کلیدواژه‌ها = قدرت
تعداد مقالات: 13
گفتمان «هویت‏ مبنا»؛ مبنای حکم‏رانی امنیتی خوب در جمهوری اسلامی ایران

گفتمان «هویت‏ مبنا»؛ مبنای حکم‏رانی امنیتی خوب در جمهوری اسلامی ایران

دوره 25، شماره 1، بهار 1401، صفحه 39-57

فرزاد پورسعید

چکیده پرسش اصلی مقاله این است که گفتمان مبنایی خوب و متناسب حکم‏رانی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران که با کمترین هزینه، پارادوکس و پیامد نامطلوب می ‏تواند امنیت را در این سیستم برقرار کند، کدام است؟ نویسنده در پاسخ، بر آن است که از میان چهار گفتمان «هویت‏ مبنا»، «پیشرفت‏ مبنا»، «قدرت‏ مبنا» و «امنیت ‏مبنا»، گفتمان مبنایی و محوری مناسب برای جمهوری اسلامی ایران، گفتمان «هویت‏ مبنا» یا هویت‏ پایه است. این فرضیه یا گزاره محوری مقاله بدین معناست که تعقیب پیشرفت، تجهیز به قدرت و امنیتی‏ ساختن، تنها در پرتو تکوین هویت و هویت ‏باوری است که می‏ تواند بیشینه امنیت را در جمهوری اسلامی ایران با کمینه هزینه، پارادوکس و پیامد نامطلوب به ارمغان آورد و البته این مهم در گرو آن است که هویت به نحو اولی برگرفته شود نه به نحو ثانوی، یعنی هویت در خدمت قدرت، امنیت و پیشرفت نباشد و بر آن‏ها اولویت یابد. در این برداشت، دوری از آرمان‏ های انقلاب اسلامی ایران یا به تعبیری، سکولارشدن به همین معناست، یعنی وضعیتی که در آن، هویت در خدمت قدرت، امنیت و پیشرفت قرار گیرد یا به لحاظ اهمیت، شأن و منزلتی ثانوی پیدا کند. در این صورت است که حتی امنیت نیز وضعیتی شکننده و متزلزل خواهد داشت و پایدار نخواهد بود.

رابطه دانش و قدرت در جنگ سرد؛ بررسی تجربه شبکه‌سازی روشنفکران توسط آمریکا

رابطه دانش و قدرت در جنگ سرد؛ بررسی تجربه شبکه‌سازی روشنفکران توسط آمریکا

دوره 22، شماره 83، بهار 1398، صفحه 123-166

فؤاد ایزدی، محمد شاد

چکیده بررسی‏های این مقاله نشان می‏دهد شبکه روشنفکران ایجادشده توسط آمریکا در دوران جنگ سرد، با درک ناکارآمدی مواجهه سخت و سلبی با اندیشه چپ، ضمن به‏رسمیت‏شناختن این گرایش، با رویکردی نرم و ایجابی اقدام به ارائه خوانشی درونی از آن در قالب «چپ غیرکمونیستی» کردند. این شبکه با تولید و پشتیبانی از این ایده که در عین تعلق معرفتی به ایدئولوژی چپ، کمونیسم را در خود استحاله کرده و نگرشی کاملاً انتقادی به آن داشت، الگوی جایگزینی را توسعه داد که ضمن تضعیف پایه‌های مشروعیت حکومت‌های اروپای شرقی، عملاً مقاصد سیاسی نهادهای قدرت و تأمین‌کنندگان مالی آن که مهار و جلوگیری از افزایش نفوذ اتحاد جماهیر شوروی بود، را تأمین کرده است.
 

