عنوان خلاصه استاندارد: SSQ

ترتیب انتشار: فصلنامه (علمی- پژوهشی)

 زبان انتشار: فارسی با چکیدۀ انگلیسی

میانگین زمان داوری: حداکثر سه ماه

درصد پذیرش مقالات: 25درصد

 وضعیت مجله:   دسترسی آزاد به مقالات

نوع داوری: دوسو ناشناس

هزینه داوری و چاپ مقاله:  دارد

 

به منظور تعمیق و گسترش پیوند دانشگاه با مراکز پژوهشی راهبردی و بهره‌گیری از آخرین یافته‌های علمی در پژوهش‌ها، فصلنامه مطالعات راهبردی با همکاری انجمن ایرانی مطالعات منطقه‌ای منتشر می‌شود

 

  لطفا پیش از ارسال مقاله به این نشریه،

راهنمای تدوین مقاله و فرایند پذیرش مقالات مطالعه شود.

نشریه برای جبران بخشی از هزینه‌ داوری و انتشار، مبلغ 13.000.000 ریال از نویسندگانی که مقاله آنها پذیرش شده، دریافت می‌کند. مابقی هزینه انتشار نشریه از سوی پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت پشتیبانی مالی می‌شود.

برای پیگیری امور مربوط به مقالات ارسالی از طریق شماره تلگرام و بله ۰۹۳۷۱۵۵۳۵۱۳ اقدام نمایید

 

به منظور رعایت حقوق معنوی پدیدآورندگان آثار، نویسندگان موظف هستند با استفاده از نرم‌افزارهای مشابهت‌‏یاب، سند اصالت مقاله خود را به فصلنامه ارائه نمایند. (انتشار مقالات پذیرفته‌شده در فصلنامه منوط به ارائه گواهی مشابهت‌یابی می‌باشد)

 

متافیزیک خروج براساس کتاب سیرالملوک

متافیزیک خروج براساس کتاب سیرالملوک

صفحه 41-79

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.540428.4301

محمد علی قاسمی ترکی، یدالله هنری لطیف‌پور

چکیده یکی از دغدغه‌های اصلی و «امنیتی» خواجه نظام در سیرالملوک، خروج خارجیان یا شورش علیه حکومت است. در این مقاله تلاش می‌شود تا با طرح سؤالی درباره متافیزیک خروج یا فتنه از منظر سیرالملوک، به وجوه دیگری از منطق این اثر پرداخته شود. مراد از متافیزیک، برداشت ارسطویی و جستجوی ماده‌المواد یا جوهر‌الجواهر و یا به بیان دیگر عنصر وحدت‌بخش در ورای کثرت‌ها و تنوعات است؛ اگر از نظر خواجه نظام‌الملک خروج‌ها، در همه ادوار و علیه همه پادشاهان و انبیا بوده و خارجیان عموماً بدمذهب بوده و عقاید باطله را دنبال می‌کردند، چه چیزی آنها را به این کار برمی‌انگیخته است؟ با تحلیل محتوای سیرالملوک معلوم می‌شود که خواجه امیال و هواهای نفسانی و راحت‌طلبی (قاعده خرّمیّه) را عامل گرایش به عقاید باطله تلقی می‌کرده است. اما اگر این ایده تا منتهای منطقی‌اش امتداد یابد، پارادوکس‌هایی در آن پدیدار می‌شود؛ از جمله اینکه «آیا مذهب و عقیده صحیح تابع آرای مذهبی حاکمان و غالبان است؛ آیا انبیا و علمای سلف، که امروزه عقایدشان مورد اِتباع است، در زمان خود بددین و بدعت‌گذار تلقی نمی‌شدند؟ آیا در این صورت، استقلال اعتقادات و اندیشه از میان نمی‌رود؟». در خصوص منشأ احتمالی این پارادوکس‌ها، دو تبیین مطرح می‌شود: یکی پراگماتیسم و ضرورت‌های عملی حیات سیاسی خواجه و توجه‌نداشتن به تبعات تئوریکِ نمونه‌ها و مثال‌هاست؛ و دیگری این احتمال است که شاید متن از قلم واحدی پدید نیامده و مثلاً فصول و قسمت‌هایی از آن توسط کاتبان و نسّاخان بعدی در متن دخیل شده باشد.

