دوره و شماره: دوره 8، شماره 28، تابستان 1384، صفحه 1-147 (شماره 2 ،شماره مسلسل 28.) 
تعداد مقالات: 7
تکوین نظریه امنیت علوی؛
تحلیل دوران قبل از حکومت امام علی

تکوین نظریه امنیت علوی؛ تحلیل دوران قبل از حکومت امام علی

صفحه 231-257

اصغر افتخاری

چکیده در پی رحلت رسول خداr، جامعه اسلامی شاهد دوران ‌گذاری است که در نتیجه آن خلافت به عنوان نظام سیاسی حاکمیت می‌یابد. این در حالی است که از دیدگاه شیعه، امامت به مثابه سازمان دینی ـ سیاسی متصل به رسالت، می‌بایست عهده‌دار چنین مهمی می‌شد. بدین ترتیب، تشیع به رهبری حضرت علیu به حاشیه رانده شده و این وضعیت ادامه یافت تا اینکه پس از قتل خلیفه سوم، حکومت علوی تأسیس ‌گردید. اگرچه امنیت به عنوان کالایی عمومی که با مدیریت حکومت تأمین می‌شود، شناسانده شده است؛ اما این پرسش که به چه دلیل حضرتu به ‌رغم حقانیت در مقابل جریان سیاسی حاکم مقاومت عملی نکردند، ما را به این نکته رهنمون می‌کند تا بنیادهای نظریه امنیت در دوره علوی را صرفاً منحصر به دوران حکومت آن حضرتu ننماییم.مقاله حاضر ـ در ادامه سلسله مقالات مربوط به نظریه اسلامی امنیت ـ به بررسی دوره حساس پس از رحلت رسول خداr تا تأسیس حکومت علوی می‌پردازد. مؤلف با ارایه مفهوم «هویت امنیتی شده» در واقع از اولویت «صیانت از اصل شریعت» بر «تصدی حکومت برای هدایت»، به دلیل وجود گزینه‌های بدیل برای تحصیل «هدایت»، سخن می‌گوید.

اطلاعات استراتژیک و تصمیم‌گیری 
در حوزه امنیت ملی

اطلاعات استراتژیک و تصمیم‌گیری در حوزه امنیت ملی

صفحه 257-279

رضا کلهر

چکیده نقش اطلاعات در تصمیم‌گیری متناسب با صبغه این موضوع در مباحث نظامی قدمتی چند هزار ساله دارد. ارتباط میان اطلاعات و فرماندهی در حوزه‌های نبرد دستکم از سون تزو در پانصد سال قبل از میلاد مسیح تا کنون در ادبیات جنگ و استراتژی به ثبت رسیده است؛ اما اطلاعات استراتژیک و تصمیم‌گیری در حوزه‌های امنیت ملی قدمتی در حدود 4 یا 5 دهه دارد. اهمیت و ضرورت این موضوع اکنون در محافل استراتژیک دنیا امری روشن و جدی است. نویسنده در این مقاله کوشیده است تا مفهوم اطلاعات، اطلاعات استراتژیک و فرآیند تصمیم‌گیری در حوزه امنیت ملی را تبیین و نقش و تعامل اطلاعات استراتژیک با این فرآیند را تشریح کند. به دلیل آنکه این مباحث در کشورمان کم‌سابقه و یا احیانا بی‌سابقه است، تلاش بر آن است که ارتباط وثیق و تنگاتنگ میان این عناصر بازشناسی و بازتعریف گردد و تأثیر متقابل آنها بر یکدیگر نیز به بحث و بررسی گذارده شود. با تبیین این مباحث به خوبی روشن می‌شود که سامانه‌های اطلاعات آشکار و پنهان در کشورها چگونه بر تصمیم‌سازی‌های سیاسی و استراتژیک تأثیر گذارند و چه روش‌هایی ممکن است آنها را تحت‌الشعاع اطلاعات استراتژیک قرار دهد.

