موضوعات = مطالعات بین المللی
تعداد مقالات: 136
چندجانبه‌گرایی عربستان در دوران گذار ژئوپلیتیک و بازتعریف موازنه استراتژیک با قدرت‌های جهانی

چندجانبه‌گرایی عربستان در دوران گذار ژئوپلیتیک و بازتعریف موازنه استراتژیک با قدرت‌های جهانی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22034/ssq.2026.559211.4332

مرصاد جمالی، سبحان سیاران

چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین سازوکارهای «چندجانبه‌گرایی عمل‌گرایانه» در سیاست خارجی عربستان‌سعودی، به بررسی نحوه‌ تداوم اتحاد امنیتی- راهبردی این کشور با ایالات‌متحده در کنار گسترش و تعمیق همکاری‌های اقتصادی با چین و روسیه در بستر ظهور نظم کثرت‌گرا می‌پردازد. چارچوب نظری پژوهش تلفیقی از واقع‌گرایی نئوکلاسیک برای تبیین چرایی و زمینه‌های ساختاری این راهبرد و نظریه‌ وابستگی متقابل پیچیده برای بیان چگونگی و سازوکارهای اجرایی آن است. همچنین روش پژوهش کیفی (تبیینی- تحلیلی) و مبتنی بر مطالعه موردی عربستان‌سعودی در دوره‌ ۲۰۱4 تا ۲۰۲۴ است. در این چارچوب، پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش محوری است که سیاست خارجی عربستان‌سعودی در بستر گذار ژئوپلیتیک نظام بین‌الملل چگونه و از رهگذر تعامل چه متغیرهای سیستمی و داخلی به سمت اتخاذ راهبرد چندجانبه‌گرایی عمل‌گرایانه سوق یافته است؟ فرضیه اصلی پژوهش این است که چندجانبه‌گرایی عمل‌گرایانه عربستان، سازوکاری برای حفظ اتحاد سنتی با آمریکا و هم‌زمان توسعه روابط اقتصادی با شرق از طریق موازنه‌گرایی مثبت بوده است؛ به‌گونه‌ای که نه منجر به واگرایی از غرب شده و نه وابستگی جدیدی به شرق ایجاد کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که ریاض با بهره‌گیری از چندجانبه‌گرایی عمل‌گرایانه، توانسته است اتحاد امنیتی خود با واشینگتن را از الگوی سنتی نفت در برابر امنیت به یک شراکت متوازن مبتنی بر منافع متقابل تبدیل کند و هم‌زمان با جذب سرمایه و فناوری از شرق، مسیر استقلال استراتژیک خود را هموار سازد. در نتیجه، عربستان‌سعودی از یک متحد تابع به یک قدرت میان‌رده‌ی فعال و موازنه‌گر در نظم چندقطبی در حال ظهور بدل شده است.

چالش‌های کاربست راهبرد مصون‌سازی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

چالش‌های کاربست راهبرد مصون‌سازی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

دوره 28، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 257-301

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.560659.4339

مصطفی کوشکی، محمدحسن خانی، ابوذر گوهری‌مقدم

چکیده در جهانِ در حال گذار کنونی که با رقابت قدرت‌های بزرگ و عدم قطعیتهای ساختاری مشخص می‌شود، قدرت‌های میانه به دنبال راهبردهایی برای کاهش ریسک و تأمین امنیت راهبردی هستند. در این میان، راهبرد «مصون‌سازی» جذابیت فزاینده‌ای یافته است. این مفهوم، به‌ویژه برای قدرت میانه‌ای مانند ایران که متأثر از رقابت آمریکا و چین است؛ اهمیت تحلیلی و عملی دارد. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل چندسطحی، به بررسی این پرسش می‌پردازد که چالش‌های کاربست راهبرد مصون‌سازی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران کدام است؟ این تحلیل، در سه سطح عملیاتی (چالش‌های عملیاتی‌شدن مؤلفه‌های مصون‌سازی)، ساختاری (بررسی فضای لازم در ساختار رقابت آمریکا و چین) و کارکردی (ارزیابی مطلوبیت راهبرد) سامان یافته است. مهم‌ترین یافته‌‌های پژوهش آن است که در سطح عملیاتی، اجرای مصون‌سازی مستلزم اتخاذ رویکردی مبهم در سیاست خارجی است؛ حال‌آنکه این امر با هویت تکوین‌یافته سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و همچنین با شرایط منطقه غرب آسیا، سازگار نیست. در سطح ساختاری نیز، از آن‌جاکه ایالات متحده راهبرد «محروم‌کردن» را علیه ایران دنبال می‌کند و این راهبرد نیز مستقیماً با اهداف آمریکا برای مهار چین درهم‌تنیده شده؛ ایران در موقعیت امتناع قرار گرفته است.