نظم عمومی در عصر تحول پلتفرمی: مطالعه تطبیقی سیاست‌گذاری نظم در بستر حکمرانی الگوریتمی

نظم عمومی در عصر تحول پلتفرمی: مطالعه تطبیقی سیاست‌گذاری نظم در بستر حکمرانی الگوریتمی

صفحه 43-79

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.539441.4299

مهدی مرادی برلیان، محمدقاسم تنگستانی

چکیده در گذار از نظم مدرن به نظم دیجیتال، مفهوم «نظم عمومی» با چالش‌های بنیادینی مواجه شده است؛ مفهومی که در سنت حقوق عمومی، همواره در پیوند با قواعد هنجاری دولت، اقتدار سرزمینی و صلاح عمومی تعریف می‌شد. با گسترش پلتفرم‌های فراسرزمینی و ورود الگوریتم‌ها به حوزه تنظیم‌گری، نوعی جابه‌جایی در منطق نظم رخ داده است: نظمی که نه در قالب قواعد صریح حقوقی، بلکه درون معماری‌های فناورانه، طراحی واسط‌های کاربری و کُدهای نرم‌افزاری شکل می‌گیرد. این مقاله، با رویکردی تحلیلی و تطبیقی، تلاش می‌کند از رهگذر نظریه‌هایی همچون «قانون به‌مثابه کُد»، «جامعه شبکه‌ای» و «سرمایه‌داری نظارتی»، بازاندیشی مفهومی و سیاستی در باب نظم عمومی در عصر تحول پلتفرمی را سامان دهد. تجربه اتحادیه اروپا در تنظیم‌گری داده‌ها و هوش مصنوعی، در کنار سیاست‌های ایران در مواجهه با پلتفرم‌های بومی و خارجی، به‌مثابه دو رویکرد متعارض در این حوزه تحلیل می‌شود. یافته‌های مقاله حاکی از آن است که نظم عمومی در دوران دیجیتال، نیازمند بازتعریف نظری و طراحی نهادی نوین در سیاست‌گذاری عمومی است؛ چراکه نظم امروز نه صرفاً پدیده‌ای حقوقی، بلکه پدیده‌ای زیرساختی، محاسباتی و فناورانه است.

