‌ های‌ مهم‌ و اصلی‌ برشمرده‌اند. بر این‌ اساس‌، یکی‌ از رهیافت‌ های‌ افزایش‌  ثروت‌ و توسعه‌ ی‌ اقتصادی‌ کشورهای‌ کم‌ تر توسعه‌ یافته‌ نیز سرمایه‌گذاری‌ در سرمایه‌  انسانی‌ و متعاقب‌ آن‌ انباشت‌ سرمایه‌ انسانی‌ تشخیص‌ داده‌ شده‌ است‌. اکثر تئوری‌های‌ جدید شکل‌ گرفته‌ در مورد رشد و توسعه اقتصادی‌ کشورهای‌ کم‌ تر توسعه‌ یافته‌، از جمله‌ تئوری‌های‌ نیل‌،1 که‌ مبتنی‌ بر مزیت‌ عقب‌ماندگی‌توریستین‌ وبلن‌ 2 و تخریب‌ خلاق‌ شومپیتر 3 می‌باشند، مستقیم‌ یا غیرمستقیم‌ بر شالوده‌ سرمایه‌ انسانی‌ و نیروی‌ انسانی‌ برخوردار از آن‌ استوارند.

مهاجرت‌ نخبگان‌ در عصر اطلاعات‌ بازاندیشی‌ در فرصتها، تهدیدها و راهکارها

مهاجرت‌ نخبگان‌ در عصر اطلاعات‌ بازاندیشی‌ در فرصتها، تهدیدها و راهکارها

صفحه 573-594

رضا خلیلی‌

چکیده مهاجرت‌ نخبگان‌ که‌ اغلب‌ با عنوان‌ فرار مغزها از آن‌ یاد می‌شود، هر چند مسأله‌ ای‌ تاریخی‌بوده‌ و سابقه‌ای‌ دیرینه‌ داشته‌، اما عمدتاً از اوایل‌ دهة‌ 1960 همچون‌ یک‌ پدیده‌ اجتماعی‌ مورد توجه‌ و چاره‌اندیشی‌ قرار گرفته‌ است‌.  دامنة‌  این‌ پدیده‌ نیز هر چند محدود به‌ کشورهای‌خاصی‌ نبوده‌ و گستره‌ای‌ جهانی‌ داشته‌، اما اغلب‌ در ارتباط‌ با کشورهای‌ توسعه‌ نیافته‌ یا در حال‌ توسعه‌ از آن‌ سخن‌ به‌ میان‌ آمده‌ است‌ و به‌ دلیل‌ همین‌ ارتباط‌ همنشینی‌ و همزمانی‌  (با مفهوم‌توسعه‌) بوده‌ که‌ سخن‌ از فرصت ها و تهدیدهای‌ فرار مغزها مفهوم‌ یافته‌ است‌. به‌ عبارتی‌ این‌ پدیده‌ به‌خودی‌ خود نه‌ از دست‌ دادن‌ فرصتی‌ در خود نهفته‌ داشته‌ و نه‌ ایجاد تهدیدی‌، اما از آن‌ هنگام‌ که‌ باتوسعه‌ همنشینی‌ و همزمانی‌ یافته‌، امکان‌ فرصت‌ و تهدید آن‌ معنادار شده‌ است‌. بر این‌ اساس‌ درمورد جامعه‌ ما به‌ مثابه‌ جامعه‌ ای‌ در حال‌ توسعه‌ و دست‌ به‌ گریبان‌ چنین‌ پدیده‌ای‌، سؤال‌ این‌ است‌ که‌ علل‌ وقوع‌ و دلایل‌ اهمیت‌  مهاجرت‌ نخبگان‌ چیست‌؟  فرصت ها و تهدیدهای‌ این‌ پدیده‌ درارتباط‌ با فرایند توسعه‌ کدامند؟ و 3) برای‌ تبدیل‌ تهدیدهای‌ آن‌ به‌ فرصت‌ از چه‌ راهکارهایی‌ می‌توان‌ بهره‌ گرفت‌؟ پاسخ‌ به‌ این‌ سؤالات‌ هر چند سهل‌ و ممتنع‌ می‌نماید اما مانع‌ آزمون‌ پاسخی‌ فرضی‌ نیست‌. پاسخ‌ فرضی‌ که‌ در این‌ نوشتار به‌ چنین‌ سؤالاتی‌ داده‌ می‌شود با عنایت‌ به‌ دو پارادایم‌ صنعت‌گرایی‌ 1 و اطلاعات‌گرایی‌ 2 توسعه‌، به‌ ویژه‌ با تأکید بر تحولات‌ عصر اطلاعات‌ وظهور جامعة‌ شبکه‌ ای‌ در حکم‌ دستاورد چنین‌ عصری‌ خواهد بود.