چارچوبی برای همگرایی پایدار ذی‌نفعان در حاکمیت مسئولانه هوش مصنوعی

چارچوبی برای همگرایی پایدار ذی‌نفعان در حاکمیت مسئولانه هوش مصنوعی

دوره 28، شماره 2، تابستان 1404

https://doi.org/10.22034/ssq.2025.534054.4287

مریم نورائی آباده، شهره اجودانیان

چکیده با توجه به تأثیر فزاینده فناوری‌های هوش مصنوعی در ابعاد مختلف زندگی، تدوین چارچوبی جامع برای مدیریت ذی‌نفعان و حاکمیت مؤثر هوش مصنوعی امری ضروری است. این مقاله به بررسی حاکمیت هوش مصنوعی و نقش حیاتی ذی‌نفعان در تدوین و اجرای اصول و مقررات مرتبط می‌پردازد. روش تحلیل SWOT (نقاط قوت، ضعف‌ها، فرصت‌ها و تهدیدها) به عنوان مبنایی برای شناسایی عوامل داخلی و خارجی مؤثر بر حاکمیت هوش مصنوعی استفاده شده است. ارزیابی ذی‌نفعان بر اساس پنج معیار کلیدی شامل تأثیرگذاری، اهمیت، قدرت مالی، تخصص فنی و مشروعیت انجام می‌شود. این معیارها از طریق نظرسنجی‌های ساختاریافته که در میان کارشناسان حوزه حاکمیت هوش مصنوعی توزیع شده‌اند، کمّی‌سازی شده و نتایج آن با استفاده از فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی جهت اولویت‌بندی و رتبه‌بندی ذی‌نفعان بررسی شده است. این پژوهش بر لزوم همکاری بین نهادهای دولتی، بخش خصوصی، سازمان‌های مدنی و مؤسسات پژوهشی جهت تدوین اصول مسئولانه و هماهنگ تأکید دارد. جداول تحلیلی برای شناسایی و اولویت‌بندی ذی‌نفعان و مقایسه نقش و تأثیرگذاری آن‌ها ارائه شده است. هدف نهایی این مطالعه، ارائه چارچوبی هوشمند و کیفی برای مدیریت ذی‌نفعان و دستیابی به حاکمیت شفاف، مؤثر و پایدار هوش مصنوعی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که دولت‌ها و نهادهای تنظیم‌گر، همراه با شرکت‌های فناوری، بیشترین تأثیر و اهمیت را در فرایند حاکمیت هوش مصنوعی دارند، در حالی که مراکز تحقیقاتی، سازمان‌های مدنی و کاربران نهایی در رتبه‌های پایین‌تر قرار می‌گیرند. این تحقیق به سیاست‌گذاران، پژوهشگران و نهادهای نظارتی اختصاص دارد و می‌تواند مبنایی برای توسعه استراتژی‌های حاکمیتی هوش مصنوعی باشد.

بازشناسی تبیینی محیط پیرامونی قلمرو فکری تشیع، مطالعه موردی: مناسبات تصوف با سلفیت و اسلام سیاسی

بازشناسی تبیینی محیط پیرامونی قلمرو فکری تشیع، مطالعه موردی: مناسبات تصوف با سلفیت و اسلام سیاسی

دوره 27، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 133-154

https://doi.org/10.22034/srq.2024.454716.4162

وحید اخوت، حمید عظیمی

چکیده در تاریخ جریانات عقیدتی- سیاسی اسلامی، تصوف همیشه در برابر دو ضلع فکری دیگر در عالم اسلامی قرار گرفته است. ضلع نخست جریان عقل‌گرای اسلامی و ضلع دوم جریان ظاهرگرای اسلامی است که با اندیشه‌های اهل‌حدیث گره خورده است، اما پیوند معاصر دو بلوک عقل‌گرا و ظاهر‌گرا در تولید جریان نوسلفی در کالبد تشکیلات اخوان را نمی‌توان بر اساس تمایلات درونی این دو بلوک تحلیل کرد؛ چه اینکه میل درونی جریان‌ عقل‌گرا در دوگان ظاهری‌گری و باطن‌گرایی، همواره به الهیات باطنی بوده است. سوال مقاله حاضر آن است که آیا میل درونی جریان عقل‌گرا به سمت الهیات باطنی، می‌تواند زمینه‌ساز ایجاد روابط مستحکم‌تر سیاسی و اجتماعی میان دو جریان اسلام‌گرا و تصوف شود؟
در این مقاله برای دستیابی به یک چارچوب نظری مستعد برای توضیح بنیادی روابط میان جریان‌های معرفتی، از سه نظریه روزآمد علوم شناختی و اجتماعی استفاده کردیم که به ترتیب نظریه معرفت‌شناسی اجتماعی، نظریه معرفت شهودی و نظریه جماعت و جامعه فردینان تونیس است. در این مقاله توضیح می‌دهیم چگونه مناسبات گروه‌های معرفتی در طول زمان الگوی جماعتی و جامعه‌ای به خود می‌پذیرد. می‌خواهیم با بررسی روابط میان جریان‌های عقیدتی- سیاسی سنی در بستری عصری، دست به بازشناسی تببینی محیط پیرامونی قلرو فکری تشیع بزنیم و در دو محور تاریخی و الهیاتی نشان دهیم که چگونه زیرساخت‌های معرفت‌شناختی در مناسبات این جریانات مؤثر است. دستاورد نظری این مقاله ترسیم هندسه‌ جدید آرایش معرفتی در جریانات اجتماعی اهل سنت و بیان پیشنهادهایی برای ارتقای جایگاه جریان شیعی در این میان است.

مصون‌سازی امنیتی: تحلیلی بر راهبرد چین در مواجهه با آمریکا در جنوب شرق‌آسیا

مصون‌سازی امنیتی: تحلیلی بر راهبرد چین در مواجهه با آمریکا در جنوب شرق‌آسیا

دوره 27، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 155-185

https://doi.org/10.22034/srq.2024.486724.4211

مریم درخشنده لرزجانی، نوذر شفیعی

چکیده روابط چین و آمریکا به عنوان دو قدرت بزرگ، یکی از پرفراز و فرودترین روابط میان کشورهای جهان قلمداد می‌شوند. این روابط طیفی از رقابت شدید تا همکاری پیچیده را در برمی‌گیرد. در حالی‌که این دو کشور خود را رقبای استراتژیک قلمداد می‌کنند؛ همزمان همکاری اقتصادی با یکدیگر را نیز یک ضرورت استراتژیک می‌دانند. در سال‌های اخیر علاقه به «رقابت استراتژیک» به جای «تعامل استراتژیک» از سوی آمریکا بیشتر شده است و نمود این مهم را می‌توان در استراتژی مهار واشنگتن در جنوب شرق آسیا علیه چین ملاحظه کرد. پرسش این است که با توجه به تمایل چین به توسعه اقتصادی و در نتیجه تعامل استراتژیک با واشنگتن، پکن چه استراتژی را باید در پیش گیرد تا در مقابل فشار ایالات متحده و هم‌پیمانانش در جنوب شرق آسیا دچار آسیب نشود؟  مقاله این فرضیه را مطرح می‌کند که چین اساساً استراتژی مصون‌سازی را در دستور کار قرار داده است تا ضمن تضمین منافع استراتژیک خود، از رویارویی مستقیم با آمریکا پرهیز نموده و فرصت مناسبی را برای توسعه خود و استفاده از ظرفیت تعامل با آمریکا فراهم ‌نماید. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که پکن پس از جنگ سرد متناسب با درک خطرات علیه منافع ملی ‌خود، طیف متنوعی از استراتژی‌ها از جمله مصون‌سازی را اعمال کرده است.