مدل مفهومی جنگ ­شناختی در سپهر جنگ­‌های نوین با استفاده از روش فراترکیب

مدل مفهومی جنگ ­شناختی در سپهر جنگ­‌های نوین با استفاده از روش فراترکیب

صفحه 79-170

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.469702.4183

سعید مددی، نوراله نورانی

چکیده جنگ شناختی مفهومی است که امروزه با رشد و فراگیری رسانه‌­های نوین، به شکلی برجسته در محافل علمی، امنیتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مورد توجه قرار گرفته است. جنگی که همانند سایر  جنگ­‌ها در غایت خود، نوعی از قدرت، برتری و بازدارندگی را به ارمغان می‌­آورد و می‌تواند معادلات و موازنات قدرت را به معنای سنتی برهم بزند. به نظر می­‌رسد که به‌رغم تعدد مطالعات کیفی انجام‌شده در خصوص جنگ شناختی، هنوز مختصات مفهومی دقیقی از این جنگ ترسیم نشده و نوعی ابهام و مناقشه در این حوزه وجود دارد. این در حالی است که تبیین مفهومی یک پدیده، ‌نقطه آغازین مطالعه در مورد آن می‌باشد، از این رو در این مقاله تلاش می‌­شود تبیینی جدید از مختصات مفهومی جنگ شناختی ارائه شود. به­‌منظور ارائه تفسیری جامع از مختصات مفهومی جنگ شناختی با استفاده از یکپارچه­‌سازی، ترجمه و مقایسه یافته‌­های مطالعات انجام‌شده در این حوزه، روش فراترکیب با الگوی لیپسی و ویلسون مورد استفاده قرار گرفت. در این راستا پس از جستجوی منابع علمی متعدد، تعداد 86 پژوهش وارد فرایند ارزیابی شد و پس از چند مرحله پالایش و تحلیل محتوایی و ساختاری مقالات،‌ تعداد 31 تحقیق به­‌عنوان ورودی فراترکیب، در نظر گرفته شد. پس از تجزیه‌وتحلیل و ترکیب اطلاعات استخراج‌شده از مقالات، مختصات مفهومی دوازده­‌گانه جنگ شناختی شامل ویژگی­‌ها، اهداف، ابزارهای مورداستفاده، سطوح، روش­‌ها و راهبردها، علائم تحقق، پیامدها، راه‌­های مقابله، مخاطبین، عرصه‌­های نبرد، مفاهیم نزدیک و رویکردهای کشورهای مختلف به جنگ شناختی، تبیین و مدل مفهومی جنگ شناختی ترسیم شد.

مبادی شکل‌گیری رویای ملی از منظر علوم‌شناختی

مبادی شکل‌گیری رویای ملی از منظر علوم‌شناختی

صفحه 171-216

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.512029.4261

سید محمد مهدی گرامی، محمدهادی راجی

چکیده رویای ملی مفهومی زیبایی‌شناسانه و بنیادین در شکل‌گیری هویت جمعی و در جهت‌دهی به آرمان‌ها و رویکردهای یک ملت و برسازنده ایده‌های حکمرانی است. رویا در ذات خود، ترسیم مسیری است که یک ملت طی خواهد کرد و رفتاری است که در راستای این هدف بروز خواهد داد. رویاهای جمعی از زوایای مختلفی قابلیت بررسی دارند، پرسش اساسی این پژوهش آن است که رویای ملی از منظر علوم شناختی چگونه شکل می‌گیرد؟ پرسشی که در فرایند پاسخ به آن سعی خواهد شد تا به چگونگی ایجاد و خلق رویای جمعی از منظری شناختی پرداخته شود. مطالعه حاضر با تکیه بر یافته‌های علوم شناختی، به بررسی نقش حافظه جمعی، ادراک اجتماعی، هیجان، همدلی، حدس و درک یکدیگر، تصمیم‌گیری اجتماعی و باورها در شکل‌دهی به هویت ملی می‌پردازد. به‌ویژه در این پژوهش که در نوع خود بدیع و نوآورانه محسوب می‌شود، نقش ابعاد اصلی شناخت اجتماعی همچون نظریه ذهن، هم‌حسی، ادراک اجتماعی و رفتار اجتماعی بررسی شده ‌است. داده‌های این تحقیق کیفی از منابع اسنادی و کتابخانه‌ای حاصل آمده و با رویکردی توصیفی و تحلیلی مورد پردازش قرار گرفته است. این تحقیق از نوع اکتشافی بوده و فرضیه‌آزما نیست. اکثر مطالب از جدیدترین مقالات در این حوزه برداشت شده و بسیاری از آنان برای اولین‌بار ترجمه شده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که رویاها و ارزش‌گذاری‌های مشترک، از طریق پردازش‌های شناختی، به ارگانیسمی واحد، دارای فرم و تصویری تبدیل شده و در طول زمان، در حافظه جمعی افراد، هویت ملی را سامان می‌دهند و روایت می‌کنند. هم‌حسی‌ها و ادراک اجتماعی دارای قدرت انتقالی هستند که می‌توانند مفاهیم شناختی و هیجانیِ جمعی را منتقل کرده و طراحی شوند. یافته‌ها نشان می‌دهد برجسته‌سازی هویت مشترک از دل خلق رویاهای هم‌پیوند، تقویت دیدگاه‌پذیری و طراحی مداخلات همدلانه می‌تواند رفتارهای نوع‌دوستانۀ بین‌گروهی و انسجام اجتماعی را افزایش دهد و زمینه مفاهمه راهبردی برای خلق رویای ملی را افزایش دهد. در پایان، بسته‌ای از توصیه‌های سیاستی در حوزۀ آموزش، رسانه، سنجش و اخلاق ارائه شده است که می‌تواند دارای دلالت‌های نظری و کاربردی در زمینه حکمرانی رویای ملی باشد.

