دوره و شماره: دوره 8، شماره 27، بهار 1384، صفحه 1-130 (شماره 1 ،شماره مسلسل 27.) 
تعداد مقالات: 6
گذار امنیتی؛
تحول نظریه امنیت امتی در پی رحلت رسول خدا

گذار امنیتی؛ تحول نظریه امنیت امتی در پی رحلت رسول خدا

صفحه 7-28

اصغر افتخاری

چکیده در این مقاله مؤلف در ادامه بررسی‌های قبلی در ارتباط با نظریه اسلامی امنیت، به تحلیل دوره زمانی کوتاه پس از رحلت رسول خداr از منظر امنیتی می‌پردازد. برای این منظور با استفاده از الگوی تحلیل «گسست‌ها» و مفهوم «تراکم گسست‌ها»، نشان می‌دهد که چگونه تراکم مذکور با رحلت رسول خداr ظهور و بروز یافته و در نتیجه، نظریه امنیت امتی در معرض بحرانی درونی قرار می‌گیرد. مطابق این تحلیل چهار گسست سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی متأثر از منافع قدرت و اعتقادات جاهلی به صورت همسو در مدینه پدیدار می‌شود و در نتیجه آن، اصل وجود هویت اسلامی در معرض تهدید قرار می‌گیرد. در چنین وضعیتی دو الگوی مدیریتی بحران بیشتر مطرح نیست. الگوی اول؛ مدارا با شرایط بحرانی با هدف صیانت از اصل هویت اسلامی و به امید تعدیل وضعیت از حالت تراکم گسست‌ها به تقاطع آنها و الگوی دوم؛ تشدید بحران به منظور دست‌یابی به اهداف مطلوب در فضای آنارشیک حاصله که ریسک و هزینه بالایی دارد و به دلیل تراکم گسست‌ها می‌تواند تا حد زوال هویت اسلامی نیز پیش رود. تحلیل حاضر، درآمدی بر نظریه امنیتی حکومت علوی به شمار می‌آید که در ادامه این مقالات ـ ان‌شاءا... ـ خواهد آمد.

اعتماد و نظم اجتماعی

اعتماد و نظم اجتماعی

صفحه 29-48

محمدعلی قاسمی

چکیده اعتماد از مسائل بنیادین و مغفول مطالعات اجتماعی و سیاسی است و بنیان اجتماع و روابط اجتماعی به حساب می‌آید. در این تحقیق پس از بحث از منابع اعتماد و اهمیت آن در ساحت‌های مختلف، بر مسأله نظم اجتماعی تمرکز شده است. در خصوص منابع، مقاله به تشریح دوگونه منابع اجتماعی یا جامعه‌شناسانه و منابع فکری، فلسفی یا اعتقادی می‌پردازد. در ذیل منبع نخست دو مبحث رونق اقتصادی و مساوات اجتماعی مطرح می‌شوند و پاره‌ای نگرش‌ها، اعتقادات و ارزش‌های اخلاقی می‌توانند زیرمجموعه منابع فکری به شمار آیند. سه نوع نظم اجتماعی و اقسام اعتماد متقارن با آنها وجود دارد؛ نظم ثابت که متناظر عادت مبتنی بر ملکه می‌باشد و از طریق عادت، شهرت و حافظه عمل می‌کند؛ نظم انسجام‌بخش که بر عواطف و مهرورزی مبتنی است و بر اساس روابط خانوادگی، دوستان و اجتماع عمل می‌نماید و نظم معاضدتی که بر اساس اعتماد مبتنی بر خط‌مشی و اطاعت آگاهانه از قواعد و احکام و مفید دانستن آنها بوده و بر مبنای همبستگی، تساهل و مشروعیت عمل می‌کند. این اقسام نظم‌ در کنار هم عمل می‌نمایند و با دیگر عناصر جامعه در ارتباط می‌باشند. بنابراین تغییر در هر کدام از عناصر مذکور می‌تواند در موضوع و مسأله اعتماد نیز مؤثر باشد. همچنین اعتماد با دیگر عناصر جامعه رابطه‌‌ای متقابل دارد و ضمن تأثیرپذیری از آنها، بر آنها تأثیر نیز می‌گذارد، لذا بروز اشکال در یکی از وجوه می‌تواند چرخه‌‌ای از کاهش اعتماد را به دنبال آورد و این نکته‌ا‌ی است که در ایجاد تحولات اجتماعی و سیاسی باید به آن توجه کرد.