به سوی جامعه‌شناسی امنیت

به سوی جامعه‌شناسی امنیت

صفحه 281-310

کوین کلمنتس، محمدعلی قاسمی

چکیده امنیت‌ واقعی‌ چیست‌ و چگونه‌ امکان‌ دستیابی‌ به‌ آن‌ وجود دارد؟پرداختن‌ به‌ این‌ سؤال‌ نیازمند بازبینی‌ در نظرات متفکران قبلی به‌ خصوص‌ نظرات‌ متفکران‌ مکتب رئالیسم است‌ که‌ امنیت‌ را در سایه‌ حضور دولتی‌ قوی‌ با سازوبرگ‌ نظامی‌ فراوان‌ و در چارچوبهای متکی بر جبر و خشونت‌ جستجو می‌کنند. نویسنده‌ اعتقاد دارد که‌ این‌ تعریف‌، بیشتر ناامنی‌ را در پی‌ خواهد داشت‌. بنابراین برای‌ دستیابی‌ به‌ امنیت‌ واقعی‌ و پایدار باید در مفاهیم‌ موجود‌ در باب‌ امنیت‌ تجدید نظر و آن‌ را در فرآیندهای‌ بنیادی‌تری‌ همچون‌ ارزش‌های‌ فرهنگی‌، فرآیندهای‌ اجتماعی‌سازی‌، وفاق‌ و همکاری‌ جمعی جستجو کرد و به‌ عبارت‌ دیگر، از منظر جامعه‌شناسانه‌ به‌ آن‌ نگریست‌. از این‌رو مقاله حاضر، هم تحلیلی است و هم صبغه تجویزی دارد و به این پرسش پاسخ می‌دهد که چه مؤلفه‌هایی به ایجاد احساس ایمنی کمک می‌کنند و کدام روابط اجتماعی ـ سیاسی و اقتصادی بیشترین امکان ایجاد حداکثر امنیت را برای افراد، ملت‌ها و کل‌ کره زمین دارند؟ برای این منظور نویسنده مفهوم امنیت را در چارچوبی جامعه‌شناختی و در عین حال کل‌نگرانه طرح و تبیین می‌کند تا سه سطح فردی، ملی و بین‌المللی را دربرگیرد. به نظر وی این دیدگاه جامع نیازمند تبیین نسبت امنیت با دو مقوله ایدئولوژی و مرز در برداشت جامعه‌شناختی آن است.

جامعه‌شناسی امنیت ملی: مطالعه موردی جمهوری اسلامی ایران

جامعه‌شناسی امنیت ملی: مطالعه موردی جمهوری اسلامی ایران

صفحه 311-335

قدیر نصری

چکیده هدف مقاله‌ حاضر، تحلیل و تخمین بنیادهای اجتماعی امنیت ملی است. نگارنده بر آن است که دولت‌ها به صورت متعارف می‌توانند چهارنقش ایفا کنند که عبارتند از: رفع تعارض، نمایندگی جامعه، مصلحت‌اندیشی، بازآفرینی انسان‌ و جامعه‌ای طراز نوین. از بین این چهار کارکرد، دومین و سومین آن در تحلیل دولت در جهان سوم مناسب به نظر می‌رسند. این گونه‌های مختلف رفتاری مستلزم آن است که امنیت ملی در جهان سوم را نه حاصل ساختار قدرت بین‌المللی و یا ساخته‌ رژیم‌های خودکامه بلکه برآمده از صورت‌بندی خاصی بدانیم که به طور تاریخی و اجتماعی تداوم یافته‌اند. بر این اساس، مقاله حاضر درصدد است امنیت ملی را متغیری وابسته به فرآیندها و مناسبات اجتماعی قلمداد نماید. چنین استدلالی، برآمده از این فرض است که در عین افزایش آسیب‌پذیری دولت، بر حوزه‌ قدرت شهروندان نیز افزوده شده و این معادله، تحلیلی نوین و جامع از امنیت ملی را می‌طلبد که در تعابیر اخیر به توانمندی جامعه و کارآمدی و مشروعیت دولت در تقلیل آسیب‌های داخلی و تهدیدات خارجی ترجمه می‌شود و نه فقط به اقتدار بلامعارض دولت.

مناسبات هیدروپولیتیک ایران و افغانستان

مناسبات هیدروپولیتیک ایران و افغانستان

صفحه 337-358

مراد کاویانی‌راد

چکیده آب شیرین سطح زمین تنها سه درصد مجموع آبکره را تشکیل می‌دهد. دشواری شرایط، هنگامی آشکار می‌شود که بدانیم پراکنش این میزان آب در نواحی مختلف نابرابر است و رشد فزاینده جمعیت و مصرف روزافزون آب در امور مختلف، زمینه‌ساز پیدایش شرایط حساسی شده است که بسیاری از صاحب نظران از قرن بیست و یکم به عنوان سده هیدروپولیتیک یاد می‌کنند. بنابراین در مناسبات واحدهای سیاسی در مناطقی که میزان بارش اندک است، آب زمینه‌ساز پیدایش تنش‌های آینده خواهد بود. کوهستان‌های داخلی افغانستان، سرچشمه دو رودخانه هیرمند و هریرود در ناحیه‌خاوری ایران هستند. مناسبات هیدروپولیتیک افغانستان با ایران در طول یک سده گذشته، بر مبنای استفاده ابزاری از عامل آب بوده است. به این دلیل، بسیاری از سکونت‌گاه‌های جمعیتی ایران در سیستان با آسیب‌های جدی مواجه شده که کوچ آنان به دیگر نقاط کشور را به دنبال داشته است. با توجه به این پیشینه، دولت ایران با همکاری کشور ترکمستان اقدام به بنای سد دوستی بر روی رود هریرود (تجن) نموده که سرچشمه آن افغانستان می‌باشد. یکی از اهداف طراحان آن تأمین آب آشامیدنی شهر مشهد است. با چنین اقدامی عملاً خاور ایران در حوزه نفوذ کابل قرار می‌گیرد. بنابراین نویسنده بر این باور است که برای گریز از پیامدهای منفی این وابستگی، دولت ایران باید نوعی مبادله ژئوپولیتیک با کشور افغانستان برقرار نماید.