ماهیت اتحادها در خاورمیانه؛ قدرت یا هویت؟

ماهیت اتحادها در خاورمیانه؛ قدرت یا هویت؟

دوره 17، شماره 65، پاییز 1393، صفحه 171-196

الهام رسولی ثانی‌آبادی

چکیده سؤال اصلی این مقاله آن است که ماهیت اتحاد و ائتلاف‌ها در خاورمیانه به عنوان یکی از مهم‌ترین، راهبردی‌ترین و البته پرمنازعه‌ترین مناطق جهان چیست؟ به عبارت دیگر، آیا می‌توان ماهیت اتحادها در این منطقه را به مثابه ماهیت اتحادها در غرب بر اساس انسجام هویتی و شکل‌گیری هویت دسته‌جمعی مشترک بر اساس هنجارهای تکوینی و تنظیمی دانست؟ یا اینکه در بررسی ماهیت و علل شکل‌گیری اتحادهای این منطقه بایستی نقش عوامل هویتی را بسیار کمرنگ دانست و به نقش قدرت و توازن قدرت در کنار توازن تهدید اشاره کرد؟ در پاسخ به این سؤالات، استدلال و فرضیه اصلی این مقاله آن است که بر خلاف نظر بارنت، نظریه‌پرداز روابط بین‌الملل که ماهیت اتحادها در خاورمیانه را هویت و اشتراکات هویتی می‌داند، ماهیت اتحادها در این منطقه بر اساس مصلحت دولت‌ها بوده و ریشه در شرایط مادی و ناشی از توازن قدرت منطقه‌ای و دفع تهدیدات بوده است.  

هویت استراتژیک: چارچوبی نوین برای 
مطالعه‏‏ سیاست‏های هسته‏ای

هویت استراتژیک: چارچوبی نوین برای مطالعه‏‏ سیاست‏های هسته‏ای

دوره 14، شماره 54، زمستان 1390، صفحه 193-226

رضا خلیلی

چکیده در پاسخ به این پرسش که چرا کشورها هسته‏ای‌شدن یا غیرهسته‏ای‌شدن را دنبال می‏کنند، فرضیات و چارچوب‏های نظری مختلفی مطرح شده است. در بررسی این موضوع با فرضیات و چارچوب‏های نظری متفاوت و حتی متضادی روبرو می‏شویم که وضعیتی پیچیده را رقم می‏زند. این مقاله با بررسی مسائل و مشکلات نظریه‏های موجود هسته‏ای‌شدن و غیرهسته‏ای‌شدن، درصدد است «هویت استراتژیک» را به عنوان چارچوبی نوین مطرح کرده و ابعاد مختلف موضوع را بر این اساس مورد بررسی قرار دهد. بدین منظور ابتدا نظریه‏های موجود  به گونه‏ای متفاوت و بر اساس چارچوب پیشنهادی نگارنده که مبتنی بر تفکیک میان دو سطح پارادایمی و نظری است، مورد بررسی و نقد قرار می‏گیرند و سپس، از هویت استراتژیک به عنوان چارچوبی جدید سخن به میان می‏آید و مبانی و مؤلفه‏های آن تبیین می‏شود.

فناوری‏های قدرت در جنگ نرم

فناوری‏های قدرت در جنگ نرم

دوره 14، شماره 51، بهار 1390، صفحه 5-30

سید جلال دهقانی فیروزآبادی

چکیده

چکیده

هدف این مقاله، واکاوی چگونگی و شیوه‌های اعمال قدرت در قالب فناوری‌های قدرت در جنگ نرم است. این جنگ بیش از هر چیز، مبتنی بر قدرت مولد است. قدرت مولد نیز متضمن فناوری‏های خاصی است که در فرآیند اعمال آنها، فرد انسانی به صورت سوژه و ابژه، خلق، کنترل، و منقاد می‏شود، به طوری که قدرت در قالب شیوه‏های پذیرفته‏شده بیناذهنی بر فرد اعمال می‏گردد. از این رو، بر خلاف تعاریف رایج، جنگ نرم متضمن نوع خاصی از خشونت است که خشونت ساختاری و نمادین خوانده می‏شود. در این جنگ، به جای جسم انسان، ذهن او به انقیاد در آمده و زیست‏جهان انسانی، استعمار و تسخیر می‏گردد. این امر طی سه مرحله هم‏زمان، یعنی تثبیت ارزش‏های خودی، تخریب ارزش‏های دیگری و تبدیل دومی به اولی، از طریق فناوری‏های قدرت مولد، تحقق می‏یابد. مرجعیت‏سازی، گفتمان‏سازی، فرهنگ‏سازی و سوژه‏سازی، از جمله مهمترین فناوری‏های قدرت در جنگ نرم هستند.