برهم‌باری بحران‌های امنیتی در پاکستان و پیامدها برای جمهوری اسلامی ایران

برهم‌باری بحران‌های امنیتی در پاکستان و پیامدها برای جمهوری اسلامی ایران

صفحه 217-256

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.536150.4293

سمیه مروتی

چکیده این پژوهش با هدف تحلیل پیامدهای امنیتی برهم‌باری بحران‌ها در پاکستان بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، از چارچوب نظری «برهم‌باری بحران‌ها» بهره می‌برد. برخلاف رویکردهای سنتی که تهدیدات را به صورت منفرد بررسی می‌کنند، این مقاله استدلال می‌کند که همزمانی بحران‌های امنیتی، اقتصادی و سیاسی در پاکستان، فرآیندی هم‌افزا را ایجاد کرده که به فرسایش سیستماتیک ظرفیت دولت مرکزی منجر شده است. پژوهش حاضر ابتدا با تبیین ماهیت و روابط متقابل میان تروریسم بنیادگرا، شورش‌های جدایی‌طلبانه و بحران‌های ژئوپلیتیک، فرسایش سه‌گانه ظرفیت‌های عملیاتی، مالی و مشروعیت سیاسی دولت پاکستان را تحلیل می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که این فرسایش نه تنها توان دولت را در کنترل تهدیدات داخلی کاهش داده، بلکه به طور مستقیم بر امنیت مرزهای شرقی ایران تأثیر گذاشته است. پیامدهای امنیتی این وضعیت برای ایران شامل افزایش نفوذ گروه‌های تروریستی، رشد فعالیت‌های مجرمانه در مرزها به دلیل ضعف اقتصادی و ایجاد بی‌اعتمادی در روابط دوجانبه است. این مقاله نتیجه می‌گیرد که امنیت دو کشور به یکدیگر گره خورده و مقابله با این تهدیدات نوظهور، نیازمند راهبردهای چندوجهی و افزایش همکاری‌های امنیتی و اقتصادی میان تهران و اسلام‌آباد است.

چالش‌های کاربست راهبرد مصون‌سازی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

چالش‌های کاربست راهبرد مصون‌سازی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

صفحه 257-301

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.560659.4339

مصطفی کوشکی، محمدحسن خانی، ابوذر گوهری‌مقدم

چکیده در جهانِ در حال گذار کنونی که با رقابت قدرت‌های بزرگ و عدم قطعیتهای ساختاری مشخص می‌شود، قدرت‌های میانه به دنبال راهبردهایی برای کاهش ریسک و تأمین امنیت راهبردی هستند. در این میان، راهبرد «مصون‌سازی» جذابیت فزاینده‌ای یافته است. این مفهوم، به‌ویژه برای قدرت میانه‌ای مانند ایران که متأثر از رقابت آمریکا و چین است؛ اهمیت تحلیلی و عملی دارد. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل چندسطحی، به بررسی این پرسش می‌پردازد که چالش‌های کاربست راهبرد مصون‌سازی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران کدام است؟ این تحلیل، در سه سطح عملیاتی (چالش‌های عملیاتی‌شدن مؤلفه‌های مصون‌سازی)، ساختاری (بررسی فضای لازم در ساختار رقابت آمریکا و چین) و کارکردی (ارزیابی مطلوبیت راهبرد) سامان یافته است. مهم‌ترین یافته‌‌های پژوهش آن است که در سطح عملیاتی، اجرای مصون‌سازی مستلزم اتخاذ رویکردی مبهم در سیاست خارجی است؛ حال‌آنکه این امر با هویت تکوین‌یافته سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و همچنین با شرایط منطقه غرب آسیا، سازگار نیست. در سطح ساختاری نیز، از آن‌جاکه ایالات متحده راهبرد «محروم‌کردن» را علیه ایران دنبال می‌کند و این راهبرد نیز مستقیماً با اهداف آمریکا برای مهار چین درهم‌تنیده شده؛ ایران در موقعیت امتناع قرار گرفته است.

