چندجانبهگرایی عربستان در دوران گذار ژئوپلیتیک و بازتعریف موازنه استراتژیک با قدرتهای جهانی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 اردیبهشت 1405
https://doi.org/10.22034/ssq.2026.559211.4332
مرصاد جمالی، سبحان سیاران
چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین سازوکارهای «چندجانبهگرایی عملگرایانه» در سیاست خارجی عربستانسعودی، به بررسی نحوه تداوم اتحاد امنیتی- راهبردی این کشور با ایالاتمتحده در کنار گسترش و تعمیق همکاریهای اقتصادی با چین و روسیه در بستر ظهور نظم کثرتگرا میپردازد. چارچوب نظری پژوهش تلفیقی از واقعگرایی نئوکلاسیک برای تبیین چرایی و زمینههای ساختاری این راهبرد و نظریه وابستگی متقابل پیچیده برای بیان چگونگی و سازوکارهای اجرایی آن است. همچنین روش پژوهش کیفی (تبیینی- تحلیلی) و مبتنی بر مطالعه موردی عربستانسعودی در دوره ۲۰۱4 تا ۲۰۲۴ است. در این چارچوب، پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش محوری است که سیاست خارجی عربستانسعودی در بستر گذار ژئوپلیتیک نظام بینالملل چگونه و از رهگذر تعامل چه متغیرهای سیستمی و داخلی به سمت اتخاذ راهبرد چندجانبهگرایی عملگرایانه سوق یافته است؟ فرضیه اصلی پژوهش این است که چندجانبهگرایی عملگرایانه عربستان، سازوکاری برای حفظ اتحاد سنتی با آمریکا و همزمان توسعه روابط اقتصادی با شرق از طریق موازنهگرایی مثبت بوده است؛ بهگونهای که نه منجر به واگرایی از غرب شده و نه وابستگی جدیدی به شرق ایجاد کرده است. یافتهها نشان میدهد که ریاض با بهرهگیری از چندجانبهگرایی عملگرایانه، توانسته است اتحاد امنیتی خود با واشینگتن را از الگوی سنتی نفت در برابر امنیت به یک شراکت متوازن مبتنی بر منافع متقابل تبدیل کند و همزمان با جذب سرمایه و فناوری از شرق، مسیر استقلال استراتژیک خود را هموار سازد. در نتیجه، عربستانسعودی از یک متحد تابع به یک قدرت میانردهی فعال و موازنهگر در نظم چندقطبی در حال ظهور بدل شده است.