جهانی‏ شدن، امنیت و پلیس

جهانی‏ شدن، امنیت و پلیس

دوره 12، شماره 44، تابستان 1388، صفحه 123-149

محمود یزدان‏‌فام

چکیده مهمترین وظیفه‌ دولت برقراری امنیت است. تهدید امنیت یا از سوی کشورهای دیگر صورت می‌گیرد که آن را تهدید امنیت ملی می‌نامند و یا از سوی  افراد و گروه‌ها داخلی علیه یکدیگر است که با تضعیف دولت و از بین‌ رفتن نظم اجتماعی بروز می‌یابد. دولت قدرت برتر را در اختیار دارد و به منظور برقراری امنیت و اعمال حاکمیت، ابزارها و سازمان‌های را به وجود می‌آورد که نیروی نظامی و انتظامی (پلیس)، یکی از برجسته‌ترین آنهاست. نیروی انتظامی برای برقراری امنیت و آرامش در جامعه، سازمانی را به وجود آورده و بر اساس برداشت خود از محیط تهدید، ابزارها و شیوه‌های تهدید، راهبردها و تاکتیک‌هایی را برای تأمین هدف در پیش‌ می‌گیرد. هرچند پلیس ثابت است، اما محیط امنیتی، ابزارها و شیوه‌های تهدید و برقراری امنیت در حال تغییر است. جهانی‏شدن یکی از عوامل مؤثر در این تغییر و تحول، در دو دهه گذشته بوده است. در این مقاله، سازوکار تأثیرگذاری جهانی‏شدن بر مأموریت‌ها و راهبردهای پلیس در جمهوری اسلامی ایران بررسی شده است.

نظام‏های بین‏ المللی تک‏ قدرت‏ محور:
تک‏ قطبی، هژمونی، امپراتوری

نظام‏های بین‏ المللی تک‏ قدرت‏ محور: تک‏ قطبی، هژمونی، امپراتوری

دوره 10، شماره 38، زمستان 1386، صفحه 785-806

محمد جمشیدی

چکیده اگرچه نظام بین‌الملل، تا کنون، شاهد سلطه مطلق یک و تنها یک قدرت مسلط در همه عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، نظامی و فرهنگی نبوده، اما تلاش‌های نظری متعددی برای تبیین وضعیت‌های متصور برای چنین نظامی صورت گرفته است. سؤال اصلی نوشتار حاضر این است که «صورت‌های نظری ممکن برای نظام بین‌المللی که بر محور یک قدرت برتر قرار دارد، چه می‌باشند و ویژگی‌های اصلی آنها و نحوه تعامل بازیگران درون سیستمی چگونه خواهند بود؟» اکثر نوشتارها در این زمینه، تنها دو نظام تک‌قطبی و هژمونیک را واجد ویژگی تک‌قدرت‏محوری می‌دانند. مقاله حاضر ضمن بررسی این دو گونه اصلی، گونه سومی از نظام تک‌قدرت‏محور را به عنوان نظام امپراتوری (که متفاوت از نوع سنتی آن است) مطرح می‏کند. بنابراین، نویسنده تلاش می‌کند منطق حاکم بر روابط درونی، منافع قدرت مسلط و جنس روابط اجتماعی (ساختار شبکه اجتماعی) پدید آمده در هر یک از سه نظام تک‌قدرت‏محور تک‌قطبی، هژمونیک و امپراتوری را بررسی و مقایسه نماید.