امنیت پایدار نظام جمهوری اسلامی ایران؛ بررسی اسناد کلان

امنیت پایدار نظام جمهوری اسلامی ایران؛ بررسی اسناد کلان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/ssq.2026.540757.4302

نوراله قیصری، صادق آقایی

چکیده مقاله حاضر تلاشی برای بررسی موضوع «امنیت پایدار» در اسناد کلان نظام جمهوری اسلامی ایران شامل قانون اساسی، سند چشم‌انداز ایران 1400، قوانین برنامه‌های توسعه اول تا پنجم و سیاست‌های کلی برنامه‌های پنجم، ششم و هفتم توسعه و پیشرفت جمهوری اسلامی ایران است. پرسش اصلی مقاله این است که «در اسناد کلان نظام جمهوری اسلامی ایران چه روایتی از امنیت پایدار و اقدامات پایدارکننده امنیت ارائه شده است؟». در مقاله پس از بررسی سوابق نظری، مفهومی، روشی و موردی موضوع در منابع مختلف، ضمن تعریف مفاهیم «امنیت»، «پایداری» و سرانجام «امنیت پایدار» تلاش شده است مفاهیم، مقولات و مراجع امنیت پایدار در اسناد مذکور بر اساس چهار بعد سیاسی- اجتماعی، اقتصادی، امنیتی- دفاعی و زیست‌محیطی جستجو و استخراج شود. روش بررسی تحلیل مقوله‌ای اسناد و رهیافت پژوهش به پایداری و امنیت پایدار مفهومی نظری و راهبردی بوده است. نتایج حاصله نشان می‌دهد که بعد سیاسی- اجتماعی، بعد اقتصادی و بعد دفاعی- امنیتی به ترتیب بیشترین و بعد زیست‌محیطی کمترین تعداد مفاهیم و اقدامات را به خود اختصاص داده­اند. در خصوص توجه به بعد وضعیتی امنیت پایدار هم همین رتبه‌بندی مشاهده می‌شود، اگرچه در خصوص پایدارسازی وضعیت‌ها در نسبت با یکدیگر، گزاره‌هایی در اسناد مشاهده می‌شود، اما این وجه از پایداری مورد توجه کافی قرار نگرفته است. به‌علاوه به نظر می‌رسد که نگرش حاکم بر اقدامات پایدارکننده بیشتر مبتنی بر فرض ثبات وضعیت‌ها بوده تا متحول و آشوبناک‌بودن آن‌ها؛ موضوعی که در اقدامات پایدارکننده لازم است مورد توجه قرار گیرد.

پارادایم ژنومیک امنیت ملی

پارادایم ژنومیک امنیت ملی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/ssq.2026.569443.4355