دموکراسی و عدالت اجتماعی
با تأکید بر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

دموکراسی و عدالت اجتماعی با تأکید بر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

صفحه 49-79

محمد شفیعی‌فر

چکیده     دو مفهوم آزادی و عدالت در نظریه‌پردازی نظام‌های سیاسی، جایگاه سیالی داشته و فرازو نشیب‌هایی طی کرده‌اند. نظریه لیبرال دموکراسی نماد برتری و ترجیح آزادی بر عدالت است؛ اما تلاش‌های متفکران متأخر غربی برای آشتی این دو موجب ظهور نظریه‌های دیگری مانند دموکراسی اجتماعی و مشورتی شده که بر نقش عدالت در ایجاد و تداوم دموکراسی تأکید دارند. از این نظر، شرایط اقتصادی جامعه بستر لازم برای دمکرسی را فراهم می‌کنند. در جمهوری اسلامی ایران نیز به نظر می‌رسد که قانون اساسی با این هدف که به مردم‌سالاری واقعی نزدیک شود و نواقص و کاستی‌های لیبرال دموکراسی را نداشته باشد، تلاش کرده تا با ایجاد مکانیسم‌ها و سازوکارهای عدالتخواهانه و تلفیق آزادی و عدالت، نوع دیگری از مردم‌سالاری را بر اساس دین نهادینه کند که به نظریات جدید غربی در مورد دموکراسی نزدیک است. امروزه با چالش‌های جدید ناشی از فرآیند جهانی‌شدن، می‌توان و باید با احیای آرمان‌های قانون اساسی به تعمیق مردم‌سالاری دینی در جامعه همت گماشت و وظیفه اساسی تطبیق نظام جمهوری اسلامی با شرایط در حال تحول جهانی و محیطی را به خوبی انجام داد. به همین دلیل این مقاله به دنبال بررسی نقش عدالت اجتماعی در تعمیق و تداوم دموکراسی و تطبیق آن بر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است.

بنیادهای جغرافیایی فرهنگ ایرانی

بنیادهای جغرافیایی فرهنگ ایرانی

صفحه 81-103

مراد کاویانی‌راد

چکیده شکل‌گیری محیط‌های جغرافیایی که توانایی پذیرش اجتماعات انسانی را دارند، از موقعیت جغرافیایی (مطلق و نسبی) آنها تأثیر می‌پذیرد. تنوعات محیطی برآمده از ناهمسانی‌های موقعیتی، به پیدایش فرهنگ‌های متفاوت می‌انجامد. ظرفیت‌های محیطی نقش اساسی در تراکم, پراکنش و الگوی برهمکنشی اجتماعات انسانی ایفا می‌کنند. انسان نیز به عنوان موجودی آفریننده و اندیشمند کوشیده تا متناسب با توانش محیطی به آفرینش محیط مطلوب خود بپردازد.این مقاله بر آن است تا از منظر دو مکتب جبرگرایی و امکان‌گرایی، پیامدهای محیط را بر فرهنگ اجتماعات انسانی مورد بررسی قرار دهد و از این منظر به واکاوی اثرگذاری محیط و موقعیت جغرافیایی بر فرهنگ ایرانی بپردازد. این بررسی نشانگر آن است که شرایط برگرفته از موقعیت نسبی / مطلق، الگوی تنوع و ناهمسانی‌های برآمده از این شرایط موقعیتی، فرهنگ ایرانی را دارای مشخصاتی نموده که زمینه‌ساز نوعی بی‌ثباتی و ناآرامی است. از این‌رو بنیادهای جغرافیایی فرهنگ ایرانی بر گونه‌ای بی‌ثباتی قرار گرفته و این بی‌ثباتی، شکل دهنده تاریخ تحولات ایران بوده است. مقاله بر این نکته تأکید دارد که شکل‌گیری فرهنگ ایرانی به شدت از موقعیت (مطلق و نسبی) متأثر بوده و جبرگرایی محیطی در پیدایش منش‌هایی چون خودکامگی عملی و فکری در فرهنگ ایرانی دخیل بوده است.