قدرت و امنیت در سنت سیاست‏ نامه‏ نویسی:
مطالعه سیرالملوک خواجه نظام‌الملک

قدرت و امنیت در سنت سیاست‏ نامه‏ نویسی: مطالعه سیرالملوک خواجه نظام‌الملک

دوره 10، شماره 36، تابستان 1386، صفحه 261-277

محمدعلی قاسمی

چکیده در این مقاله، با استفاده از روش اسکینر در قرائت متون سیاسی، تلاش می‏شود تا مسأله امنیت و ارتباط آن با برداشت خواجه نظام‏الملک، بررسی شود. به زعم خواجه نظام‏الملک، از شاخص‏ترین اندرزنامه / سیاست‏نامه نویسان، ربطی «ارگانیک» بین امنیت رعایا و قدرت سلطان وجود دارد. امنیت، باعث رونق و رفاه در کار رعایا می‏شود و پادشاه، با اخذ مالیات از رعیت مرفه، صاحب «خزانه و مساکر» بسامان می‏گردد. در عین حال، حفظ نوعی توازن و تعادل هم لازم است؛ به گونه‏ای که رعایا نتوانند در مقابل سلطان، استقلال و قدرت مقاومت کسب کنند و همواره میان رأفت و رهبت باشند. خواجه نظام، قدرت‏گیری سلاطین دیگر، خروج بددینان و مفسدین در دین، ضعف پادشاه و تردید او در استفاده از زور، بی‏کاری و تسلط زنان و کودکان بر ملک را، از عوامل اصلی ناامنی در قلمرو پادشاهی، یعنی موضوع اصلی امنیت می‏داند.

فهم کانستراکتیویستی امر سیاسی

فهم کانستراکتیویستی امر سیاسی

دوره 9، شماره 34، زمستان 1385، صفحه 712-737

قدیر نصری

چکیده الکساندر ونت به عنوان شاخص‌ترین اندیشمند کانستراکتیویسم، معتقد است که دغدغه دانشمندان روابط بین‌الملل و علم سیاست، فهم سیاست جهانی و توزیع قدرت بوده است. آنها بدین نکته توجه نکرده‌اند که نظام جهانی از چه چیزی تشکیل شده و چگونه ساختار یافته است. ونت با نقد مکاتب متداول در عرصه روابط بین‌الملل، پیکان حملات خود را به سمت نوواقعگرایی نشانه رفته و یافته‌های این مکتب را مهم اما ناقص معرفی کرده است. از دید ونت، عیب نوواقعگرایی این است که فردگرا و مادی‌گرا است؛ یعنی در تحلیل سیاست بین‌الملل به نقش افراد تصمیم‌گیر اهمیت بسیار زیادی قائل است؛ غافل از اینکه ساختارهای اجتماعی نیز به افراد قوام می‌بخشند. مادی‌گرایی یعنی توجه به داشته‌ها و خواسته‌های عینی، از بنیادی‌ترین نقدهای ونت بر نوواقعگرایان است. با این توضیح، مقاله حاضر ضمن توضیح شیوه تحلیل کانستراکتیویستی، آن را در تحلیل امر سیاسی مورد بررسی قرار می‌دهد. فرضیه مقاله این است که کوشش بازیگران عرصه سیاسی فقط قدرت (مطابق نگرش نوواقعگرایان)، یا ثروت (مطابق برداشت نولیبرال‌ها) نیست؛ بلکه در اغلب موارد شناسایی مهمترین مطلوب بازیگران است.