محمد مسرور، رضا نظری امامی

چکیده پس از انقلاب هوش مصنوعی که موجب تحولی بنیادین در ابعاد مختلف امنیت ملی شد، «انقلاب ژنومیک» نیز در پیوند با پیشرفت‌های هوش مصنوعی و شکل‌گیری پلتفرم «سلامت عمومی دقیق»، به‌عنوان مرحلۀ بعدی این دگرگونی پارادایمی مطرح می‌شود. سلامت عمومی دقیق به معنای بهره‌گیری از فناوری‌های نوین برای پیشگیری هدفمند از بیماری‌ها و ارتقای سلامت از طریق سنجش دقیق عوامل بیماری‌زا، شرایط محیطی، رفتارها و آسیب‌پذیری‌های جمعیتی است؛ مفهومی که البته فراتر از حوزۀ سلامت، بر امنیت نیز اثرگذار خواهد بود. مقالۀ حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی و با روش اسنادی، ضمن توصیف پلتفرم سلامت عمومی دقیق، به بررسی نقش آن در ایجاد تحولی اساسی در نحوۀ جمع‌آوری اطلاعات ژنومیک می‏پردازد و نتایج آن را در امنیت ملی واکاوی می‏کند. ازاین‏رو، پرسش اصلی پژوهش حاضر آن است که چگونه به‌واسطۀ تحقق پلتفرم سلامت عمومی دقیق، بدن انسان به حوزۀ جدید جنگ‌ورزی بدل شده و ژنومیک، مرجع جدید امنیت ملی خواهد بود. در چنین شرایطی، جنگ‌های زیستی از حملات محدود به مدل غالب جنگ‌ها تبدیل شده و نقطۀ صفرِ این تقابل‏ها نزدیک خواهد بود. درنهایت، در این پارادایم نوین، نوعی «نظم ژنومیک» ایجاد و محور امنیت و قدرت از سطح فرد و دولت به «ژنوم» منتقل می‌شود؛ به‏گونه‏ای که انسان در قالب داده‌های زیستی بازتعریف شده و حفاظت از داده‌های ژنومیک، معادل صیانت از امنیت ملی تلقی می‌شود. در پایان، با بررسی شرایط کشور ایران، لزوم توجه به این تحولات جهانی و تدوین هندسه نوین امنیت ملی بررسی خواهد شد.

بسترهای فساد اقتصادی در شرکت‌های شبه‌دولتی ایران

بسترهای فساد اقتصادی در شرکت‌های شبه‌دولتی ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/ssq.2026.569034.4354

زینب عبدالله خانی، حمید بهره‌مند، جمشید غلاملو

چکیده فساد اقتصادی پدیدهای است که جایگاه مهمی در ادبیات سیاسی و اقتصادی یافته است و دولت‌‌های گوناگون همواره وعده‌‌ کاهش آن را در دستور کار قرار می‌‌دهند. این پدیده برای عموم جامعه نیز همواره حساسیت‌‌برانگیز بوده تا جایی که وقوع مصادیق آن، نشانه بی‌‌کفایتی در مدیریت خوانده می‌‌شود و خشم عمومی را دامن می‌زند؛ از این‌‌رو همواره سیاست‌‌گذاران در پی شناسایی عوامل مؤثر بر شکل‌‌گیری این پدیده بوده‌‌اند تا با تدابیر پیشگیرانه، از شکل‌‌گیری فساد و رسوایی اقتصادی جلوگیری کنند. نگرش به پرونده‎‌های فساد نشان می‌دهد که شرکت‌‌های شبه‌‌دولتی به دلیل ماهیت دوگانه دولتی- خصوصی خود، نقاط تاریکی را برای وقوع فساد فراهم می‌‌کنند. این پژوهش با آگاهی به نقش پررنگ شرکت‌‌های شبه‌‌دولتی در تکوین فسادهای اقتصادی به دنبال پاسخ به این پرسش است که در ساختار این شرکت‌ها چه نواقصی وجود دارد که موجب شکل‌‌گیری فسادهای اقتصادی می‌‌شود. پاسخ به این سوال، منجر به نفوذ به عمق پدیده فساد با نگاهی جزئی‌‌نگر و عمل‌گرا می‌‌شود و بینشی دقیق‌‌تر را برای متولیان پیشگیری از فساد فراهم می‌‌کند. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و بر اساس روش تحلیل مضمون متن 20 پرونده و هشت مصاحبه به دنبال کشف و شناسایی الگوها و مضامین از دل تجربیات زیسته مدیران شرکت‌‌های شبه‌‌دولتی و پرونده فساد مربوط به آن‌‌هاست. یافته‌ها نشان می‌دهند که حاکمیت شرکتی ضعیف، فرهنگ سازمانی مخرب و نظارت معیوب سه عامل و بستر اصلی برای وقوع فساد در شرکت‌های شبه‌دولتی است.