تحول مفهوم دولت در نظریه‌های روابط بین‌الملل

تحول مفهوم دولت در نظریه‌های روابط بین‌الملل

صفحه 105-135

داود رضایی اسکندری

چکیده است. شاید به همین دلیل است که برخی، نظریه روابط بین‌الملل را نظریه روابط بین دولت‌ها نیز گفته‌اند. آنچه در روابط بین‌الملل مورد بحث قرار می‌گیرد، طیف گسترده‌ای از موضوعات مختلف از جمله سیاست خارجی دولت‌ها در درون نظام بین‌الملل، سازمان‌های بین‌المللی، سازمان‌های غیردولتی و شرکت‌های چندملیتی، گسترش سلاح‌های هسته‌ای، مسائل زیست‌محیطی، ناسیونالیسم، اقتصاد سیاسی بین‌الملل و مسائل مربوط به توسعه اقتصادی و حقوق بشر است که تمامی آنها به نوعی با دولت ارتباط پیدا می‌کنند.دولت اگر نه تنها بازیگر ولی به عنوان یکی از مهم‌ترین مفاهیم روابط بین‌الملل، نقش و جایگاه بسیار مهمی در نظریه‌های این رشته داشته و تغییر و تحولات قابل توجهی را پشت سرگذارده است. تمامی نظریه‌های روابط بین‌الملل نیز به این موضوع پرداخته و هر یک دیدگاه خاص خود را نسبت به ماهیت، حوزه، دامنه فعالیت و قدرت دولت ارائه می‌کنند.این مقاله با عنایت به مفروضات بنیادین هریک از نظریه‌های روابط بین‌الملل، مفهوم دولت و تحول آن در نظریه‌های مختلف این رشته را مورد بررسی قرار می‌دهد.

نظریه انتقادی و فرانوگرایی: چالش‌ها

نظریه انتقادی و فرانوگرایی: چالش‌ها

صفحه 135-157

ملیسا کرلی، لیود پتی‌فورد، ابوذر گوهری‌مقدم

چکیده این مقاله به بررسی نقاط ضعف گفتمان غالب رشته روابط بین‌الملل یعنی رئالیسم و نئورئالیسم پرداخته و نشان می‌دهد که مسائل مربوط به امنیت در عصر جدید توسط آن مفروضات به خوبی قابل تحلیل نیست. نویسنده با اشاره به توسعه‌نیافتگی رشته روابط بین‌الملل تلاش می‌کند با طرح نظریه‌های انتقادی، فرانوگرایی و فمینیسم در روابط بین‌الملل بر این نکته تأکید کند که این رهیافت‌ها، مجال بیشتری برای ورودِ به ‌حاشیه رانده‌شدگان از جریان اصلی رشته روابط بین‌الملل به دست می‌دهند. در این راستا وی معتقد است که این تئوری‌ها، با زیر سؤال بردن مفروضات معرفت‌شناختی، هستی‌شناسی و روش‌شناسی رئالیسم، دیدگاه سنتی این رهیافت نسبت به امنیت را زیر سؤال برده و با وارد کردن افراد محروم، زنان و فقرا به عنوان بازیگران عرصه روابط بین‌الملل، مناسبات جدید امنیتی و چارچوب‌های جدید تحلیلی را وارد این رشته کرده‌اند.برای نظریه‌پردازان انتقادی، امنیت همواره در حالت نبود تهدید تعریف می‌شود و با مفهوم رهایی و خودمختاری جهانی که به آزادی عمل و امنیت واقعی منجر می‌شود، ملازمت نزدیک دارد. فرانوگرایی نیز برای کسانی که جهان سیاست را از منظر بازیگران حاشیه‌ای می‌نگرند، احساس رضایت ایجاد می‌کند. در چارچوب فمینیسم نیز ناامنی، امری جنسیتی است که با سایر منابع ناامنی ترکیب می‌شود. بنابراین فمینیست‌ها به دنبال حساس کردن روابط بین‌الملل به مسأله جنسیت هستند.