ایران و بالکانی‌ها در فضای پسامنازعه (2023-2008)

ایران و بالکانی‌ها در فضای پسامنازعه (2023-2008)

دوره 27، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 89-114

https://doi.org/10.22034/srq.2024.442888.4143

ابوذر فتاحی زاده، سیدمحمد آردم

چکیده ایران پس از انقلاب اسلامی و به‌ویژه از دهه­ 1990 همواره تلاش کرده است پیوندهای فرهنگی، سیاسی، نظامی و اقتصادی برای حضور و کسب نفوذ در بالکان استفاده کند، اما با استقلال کوزوو و فروکش‌کردن نسبی بحران 200 ساله، ماهیت فضای سیاسی در بالکان دگرگون شده است. تغییر در محیط سیاسی منطقه و ایجاد فضای کنشگری جدید باعث تغییر در محیط سیاسی داخلی بازیگران منطقه­‌ای و همچنین تغییر در ترکیب و اولویت­‌های بازیگران فرامنطقه­‌ای حاضر در آن شده است. در این مقاله قصد داریم به این پرسش پاسخ دهیم که سیاست خارجی ایران در طول سال‌های 2008 تا 2023 با چه فرصت‌ها و تهدید‌هایی در فضای کنشگری جدید در بالکان مواجه بوده است؟ یافته‌­ها نشان می­‌دهند که ایران با توجه به گسترش ناتو و اتحادیه­ اروپا در میان بالکانی­‌ها در فضای پسامنازعه نتوانسته است از ابزارهای نظامی و اقتصادی خویش برای افزایش نفوذ خود استفاده کند. ازاین‌رو با اتکا بر پیوندهای فرهنگی کوشیده است دیپلماسی فرهنگی خاصی را با راهبردهای استفاده از حضور مسلمانان در منطقه، افزایش نفوذ زبان فارسی و در مقطعی بهره‌­گیری از سنت سلطه‌­ستیزیِ چپ سیاسی در بالکان به اجرا بگذارد. این حضور و نفوذ نیز به نوبه­ خود مسبب شکل‌­گیریِ تهدیدهای نوینی در بالکان علیه ایران شده است که از مهمترین آنها می­‌توان به گسترش ناتو، استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا، رشد سلفی­‌گرایی و استقرار مجاهدین خلق در این منطقه اشاره کرد. در اینجا با رویکرد برنامه‌ریزی استراتژیک، از مدل SWOT برای شناسایی و تحلیل این فرصت‌­ها و چالش­‌ها استفاده شده است.

تحلیل سیاست‌های آبی ترکیه در قبال کشورهای ایران و عراق با بهره‌گیری از مدل‌های های‌پوتیتکا و سوئین

تحلیل سیاست‌های آبی ترکیه در قبال کشورهای ایران و عراق با بهره‌گیری از مدل‌های های‌پوتیتکا و سوئین

دوره 27، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 147-176

https://doi.org/10.22034/srq.2024.446294.4153

رضا دولتی، عباس احمدی، محمدباقر قالیباف، محمود واثق

چکیده سیاست‌های اقتدارگرایانه با تأکید بر تقویت قدرت دولت‌ها، گاه مانع از تعامل سازنده بین کشورها می‌شود و زمینه‌ساز بروز تنش‌های بین‌المللی است. منطقه خاورمیانه و به‌ویژه کشورهای حوضه آبریز دجله و فرات از مناطقی هستند که به‌دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی و هیدروپلیتیکی خاص، از این قاعده مستثنی نیستند. در دهه‌های اخیر، به‌رغم فراز و نشیب‌های تاریخی، روابط ایران، ترکیه و عراق به‌دلیل احداث سدها و خشکسالی‌های مکرر، از یک‌سو و سیاست‌های اقتدارگرایانه ترکیه از سوی دیگر، حساس‌تر شده است. بنابراین لزوم آشکارسازی و تحلیل فرایند‌های جاری در منطقه و پیش‌بینی روندها مهم و حائز اهمیت بوده است چراکه امکان جلوگیری از بحران‌های بزرگ را فراهم می‌کند. در همین راستا این مقاله با اتخاذ روش تحقیق آمیخته و ترسیم مدل مفهومی تلاش کرده است به این سؤال پاسخ دهد که اقدامات ترکیه در حوزه مدیریت آبی، از چه الگویی پیروی کرده و چه پیامدهایی برای همسایگان این کشور می‌توان متصور شد؟ در این پژوهش از مدل فرضی های‌پوتیتکا و مدل سوئین جهت بررسی شرایط استفاده شده است. فرضیه پژوهش حاکی از آن است که سیاست‌های آبی ترکیه، اقتدارگرایانه بوده به‌گونه‌ای که کشورهای همسایه به‌ویژه ایران و عراق را را با کمبود منابع آب و تنش روبه‌رو خواهد ساخت. نتایج نشان می‌دهد که در صورت ادامه روند کنونی، ایران در طولانی‌مدت و عراق در کوتاه‌مدت دچار بیشترین آسیب در امنیت آبی در مقایسه با سایر کشورها خواهند شد.
 