قدرت به مثابه امنیت؛ بازخوانی نظریه سیاسی مدرن

قدرت به مثابه امنیت؛ بازخوانی نظریه سیاسی مدرن

دوره 9، شماره 34، زمستان 1385، صفحه 737-758

سیدرضا شاکری

چکیده امنیت در نظام‌های معرفت دینی و فلسفه سیاسی کلاسیک در عصر باستان، فی‌نفسه مسئله نبوده است. در واقع، امنیت درونی انسان ماقبل تجدد، ریشه‌ در تقدیری داشت که آدمی آن را خارج از دسترس خود می‌دید. آدمیان در فضای آرام دینی می‌زیستند و ایمان داشتند که مقدرات خداوند در ناموس طبیعت و اعتدال نهفته در امور هستی، زیست بشر و امنیت درونی او را معین کرده است. فلسفه رواقی که بعدها به جریان فلسفی افلاطون و ارسطو و نیز به تفکر فلسفی مسیحی پیوند خورد، بر همین اساس بنا شده بود؛ اما فلسفه سیاسی جدید که مبنای دولت مدرن به شمار می‌رود، امنیت و قدرت را در کانون توجه خود قرار داده است.مقاله حاضر به بررسی چیستی و چگونگی این گذار در تاریخ اندیشه سیاسی می‌پردازد و آن را با تحول در تعریف انسان مرتبط می‌داند. نویسنده با توضیح نحوة پیدایش انسان جدید در غرب و تبیین شأن و ویژگی‌های او می‌کوشد تکوین، پیدایش و تکامل نظریه سیاسی را در نزد ماکیاوللی و هابز به عنوان دو بنیان‌گذار این بنا، صورت‌بندی کند. مبنای اصلی این صورت‌بندی مفهوم امنیت است. در تلقی جدید، انسان که نظم مقدر و خداداد را نفی کرده بود، احساس تنهایی نمود و در نتیجه زندگی و حیاتش با تنش و ناامنی همراه شد. اینگونه بود که امنیت به کانون نگرش جدید وارد گشت.

پست‌مدرنیسم و مطالعات راهبردی: 
الزامات روش‌شناختی

پست‌مدرنیسم و مطالعات راهبردی: الزامات روش‌شناختی

دوره 9، شماره 31، بهار 1385، صفحه 7-31

قدیر نصری

چکیده اندیشمندان پست‌مدرن سه گزاره روش‌شناختی زیر را طرح و از این طریق شیوه شناخت و بررسی مناسبات اجتماعی را شدیداً متاثر ساختند: یک. تلقی جهان به عنوان متن و ضرورت تعبیر و تفسیر آن، دو. ابتنای دانش بر قدرت و ماهیت تاریخی حقیقت، سه. بی‌اعتمادی به فراروایت‌ها. با سه گزاره فوق، مفروضات و حتی دستاوردهای نگرش پوزیتویستی مورد سؤالات جدی قرار گرفت؛ زیرا مطابق تجربه‌ مشاهدتی پوزیتویست‌ها اولاً جهان یک واقعیت و متضمن حقیقت دانسته می‌شد؛ ثانیاً دانش به صورتی مستقل و فارغ از مناسبات قدرت به دست می‌آمد و ثالثاً سلسله قواعد و قوانین قابل تعمیمی وجود دارند که فرازمانی و فرامکانی‌اند. مقاله‌ حاضر با بررسی مهمترین نکته‌های مطرح در شناخت پست‌مدرن، در پی یافتن پاسخ به این پرسش است که مطالعه در مسائل راهبردی و شناخت معنا و موازین امنیت چه مناسبتی با یافته‌های روش‌شناختی پست‌مدرن دارد. بر این اساس «روش تحلیل پست‌مدرن، مشروعیت تجدد و دستاوردهای آن را انکار می‌کند، اما بدیلی در باب راه ‌رهایی از ناامنی مدرن را ارائه نمی‌دهد. نتیجه‌ این نگاه ناتمام، بی‌اعتمادی افراد و گروهها به مراجع قدرت و تفسیرهای متداول در باب حقیقت است.»

شرعی‌سازی قدرت سیاسی؛
درآمدی بر جایگاه امنیت در اندیشه و عمل فقهای شیعه در عصر صفویه

شرعی‌سازی قدرت سیاسی؛ درآمدی بر جایگاه امنیت در اندیشه و عمل فقهای شیعه در عصر صفویه