دسته بندی مناقشات هیدروپلیتیکی و مصادیق آن‌ها

دسته بندی مناقشات هیدروپلیتیکی و مصادیق آن‌ها

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/ssq.2026.545725.4315

یاشار ذکی، محمد محمودیان

چکیده آب، اساس آبادانی و توسعه و پس از اکسیژن، حیاتی‌ترین عنصر طبیعت برای بقا و ادامه حیات بشر و سایر جانداران است. امروزه اهمیت منابع آبی بیش از هر زمان دیگری در مجامع بین‌المللی مطرح است و به‌ گفتمانی جهانی در مقیاس‌های کلان ملی و فراملی بدل شده است و به ‌نوعی ریشۀ بسیاری از همکاری‌ها یا مناقشات بین‌المللی در منابع آبی مشترک و فرامرزی شناخته می‌شود. پرسش‌ اصلی تحقیق این است که چه عواملی در حوضه‌های آبی مشترک، سبب‌ساز این مناقشات می‌شوند و چگونه می‌توان آن‌ها را به شیوه‌ای نظام‌مند شناخت؟ این پژوهش با هدف بررسی مناقشات آبی و دسته‌بندی آن‌ها صورت گرفته است و برای دستیابی به این هدف، مطالعات پیشین در این زمینه از جمله کتب، مقالات و سوابق موجود مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. از مطالعات صورت‌گرفته این‌گونه دریافت شد که مسائل گوناگونی همچون کمیت آب، کیفیت آب، زیرساخت‌ها، کنترل سیلاب، مدیریت مشترک، برق‌‌آبی، مسائل مرزی و آبیاری می‌توانند ایجادکنندۀ مناقشات آبی باشند. از طرفی هیچ‌یک از این عوامل به ‌تنهایی بر وقوع یا تشدید یک مناقشه آبی اثرگذار نیست؛ بلکه این مناقشات ماهیتی چندمتغیره دارند و تمامی این علل بر دیگری اثر متقابل می‌گذارند و می‌توانند سبب تشدید یا کنترل یکدیگر شوند. در نتیجه انواع مناقشات در این گروه‌ها و بر اساس علت وقوع‌شان و نیز منبع ایجاد مناقشات آبی به ‌عنوان شاخص دسته‌بندی شده است. در انتهای هر شاخص، مصداقی از هر نوع مناقشه شرح داده ‌شده است تا درک روشنی از روند بروز، تشدید یا کنترل این مناقشات ارائه شود.

<span lang=FA>تحلیل لایه‌ای علت‌های تنش بین ایران و عربستان سعودی</span>

تحلیل لایه‌ای علت‌های تنش بین ایران و عربستان سعودی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.497074.4238