تبیین ژئوپلیتیکی زمینه‌ها و الگوی توسعه مناسبات ایران با اتحادیه‌اروپایی

تبیین ژئوپلیتیکی زمینه‌ها و الگوی توسعه مناسبات ایران با اتحادیه‌اروپایی

دوره 26، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 67-84

https://doi.org/10.22034/srq.2024.429451.4119

مهدی صفری برمچی، محمود واثق، بهادر زارعی

چکیده تا پیش از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، روابط میان ایران و کشورهای اروپایی از وضعیتی پایدار و رو به گسترش برخوردار بود. همسوئی سیاست‌های ایران با دول غربی به‌ویژه آمریکا در دوران جنگ سرد، عامل موثری در توسعه و تعمیق این مناسبات محسوب می‌شد، لیکن پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران و خروج این کشور از جرگه کشورهای هم‌پیمان با بلوک غرب، مناسبات با کشورهای اروپایی دچار نوسان و تنش شد و به حداقل سطح ممکن تنزل پیدا کرد. مسلماً علل و عوامل متعددی در کاهش سطح روابط میان طرفین نقش داشته است. هدف مقاله حاضر، بررسی و تشریح عوامل و موانع تأثیرگذار در کاهش روابط ایران با اتحادیه‌اروپایی و کشورهای عضو آن و نیز تبیین زمینه‌ها و راهکارهای توسعه مجدد روابط دوطرف بر مبنای ژئوپلیتیک است. روش تحقیق در این مقاله توصیفی-تحلیلی بوده و داده‌ها از منابع اسنادی و مصاحبه با صاحب‌نظران مربوطه جمع‌آوری شده است؛ همچنین شیوه تجزیه و تحلیل داده‌ها مبتنی بر تحلیل‌های استنباطی نگارندگان است. مطابق یافته‌های این مقاله، اگرچه عوامل و موضوعاتی نظیر پرونده هسته‌ای ایران، اختلاف‌نظر در حوزه حقوق‌بشر، سیاست‌های منطقه‌ای ایران به‌ویژه عدم به رسمیت‌شناختن رژیم‌صهیونیستی، فقدان نسبی استقلال و اثرپذیری اتحادیه‌اروپایی از بازیگران ثالث و...جزو عوامل چالش‌زا و موانع پیش‌روی توسعه مناسبات ایران با کشورهای اتحادیه‌اروپایی است، لکن با توجه به نیازهای متقابل ایران و اتحادیه‌اروپایی به یکدیگر در زمینه‌های اقتصادی، امنیتی، تکنولوژیک و فرهنگی، طرفین می‌توانند با اتخاذ رویکرد ژئوپلیتیکی و بر مبنای الگوی «هم‌تکمیلی»، مناسبات خود را تنظیم، توسعه و گسترش دهند.

تحلیل بازیگرمحور آینده عراق متناسب با تمایلات خارجی اعضای بیت شیعی آن

تحلیل بازیگرمحور آینده عراق متناسب با تمایلات خارجی اعضای بیت شیعی آن

دوره 26، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 91-109

https://doi.org/10.22034/srq.2023.400633.4064

سعید ساسانیان، محمد دژکام

چکیده عراق، یکی از مهم‌ترین کشورهای منطقه غرب آسیا است که تاریخی پرتحول داشته و طی سال‌های اخیر نیز در تلاش برای بازیابی نقش تاریخی خود در منطقه بوده است. بیت شیعی به‌عنوان اصلی‌ترین و پرجمعیت‌ترین کنشگر در عراق، در ترسیم این آینده، نقشی کلیدی دارد. ماهیت ژئوپلیتیکی، ژئواکونومیکی و ژئوکالچری این کشور، منجر به نگاه ویژه برخی کشورهای خارجی به عراق شده است. در همین چارچوب، بازیگران بیت شیعی عراق نیز متناسب با منافع و گرایش‌های خود، می‌کوشند تا جایگاه خود را در معادلات سیاسی این کشور، همسو با تمایلات خارجی خود سامان داده و و فراتر از آن، مناسبات سیاست خارجی عراق را ذیل این تمایلات قرار دهند. در این میان، جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی و ایالات متحده آمریکا، سه بازیگر کلیدی‌ای هستند که بازیگران بیت شیعی عراق، با نسبت‌هایی از تعامل/ تقابل با آنها، در پی آینده‌سازی برای کشور خود می‌باشند. مقاله حاضر در پی شناخت سویه‌های این آینده متناسب با روابط تعاملی و تقابلی بازیگران بیت شیعی عراق با سه بازیگر نام‌برده است. تحلیل یافته‌ها نشان می‌دهد میزان اهتمام بازیگران بیت شیعی عراق به گزینه توازن، قابل‌تأمل بوده و این مهم می‌تواند در ترسیم سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در آینده، اثرگذار باشد.

تدوین راهبرد مؤثر بر مناسبات فراروی هیدروپلیتیک ایران در حوضه آبریز اروندرود با رویکرد آینده‌نگاری

تدوین راهبرد مؤثر بر مناسبات فراروی هیدروپلیتیک ایران در حوضه آبریز اروندرود با رویکرد آینده‌نگاری