نظم نوین جهانی در قرن 21؛
دموکراسی‌های غیرلیبرال یا لیبرال دموکراسی در خاورمیانه و شمال آفریقا

نظم نوین جهانی در قرن 21؛ دموکراسی‌های غیرلیبرال یا لیبرال دموکراسی در خاورمیانه و شمال آفریقا

صفحه 359-377

حسن حسینی

چکیده استراتژی ایالات متحده آمریکا و اروپا برای ایجاد تغییرات اساسی در خاورمیانه و شمال آفریقا به طور خاص و جهان اسلام به نحو عام، شامل ابعادی چون ملت‌سازی، دولت‌سازی، فرهنگ‌سازی، مذهب‌سازی و نخبه‌سازی می‌شود. این ابعاد در قالب یکی از دو رویکرد «القاعده ـ قاعده» و «قاعده ـ القاعده» و یا ترکیبی از این دو با اولویت‌های متفاوت پی‌جویی می‌شود. رویکرد نخست بر اولویت تخریب ساختارهای موجود و پس از آن ایجاد هنجارها و ارزش‌های لیبرال بنا شده و رویکرد دوم نیز جا به جایی این اولویت را مد نظر دارد. مقاله حاضر بر آن است که جرج‌بوش برخلاف دوره نخست ریاست جمهوری که رویکرد اول را عملیاتی و محقق کرد (با هجوم نظامی به عراق و افغانستان)، در دوره دوم، رویکرد دوم یا «قاعده ـ القاعده» را دنبال می‌کند. در چارچوب این رویکرد تغییر باورها، ارزش‌ها و هنجارها، با تکیه بر قدرت نرم و در قالب مذهب، فرهنگ و ملت‌سازی امکانپذیر است. در عین حال این رویکرد با دو چالش عمده یعنی امنیت انتقال انرژی و مقابله با تروریسم و افراط‌گرایی مواجه است و در نهایت می‌بایست با موج چهارم دموکراسی یا دموکراسی‌های غیرلیبرال رقابت کند که ریشه در انقلاب اسلامی در ایران دارد.

استراتژی دفاعی ایالات متحده آمریکا پس از 11 سپتامبر

استراتژی دفاعی ایالات متحده آمریکا پس از 11 سپتامبر

صفحه 377-398

محمود یزدان‌فام

چکیده حملات 11 سپتامبر، به دولت آمریکا نشان داد که محیط استراتژیک جهانی با تغییرات ژرفی روبرو بوده و تهدیدات جدیدی در عرصه بین‌الملل ظهور کرده است. بازیگران دیگری وارد عرصه شده‌اند که ویژگی‌های دولت ملی را ندارند و مقابله با تهدیدات استراتژی‌های قبلی در این حوزه نیز چندان کارا نیست. آمریکا برای مقابله با تهدیدات جدید و تأمین اهداف و منافع ملی خود، ناگزیر به تغییر در استراتژی دفاعی است. این تغییر در حوزه‌ها و ابعاد گوناگون صورت گرفت. محیط امنیتی و بازیگران آن مورد بررسی قرار گرفتند، ابزارها و شیوه‌های مقابله مجدداً ارزیابی شدند؛ مأموریت‌های جدیدی برای نیروهای نظامی طراحی شد؛ بودجه نظامی آن کشور به شدت افزایش یافت و کانون تمرکز آن از قدرت‌های بزرگ به سوی بازیگران متوسط منطقه‌ای و سازمان‌های فراملی تغییر یافت. آمریکا به لحاظ جغرافیایی نیز ضمن تأکید بر ایجاد پایگاه‌های نظامی و اتحادهای مورد نظر خود در سراسر جهان، توجه خویش را از اروپا و شرق آسیا به سوی خاورمیانه تغییر داد. این تغییرات هم در زمینه هدف‌ها و منافع استراتژیک و هم در ابزارها و شیوه‌های دفاعی و حوزه‌های جغرافیایی رخ داد. تهدید جدید مستلزم استراتژی دفاعی جدید نیز بود. بر این اساس مقاله حاضر به بررسی میزان تغییر و تداوم در استراتژی دفاعی ایالات متحده پس از یازده سپتامبر می‌پردازد. محیط جدید نظامی ـ امنیتی، اهداف ملی و منافع حیاتی آمریکا مبنای این تغییر و تدوام را مشخص می‌کند.