علی اکبر اسدی

چکیده تعارض و تنش یکی از ویژگی‌های کلیدی روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی در طول دهه‌های گذشته بوده است. به‌رغم تلاش‌های متعدد برای کاهش تنش‌ها، این کوشش‌ها به نتایجی موفق برای ایجاد روابطی باثبات و همکاری‌جویانه بین دو کشور منجر نشده است. هدف این مقاله تحلیل علت‌های تنش بین ایران و عربستان سعودی در چهارچوب تحلیل لایه‌ای علت‌هاست. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد عوامل متعددی در لایه‌های مختلف در تداوم تنش بین ایران و عربستان اثرگذارند. در سطح لیتانی مواضع و کنش‌های رهبران دو کشور، میزان تنش‌ها و نوسان آن را در دوره‌های مختلف نشان می‌دهد. در لایه دوم یعنی عوامل سیستمی، بررسی تفاوت‌ها و اختلافات در سطح نظام‌های سیاسی و اقتصادی، رقابت‌های ژئوپلیتیک در سطح منطقه‌ای و همچنین تفاوت‌های دو کشور در اتخاذ سیاست‌ها و تعامل با نظام بین‌الملل ضروریست. در لایه سوم تعارضات هویتی و گفتمانی بین ایران و عربستان از مؤلفه‌های اثرگذار در تشدید تنش‌های بین دو کشور است؛ تعارضاتی که از تفاوت در جهان‌بینی و نگرش رهبران دو کشور و شکاف‌های مذهبی و قومی ناشی می‌شود. در لایه عمیق‌تر استعاره‌های عمومی مانند عجم، رافضی، عرب بدوی و استعاره‌های سیاسی مانند امپراتوری صفوی، اسلام آمریکایی و دولت وهابی وجود دارد که هر یک بیان‌کننده سطحی از نگرش‌های معطوف به ایران‌هراسی یا عرب‌هراسی است که به تداوم بی‌اعتمادی در روابط منجر می‌شود.

چندجانبه‌گرایی عربستان در دوران گذار ژئوپلیتیک و بازتعریف موازنه استراتژیک با قدرت‌های جهانی

چندجانبه‌گرایی عربستان در دوران گذار ژئوپلیتیک و بازتعریف موازنه استراتژیک با قدرت‌های جهانی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22034/ssq.2026.559211.4332

مرصاد جمالی، سبحان سیاران

چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین سازوکارهای «چندجانبه‌گرایی عمل‌گرایانه» در سیاست خارجی عربستان‌سعودی، به بررسی نحوه‌ تداوم اتحاد امنیتی- راهبردی این کشور با ایالات‌متحده در کنار گسترش و تعمیق همکاری‌های اقتصادی با چین و روسیه در بستر ظهور نظم کثرت‌گرا می‌پردازد. چارچوب نظری پژوهش تلفیقی از واقع‌گرایی نئوکلاسیک برای تبیین چرایی و زمینه‌های ساختاری این راهبرد و نظریه‌ وابستگی متقابل پیچیده برای بیان چگونگی و سازوکارهای اجرایی آن است. همچنین روش پژوهش کیفی (تبیینی- تحلیلی) و مبتنی بر مطالعه موردی عربستان‌سعودی در دوره‌ ۲۰۱4 تا ۲۰۲۴ است. در این چارچوب، پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش محوری است که سیاست خارجی عربستان‌سعودی در بستر گذار ژئوپلیتیک نظام بین‌الملل چگونه و از رهگذر تعامل چه متغیرهای سیستمی و داخلی به سمت اتخاذ راهبرد چندجانبه‌گرایی عمل‌گرایانه سوق یافته است؟ فرضیه اصلی پژوهش این است که چندجانبه‌گرایی عمل‌گرایانه عربستان، سازوکاری برای حفظ اتحاد سنتی با آمریکا و هم‌زمان توسعه روابط اقتصادی با شرق از طریق موازنه‌گرایی مثبت بوده است؛ به‌گونه‌ای که نه منجر به واگرایی از غرب شده و نه وابستگی جدیدی به شرق ایجاد کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که ریاض با بهره‌گیری از چندجانبه‌گرایی عمل‌گرایانه، توانسته است اتحاد امنیتی خود با واشینگتن را از الگوی سنتی نفت در برابر امنیت به یک شراکت متوازن مبتنی بر منافع متقابل تبدیل کند و هم‌زمان با جذب سرمایه و فناوری از شرق، مسیر استقلال استراتژیک خود را هموار سازد. در نتیجه، عربستان‌سعودی از یک متحد تابع به یک قدرت میان‌رده‌ی فعال و موازنه‌گر در نظم چندقطبی در حال ظهور بدل شده است.

ابر واژگان