دوره 26، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 35-55

https://doi.org/10.22034/srq.2023.172242

زکیه آفتابی، مراد کاویانی، حمید کاردان مقدم

چکیده رودهای مرزی از جمله منابع تأمین آب کشورها به ‌شمار می‌روند ­که نقش تعیین‏ کننده‌ای در پیدایش و پایداری روندهای امنیت‌ساز و ثبات‌آفرین به‌ویژه در مناطق خشک و نیمه‌خشک جهان دارند. در این میان، موقعیت ژئوپلیتیک اروندرود در جنوب باختری کشور، در مناسبات دو کشور ایران و عراق به این رودخانه، کارکرد هیدروپلیتیک خاصی بخشیده است. مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با بهره­‌گیری از نرم‎‌افزارهای Micmac و Scenario Wizard، الگوهای فراروی مناسبات هیدروپلیتیک ایران در حوضه آبریز اروندرود را بررسی و راهبردهای متناسب با آن را تدوین می‌کند. نتایج پژوهش نشان داد که از هجده وضعیت احتمالی مربوط به پنج الگو با سازگاری قوی و محتمل، وضعیت­ هایی که مناسبات فراروی آینده هیدروپلیتیک ایران در حوضه آبریز اروندرود را در آستانه بحران بیان می‌کنند، بیشترین وضعیت‌های احتمالی ممکن را دربرمی­ گیرند. بر این پایه، الگوی فراروی مناسبات هیدروپلیتیک ایران در حوضه آبریز اروندرود در قالب راهبرد مشارکتی نمود یافته است.

سیاست همسایگی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران؛ الگوی پیشنهادی و توصیه‌های سیاستی

سیاست همسایگی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران؛ الگوی پیشنهادی و توصیه‌های سیاستی

دوره 26، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 57-81

https://doi.org/10.22034/srq.2023.177552

ابوذر گوهری مقدم، میثم بشیری لحاقی، یونس کولیوند

چکیده سیاست همسایگی مناسب و به دنبال آن ایجاد همگرایی منطقه‌ای بر اساس مدل و الگوی بومی و منطقه‌ای، همواره برای جمهوری اسلامی ایران امری مهم بوده که با گذشت زمان اهمیتی مضاعف یافته تا جایی‌که امروز به عنوان راهبرد اصلی سیاست خارجی دولت سیزدهم تعیین شده ‌است. سؤال این است که «الگوی بومی سیاست همسایگی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران چیست؟». حاصل این تحقیق ارائه الگوی سه‌بُعدی در ابعاد مفاهمه، معامله و مقابله، مبتنی بر تعاملات جمهوری اسلامی ایران با همسایگان است. این پژوهش همچنین جهت ارتقای روابط با همسایگان در سطوح مختلف فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی، توصیه‌ها و راهکارهایی را به دستگاه سیاست خارجی کشور پیشنهاد نموده است. برای گردآوری داده‌های این پژوهش از روش اسنادی و مصاحبه عمیق با نخبگان دانشگاهی و اجرایی سیاست‌ خارجی کشور و برای تحلیل داده‌ها نیز از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است.

بازْساختاربندیِ نظریات روابط بین‌الملل در عصر هوش مصنوعی

بازْساختاربندیِ نظریات روابط بین‌الملل در عصر هوش مصنوعی

دوره 26، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 83-107

https://doi.org/10.22034/srq.2023.177553

سید جلال دهقانی فیروز آبادی، سعید چهرآزاد

چکیده این پژوهش در پی بررسیِ تأثیر تغییر بالقوۀ هوش مصنوعی در روابط بین‌­الملل به خصوص نظریات سیاست بین­‌المللی است. مقاله حاضر با مفروض‏‌گرفتن آیندۀ مطالعات روابط بین‌­الملل با محوریت هوش مصنوعی و کاربردهای آن و با بهره­‌گیری از روش تحلیلی- توصیفی به دنبالِ پاسخِ به این سؤال است که «نظریۀ روابط بین‌­الملل» چگونه توسط خودانگارۀ رایانش، حیطه­‌ها و زمینه­‌های مورد بررسی را با دگردیسی­‌های ذاتی روبه­‌رو کرده است؟ دستاوردهای مقاله نشان‏‌دهندۀ آن است که رایانش و سیستم الگوریتمی با بازتولید شاخص­‌های نوآورانۀ نظریه‌­های روابط بین‌­الملل و استفاده از کارکردهای نظامی، امنیتی، سیاسی، اقتصادی و حقوقیِ هوش مصنوعی، تأثیر قابل‌‏توجهی در تحول و تطورِ روابط بین‌­الملل دارد.
 
 

عوامل مؤثر بر گسترش تحریم اقتصادی در جهان پس از جنگ سرد

عوامل مؤثر بر گسترش تحریم اقتصادی در جهان پس از جنگ سرد

دوره 26، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 109-133

https://doi.org/10.22034/srq.2023.171986

عبداله قنبرلو

چکیده تمایل فزاینده قدرت‌های بزرگ به استفاده از تحریم اقتصادی یکی از مهمترین ویژگی‌های روابط بین‌الملل در دوره پس از جنگ سرد است. عوامل مختلفی در این روند دخالت داشته‌اند. تحولاتی در روابط بین‌الملل رخ داده‌اند که مجموعاً موجب جذاب‌ترشدن تحریم اقتصادی به عنوان ابزاری برای پیشبرد سیاست‌های دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی شده‌اند. سؤال مقاله این است که چرا استفاده از تحریم اقتصادی در روابط بین‌المللِ پس از جنگ سرد افزایش چشمگیری یافته است. فرضیه مقاله این است که مجموعه‌ای از عوامل شامل افزایش شدید هزینه‌های اقدام نظامی، تجارب موفق در استفاده از ابزار فشار اقتصادی، تغییرات توزیع قدرت در سیستم بین‌الملل، گسترش ارزش‌ها و هنجارهای لیبرال در سطح جهانی و رشد تهدیدات امنیتی جدید موجب افزایش استفاده از تحریم اقتصادی در دوره پس از جنگ سرد شده است. این مقاله به لحاظ روشی رویکرد ترکیبی دارد و هدفش ارائه یک تبیین معتبر درباره یک تحول اساسی در روابط بین‌الملل است. برای دفاع از فرضیه تلاش خواهد شد از شواهد و داده‌های معتبر موجود استفاده شود.