فرار مغزها در عصر جهانی‌ شدن‌

فرار مغزها در عصر جهانی‌ شدن‌

صفحه 595-611

علی‌ علی‌آبادی‌

چکیده در عصر حاضر، به‌ علّت‌ انقلاب‌ در فناوری های‌ اطلاعاتی‌ و ارتباطاتی‌ (ICTs1 فرآیند جهانی‌ شدن‌ تبلور فزاینده‌ ای‌ یافته‌ است‌؛ که‌ شبکه‌های‌  تلویزیونی‌ ماهواره‌ ای‌ و شبکه‌ جهانی‌ اینترنت‌ نمودهای‌ عینی‌ آن‌ است‌. در عصر جهانی‌ شدن‌، اقتصاد  صنعتی‌ موج‌ دومی‌، به‌ اقتصاد موج‌ سومی‌ یا اقتصاد دانش‌ محور 2 تغییر ماهیت‌ داده‌ است‌. در این‌ نوع‌ اقتصاد، اطلاعات‌، همچون‌ یک‌ کالای‌اقتصادی‌ در فرآیند تولید، توزیع‌ و مصرف‌ جایگاه‌ ممتازی‌ به‌ دست‌ آورده‌ است‌. در همین‌ زمینه‌،متخصصان‌ و اندیشه‌گران‌، به‌ مثابه‌ نیروی‌ مولِّد این‌ کالای‌ گران بها، بیش‌ از پیش‌ صاحب‌ قدر ومنزلت‌ گشته‌ اند، به‌ طوری‌ که‌ از آنها به‌ عنوان‌ سرمایة‌ انسانی‌ یاد می‌شود. نیاز اقتصاد سرمایه‌ داری‌به‌ ویژه‌ در عرصه‌  فناوری‌ برتر موجب‌ شده‌ است‌ که‌ کشورهای‌ توسعه‌ یافته‌ درصدد جذب‌ نخبگان‌ و متخصصان‌ کشورهای‌ در حال‌ توسعه‌ برآیند؛ چنان‌ که‌ در گزارش‌ توسعه‌ انسانی‌ سال‌ 2001 میلادی‌  سازمان‌ ملل‌ متحد آمده‌ است‌: «ملل‌ ثروتمند مرزهایشان‌ را به‌ روی‌ متخصصان‌ کشورهای‌ در حال‌ توسعه‌ گشوده‌اند، که‌ این‌ امر، هزینه‌های‌ زیادی‌ برای‌ کشورهای‌ مبدأ (مهاجر فرست‌) درپی‌ دارد. برای‌ مثال‌، سالانه‌ در حدود یکصد هزار نفر متخصص‌ هندی‌، به‌ ویژه‌ متخصصان‌ صنعت‌ کامپیوتر، منتظر دریافت‌ روادید از کشور ایالات‌ متحده‌ آمریکا هستند.

فرار مغزها و توسعه‌ اقتصادی‌ نظریه‌ و شواهد

فرار مغزها و توسعه‌ اقتصادی‌ نظریه‌ و شواهد

صفحه 611-628

میشل‌ ‌ بین، فردریک‌ دوکایر، هیلل‌ راپوپورت‌، سیدمحمدکمال‌ سروریان‌

چکیده نظریات‌ جدید رشد درونزا به‌ گونه‌ای‌ چشمگیر تجزیه‌ و تحلیل‌ پیوندهای‌ موجود میان‌آموزش‌، مهاجرت‌ و رشد را بازسازی‌ کرده‌ است‌. چون‌ آموزش‌ به‌ مثابه‌ یکی‌ از متغیرهای‌ عمده‌تعیین‌ کنندة‌ رشد درازمدت‌ مطرح‌ شده‌ است‌. عموماً تصور می‌شود مهاجرت‌ مردم‌ همراه‌ با انتقال‌سطح‌ بالایی‌ از سرمایه‌ انسانی‌ ـ موسوم‌ به‌ «فرار مغزها» ـ به‌ زیان‌ کشورهای‌ مهاجر فرست‌ و به‌سود کشورهای‌ مهاجرپذیر است‌. (1) از آن‌ دیدگاه‌، موضع‌ سنتی‌ باگواتی‌،1 که‌ معتقد است‌ فرارمغزها یک‌ جلوة‌ منفی‌ برای‌ باقیمانده‌ جمعیت‌ کشور محسوب‌ می‌شود، از طریق‌ یافته‌های‌ ادبیات‌نوین‌ در حوزه‌ مسائل‌ مربوط‌ به‌ رشد مورد ارزیابی‌ مجدد قرار می‌گیرد و مآلاً با ملاحظات‌ مربوط‌به‌ این‌ که‌ نیروی‌ کار ماهر و غیرماهر مکمل‌ یکدیگرند، این‌ دیدگاه‌ تقویت‌ می‌شود. ارتباط‌ تجربی‌ چنین‌ موضع‌ و نگرشی‌ روشن‌ نیست‌؛ در واقع‌ گردآوری‌ داده‌های‌ مربوط‌ به‌ ترکیب‌ جمعیت های‌مهاجر از حیث‌ مهارت‌ برای‌ مجموعه‌زیادی‌ از کشورها در دوره‌های‌ گوناگون‌ بسیار دشوار است‌، امّابا استفاده‌ از میزان‌ مهاجرت‌ به‌ منزلة‌ متغیر جانشین‌، نمودار شماره‌ یک‌ نشان‌ می‌دهد که‌ شواهدی‌دال‌ بر رابطه‌ کاهنده‌ میان‌ رشد درآمد سرانه‌ و مهاجرت‌ در کشورهای‌ در حال‌ توسعه‌ وجود ندارد.