دوره 7، شماره 24، تابستان 1383، صفحه 275-298

اصغر افتخاری

چکیده پس از حاکمیت جریان خلافت و به ویژه پس از تبدیل آن به سلطنت، شاهد محرومیت مکتب تشیع از حکومت بودیم که در نتیجه آن، الگوی «حکومت اغتصابی» به مثابه گفتمان مسلط برای تحلیل شرایط و ارایه راهکار، مطرح ‌شد. اگرچه تسلط این گفتمان به اقتضای شرایط سیاسی مدت مدیدی به طول ‌انجامید، اما ظهور سلسلة صفویه، زمینه مناسبی را فراهم ‌آورد تا گفتمانی تازه در حوزه اندیشه سیاسی تشیع ظهور کند که نگارنده از آن به «شرعی‌سازی قدرت سیاسی» یاد کرده است. این گفتمان مبتنی بر سه اصل می‌باشد که عبارتند از:   اصل اول. جابه‌جایی در قدرت که دلالت بر تولید قدرت نرم و باز تولید آن در قالب سازمان فقه سیاسی شیعه دارد.   اصل دوم. جابه‌جایی در روش که حاکی از گذار فقهای شیعه از آرمان‌گرایی صرف به آرمان‌گرایی متعهد است.   اصل سوم. جابه‌جایی در سازمان فکری قدرت که دلالت بر حضور فقهای شیعه به جای فلاسفه سیاسی در تولید نظریه سیاسی موجد و حامی حکومت دارد.   بر این اساس، نگارنده به چرایی و چگونگی توجه فقهای شیعه به قدرت سیاسی و حمایت از آن اشاره نموده و به مرور جایگاه امنیت در اندیشه‌ سیاسی بزرگانی چون محقق کرکی، مقدس‌اردبیلی، فیض‌کاشانی، محقق‌سبزواری و علامه مجلسی می‌پردازد.

تأملی روش‌شناختی‌ در بنیادهای مکتب‌ایده‌آلیسم

تأملی روش‌شناختی‌ در بنیادهای مکتب‌ایده‌آلیسم

دوره 6، شماره 21، پاییز 1382، صفحه 1-26

قدیر نصری

چکیده

مقاله حاضر، موازین روش‌شناختی مکتب ایده‌آلیسم را بررسی می‌کند. نویسنده این مقاله معتقد است که تبیین‌های ایده‌آلیستی از امنیت ملی، روشهایی را مراعات می‌کند که بیش و پیش از همه، مورد توجه «ایمانویل کانت» بوده است. کانت به عنوان بانی موثر ایده‌آلیسم، برداشت نوینی از وظایف انسان، ماهیت و رسالت دولت و همچنین امکان رفتار مسالمت‌آمیز بازیگران سیاسی ارایه نموده که برخلاف دیدگاه‌های رئالیست‌ها، سامان جدیدی را پیشنهاد می‌نماید. نویسنده این مقاله ابتدا مدعیات اصلی ایده‌آلیسم را تبیین می‌کند و اذعان می‌دارد که اعتقاد به نقش ارزنده محیط در تعیین نوع رفتار آدمی، اهمیت والای وجدان و داوری عمومی، رهبری ثمربخش خرد، تقدم آرزوی اخلاقی بر اندیشه عقلانی، کمال‌گرایی، هماهنگی ممکن و ضروری منافع ملی واحدها و حقوق ـ تکالیف بین‌المللی، اصلی‌ترین مدعیات ایده‌آلیسم به شمار می‌آید. آنچه از منظر روش‌شناختی در مدعیات مذکور شایان توجه است عبارتست از: پذیرش توانمندی عقل در سنجش رفتارها. اما نکته این است که در جهان کنونی، اتکای صرف بر امکان و ضرورت اخلاقی اندیشی، نمی‌تواند تدبیر ناامنی و تامین منافع ملی را بدست دهد و شاید به همین خاطر است که موازین ایده‌آلیستی بیشتر در مرحله شعار و ادعا مورد توجه و احتیاج است، چرا که این نگرش نسبت به موضوع قدرت نگرشی بسیار ابتدایی دارد، منطق نوین هدف ـ وسیله را نادیده می‌گیرد و در دستاوردها و توانایی‌های مدرنیته، تردید روا می‌دارد.