تکوین و تکامل تحریم ‏های مالی در سیاست خارجی آمریکا

تکوین و تکامل تحریم ‏های مالی در سیاست خارجی آمریکا

دوره 23، شماره 1، بهار 1399، صفحه 83-114

وحید نوری

چکیده آمریکا پیشگام استفاده از تحریم های اقتصادی در سطح جهانی است. از سال 3222 بدین سو با کاربست
در سیاست تحریم هستیم. این مقاله درصدد واکاوی این پدیده » تغییر پارادایم « شاهد » تحریمهای مالی «
بنیان های تحریم های مالی ایالات « پیچیده و چندوجهی و پاسخ به این سؤال اصلی و کانونی است که
فرضیه مقاله این است که تحریمهای مالی مبتنی بر دو بنیان اصلی است که پیشگامی »؟ متحده کدامند
ایالات متحده در آنها، امکان استفاده انحصاری از تحریمهای مالی را برای سیاست خارجی این کشور
فراهم آورده است: نخست، تکوین رژیم حقوقی مبارزه با پولشویی آمریکا و جهانیشدن آن و دوم،
تحریم مالی از چه جایگاهی در « مرکزیت دلار در نظام مالی جهانی. سؤال دوم مقاله این است که
استدلال نویسنده این است که درک سیاستگذاران »؟ سیاست خارجی ایالات متحده برخوردار است
آمریکایی از کارآمدی تحریم های مالی منجر به ارتقاء این ابزار در میان ابزارهای سیاست خارجی و
تبدیل خزانه داری از نهادی حاشیه ای به نهادی مرکزی در هدایت سیاست خارجی و امنیتی ایالات
متحده شده است.

نفوذ ارتش در نظام سیاسی و تصمیم‏ گیری اسرائیل

نفوذ ارتش در نظام سیاسی و تصمیم‏ گیری اسرائیل

دوره 22، شماره 83، بهار 1398، صفحه 99-122

حامد موسوی

چکیده استدلال این مقاله این است که هرچند اندیشمندان منتقدی نظیر یورام پری، اورن باراک و گابریل شفر به استقلال و نفوذ ارتش اسرائیل در حوزه مدنی اشاره می‏کنند، اما بخش‏های مهمی از این مداخلات را نادیده می‏گیرند که نتیجه آن غافل‏شدن از نکات اساسی در زمینه روابط دولت و ارتش در رژیم صهیونیستی است. نفوذ ارتش اسرائیل در دولت و نهادهای مدنی از چهار طریق عمده صورت‌ می‌پذیرد: ارائه توصیه‌های سیاسی و اطلاعات استراتژیک به دولت، شکل‏دهی به افکار عمومی در اسرائیل، حکمرانی ارتش در مناطق اشغالی به بهانه مقابله با انتفاضة فلسطین و به‏دست‏گرفتن مهم‏ترین پست‌های عرصة سیاست توسط افسران نظامی. این نوشتار این مسئله را مرکز توجه قرار خواهد داد که هرچند ارتش اسرائیل در پیشبرد اهداف خود در برخی برهه‌های زمانی ناموفق بوده است، اما با کاربست سازوکارهای متعددی در سیاست‌های این رژیم تأثیری عمیق می‌گذارد.
 

رابطه دانش و قدرت در جنگ سرد؛ بررسی تجربه شبکه‌سازی روشنفکران توسط آمریکا

رابطه دانش و قدرت در جنگ سرد؛ بررسی تجربه شبکه‌سازی روشنفکران توسط آمریکا

دوره 22، شماره 83، بهار 1398، صفحه 123-166

فؤاد ایزدی، محمد شاد

چکیده بررسی‏های این مقاله نشان می‏دهد شبکه روشنفکران ایجادشده توسط آمریکا در دوران جنگ سرد، با درک ناکارآمدی مواجهه سخت و سلبی با اندیشه چپ، ضمن به‏رسمیت‏شناختن این گرایش، با رویکردی نرم و ایجابی اقدام به ارائه خوانشی درونی از آن در قالب «چپ غیرکمونیستی» کردند. این شبکه با تولید و پشتیبانی از این ایده که در عین تعلق معرفتی به ایدئولوژی چپ، کمونیسم را در خود استحاله کرده و نگرشی کاملاً انتقادی به آن داشت، الگوی جایگزینی را توسعه داد که ضمن تضعیف پایه‌های مشروعیت حکومت‌های اروپای شرقی، عملاً مقاصد سیاسی نهادهای قدرت و تأمین‌کنندگان مالی آن که مهار و جلوگیری از افزایش نفوذ اتحاد جماهیر شوروی بود، را تأمین کرده است.
 

علل تحول جامعه اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا در قرن 21

علل تحول جامعه اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا در قرن 21

دوره 22، شماره 83، بهار 1398، صفحه 167-188

محمد جمشیدی، حامد نصرتی

چکیده سابقه‌ای گردید. این تغییرات در سه حوزۀ ساختار، اهداف و ابزار اتفاق افتاد. این پژوهش، با طرح این سؤال که «علل تحول جامعه اطلاعاتی آمریکا در قرن بیست و یکم چیست؟» این فرضیه را مطرح کرده است که «تروریسم نوین» که در یازده سپتامبر 2001 نقطه عطفی را در مسائل امنیتی به‏وجود آورد، عامل اصلی این تحول بوده است. در کنار این، دو متغیر دیگر شامل «انقلاب سایبری» و «تغییر ساختار نظام بین‌الملل» نیز در این خصوص تأثیرگذار بوده‏اند. یافته‏های مقاله نشان می‌دهد هیچ شاهد و مدرک درخور ‏توجهی که با فرضیه فوق ناسازگار باشد، وجود ندارد و تمامی متغیرهای فوق بر تحول جامعه اطلاعاتی ایالات متحده تأثیرگذار بوده‏اند.
 

