دیالکتیک شریعت و امنیت: امنیت در فقه سیاسی کاشفالغطاء
صفحه 11-39
https://doi.org/10.22034/ssq.2026.584180.4384
حسین حمزه
چکیده شیخ جعفر کاشفالغطاء نظریه مستقلی درباره امنیت ندارد؛ اما منطق امنیتی وی از خلال احکام فقهی ناظر به حفظ اساس اسلام، جهاد دفاعی و اذن به قدرت مستقر قابل بازسازی است. مسئلۀ پژوهش، چگونگی تنظیم اولویتهای فقهی شریعت در مواجهه با تهدیدهاست. این تحقیق با روش توصیفیـتحلیلی و رویکردی متنمحور، به بررسی نسبت میان شریعت و امنیت در آرای وی میپردازد. یافتهها نشان میدهد مرجع غایی امنیت در فقه سیاسی کاشفالغطاء، «اساس اسلام» مشتمل بر دارالاسلام، جان مسلمانان و شعائر دینی است، نه شخص سلطان یا دولت. در برابر تهدید روسیه، این منطق بهشکل وجوب دفاع عمومی و «اذن مقید» به حاکم برای سازماندهی دفاع نمود یافت. اذن او به فتحعلیشاه، سلطنت را ذاتاً مشروع نمیکند، بلکه تنها کنش دفاعی سلطان را مأذون میسازد. درنتیجه، دیالکتیک شریعت و امنیت در اندیشه او بهمعنای تعلیق شریعت برای تأمین امنیت نیست؛ بلکه فعالشدن ظرفیتهای درونی فقه از طریق تشخیص موضوع و تقدم ضابطهمند اهم بر مهم در وضعیت تهدید است.