تأملی بر توسعه، تحول و چشم‏ انداز پادمان‏ های آژانس بین ‏المللی انرژی اتمی؛ با تأکید بر برجام

تأملی بر توسعه، تحول و چشم‏ انداز پادمان‏ های آژانس بین ‏المللی انرژی اتمی؛ با تأکید بر برجام

دوره 21، شماره 81، پاییز 1397، صفحه 103-134

صالح رضایی پیش‏ رباط

چکیده پادمان‏های هسته‏ ای ازنظر دامنه و تدابیر اعمال، تحول و توسعه چشمگیری یافته و این در نامتوازن‏شدن اصول و اهداف نظام عدم اشاعه هسته‏ای، ایجاد کنترل و محدودیت‏های بیشتر بر برنامه‏های هسته‏ای صلح‏آمیز و در حوزه‏هایی حتی حاکمیت و امنیت دولت‏ها مؤثر بوده است. در این زمینه، برجام به‏عنوان یک موافقت‏نامه بین‏المللی خاص، در فرایند توسعه و تحول پادمان‏های هسته‏ای جایگاه با اهمیت و تعیین‏کننده‏ای دارد. ایران ازجمله دولت‏هایی است که در سال‏های اخیر به‏دلیل توسعه و تحکیم پادمان‏های هسته‏ای با چالش‏های بین‏المللی مواجه شده است. باتوجه‏به چنین تأثیراتی و نیز تداوم بی‏وقفه تلاش‏های بین‏المللی برای تحکیم و تشدید بیشتر این پادمان‏ها، اتخاذ و اعمال راهبردی قوی از سوی کشور در ارتباط با فرایند بین‏المللی تحکیم پادمان‏های هسته‏ای در جهان، ضروری و اجتناب‎ناپذیر است.
 

استقلال‏ خواهی کردی در عراق: تحلیل ساختاری و سناریوها

استقلال‏ خواهی کردی در عراق: تحلیل ساختاری و سناریوها

دوره 21، شماره 81، پاییز 1397، صفحه 185-212

علیرضا خسروی، علی ‏اکبر اسدی

چکیده این مقاله در پی پرداختن به این موضوع است که مهم‏ترین متغیرهای اثرگذار بر استقلال کردی در عراق در یک دهه آینده کدامند و چه سناریوهایی در این خصوص قابل ترسیم است؟ برای پاسخ به این سوال، در قالب روش تحلیل ساختاری سعی شده بعد از شناسایی متغیرهای اصلی و ارزیابی میزان اثرگذاری و اثرپذیری هر یک از آنها در سیستمی کلان، نتایج بررسی در بخش‏های مختلف ارائه و تبیین شود. یافته‏های ‏این پژوهش نشان می‏دهد که حمایت‏ها و رویکردهای بین‏المللی و رقابت و رویکرد بازیگران پیرامونی به ترتیب اثرگذارترین متغیرها در موضوع استقلال کردی محسوب می‏شوند. قدرت و انسجام دولت مرکزی و اختلافات یا انسجام راهبردی کردی، دو عدم قطعیت کلیدی شکل‏دهنده سناریوهای استقلال کردی هستند. بر این اساس، چهار سناریوی بدیل در مورد مسئله استقلال کردی ترسیم شده است.

تحلیل نهادی دولت‌های ورشکسته در خاورمیانه

تحلیل نهادی دولت‌های ورشکسته در خاورمیانه

دوره 21، شماره 80، تابستان 1397، صفحه 135-158

سعید عطار، آرش سعیدی راد، الهام رسولی ثانی آبادی

چکیده اگر دولت‌های ناکارآمد را به سه دسته ضعیف، شکننده و ورشکسته تقسیم کنیم، در قرن بیستم قاره آفریقا مرکز دولت‌های ورشکسته و مناطق خاورمیانه و آمریکای لاتین، مرکز دولت‌های ضعیف و شکننده بودند. اما از اوایل قرن بیست‏ویکم دولت‌های ضعیف خاورمیانه در حال گذار به دولت‌های ورشکسته بوده‏اند؛ به ‌طوری که هم‏اکنون از 10 دولت ورشکسته، سه مورد آن‌ها (عراق، سوریه و یمن) در خاورمیانه هستند. تلاش این مقاله بر شناسایی عوامل موثر بر این گذار است. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که از پنج دلیل شکست دولت، دو عامل فساد و غارتگری دولت و بحران اصلاحات در هر سه کشور فوق مشترک بوده‏اند. ترکیب این دو عامل با عوامل منحصر به فرد در هر کشوری (در عراق، شدت‏گرفتن نزاعهای قومی- مذهبی؛ در سوریه، زوال اقتدار و رویههای دموکراتیک؛ و در یمن، شورش منطقه‏ای) باعث شکست دولت شده است

ارزیابی تغییرات الگوی بازدارندگی حزب‌الله لبنان در برابر رژیم صهیونیستی

ارزیابی تغییرات الگوی بازدارندگی حزب‌الله لبنان در برابر رژیم صهیونیستی

دوره 21، شماره 79، بهار 1397، صفحه 41-68

سعید ساسانیان

چکیده این مقاله در پی پاسخ به این سؤال است که الگوی بازدارندگی حزب‌الله از چه مؤلفه‌هایی تشکیل شده و بحران سوریه چه تأثیراتی بر روی آن داشته است؟ نویسنده‌‌ این مقاله بر آن است که بحران سوریه، توان تاکتیکی و عملیاتی حزب‌الله را افزایش داده و این امر در کنار تقویت توان فنی و تسلیحاتی، موجب ارتقای سطح تهدیدهای آن شده است؛ به‌گونه‌ای که سه جزء مهم بازدارندگی یعنی توان تهدید، تهدید معتبر و انتقال پیام بازدارنده در چارچوب بازدارندگی این جنبش محقق شده است. بر این اساس، خودداری اسرائیل از اقدام به جنگ علیه حزب‌الله، بیان‌گر موفقیت الگوی بازدارندگی این جنبش است. البته حزب‌الله به دلیل ماهیت نامتقارن استراتژی و تاکتیک‏هایش، نیازمند توسعه مؤلفه‌های مؤثر بازدارندگی در برابر اسرائیل است. روش این پژوهش، تحلیلی- توصیفی و شیوه جمع‌آوری داده‌های آن نیز به صورت کتابخانه‌ای بوده است.
 

نگرش نوین به امنیت و رویکرد امنیتی فراگیر چین

نگرش نوین به امنیت و رویکرد امنیتی فراگیر چین

دوره 21، شماره 79، بهار 1397، صفحه 69-92

افشین شامیری شکفتی، بهزاد شاهنده، محسن اسلامی

چکیده هدف این مقاله، بررسی نگرش و رویکرد چینی‏ها به مقوله امنیت است. سوال اصلی این است که چین در دهه‏های اخیر چه رویکردی نسبت به امنیت و شیوه تأمین آن در پیش گرفته است؟ بر اساس استدلال نویسندگان این مقاله، رهبران نسل جدید چین با درک ناکارآمدی نگاه سلبی به امنیت در زمانه کنونی، رویکردی ایجابی در این زمینه اختیار کرده‏اند که شامل نگرش فراگیر امنیتی و مشارکت با جامعه بین‌الملل در مقابله با چالش‏های امنیتی و تأمین امنیت است. به این ترتیب، زمینه کنترل و مدیریت بسیاری از چالش‌های امنیتی موجود داخلی و خارجی را با هزینه پایین‏تری فراهم کرده‏اند.   
 

سیاست‏ های ضد تروریستی اتحادیه اروپا؛ روندها، کارآمدی و چشم ‏انداز

سیاست‏ های ضد تروریستی اتحادیه اروپا؛ روندها، کارآمدی و چشم ‏انداز

دوره 21، شماره 79، بهار 1397، صفحه 145-172

علی صباغیان، عباس سروستانی

چکیده این مقاله در راستای بررسی اقدامات نهادی و حقوقی اتحادیه اروپا در مبارزه با تروریسم، این سؤال را مطرح کرده است که سیاست‏های ضد تروریستی اتحادیه اروپا چه روندی را تاکنون طی کرده و چه چشم ‏اندازی برای همکاری و همگرایی این اتحادیه در ایفای نقش بازیگری بین‏المللی در مبارزه با تروریسم قابل ‌تصور است؟ بر اساس فرضیه مقاله، مبارزه علیه تروریسم و تأمین امنیت شهروندان اروپایی یکی از اهداف امنیتی مهم اتحادیه اروپا بوده و به‌عنوان یکی از مهم‌ترین اولویت‏های این اتحادیه باقی خواهد ماند. اتحادیه اروپا برای افزایش اختیارات نهادهای فراملی در زمینه مبارزه با تروریسم، سیاست‏های عمل‌گرایانه‌تری را در پیش خواهد گرفت و ظرفیت نهادهای اروپایی و همکاری‏های مشترک برای مبارزه با تروریسم در آینده بیشتر تقویت خواهد شد.
 

همه‏ پرسی اقلیم کردستان؛ منابع و تنگناهای تشکیل دولت مستقل

همه‏ پرسی اقلیم کردستان؛ منابع و تنگناهای تشکیل دولت مستقل

دوره 20، شماره 76، تابستان 1396، صفحه 85-112

محمدرضا حاتمی، میکائیل سانیار

چکیده این مقاله ضمن بررسی همه‏پرسی اخیر اقلیم کردستان عراق، منابع و تنگناهای تشکیل دولت مستقل در این اقلیم را مورد بررسی قرار می‏دهد. یافته‏های مقاله حاکی از آن است که رشد ناسیونالیسم کردی متأثر از شرایط تاریخی، وزن بالای ژئوپلیتیکی، تحولات چند سال اخیر منطقه خاورمیانه و حمایت برخی بازیگران منطقه‏ای و فرامنطقه‏ای از اصلی‏ترین عوامل تقویت‏کننده استقلال کردستان عراق محسوب می‏شوند و در مقابل، انزوای ژئوپلیتیکی، مخالفت قدرت‏های منطقه‏ای از جمله ایران و ترکیه، عدم حمایت بین‏المللی و مسئله کرکوک کلیدی‏ترین موانع اقلیم در راستای تشکیل دولت مستقل کردی است.

اسرائیل و کشورهای پیرامونی؛ نفوذ امنیتی با پوشش اقتصادی

اسرائیل و کشورهای پیرامونی؛ نفوذ امنیتی با پوشش اقتصادی

دوره 20، شماره 76، تابستان 1396، صفحه 113-136

وحیده احمدی

چکیده نویسنده این مقاله با بررسی روابط اقتصادی اسرائیل با همسایگان و کشورها و بازیگران پیرامونی، استدلال می‏کند که این رژیم در پوشش روابط اقتصادی به‏دنبال عادی‏سازی روابط سیاسی و گسترش روابط امنیتی با این کشورهاست. بر اساس یافته‏های این پژوهش، روابط و مناسبات اقتصادی اسرائیل در منطقه از سه الگو پیروی می‏کند: روابط اقتصادی پایدار با هدف کنترل و ممانعت از بروز و گسترش تنش، روابط اقتصادی کم‏بازده با هدف حضور در مناطق استراتژیک و نفوذ دیپلماتیک به منظور عادی‏سازی و گسترش روابط امنیتی. در راستای تبیین این الگوها، روابط اقتصادی اسرائیل با همسایگان مرزی خود یعنی اردن و مصر، منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، ترکیه، کردستان عراق و کشورهای عربی مورد بررسی قرار گرفته است.